غیر ممکن هایی که ممکن شد
ضرب آهنگ توسعه در مرکز مازندران طی ۳ سال گذشته و با روی کار آمدن شورای سوم دگرگون شده، آن چنانکه چهره امروز این شهر با گذشتهاش قابل قیاس نیست.
ضرب آهنگ توسعه در مرکز مازندران طی 3 سال گذشته و با روی کار آمدن شورای سوم دگرگون شده، آن چنانکه چهره امروز این شهر با گذشتهاش قابل قیاس نیست.
از یک سو پروژههای نیمهکاره که قدمت برخی از آنها به دو دهه میرسید به بار نشسته و از سویی دیگر پروژههایی آغاز شده که لزوم وجود آنها بشدت ضروری بنظر میرسید.گویا شهرداری مرکز استان پیش از آغاز راه پیش رو، ابتدا به نیاز سنجی بزرگی دست زده باشد و سپس به اجرای برنامههایش مبادرت ورزیده است.
برنامههایی هدفمند و مشخص
نخستین و شاید اساسیترین حرکت قابل اشاره را میتوان در راهاندازی سازمانهای زیر مجموعه این شهرداری دانست. ایجاد ۷ سازمان جدید شامل سازمانهای عمران، حمل و نقل، پسماند، فناوری، پارکها و فضای سبز، موتوری و این اواخر تره بار از عزمی جدی در تخصصی کردن فعالیتها و خروج از سیستم سنتی سابق حکایت دارد.
با این وصف آنچه در ذهن مخاطب ساروی بیش از هر چیز نمود یافته تبدیل این شهر به کارگاهی بزرگ از پروژههای عمرانی است.کارگاهی با خروجیهای کاربردی که اتفاقا بسیاری از پروژه هایش پیش از زمان وعده داده شده به مرحله بهرهبرداری میرسند که از آن جمله میتوان به پروژه کمربندی جنوبی اشاره داشت.
از آن جایی که مرکز مازندران از دیرباز فقدان کمربندی را احساس میکرد و همین نقصان آلودگیهای ترافیکی فراوانی را با خود به این شهر روان ساخته بود و یا پروژه ترمینال دولت که افتتاحش، پایانی بود بر آشفتگی تاریخی پایانه اصلی شهر ساری، پروژه پل روگذر میدان ولی عصر(عج) بعنوان بزرگترین پروژه مدیریت شهری که نقش حیاتیاش در جابجایی وسایل نقلیه و روانسازی ترافیک در یکی از حساسترین نقاط شهر اتفاقی فراموشنشدنی بود، پروژه سد لاستیکی بعنوان بزرگترین پارک آبی-تفریحی در خاورمیانه و در نهایت احداث چندین سالن ورزشی که پس از سالها این شهر را از محدوده بسته چند سالن ورزشی خاص خارج کرده تنها بخشی از اقداماتی است که از آغاز شورای سوم در این شهر رقم خورده است.
آنچه حتی در این چند پروژه به وضوح مشخص است، ورود شهرداری ساری به حوزههایی است که شاید در کمتر شهری، شهرداریاش به آن ورود پیدا کند. چرا که مشخص است احداث کمربندیها و یا ساخت سالنهای ورزشی در هر استان بر عهده اداره کل دیگر است.
بسیاری از سارویها هنوز اطلاع ندارند پلی که نزدیک به ۱۶ سال قبل بر روی رودخانه تجن احداث شده در تملک وزارت راه و ترابری است با این وصف چند ماه قبل و پس از مشخص شدن صدماتی که در طول این سالها بر سازه این پل وارد شده، این شهرداری ساری بود که به جای اداره کل راه و ترابری پا پیش گذاشت و با اختصاص بودجه ای پیشبینی نشده (چیزی نزدیک به ۷۵۰ میلیون تومان) نسبت به بهسازی آن اقدام کرد.
آنچه باید در پایان بدان اشاره کرد این است که بیتردید مجموعه همین تحرکات و تحولات رتبه این شهرداری را پس از گذشت سالیان متمادی از عدد ۱۰ به ۱۱ ارتقا داده است. جهشی که شاید باید سالها انتظار کشید تا یک بار دیگر شهرداری ساری موفق به تجربه اش شود. چرا که کارشناسان فن بخوبی از اهمیت این رتبه در اختصاص اعتبارات عمرانی آگاهند.
امروز جایگاه ساری به عنوان مرکز استانی به نام مازندران که اهمیت ویژهاش غیر قابل انکار است به هیچ وجه با سه سال قبل قابل قیاس نیست. ریتم حرکتی شهر به سمت کلان شهر شدن به موازات ایجاد زیرساختهای متناسب با آن در حال احداث است و این همان انتظاری است که از مدیریت اول شهر انتظار میرفت.
پل رو گذر ولیعصر