ایجاد نهادهای مکمل در صنعت لاستیک و پلاستیک ایران
«رضا محتشمیپور» از مدیران جوان صنعت پتروشیمیاست که کارشناسی مهندسی پلیمر را از دانشگاه امیرکبیر گرفته است. وی ۴ سال است که به عنوان رییس دفتر توسعه صنایع پایین دستی پتروشیمیفعالیت میکند. دفتر توسعه صنایع پاییندستی پتروشیمیدر حقیقت مسوولیت سیاستگذاریهای کلی نمایشگاه ایران پلاست را بر عهده دارد، اما بخش عمده گفتوگوی ما با وی به مسائل صنعت لاستیک و پلاستیک اختصاص یافت.
«رضا محتشمیپور» از مدیران جوان صنعت پتروشیمیاست که کارشناسی مهندسی پلیمر را از دانشگاه امیرکبیر گرفته است. وی ۴ سال است که به عنوان رییس دفتر توسعه صنایع پایین دستی پتروشیمیفعالیت میکند. دفتر توسعه صنایع پاییندستی پتروشیمیدر حقیقت مسوولیت سیاستگذاریهای کلی نمایشگاه ایران پلاست را بر عهده دارد، اما بخش عمده گفتوگوی ما با وی به مسائل صنعت لاستیک و پلاستیک اختصاص یافت. وی همچون یک تولیدکننده این صنعت از مشکلات و دشواریهایی که تولیدکنندگان از آنها گلایه دارند، مطلع بود و ایدههایی نیز برای حل این مشکلات مطرح کرد که کمتر خود تولیدکنندگان به آن توجه میکنند. «محتشمی پور» یکی از مشکلات صنعت لاستیک و پلاستیک را تامین مواد اولیه می داند و می گوید: «امروز در ایران درهای خروج مواد اولیه باز است و تولیدکنندگان این مواد بسیار مایل به صادرات هستند.
چون که از عوارض و مالیات معاف میشوند، اخذ هرگونه مالیات بر کالاهای فرآوری شده ممنوع است. بنابراین مواد اولیه مورد نیاز بازار داخلی به جای ورود به چرخه تولید داخلی، صادر میشود.»
جناب آقای محتشمیپور به عنوان اولین سوال شما چه تعریفی از صنایع پایین دستی پتروشیمی دارید؟ معمولا در تعریف صنایع پایین دستی اختلاف نظرهای وجود دارد.
هر صنعتی که محصول پتروشیمیرا بگیرد و در صنعت خود مصرف کند، صنایع پایین دستی پتروشیمی محسوب میشود. در این تعریف جای هیچ اختلافی نیست. چیزی که باید به آن دقت شود این است که صنایع پایین دستی پتروشیمی یک صنعت نیست بلکه صنعتهای مختلفی با ویژگیهای کاملا متفاوت را شامل میشود. میتوان حداقل این صنایع را در دو دسته تقسیمبندی کرد، این صنایع وضع و مشکلات متفاوتی دارند در فناوری، بازار، نیروی انسانی تفاوت دارند. اشکالی که در تعریف صنایع پایین دستی وجود دارد این است که این تفاوتها در نظر گرفته نمیشود.
این دستهبندیها چیست و چه تفاوتهایی برای آنها قائل هستید؟
گروه اول صنایع واسطه شیمیایی و گروه دوم صنایع محصولات نهایی اند که معمولا کوچک و متوسط هستند البته با استاندارد جهانی همه صنایع دسته دومی ما کوچک محسوب میشوند. گروه اول مانند یک پتروشیمیکوچک است که همه مشکلات پتروشیمیها را دارد. مثلا بهطور مستقیم اشتغالزا نیست، مشکلاتزیست محیطی دارد، ظرفیت آن بالا است، اما فناوری فرآیندی دارد.
گروه دوم کاملا متفاوت است فناوری خودشان را دارند، نیروی انسانی و پراکندگی متفاوت دارند، اما بعضیها این تفاوتها را نمیبینند و برای این صنعت یک نسخه میپیچند. مثلا پیشنهاد میدهند که درکنار خط اتیلن غرب صنایع پایین دستی ایجادکنیم، این حرف کاملا غلط است.
هیچ کجای دنیا در کنار خط پتروشیمی چنین کاری نشده است، چراکه باید به شرایط و محیط برای ایجاد یک صنعت توجه شود. اگر هم در جاهایی ایجاد شده است به دلیل واحد پتروشیمی نبوده است، بلکه منطقه مناسب بوده است.
پس شما معتقدید که برای حمایت از هریک از صنایع زیر مجموعه صنایع پلاستیک باید نسخه خاص خودش را ارائه داد؟
بله، اگر میخواهیم صنایع پاییندستی را ارتقا دهیم، باید بدانیم درباره کدام صنعت صحبت میکنیم مشکلاتی که صنعت لوله دارد با مشکلات تولیدکنندگان گونی متفاوت است. درباره اینها باید جداگانه بحث کرد.
سوال این است که مشکلات صنایع پایین دستی چیست که حالا ما میخواهیم برای آن راه حل ارائه دهیم؟
یک سری مشکلات پایه وجود دارد مثلا در صنعت لولهسازی مشکلی داریم به نام مشتری قدرت مند دولتی که در یک رابطه غیر عادلانه، قرارداد را تحمیل میکند، شرکتهای آب و فاضلاب هر طور که بخواهند قرار داد را تحمیل میکنند ۸۰ درصد بازار لوله سازی در شرکتهای آب و فاضلاب است و اگر شرکتی بخواهد در مقابل این قراردادها مقابله کند، باید از ۸۰ درصد بازار صرفه نظر کند، با این شیوه تولیدکنندگان به انگشتان دست میرسند.
در بازار کامپاندسازی مساله و مشکل کاملا متفاوت است، این صنایع به طور غیر مستقیم وابسته به صنعت خودرو هستند. اگروضعیت صنعت خودرو سازی خوب باشد حال این صنعت خوب است. این صنعت، صنعتی است که با نگرانی به صنعت خودرو نگاه میکند، مثالها از این دست فراوان است.
برای حل این مشکلات شما چه راهحلی دارید؟
برای حل مشکلات بهتر است یک الگو جلوی خودمان بگذاریم، اگر صنعتی بخواهد روی پای خود بایستد باید در چهار حوزه رقابتی حضور داشته باشد، اول حوزه استراتژیک است، این صنعت باید از ابتدا با نگاه رقابتی طراحی شده باشد، نمیشود مرزها را بست. خوراک را با ۵۰ درصد تخفیف به تولیدکننده داد و بعد بگوییم وارد یک بازار رقابتی شدهایم، البته اگر لازم شد باید تولیدکننده حمایت شود، اشکالی ندارد، اما نگاه و استراتژی باید رقابتی باشد.
در کسی که سرمایهگذاری میکند و کسی که برنامهریزی میکند باید هر دو به صنعت به چشم رقابتی نگاه کنند. دوم، حوزه بازار است، صنعت در بازار باید بتواند رقابت کند، نباید شما در صنعتی سرمایهگذاری کنید که بود و نبودش تحت تاثیر شرکت خاص دیگری باشد. برای این شرایط باید فکری کرد.
مثلا ترکیه خودش را به بازار جهانی وصل کرده است و دولت در این حلقه اتصال دست به حمایت و سرمایهگذاری زده است. سومین مورد نهادهای مکمل است، مواد اولیه چه طور به دست تولیدکننده میرسد؟ اگر سوال فنی داشتید از کجا می پرسید؟ دستگاه شما را چه کسی تعمیر میکند؟ اگر این نهادها نباشند، خود تولیدکننده باید وارد این حوزهها بشود بدون اینکه تخصص داشته باشد.
مهمترین حوزهای که تولیدکنندگان ایرانی بدون تخصص وارد آن شدهاند، حوزه بازرگانی است. خود تولیدکننده باید مواد اولیه بخرد، محصول را تولیدکند، خودش بفروشد. این شیوه را تشویق هم میکنیم ! در کشورهایی مثل چین بازرگان وقتی برای خرید میرود، هیچ وقت تولیدکننده را نمیبیند.
تولیدکننده باید فقط تولید کند. نهادهای مکمل صنعت باید باشند تا خدمات مورد نیاز را به شکل رقابتی ارائه کنند تا بازار سالمیداشته باشیم. نهادهای مکمل باید خدمات فنی و مدیریتی تامین مالی، تامین مواد اولیه را بر عهده داشته باشند.
مورد چهارم نهادهها یا ورودیهاست که این نهادهها با مورد سوم در ارتباط هستند، اما نکته این است که شما باید مواد اولیه را به قیمت مناسب و منطقی بخرید، اگر ماشینآلات شما خراب شد باید با هزینه منطقی تعمیر شود.
تولیدکنندگان باید بتوانند نیازهایشان را در بازار به طور منطقی تامین کنند، نهادهها یا ورودیها باید به طور منطقی و رقابتی باشد تا تولیدکننده بتواند رقابت کند. شرکتهایی باید در کنار تولیدکننده باشند تا نهادهها و ورودیهای مورد نیاز تولیدکننده را برای او تامین کنند. البته در شرایطی که تولیدکننده بتواند از بین آنها انتخاب منطقی و مبتنی بر رقابت بازار انجام دهد.
