مدل ارزیابی قدرت برند در طرح irbrands

شماره روزنامه: ۲۰۲۶ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۵۹۶۷۹۷ بیشتر

آگاهی از برند به معنای حضور برند در حافظه مصرف‌کنندگان است. این که مصرف‌کنندگان چقدر سریع و درست می‌توانند برند را به خاطر بیاورند؛ و همچنین در مقایسه با رقبا، کدام برند زودتر به ذهن مخاطب خطور می‌کند.

آگاهی از برند به معنای حضور برند در حافظه مصرف‌کنندگان است. این که مصرف‌کنندگان چقدر سریع و درست می‌توانند برند را به خاطر بیاورند؛ و همچنین در مقایسه با رقبا، کدام برند زودتر به ذهن مخاطب خطور می‌کند.

اولین شرط ایجاد یک برند قوی، به خاطر سپاری قوی در ذهن مصرف‌کنندگان است.
آگاهی از برند شامل دو بعد است:شناخت Recognitionویادآوری Recall.
شناخت برند یعنی توانایی مصرف‌کننده در تأیید ظواهر قبلی برند وقتی که برند خاص را به عنوان یک نشانه می‌بیند. به عبارت دیگر شناخت برند نیازمند این است که مصرف‌کننده برندی را که قبلاً‌ دیده یا شنیده به درستی تمییز دهد. شناخت برند هنگام تصمیم‌گیری در فروشگاه می‌تواند مهم باشد. در تصمیم‌گیری‌هایی با درگیری پائین، یک سطح حداقلی از آگاهی می‌تواند برای انتخاب محصول کافی باشد.
یادآوری برند: یعنی توانایی مصرف‌کننده در بازیابی برند هنگامی که با طبقه محصول، نیاز برآورده شده توسط طبقه محصول یا نشانه‌های دیگری مواجه می‌شود. به عبارت دیگر، یادآوری برند نیازمند این است که مصرف‌کننده به درستی محصول را از حافظه خود فرابخواند. خیلی مهم است که تنها عمق یادآوری (درصد افرادی که برند را می‌شناسند) اندازه‌گیری نشود،‌ بلکه عرض آن (نشانه‌هایی که منجر به یادآوری برند می‌شوند) نیز اندازه‌گیری شود. یک شروع خوب برای سنجش عرض برند،‌ تفکر درباره این است که چه کسی،‌ کی،‌ کجا، و چگونه برند را می‌خرد یا استفاده می‌کند.
آگاهی به تنهایی کافی نیست. برندی که بتواند سهم بیشتری از سبد خرید مصرف‌کننده را به خود اختصاص دهد، برند قوی‌تری است.
میزان خرید مصرف‌کننده از برندهای مختلف بصورت هفتگی، ماهانه و سالانه مورد سؤال واقع می‌گردد. برندهایی که بیشتر خریداری شوند، ‌سهم بیشتری از سبد خرید مصرف‌کننده را به خود اختصاص داده‌اند.


استفاده بیشتر از برند، به تنهایی به معنای این نیست که برند از دیدگاه مصرف‌کننده متمایز است. این که مصرف‌کننده در مورد برند چگونه می‌اندیشد، تعیین‌کننده رفتار مصرف‌کنندگان نسبت به برند در مقایسه با رقباست. در صورتی که مصرف‌کنندگان تصورات و ذهنیات مثبت و خوبی نسبت به برند داشته‌باشند، در صورت تغییر استراتژی‌ رقبا، مشتریان به سختی برند ما را ترک می‌کنند.
این ذهنیات براساس ابعاد مختلفی مورد بررسی قرار می‌گیرند: ارزش ادراک شده، کیفیت ادراک شده، و ....
یکی از مهمترین طرزفکرهای مصرف‌کننده نسبت به برند،‌ طرز فکر او در مورد کیفیت برند است. حتی برندهایی که با کیفیت عالی تولید می‌شوند،‌ ممکن است از دیدگاه مصرف‌کننده خیلی باکیفیت نباشند. از دیدگاه مشتریان برندهای قدرتمند،‌ با کیفیت هستند.


طرز فکر مصرف‌کننده نسبت به هزینه‌های کسب برند بسیار با اهمیت است. به طور کلی تفاضل هزینه‌های کسب برند (شامل هزینه‌های مالی و غیرمالی) و منافع حاصل از برند (فیزیکی و روانی) ارزش برند را نشان می‌دهد.
برندی که بتواند انتظارات مصرف‌کنندگان را برآورده سازد، رضایت آنها را جلب خواهد کرد. رضایت باعث ارتباط پایدار و بلندمدت با برند می‌شود.
هزینه جذب مشتری جدید ۵ برابر حفظ مشتریان قدیم است. برندهای قوی، مشتریان جدید را با هزینه‌های کمتری جذب می‌کنند. در واقع، مصرف‌کنندگان برند، تبدیل به بازاریابان برند می‌شوند. مشتریان از برندهای مورد علاقه خود نزد دیگران تعریف کرده و آنها را ترغیب به خرید برند می‌کنند. این امر، از دارایی‌های مهم برندهای قوی محسوب می‌شود
میزان علاقه به برند، بیانگر ارتباط عاطفی است که برند با مصرف‌کننده برقرار نموده است. این ارتباط عاطفی، پایداری ارتباط را تضمین می‌نماید.
باید توجه داشت که عوامل تعیین‌کننده ارزش برند، در صنایع گوناگون با هم متفاوت است. ارزش برندهایی که مخاطب آنها مصرف‌کنندگان نهایی هستند، با عوامل مخصوص مصرف‌کنندگان نهایی تعیین می‌شوند. در حالی که ارزش برندهای صنعتی - تجاری براساس عوامل دیگری تعیین می‌شوند.
علاوه بر عوامل ذکر شده، عوامل دیگری نیز وجود دارد که باعث افزایش ارزش برندها در حوزه برندهای صنعتی می‌گردد.
اعتماد، مبنا و اساس روابط تجاری است. برندهایی که بتوانند در ذهن خریدار اعتماد ایجاد کنند، برندهایی هستند که خریداران مایل به تداوم روابط تجاری خود با آنها هستند.
میزان حمایت تولیدکننده (برند) از خریدار صنعتی و حمایت عملکردی از او، باعث افزایش ارزش برند در ذهن مشتری صنعتی می‌گردد.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن