فناوری های نوین در صنعت ساختمان
با افزایش روزافزون جمعیت و لذا نیاز فزاینده به مسکن و نیز ناکارآمدی سیستمهای سنتی و متداول در تولید انبوه مسکن، رویکرد به روشهای صنعتی تولید مسکن (ساختمان) ضروری و بایسته به نظر میرسد.
با افزایش روزافزون جمعیت و لذا نیاز فزاینده به مسکن و نیز ناکارآمدی سیستمهای سنتی و متداول در تولید انبوه مسکن، رویکرد به روشهای صنعتی تولید مسکن (ساختمان) ضروری و بایسته به نظر میرسد. صنعتی کردن اما مفهومی نسبی است که به تدریج تکامل مییابد. شکافی که از لحاظ پارادایم تولید میان کشورهای در حال توسعه و کشورهای صنعتی روبه تزاید است، تجدید ساختار و جهش سریع و محسوسی را ایجاب نموده تا از وقفه و سکون و حتی از سیر قهقرایی جلوگیری شود. صنعتی شدن یکی از کلیدهای رشد از طریق رویکرد عمومیت یافتن کار ماشین در تمام زمینهها محسوب میشود.
در بحث مبانی نظری اما میباید سیاستی اتخاذ شود که با توجه به شرایط خاص اقلیمی و مصالح بومآورد ایران استانداردهایی تهیه و تنظیم شوند تا ضمن همخوانی با شرایط کشور، صنعتگران و طراحان با دسترسی به آنها چارچوب فعالیت و مسیر درست طراحی و ساخت را برگزینند. البته ماشینی کردن تولید با تغییر و تبدیل و تحول روشهای تولید اگر منجر به افزایش بهرهوری عوامل تولید نشود، بی فایده خواهد بود و لذا ضرورت دارد که استفاده از هر عامل، بهبود یافته و بیش از پیش موثر شود.
کمبود تحقیقات
با توجه به این که تحقیقات اندکی در ایران برای تولید صنعتی ساختمان انجام شده و لذا در این زمینه، بیشتر متکی به نتایج تحقیقات کشورهای صنعتی خارجی هستیم، لازم است محققین کشور با حمایت سازمانهای ذیربط علمی و پژوهشی، تحقیقاتی در زمینههای طراحی، ساخت، نوع مصالح و پایداری آنها در تولید صنعتی ساختمان و عواقب فرهنگی و پیامدهای اجتماعی آن انجام دهند تا کمبود کشور در دسترسی به این منابع مرتفع شده و لذا اولین و در عین حال، مهمترین مانع بر سر راه تولید صنعتی ساختمان در ایران برداشته شود. از طرفی یکی از معضلات بخش فنی ـ مهندسی کشور، وجود فاصله میان مهندس و کارگر ساده است که در کشورهای پیشرفته این مهم با تربیت تکنسین و کارگر ماهر، تحت عنوان سرکارگر جبران میشود. با ایجاد آموزشکدههای فنی و حرفهای در حیطه طراحی و تولید صنعتی ساختمان، میتوان تکنسینهای ماهری تربیت نمود که با علم و تجربه عملی کافی به این امر مهم نایل آیند.
مسکن ارزان
در ساخت مسکن صنعتی به دلیل بهره وری بالای عوامل تولید و تکرار فرآیند تولید، ساخت ارزان و اقتصادی مسکن امکانپذیر است. ساخت و تولید انبوه صنعتی مسکن اما نیازمند مدیریتی کارآمد است تا از یک طرف از فناوریهای به روز دنیا و از طرفی دیگر از توانمندیهای داخلی استفاده بهینه شده و خانههایی ارزان با استانداردهای زیستی و کیفی مطلوب تولید شود. اساسا بالا بودن قیمت نهایی مسکن مورد نیاز متقاضیان، مانع اصلی انبوه سازان است. سه عنصر قیمت زمین، هزینه ساخت و سود حاصل از ساخت، قیمت نهایی مسکن را تشکیل میدهد که در کشور ما سهم هزینه زمین از قیمت نهایی مسکن ۴۰ تا ۵۰ درصد است. افزایش سهم بهای زمین در احداث ساختمان باعث افزایش سرمایهگذاری اولیه برای احداث بنا و لذا کاهش نقدینگی طی دوره ساخت میشود. با کنترل بازار زمین، میتوان از تولید صنعتی ساختمان یا همان انبوه سازی حمایت کرد.