ایران پلاست در اجرای این الگو چه سهمی میتواند داشته باشد؟
در بحث کلان ایران پلاست، باید دقت شود، کار نمایشگاه چیست؟ یک کار مطالعاتی کردیم و متوجه شدیم که به نقش نمایشگاهها درست دقت نشده است و کارکرد خوبی نتوانستهایم، داشته باشیم.
(ایران پلاست یک نمایشگاه تخصصی است که صنعتی را معرفی میکند. بازاریابی و تقویت نوآوری از مهمترین کارکردهای آن است که میتواند باعت ارتقا سطح صنعت شود. برای این که وارد این فضا شویم در ایران پلاست ۲۰۱۰ برنامه جمعآوری حداکثری اطلاعات و ارزیابی عملکرد نمایشگاه را داریم). این اطلاعات شامل اطلاعات بازدیدکنندگان، تولیدکنندگان و همه چیز درباره صنعت پلاستیک است و مرحله بعد پردازش اطلاعات است یعنی طرح مساله برای این یافتهها که البته برای اینکار از نشستهای مختلفی که در ایران پلاست برگزار میشود، استفاده میکنیم.
بگذارید بحث بازار را پیش بگیریم، ایران پلاست بازار خوبی برای صنایع پایین دستی است؟ مشکلات بازار در صنایع پلاستیک چیست؟
ایران پلاست بازاری خوب با پتانسیل بالاست که فرصت بهبود شرایط بازار صنعت لاستیک و پلاستیک را فراهم میکند، اما در حوزه بازار جهانی مسائلی وجود دارد که تعیینکننده است. مثل قیمت ارز، این بزرگترین مساله ما در حوزه بازار است.
ما با یک تورم دو رقمیمواجه هستیم و از طرفی دیگر ثبات نرخ ارز، این مساله به شدت نرخ تمام شده محصولات ایرانی را بالا میبرد، ثبات نرخ ارز به نفع واردات و به ضرر صادرات است مثلا اگر سالی۲۰ درصد قیمتها بالا برود و نرخ ارز هم ثابت باشد طی سه سال ۶۰ درصد هزینههای تولید افزایش پیدا میکند، چگونه با این وضع در جهان میخواهید، رقابت کنید. این درحالی است که چین در همین شش ماه گذشته شش درصد کاهش ارزش یوان نسبت به دلار داشته است یعنی تولیدکننده چینی میتواند شش درصد تخفیف بدهد، چرا ما هزینههای این را بپذیریم که نرخ ارز را ثابت نگه داریم که بیشترین ضربه را به تولید وارد میکند، تورم وقتی داریم، ثابت نگه داشتن نرخ ارز به ضرر تولید داخلی است.
مشکل دوم بازار در صنایع پلاستیک، غیبت نهادهای مکمل در این حوزه است، نهادهایی که خدمت به صنعت ارائه دهند، به عنوان مثال چین شرکتی دارد به نام ساینو که وظیفهاش تامین موادشیمیایی مورد نیاز چین است به نحوی که نگذارد مواد اولیه صنعت پلاستیک در بازار چین نایاب شود.
در سال ۲۰۰۵ چین تمام تولیدات پتروشیمیخود را مصرف میکرد و همین میزان هم وارد میکرد، امروز نیاز چین به محصولات پتروشیمی۳۵ میلیون تن است که ۱۸ میلیون تن آن را خودش تولید میکند و ۱۷ میلیون تن را وارد میکند. در ایران این رقم دو و نیم میلیون تن است که فقط نیم میلیون تن کمبود داریم اما همیشه در بازار ایران با کمبود مواد اولیه روبهرو هستیم.
توزیع مواداولیه در بورس معمولا با اعتراض تولیدکنندگان رو به رو شده است، نظر شما درباره ارائه محصولات اولیه در بورس چیست؟
من مخالف فروش موادپلیمری در بورس هستم، البته اصرارم براین است که به ریشههایش نگاه کنیم، چرا چین در بورس به مشکل نمیخورد، مشکل از اینجا ناشی میشود که بورس جایی است که در آن حجم بالا و در سطح تجارت جهانی مواد توزیع میشود. در بورس تولیدکننده کوچک نمیآید، خرید کند.
باید نهادهایی کار تامین مواد مورد نیاز تولیدکننده را انجام دهند. امروز در ایران درهای خروج مواد اولیه بسیار باز است، فرش قرمز خوبی پهن کردهایم، تولیدکنندگان، بسیار مایل به صادرات هستند چون که از عوارض و مالیات معاف هستند، اخذ هرگونه مالیات بر کالاهای فرآوری شده ممنوع است.
