فرهنگ مشارکت؛ کلید طلایی توسعه شهرها
هستی خدیوی<br>وضعیت شهرهای دیروز با شرایط امروز شهرها و به خصوص کلان شهرها تفاوت معناداری دارد. حالا شهرها با جمعیتهای میلیونی تنها با چند خیابان،معابر و دهها مغازه کوچک و بزرگ امرار معاش نمیکنند و دیگر نمیشود آنها را با هزینههای کم اداره کرد و در مقابل خدمات مناسبی نیز بهشهروندان ارائه داد.
هستی خدیوی
وضعیت شهرهای دیروز با شرایط امروز شهرها و به خصوص کلان شهرها تفاوت معناداری دارد. حالا شهرها با جمعیتهای میلیونی تنها با چند خیابان،معابر و دهها مغازه کوچک و بزرگ امرار معاش نمیکنند و دیگر نمیشود آنها را با هزینههای کم اداره کرد و در مقابل خدمات مناسبی نیز بهشهروندان ارائه داد. ساماندهی ترافیک، جمع آوری زباله، رفت و روب و نظافت معابر و شهر، اجرای پروژه های عمرانی، فرهنگی، ترافیکی و ... از جمله نیازهایی هستند که هر کدام از آنها با هزینههای سرسام آوری توسط مجموعه شهرداریها و سازمانهای زیرمجموعه آنها در شهر اجرا میشوند.در این میان، عوارض پرداختی توسط شهروندان تنها منبع درآمد پایدارشهرداریها محسوب میشود که میتواند دغدغه مدیریت شهری را کاهش داده وارائه خدمات متنوع و کیفی را به یک امر مستمر و همیشگی تبدیل کند. نگاهی کوتاه بر نحوه اداره شهرهای بزرگ دنیا نیز دلیل محکمی بر این مدعاست که تنها منبع پایدار درآمد برای اداره بهینه شهرها، مشارکت شهروندان درهزینههای شهری است.
هرچند مسوولان شهری اذعان دارند میزان مشارکت شهروندان در پرداخت به موقع عوارض شهری به میزان قابل ملاحظهای در چندساله اخیر افزایش یافته و این امر قطعا با ارتقای فرهنگ شهروندی که پرداخت عوارض شهری شاخهای از آن است، ارتباط مستقیمی دارد اما به نظر میرسد ارتقای فرهنگ مشارکت فعالانه شهروندان در پرداخت عوارض زندگی شهری همچنان نیازمند فرهنگسازی و اطلاع رسانی هرچه بیشتر از سوی سازمانهای متولی است. شهروندان باید این واقعیت را بپذیرند که کمک به مدیریت شهری دراداره یک شهر در واقع کمک به خود شهروندان برای برخورداری از یک شهر پاکیزه، ایمن و توسعه یافته خواهد بود.
پرداخت عوارض، هزینه توسعه شهر
به گفته حسین محمد پورزرندی، معاون مالی ـ اداری شهرداری تهران، مسوولان کلان شهر تهران، سال گذشته شهرداری از محل عوارض نوسازی، کسب و پیشه وپسماند ۱۳۰ میلیارد تومان درآمد داشته است که این رقم نسبت به سال ۸۴حدود ۱۸۰ درصد رشد داشته و تمامی این رقم صرف امور شهر و احداث پلها،اتوبانها و بزرگراهها، فضای سبز، خدمات رفاهی و شهری شدهاست. البته معتقد است رقمی که تحت عنوان عوارض از شهروندان دریافت میشود به هیچ وجه قابل قیاس با هزینه ارائه خدمات شهری به آنها نیست. چرا که هماکنون شهرداری تهران سالانه برای هر شهروند تهرانی۱۳۰ هزار تومان هزینه میکند. این در حالی است که اگر جمعیت تهران را ۱۰ میلیون نفر در نظر بگیریم و با احتساب ۱۳۰۰ میلیارد تومان عوارض سالانه دریافتی از مردم، مشاهده میکنیم که از هر شهروند تهرانی ۱۳ هزار تومان عوارض بهطور سالانه گرفته میشوداما در مقابل شهرداری تهران به اندازه ۱۳۰ هزار تومان برای ارائه خدمات در حوزه شهری به هر شهروند هزینه میپردازد. البته این رقم به جز فعالیتهای عمرانی است که سالانه ۲ تا ۳ هزار میلیارد تومان برای اجرای پروژههای عمرانی برای پایتخت و ساکنان آن هزینه میشود.
برای همین است که امروزه ضرورت فرهنگسازی در مشارکت مردمی برای پرداخت زود و به موقع عوارض شهری بیش از گذشته احساس میشود و شهرداری تهران درتلاش است در راستای ارتقای فرهنگ پرداخت به موقع عوارض شهری، طرحهای تشویقی را برای شهروندان تهرانی به اجرا گذاشته است که مهمترین آنهاپرداخت جوایز خوش حسابی به شهروندانی است که عوارض خود را به موقع میپردازند. در واقع این اهدای جوایز گامی است به سوی یک تحول بزرگ در بحث مشارکت شهروندان در اداره شهر که امروزه در بسیاری از کشورهای توسعه یافته دیده میشود.