کاهش سهم هزینه زمین در هر واحد تولید، کاهش فضاهای غیرمفید و صرفه جویی در فضاهای مشترک، امکان بیشتر برای بهرهگیری از فناوری پیش ساخته، کاهش هزینه تاسیسات و گرمایش و سرمایش در هر واحد تولید، همگی از عوامل کاهش قیمت تمام شده هر متر مربع زیربنا در پروسه انبوه سازی محسوب شده و به علاوه کاهش مدت ساخت برحسب متر مربع، بهبود کیفیت ساخت، امکان نوآوری و ابداع، استفاده بهینه از زیرساختهای شهری و ... لزوم توجه به انبوه سازی یا تولید صنعتی ساختمان که صد البته نیاز به یک بازتعریف دارد را به ضرورتی انکارناشدنی تبدیل مینماید.
در واقع انبوه سازی یا تولید صنعتی ساختمان، جریانی است که در تک تک مراحل ساخت و ساز از تامین منابع مالی گرفته تا اخذ مجوزهای لازم، انتخاب و کاربرد فناوری ساخت، فروش و بازاریابی، خدمات پس از فروش، مدیریت بهره برداری و ... را شامل میشود. اصولا انبوه سازی با صنعتی کردن شیوه تولید همراه است. از خواص صنعتی کردن، ارتقای کیفیت، سرعت بیشتر، برگشت سریعتر سرمایه و درنتیجه اقتصادیتر شدن طرح، بالا رفتن مهارت نیروی انسانی پروژه و تنوع در ترکیب است. یکی از راهکارهایی که دولت میتواند توسط آن بازار مسکن را کنترل کند، استفاده از زمین های خود در فرآیند ساخت شهرهای جدید است، لذا با آماده سازی زمین های خود و تهیه یا خرید زمین های مناسب اقدام به سفارش پروژه های ساخت مسکن به انبوه سازان بخش خصوصی کند.
در نتیجه انبوه سازی از وضعیت فعلی خود که علاوه بر حوزه مدیریت فنی مهندسی، در مدیریت تقاضا، منابع مالی و مدیریت عرضه دخالت دارد، خارج شده و به جایگاه اصلی خود که همانا مدیریت فنی تخصصی است، بر می گردد، لذا انبوه ساز که تا قبل از این از فروش مازاد زمین سود می برد، اینک سود خود را از ارزش افزوده حاصل از ساخت به دست می آورد. وی دیگر دغدغه تهیه منابع مالی را نخواهد داشت، چراکه هزینه زمین در فرآیند ساخت حذف شده و این هزینه از جانب سفارش دهنده تامین خواهد شد که این امر، خود باعث رشد و تسریع فرآیند انبوه سازی یا تولید صنعتی ساختمان می شود.
از طرفی با منابع مالی که عمدتا بانکهای موجود قادر به پرداخت آن هستند، انبوه ساز میتواند خانههایی به مراتب باکیفیتتر و متنوعتر تولید کند و با منتفع شدن از ارزش افزوده ساخت، سعی در کاهش هزینهها و تسریع در روند ساخت وساز خواهد نمود که برای تحقق آن به دنبال بکارگیری تکنولوژی جدید و فناوریهای نوین در جریان ساخت میرود.
از آنجا که هزینه اولیه هنگفت پرداخت قیمت زمین دیگر مطرح نیست، لذا طیف وسیعی از انبوهسازان میتوانند به عنوان پیمانکار، پروژههای ساخت را تحویل بگیرند. درنتیجه دولت میتواند با سازوکارهای گوناگون و سیاستهای عدیده تشویقی مناسب از آنانی که از فناوری و توان علمی ـ مهندسی بالاتری برخوردارند، حمایت کرده و با رقابت سازنده میان انبوهسازان، رشد کمی و کیفی تولید صنعتی در ساختمان را محقق سازد. در این صورت دیگر الزامی نیست که انبوهساز به جهت اقتصادی نمودن پروژه ساخت و ساز خود، به بلندمرتبه سازی و ساختمانهای متراکم و کوچک روی آورد.
فریبرز درجزی