حضور روشن فرهنگ
محمد متین*<br>ارتباطات، سرمایه است یا ابزار؟ یک نگاه به ما گوشزد میکند که ارتباطات گرچه در یک سیستم و سازمان اقتصادی، ابزار و اهرمی موثر است، اما همیشه ابزارها، کارکرد جریانساز ندارند.<br>
محمد متین*
ارتباطات، سرمایه است یا ابزار؟ یک نگاه به ما گوشزد میکند که ارتباطات گرچه در یک سیستم و سازمان اقتصادی، ابزار و اهرمی موثر است، اما همیشه ابزارها، کارکرد جریانساز ندارند.
نگاه دیگر، به ارتباطات عمقیتر مینگرد و ارتباطات را افزون بر ابزار و اهرم، سرمایهای گرانقدر میداند که در صورت تحقق چنین نگاهی، ارتباطات، رویکرد جریانساز مییابد و سیستم را نهتنها در مناسبات داخلی، فعال و روان میکند، بلکه در مناسبات بیرونی نیز پاسخگو و روزآمد خواهد کرد.
همواره چنین بوده است: هرگاه ما به ارتباطات نگاه سرمایهای داشتهایم و اقتصاد را از دریچهی فرهنگ و ارتباطات نگریستهایم، نتیجهای جز فعالیتهای ظاهری سازمان عایدمان شده است و سازمان امور مالیاتی را بهعنوان یک سیستم موثر در اقتصاد ملی، درک کردهایم و در جایگاه واقعیاش نشاندهایم.
ارتباطات، مدیرسالار است یا فرهنگمحور؟ یک نگاه به ما گوشزد میکند که نباید تفکیکی میان مدیریت و رکن کار فرهنگی قایل بود و این نگاه در جای خود، درست و قابل اعتناست. با این وجود، نکتهی ظریف در آن است که نگاه فرهنگی، راهها را برای مدیران در هر عرصهای میگشاید، بهویژه زمانی که مقولهی مالیات به میان آید.
امروزه مودیان ما با نگاه به حضور جدی فعالان عرصهی فرهنگی، هنری، رسانهای و ارتباطی در زمینهی پرداخت باورمند مالیات، الگو میگیرند و مشارکتها را افزایش میدهند. بیتردید هرگاه که پای فرهنگ در عرصهای اجرایی و مدیریتی گشوده میشود و نگاهها را تغییر میدهد و مشارکت آگاهانه را بر دیگر نگاهها فزونی میبخشد، راه سیستمها و دستگاههای اجرایی، هموارتر از پیش میشود.
بر همین اساس بود که حتی مدیریت ارشد سازمان امور مالیاتی، همهی ادارههای ستادی و استانی سازمان را در چارچوب هدفی نوین -یعنی تسهیل بیش از پیش حل امور مودیان -متمرکز کرد تا راهی که دولت نهم گشوده است، اینک با شتاب بیشتری دنبال شود. شاید به همین دلیل میباید فرهنگسازی مالیاتی را بهعنوان یک استراتژی ارتباطی موثر چنان پی گرفت که روزی فرا رسد تا در زمینهی مشارکت آگاهانه و باورمند مودیان در پرداخت مالیات، کمترین تردیدی باقی نماند.
حضور فعالان و مولدان عرصهی تلویزیون و سینما در سالهای اخیر -در کنار رسانهها- بهخوبی نشان داد چه ظرفیت شایستهای در زمینهی پیشبرد استراتژی یادشده در کشور ما وجود دارد که نباید از آن غفلت ورزید و همهی تلاشها را برای استفاده از این ظرفیت، به خدمت گرفت. فرهنگسازی مالیاتی، هدفی است ملی که تنها برعهدهی یک سازمان و یا دستگاه نخواهد بود. اگر همهی متولیان فرهنگی به میدان آیند، راهها برای اجرای هدف فوق، بیش از پیش گشوده خواهد شد؛ البته حرفهای و قاعدهمند و توام با انگیزههای سرشار و فراوان.
* مدیرکل دفتر توسعه فرهنگ مالیاتی
و مشاور رییس کل سازمان