ضرورتهای صنعتیسازی مسکن در ایران
هنگامی که نمودار رشد جمعیت جوان جامعه ایرانی در دهه ۶۰ به ناگاه رشد خیرهکنندهای را حکایت کرد، طبیعی بود که «افزایش جمعیت» موجبات ایجاد موجی از نیاز به مسکن و سرپناه را در کشور ایجاد کند.
محمدرضا جمشیدیان
هنگامی که نمودار رشد جمعیت جوان جامعه ایرانی در دهه ۶۰ به ناگاه رشد خیرهکنندهای را حکایت کرد، طبیعی بود که «افزایش جمعیت» موجبات ایجاد موجی از نیاز به مسکن و سرپناه را در کشور ایجاد کند. رشد جمعیت چنانکه ذکر شد بیسابقه بود و رفع نیازهای ناشی از آن نیز «همت و سرعت بیسابقهای» را میطلبید. تولید مسکن در سنوات گذشته، اما به دلیل بهرهگیری از امکانات و روشهای سنتی، هرگز نتوانست ضرباهنگ حرکت خود را با رشد «نیاز به آن» تنظیم کند. نیک میدانیم که وقتی مقیاس نیاز و میزان تقاضا افزایش مییابد، دیگر روشها و شیوههای دستی و سنتی پاسخگوی آن نخواهد بود و ضرورت ایجاب میکند که سازوکارهای موجود باید متناسب با تقاضا تغییر کند و امروز این ضرورت در بخش اشتغال و مسکن به نهایت خود رسیده است و پاسخ این ضرورت هم انگار به گواه کارشناسان جز از مسیر صنعتیسازی مسکن و ظرفیتسازی برای توسعه و تداوم آن نمیگذرد.
در کنار افزایش تقاضا برای مسکن، اما نیاز به ارتقای کیفیت در مصالح و روشهای ساخت و ساز نیز به وضوح حس میشود. با نگاهی به گذشته نه چندان دور، مشاهده میشود که شمار بالای کشتهشدگان در زلزلهای همچون بم بیانگر غفلت از مبانی مهندسی در این زمینه است که میتوان با تغییر نگاه و بهبود و ارتقای کیفیت مصالح و شیوههای اجرا، سهم ریسک ناشی از استفاده از روشهای فرسوده و کهنه سنتی را به حداقل رسانید و باعث احیای سهم مهندسی و تفکر صحیح در امر ساختوساز شد. دلایلی را که در سطور فوق برشمرده شد اگر به مثابه مشتی نمونه خروار بدانیم، ضرورت تغییر رویکرد از ساختوساز سنتی به صنعتی را توجیه میکند، به نظر لازم میرسد به ذکر برخی تفاوتها میان این دو روش بپردازیم که بدینسان، شاخص «اعتماد به صنعتی سازی» بیش از قبل در مسیر صعود حرکت کند.
۱. عمر مفید اغلب ساختمانهای کنونی در کشور ما بسیار پایین و بین ۲۵ تا ۳۰ سال برآورد شده است و ادامه دادن این روند موجب هدر رفتن سرمایههای ملی، امکانات و مصالح میشود. در صورتی که با ساخت صنعتی، عمر مفید ساختمانها را میتوان به بیش از ۷۰ سال رسانید. در بسیاری از سیستمهای صنعتی، بهینهسازی مصرف انرژی جزء مشخصات ذاتی آنها است و بعضا ۶۰ تا ۷۰ درصد صرفه جویی در مصرف انرژی و افزایش سود را نیز به دنبال دارد.
در روشهای صنعتی، آسایش حرارتی در برابر سرما و گرما را میتوان با استفاده از پانلهای ساندویچی و به کمک عایقهای چند لایه به دست آورد و به این ترتیب از اتلاف حرارتی زاید برای گرمایش در زمستان و سرمایش در تابستان جلوگیری میشود و این عمل در صرفهجویی در مصرف انرژی موثر خواهد بود. در فلات مرتفع ایران با توجه به اختلاف حرارتی قابل توجه بین روز و شب یا بین تابستان و زمستان بهره گرفتن از ساختارهای مرکب به نظر مفید میآید.
۲. هرگاه صحبت از انبوهسازی در تولید مسکن هست، مفهوم بساز و بفروشهای مسکن در ذهن تداعی میشود در حالیکه انبوهسازی به مفهوم صنعتیسازی و پیشسازی صنعتی است. تولید صنعتی هر کالایی متضمن پیشرفت و توسعه اجزای آن کالا در قالب یک نظام از پیش تعریف شده است که با سرهم بندی این اجزا در قالب عناصر از پیش ساخته شده در خط مونتاژ، کالای موردنظر تولید میشود. از این رو، گسترش صنعت پیش ساخته و تشویق حرفهایسازان برای ورود فناوریهای پیشرفته ساخت مسکن به عنوان ابزار اجرایی تولید ساختمان و مسکن باید مورد توجه خاص قرار گیرد. ایجاد شرایط مساعد برای تولید کارخانهای و انبوهسازی، بدون رعایت نظم در انتخاب اندازه و اندازهگذاریها و استفاده از اصول و ضوابط هماهنگی مدولار و اندازههای هماهنگساز که پایه و اساس کار را تشکیل میدهند، آنگونه که انتظار میرود مفید نبوده و عدم هماهنگی و همخوانی هدفدار، باعث شده است که ساختمانسازی را دشوار و پرهزینه کند.
۳. هدف کلی استراتژی مسکن، فراهم آوردن امکاناتی برای صاحبخانه شدن تمام افراد است. یک استراتژی میباید به طور اصولی، نیازها را برآورد کند. برآورد نیاز، نباید صرفا مشخص کردن تعداد خانوارهایی باشد که به مسکن احتیاج دارند یا تعداد واحدهای مسکونی جدید که باید ساخته شود؛ آنچه باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد، تقاضای موثر جمعیت بر حسب بهبود وضع مسکن و دسترسی به تضمین تملک زمین و خدمات زیربنایی است. بهطور مشابه منابع مورد نیاز نیز بایستی ارزیابی شوند، اما بهجای اینکه مقدار کل سرمایه موردنیاز مشخص شود، باید تأکید بر جذب و بهکاراندازی سرمایههای بهکار گرفته بخش خصوصی باشیم تا از این رهگذر بتوانیم بخش مسکن را رونق دهیم.
۴. فناوریهای نوین ساختمانی در بسیاری از موارد مقاومسازی را مدنظر قرار میدهند، بهطور مثال، دیوارهای پیش ساخته مقاوم در برابر فشارهای ناشی از زلزله که از مواد مخصوص شیمیایی ساخته میشوند، مقاومت آن را بالا میبرند و در آزمایشگاههای فنی نیز پاسخ مثبت دادهاند. این فناوریها گاه بسیار ساده و ارزان قیمت هستند. البته بیتردید، رعایت اصول زیستمحیطی در این فناوریها و بیضرر بودن آنها برای نوع بشر و محیط زیست نیز از مهمترین نکاتی است که در استفاده از این فناوریها باید به آن توجه شود. همچنین بدیهی است که شیوههای سنتی ساخت به شدت محتاج منابع طبیعی هستند که وزن ساختمان را افزایش داده و تخریب محیط زیست و برداشت نادرست از معادن را باعث میشوند.
اما عمدهترین مساله در این زمینه، شاید عدم فرهنگسازی و آشنایی دوحلقه سازنده و مصرف کننده در زنجیره یادشده است که ناشی از عدم کارکرد صحیح دستگاه اجرایی در برخی مقاطع است، چرا که ادامه روال کنونی ساختوساز سنتی و استفاده از آن در انبوهسازی در دراز مدت به نفع منافع ملی نیست، حداقل به دلایل زیر:
* تخریب و اتلاف منابع طبیعی و محیط زیست؛
* استفاده از مصالح نامرغوب در ساختمان به عنوان یک سرمایه ملی؛
* پایین آوردن عمر مفید ساختمان با شیوههای کنونی ساختوساز؛
* مصرف زیاد انرژی جهت ساختوساز و همچنین زمان بهرهبرداری.
برای دستیابی به این مهم و همگانی کردن فرهنگ استفاده از فناوریهای نوین صنعت ساختمان، میتوان با حمایت مادی و معنوی از الگوهای انبوهسازی موفق مبتنی بر ساخت صنعتی و استفاده از فناوریهای مذکور، برگزاری کارگاههای آموزشی برای انبوهسازان، فعالان بخش ساختمان و استفاده از توان انجمنهای صنفی انبوهسازان استانها، این فرهنگ را به سایر بخشهای درگیر با ساختمان تسری بخشند.
صنعتیسازی در ترازو
بحث صنعتیسازی ساختمان یکی از مباحث جدی در خصوص مشکلات مسکن است که در وهله اول باید توجه شود که در صنعتیسازی مسکن متناسب کردن اجزاء با یکدیگر امر بسیار مهمی است و اهمیت این امر کمتر از کیفیت آنها نیست. هرچند که با توضیحات بعدی مشخص میشود که با صنعتی سازی مسکن کیفیت اجزاء به دلایل مختلف افزایش چشمگیری خواهند داشت.
منظور از صنعتیسازی مسکن ساخت قطعات و مصالح مورد نیاز ساختمان بر اساس نقشههای تهیه و تایید شده در کارخانه و نصب یا مونتاژ آنها در محل تعیین شده است. در واقع صنعتیسازی به مفهوم برنامهریزی و مدیریت فرآیند تولید و احداث مسکن از صفر تا صد کار خواهد بود؛ در این سیستم، نقش برنامهریزی و مدیریت بسیار پررنگ خواهد بود.
در روش سنتی به دلیل عدم نظارت دقیق کیفی وزن ساختمان، بهرغم محاسبات مهندسی به دلیل نامشخص بودن کیفیت و نوع برخی مصالح، بعد از اتمام نامشخص است در حالی که در روش صنعتیسازی ساختمان به دلیل کنترلهای قبلی بر اساس اصول مهندسی تعیین شده وزن ساختمان کاملا مشخص بوده و در موارد ضروری برای مسوولان ذیربط قابل اتکاء است.
در صنعتیسازی مسکن، پرت مصالح ساختمانی به حداقل ممکن میرسد چرا که قطعات با روشهای صنعتی و با دستگاههای مدرن و در ابعاد و اشکال مدولار ساخته میشوند و در نتیجه مصالح ساختمانی مانند شیوههای سنتی دارای پرت نخواهند بود. علاوه بر جلوگیری از اتلاف بیش از حد مصالح ساختمانی که به افزایش قیمت ساخت مسکن منجر میشود صنعتیسازی مسکن به موارد محیطزیستی کاملا کمک مینماید. زیرا حداقل از تخلیه فلهای مصالح ساختمان در محل احداث که امکان دارد در کنار مناطق مسکونی، تجاری، آموزشی، حتی درمانی و بهداشتی باشد جلوگیری و مانع از پراکندگی آنها در محیط زیست میشود و این خود عامل بهداشتی مهمی در جامعه است.
سرعت، در صنعتیسازی ساختمان جایگاه مهم و ویژهای دارد، زیرا در اجرای پروژههای بزرگ برای ساخت طبقات، خصوصا اگر از نوع بتنی باشد زمان زیادی برای آماده شدن حداقل مصالحی که در ساخت ساختمان بهکار گرفته شدهاند از دست میرود در حالی که در روش صنعتی به دلیل وجود کارخانههای مختلف تمامی اجزاء ساختمانها براساس نقشههای از قبل تعیین شده در خط تولید قرار گرفته و قطعات تولیدی با حمل سریع به محل احداث به سرعت مونتاژ و ساختمان احداث میشود که با توجه به ویژگیهای برشمرده شده در کشورمان، بسیار حائز اهمیت و قابل توجه است و در نهایت، نکات مهم دیگری که در امر صنعتیسازی مسکن وجود دارد عبارتند از:
۱. با صنعتیسازی ساختمان جایگاه مناسب برای افراد تحصیل کرده بهوجود میآید و القابی که دارای بار منفی روانی اجتماعی میباشد برای دستاندرکاران این صنعت بهکار گرفته نمیشود؛ در نتیجه، حضور افراد دارای تخصص در این عرصه تسهیل میشود.
۲. کارگران این صنعت با آموزشهای قبلی وارد این عرصه شده و با اصول علمی و تخصصی کار خود آشنا میشوند و در نتیجه، ضمن جلوگیری از بروز حوادث کار ناشی از فقدان علم و تبحر، زمینههای حذف کارگران فصلی ساختمان بهوجود میآید. زیرا با روش صنعتی در تمام چهار فصل سال امکان ساخت و مونتاژ مسکن وجود دارد و به همین دلیل، کارگران جذب کارخانهها و شرکتهای مربوطه شده و از مزایای بیمه برخوردار و تحت پوشش قانون کار قرار میگیرند.
۳. با تغییر روش ساخت سنتی به صنعتی و آسان شدن روشها و تغییر در رفتارهای اجرایی امکان بهرهمندی از بانوان تحصیل کرده در صنعت ساختمان بهوجود میآید.
۴. حجم سرمایهگذاریها در این مورد افزایش یافته و امکان ارائه تسهیلات دولتی و بانکی برای توسعه این صنعت در زمینههای مختلف افزایش خواهد یافت.