بنابراین بخشی از مواد اولیه مورد نیاز بازار داخلی به جای ورود به چرخه تولید داخلی صادر میشود و وقتی که عرضه و تقاضا در بازار متعادل نباشد بورس می تواند قیمت ها را بالا ببرد و این اتفاقی است که امروز در بورس در برخی محصولات پلیمری می افتد.
این خلا چرا به وجود آمده؟ وقتی بازار سنتی ما این نوع تجارت را نمیپذیرد؟ آیا این نهادهای بازرگانی و خدماتی مکمل حوزه صنعت با استقبال روبهرو میشود؟
بخش بزرگی از آن فرهنگی است، ما باید پول را لمس کنیم و کالا را ببینیم تا خرید کنیم یا کالا بفروشیم. این گونه مبادله در بازار سخت است. این از سمت تولیدکنندگان است. تولیدکنندگان ما نقش تجار را به رسمیت نمیشناسند، تا وقتی این اتفاق نیفتد، نمیتوانید با برند وارد بازار شوید.
برند، بازار استراتژیک میخواهد. قیمتهای خرده فروشی، هزینههای بالایی دارد.
بخش زیادی از صادرکنندگان فقط به خاطر حضور در بازار، امروز همچنان صادرات خود را با وجود سود کم حفظ کردهاند.
اهمیت ایجاد برند و خوشههای صنعتی در رفع این مشکلات چیست؟
همه صنایع برند ندارند درکالاهای خاصی است که اعتماد به برند مهم است، مشکلی دیگر این است که رابطه غیرمنصفانه در بازرگانی ما وجود دارد گاهی اوقات یک سوم فروش به تولیدکننده اختصاص پیدا میکند. حاشیه سود بخش بازرگانی بسیار بالاست و این اجازه همکاری نمیدهد.
نمیشود یک تاجر انتظار داشته باشد۵۰ درصد قیمت فروش را بگیرد. مساله بعدی زیر ساختهای مالی است.عامل سوم نگاه دولت است الگویی که دولت برای حمایت از صنعت در پیش گرفته است، باید اصلاح شود. تمرکزمان را روی حضور مستقیم صنعتگر در بازار گذاشتهایم این ضربه مهلکی به تولیدکننده میزند به علت اینکه ذاتا تولید کننده نمیتواند، عرضه کننده خوبی در بازار باشد، شما وقتی به بنگاه دار جنس میفروشید، نمیتوانید فقط یک محصول به او معرفی کنید، او وقتی با شما معامله میکند که دهها قلم جنس داشته باشید. تاجر میخواهد که از شما دهها نوع جنس ، با تنوع زیاد و مداوم بخرد. این تنوع را تولیدکنندگان نمیتوانند، ایجاد کنند.
راهحل در ایجاد نهادهای بازرگانی است، نهاد بازرگانی در ایران به علت عدم شفافیت، سنتی است دولت نباید از حضور بیواسطه تولیدکنندگان در بازار حمایت کند. رابطه بخش تولید و تجارت باید منطقی شود.
با تعریف جدیدی که از بازار ارائه دادهاید و راهحلی که توضیح فرمودید، ایران پلاست در ایجاد این نهادها چه کمکی میتواند بکند؟
در ایران پلاست باید بتوانیم لایه بازرگانی و تولیدکننده را در کنار هم بنشانیم و این ارتباط را برقرار کنیم.
مثلا اگر نمایشگاهی در اربیل عراق برگزار میکنیم باید بازرگانیها بروند نه تولیدکنندگان، همچنین به طور مثال در نمایشگاهها باید جایی باشد که قراردادها منعقد شود و جنبههای فعالیتهای بازرگانی در نمایشگاه تقویت شود.
و بحث آخر درباره نوآوری در نمایشگاه ایرانپلاست و صنعت پلاستیک است، این حوزه را چگونه ارزیابی میکنید؟
صنعت لاستیک و پلاستیک با نوآوری میانه خوبی ندارد، بخشی برمیگردد به نرمافزارهای این موضوع مثل کپی رایت و از این قبیل موضوعات.
من فکر نمیکنم با طراحی در صنعت پلاستیک برخورد کرده باشید، طراحی صورت نمیگیرد این ارتباط قطع شده است. ساختار این صنعت برای نوآوری آماده نیست.
وقتی بازار بینالمللی نیست، نباید تقاضا و انتظار نوآوری داشته باشید، تقاضای نوآوری وجود ندارد. مشکل اصلی همین جاست تقاضای توسعه فناوری هم وجود ندارد.
باید در ایران پلاست به گونهای برنامهریزی کنیم تا تولیدکنندگان داخلی بیشتر به سمت نوآوری حرکت کنند.