امانالله قرائی مقدم، جامعهشناس و استاد دانشگاه تربیت معلم درباره ضرورت پرداخت عوارض از سوی تکتک خانوادههای شهرنشین میگوید: شهرداریها برای ایجاد کیفیت بهتر در شکل و شمایل ارائه خدمات به شهروندان،فعالیتهای تفریحی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و غیره نیازمند حمایت همهجانبه شهروندانند و حقیقتا این چنین است. به طوریکه به گفته شهردار تهران،محمد باقر قالیباف اجزا و عناصر هر شهر و کلان شهری با پول دولت وشهرداری ساخته نمیشود بلکه با پول تکتک شهروندان احداث و توسعه مییابند. هماکنون نیز تمام شهروندان در داشتههای شهر تهران سهیم هستندبه طوریکه طی سالهای گذشته با استفاده از عوارض پرداخت شده شهروندان پایتخت نشین، مهمترین پروژههای شهری مانند ساخت تونل زیر گذر ۲کیلومتری توحید، احداث حداقل ۲۰ کیلومتر تونل توسعه مترو، ساخت وساماندهی تونلهای آب های سطحی، احداث فضاها و مجموعههای فرهنگی، ورزشی،مذهبی و در آخر ساخت تنها پل روگذر سه پایه دنیا، جوادیه به سرانجام رسیدند و امروز از داراییهای عمرانی و خدمات رفاهی شهر تهران محسوب میشوند که با پول خود شهروندان به عنوان عوارض به امکانات شهری تزریق شدهاند.
قرائی مقدم در ادامه میافزاید: اگر چه در بسیاری از کشورها دولت بودجه نسبتا کلانی را به شهرداریهای مختلف اختصاص میدهد تا سطح کیفی و کمیامکانات شهری را که ارائه میدهد، توسعه دهد اما با این حال هزینههای شهری در تمام کشورهای توسعه یافته به قدری بالاست که این بودجهها جوابگونیستند و بالطبع مسوولان شهری مجبورند از روش ها و راههای مختلف، به ویژه دریافت عوارض مشخص و قانونمند شهری، کسب درآمد کنند. اما در بیشترمواقع پیش از این اخذ عوارض با روشهای مختلف، پارامتر فرهنگسازی را درجامعه طرح ریزی میکنند تا یکی از مهمترین راههای تامین درآمد برای شهرداریها با هدف اداره شهر، با مشکل مواجه نشود.
درست است که تمام شهروندان در تلاشند تا کمترین هزینه را در قبال دریافت انواع خدمات شهری پرداخت کنند اما زمانیکه ابزاری با نام و نشان فرهنگسازی پا به میدان میگذارد، شهروندان چه در ضمیر ناخودآگاه و چه خودآگاه میدانند که پرداخت عوارض به نفعشان است هر چند هزینهای گزاف وخارج از توان مالی باشد. زیرا انسان فطرتا خواهان زندگی در جوامع بشری است و این زندگی گروهی، در قرن بیست و یکم، خرجهایی سوای هزینههای جاری زندگی دارد.
مشارکت شهروندان در اداره شهر
همه شهرنشینان دوست دارند در شهری زندگی کنند که کمترین هزینه را ازبودجه مالی خانواده در برداشته باشد. شهری که در آن شهروندان نباید هیچگونه مالیات یا عوارضی را به شهرداری یا هر سازمان و شرکت خدماتی وابسته به آن پرداخت کنند و هر چه پول درمی آورند خرج خود و خانواده شان کنند. البته در عین حال این شهروندان از مقامات مسوول میخواهند و توقع دارند، به خاطر شرایط و ملزومات زندگی شهری، بهترین سرویس با بالاترین سطح کیفیت خدمات را دریافت کنند. غافل از اینکه برای زندگی در هر شهر و کلان شهری، مالیات و عوارض بازوی راست خدماتی است که ارائه میشود چرا که یکی از اصلیترین منابع درآمد شهرداریها و نهادهایی که شهرها را اداره میکنندو اخذ عوارض از شهروندان است.
در واقع پولی که از تکتک ساکنان شهرها گرفته میشود، یا به طور مستقیم یا غیر مستقیم خرج خودشان میشود. اینچنین است که شهروندان مسوولان شهرشان را خدمتگزار خود می دانند و اگرکاستی در کار آنها ببینند فرصتی دارند تا آنها را بازخواست کنند و با این رویکرد است که شهرهای بزرگی چون لندن، آمستردام و شانگهای در دنیا اداره میشوند و زندگی در آنها بسیار راحت و آرام به نظر میرسد.