اما مشخصا، صنعتیسازی مسکن به زمانبندی مناسب نیاز دارد که بخش عمدهای از آن برای تغییر نگرش ساخت و ساز برای افراد درگیر این صنعت است و با توجه به زمانبر بودن این پروسه بهتر است در مرحله نخست نسل جوان که بهتر از سایر گروهها میتواند فعالیت کند، درگیر این کار کرد. زیرا فناوری نوین نیاز به انسانهایی با فکر نوین دارد و با جایگزین شدن این گروه با دیدگاههای جدید صنعتی که امکان پرورش آنها در دانشگاهها وجود دارد به تدریج این تغییر نگرش به طور اساسی بهوجود خواهد آمد. رسانههای گروهی در مرحله بعدی این تغییر نگرش قرار دارند که با ارائه برنامههای مختلف زمینههای آشنایی اقشار مختلف مردم به این روش را بهوجود آورده و با بالا بردن سطح توقع مردم، مسوولان ذیربط و دستاندرکاران را به این تغییرات اساسی و حیاتی مجبور نمایند.
شرط لازم؛ صنعتیسازی
حال شاید این پرسش مطرح شود که «تغییر رویکردی که از آن سخن به میان آمد، برای صورت گرفتن، چه پیش نیازهایی را میطلبد؟» پاسخ به این سوال البته میتواند پایان بخش این بحث نیز باشد.
به طور کلی تولید صنعتی ساختمان در جامعه و کشوری به وجود میآید که زیرساختها و اندامهای عمومی جامعه و کشور صنعتی شده باشد. تولید صنعتی ساختمان به نوعی مثل تولید خودرو است، به همان گستردگی و همان نرخ و سهم از تولید ناخالص ملی. منظور از جامعه صنعتی هم جامعهای نیست که کارخانه زیاد داشته باشد؛ اگرچه وجود آن ضروری است، اما کافی نیست. در جامعه باید «تفکر صنعتی» حاکم باشد و در لوای این تفکر و این زیرساخت، ثبات و امکان برنامه ریزی طولانی مدت به وجود آید. از سوی دیگر، برای شکل گیری واحدهای بزرگ تولید ساختمان، باید مشتری کلان وجود داشته باشد. به عبارتی این کارخانهها بازار میخواهند و ایجاد بازار با تعریف پروژههای بزرگ صنعتیسازی بهوجود میآید و این همان اهرم تشویق بخش خصوصی به ساخت کارخانههای تولید مصالح نوین ساختمانی است.
تاکنون بسیاری از صاحبنظران در خصوص صنعتی شدن ساختمان اظهارنظر کرده، خصوصیات، امتیازات و معایب و مشکلات آن را مورد بحث قرار دادهاند. کشورهای زیادی در ابتدا سعی کردند صنعتیشدن ساختمان را فرهنگ ساختمانسازی خود نمایند، گرچه بعضی از این کشورها بعدا از این کار منصرف شدند.
امروزه یکی از شاخصهای رشد و توسعه پایدار در هر کشور نرخ رشد تولید صنعتی ساختمان آن کشور است. در یک آمار مقایسهای در کشورهای پیشرفته، این نرخ به حدود ۳۵ تا ۴۰ درصد میرسد، حال آنکه در ایران، این رقم بسیار ناچیز است. همچنین میزان تغییر و تحولات در ساختوساز نیز عامل و شاخص دیگری است. به تعبیری دیگر اگر حدود ۵۰ تا ۷۰ درصد ساختمان در کارخانه ساخته شود، آن را تولید صنعتی میگویند. ذکر این نکته ضروری است که انقلاب در صنعت ساختمان زمانی به وقوع میپیوندد که استفاده از تکنولوژی، مواد و روشهای ساختمان سازی جدید در آن بهکار گرفته شود. این تغییرات جدید، عموما به معنی بازدهی بیشتر مصالح ساختمانی و نیروی کار، و نیز ارتقای گسترده بازده ساختمانی بوده است. به عبارت دیگر، ویژگی صنعتی شدن ساختمان در تغییراتی است که منجر به کارآیی بهتر و بازدهی بیشتر (راندمان) ساختمانسازی شده است. صنعتیسازی در یک کلام، «استفاده از مصالح نوین به روش نوین» و ایجاد یک فرآیند برای بهره گرفتن از بهترین راندمان است.
مدیر روابطعمومی و امور بینالملل
شرکت مدیریت پروژههای ساختمانی ایران (مپسا)
ارسال نظر