بازخوانی نقش فرهنگ در پیوند ماندگار مالیات، مردم و میهن اسلامی

این فصل را با من بخوان

شماره روزنامه: ۲۰۳۰ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۵۹۷۴۹۰ بیشتر

وقتی فرهنگ به جای آن‌که به متولیان اقتصاد، مالیات بدهد، از آنان مالیات می‌ستاند و هموارکننده‌ی راه دشوار نهادینه شدن رکن استقلال اقتصاد ملی می‌شود، صورت مساله، پیش از آن‌که اقتصادی باشد، رنگ و بوی فرهنگی به خود می‌گیرد.<br>

وقتی فرهنگ به جای آن‌که به متولیان اقتصاد، مالیات بدهد، از آنان مالیات می‌ستاند و هموارکننده‌ی راه دشوار نهادینه شدن رکن استقلال اقتصاد ملی می‌شود، صورت مساله، پیش از آن‌که اقتصادی باشد، رنگ و بوی فرهنگی به خود می‌گیرد.

فرهنگ -به‌عنوان فصل تازه‌ی تحولات مالیاتی- تنها عرصه‌ای است که مالیات به او نه‌تنها نیازمند است، بلکه در برابر این عرصه نیک پاسخ‌گو باید باشد. چنین تعاملی است که رابطه‌ی زیرین و عمقی فرهنگ و مالیات با یک‌دیگر را ترسیم می‌کند. فرهنگ‌سازی، همان نیازی است که مالیات می‌باید بر شانه‌های آن بنشیند و راه‌های دسترسی به مودیان را -آن هم خودآگاه و مشارکتی و بدون هرگونه اجباری- بیابد و مسیر ساختاری آن را هموار کند.

احیای مثلث گم‌شده؛ فصلی قطور
در دوره‌ی اخیر، برای این منظور یعنی فرهنگ‌سازی مالیاتی، مثلثی تحت عنوان عناصر نقش‌آفرین مالیات -افکارعمومی- عناصر فرهنگی و ظرفیت‌های نهفته در آن، شکل گرفت. این مثلث گرچه به‌طور بالقوه همواره وجود داشته است، اما بازخوانی و احیا -آن‌گونه که باید و شاید- نشده بود.
دولت نهم و در ادامه دولت دهم، تلاش خود را بر شناخت این مثلث با محوریت ایجاد اعتماد عمومی و سرانجام، نهادینه کردن باور آگاهانه و فرهنگی به پرداخت مالیات متمرکز کرد. اینک نتایج چنین تلاش نظام‌مند و اصولی‌ای، مسیری را گشوده است که به‌طور ملموس می‌توان بر روی آن انگشت تاکید نهاد و از وجوه تاثیرهای مثبت آن سخن گفت.
فرهنگ‌سازی، کاری است با عرصه‌ای شناخته شده که از جنس انتخاب است و تصمیم. در نظام‌های ارتباطی، این را به‌خوبی دریافته‌ایم که مخاطبان پس از اطلاع به درک پیام و سپس به باور و اقناع دست می‌یابند. از همین رو، مخاطبان که در این‌جا می‌باید از آنان به مودیان مالیاتی یاد کرد، در سایه‌ی اطلاع‌رسانی هدفمند و ارایه‌ی پیام‌های فرهنگی و مشارکت‌گرا، به بخشی از هدف‌های یک نظام ارتباطی دست خواهند یافت، اما نه همه‌ی آن.



باورمندی - اقناع؛ نگاهی متفاوت
شاه‌کلید در همه‌ی نظام‌های ارتباطی و به‌ویژه برای قانع کردن مودیان در پرداخت باورمند و آگاهانه‌ی مالیات، اقناع آنان است: این هدف، شدنی نیست، مگر با ورود به عرصه‌ی کار فرهنگی و رسانه‌ای مدام و تحلیلی.
بر این سیاق بود که سازمان امور مالیاتی کشور، توسعه‌ی فرهنگ‌سازی مالیاتی را در چارچوب مثلث یادشده به‌خوبی دریافت و همه‌ی راه‌های دسترسی به این هدف را در حد مقدور شناسایی کرد و به‌کار گرفت.
امروزه در نقطه‌ای قرار داریم که به ضرس قاطع می‌توان گفت راه فرهنگ‌سازی مالیاتی به‌نوعی گشوده شده است که مشارکت در پرداخت آگاهانه‌ی مالیات از سوی مودیان، با توجه به رشد پرداخت مالیات، قابل اندازه‌گیری است. این مشارکت به‌دست نمی‌آمد اگر، رسانه‌ها در عرصه‌ی افکارعمومی ورود نمی‌کردند و از ظرفیت‌های عناصر فرهنگی استفاده‌ی حرفه‌ای نمی‌شد.
به‌خوبی می‌دانیم که چندی است مضمون مالیات، از حالت خشک و یک‌سویه‌ی پیشینی که برای آن درست شده بود، بیرون آمده و به مضمونی فرهنگی و مشارکت‌گـرا و به‌عنـوان وظیفه‌ای ملـی و شهروندی تبـدیل شده است. ساخت سریال‌هایی که با مضمون مالیات، این هدف را پی گرفته‌اند و تولید فیلم‌های سینمایی در همین راستا، نشان از توجه به این رویکرد می‌کند.



ایجاد اعتماد، نه نگاه درآمدی
سازمان امور مالیاتی با درک این نگاه، جایزه‌ی ویژه‌ی فرهنگ‌سازی مالیاتی و اهدای آن به عناصر مولد سینما و تلویزیون را در نظر گرفت و به آن جامه‌ی تحقق پوشاند. در عرصه‌ی کار رسانه‌ای نیز، ایجاد نشریه تخصصی درون‌سازمانی برای تغییر نگاه‌ها به مقوله‌ی مالیات و ایجاد رسانه‌ی تخصصی مالیاتی تحت عنوان «رسانه مالیاتی ایران» برای پوشش حرفه‌ای و موضوعی مطبوعات با نگاه به مالیات، رویه‌ی دیگر استراتژی فرهنگ‌سازی مالیاتی را نشان می‌دهد.
امروزه نگاه‌ها در افکارعمومی نسبت به مالیات تغییر کرده است و این تغییر، مرهون تلاش هدفمند و رویکرد آگاهانه و تحلیلی مطبوعات ماست. مشارکت‌ها از سوی مودیان نه‌تنها جهتی دیگر یافته، بلکه با انتخاب و پیش‌قدمی در پرداخت مالیات همراه شده است. آیا در دوره‌های پیشین چنین تغییر نگاهی را که کاملا مشهود و قابل اندازه‌گیری باشد، شاهد بودیم؟ این همه البته در سایه‌‌ی آسیب‌شناسی‌های مستدل و ارایه‌ی راه‌کارهای اصولی و دلسوزانه رسانه‌ها صورت گرفته است.
دیگر همه‌ی نگاه‌ها معطوف به متولیان امر مالیات و ممیزان نیست، بلکه جدای از دستگاه امور مالیاتی، شهروندان و مودیان و رفتار آن‌ها در قبال این وظیفه‌ی ملی -یعنی پرداخت باورمند مالیات- به نقطه‌ی ثقل نگاه رسانه‌ها تبدیل شده است. در مقابل، مدیریت ارشد سازمان امور مالیاتی، معاونان، مدیران، ممیزان و کارمندان در این دستگاه متمرکز و به‌هم پیوسته، فرهنگ‌سازی مالیاتی و ایجاد اعتمادعمومی را سرلوحه‌ی هدف خود قرار داده‌اند. ارایه‌ی خدمات به مودیان مالیاتی و در نتیجه سهل کردن پرداخت مالیات، با ایجاد سیستم یکپارچه‌ی مکانیزاسیون در سراسر کشور و کاهش زمان و معطلی مردم، به‌عنوان یک تحول جدی و دستاورد قابل اعتنا که از همین نگاه ناشی می‌شود، نادیده نمی‌توان انگاشت.


امروزه متولیان دستگاه مالیاتی، جلب رضایت مودیان و تلاش برای ایجاد اعتماد و نهادینه کردن فرهنگ‌سازی مالیاتی را مقدم بر مالیات‌ستانی صرف می‌دانند. نگاه فرهنگ‌سازی مالیاتی بر نگاه درآمدی، ارجحیت یافته و چنین است که مثلث یاد شده، شکل کاملی به خود می‌گیرد. اینک ممیزان ما، با اعتماد به اظهارنامه‌های مالیاتی که در موعد مقرر از سوی مودیان ارایه شده باشد، ثابت کرده‌اند که به اظهارهای مالیاتی شهروندان حرمت قائل‌اند و اعتماد و تکریم آن‌ها را گوهر گم‌شده‌ای می‌دانند که در شرایط کنونی پیدا شده است و این نوع برخورد، روز به روز نرخ مشارکت مودیان در پرداخت آگاهانه‌ی مالیات را افزایش داده و می‌دهد.
چشم‌انداز پی‌گیری استراتژی فرهنگ‌سازی مالیاتی، در آینده بیش از امروز نمایان خواهد شد و فصل و فصل‌های تازه‌تری را در برابر ما می‌گشاید. اجرای قانون مترقی مالیات بر ارزش افزوده که نظام سنتی مالیاتی را به نظام مدرن مالیاتی تبدیل کرده است، یکی دیگر از وجوه همکاری و مشارکت آگاهانه‌ی مودیان را ترسیم می‌کند.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن