ویژگیهای نظارت هوشمند، نهادینه و خودتنظیم در صنعت بیمه
پرویز خسروشاهی<br>یکی از استراتژیهای برنامه تحول در صنعت بیمه کشور؛ ایجاد نظام نظارت هوشمند، نهادینه و خودتنظیم انتخاب گردیده است. اما هوشمندی، نهادینهبودن و خودتنظیمی نظارت به چه معنی است؟
پرویز خسروشاهی
یکی از استراتژیهای برنامه تحول در صنعت بیمه کشور؛ ایجاد نظام نظارت هوشمند، نهادینه و خودتنظیم انتخاب گردیده است. اما هوشمندی، نهادینهبودن و خودتنظیمی نظارت به چه معنی است؟ الف- نظارت هوشمند: هوشمندی نظارت اشاره به بهرهگیری از دانش بهویژه فناوری اطلاعات در امر نظارت دارد. یکی از مؤلفههای این هوشمندی خارج شدن نهاد ناظر از موضع انفعالی و برخورد آن با امر نظارت از موضع فعالانه است. این امر با آیندهنگری و یکگام جلوتر بودن از حوادث و تحولات عینیت مییابد. بررسی و پایش تحولات کلان در محیط فعالیت شرکتهای بیمه و نظام اقتصادی داخل و خارج کشور بهمنظور بدست آوردن تصویر نسبتاً روشن از آینده یکی از ارکان مهم آیندهنگری مورد اشاره است. تحلیل عملکرد مالی شرکتهای بیمه به صورت خاص و مسائل صنعت بیمه به صورت عام از ارکان دیگر آیندهنگری نهاد ناظر در صنعت بیمه محسوب می شود. رکن مهم دیگر در این زمینه، ارزیابی ریسک موجود در محیطهای درونی و بیرونی فعالیت شرکتهای بیمه و تحولات آن میباشد تا نهاد ناظر از مشکلات و تهدیدهائی که ممکن است با به خطر انداختن و بیثبات کردن فعالیت شرکتهای بیمه، منافع بیمهگذاران را به مخاطره بیاندازد پیش از وقوع آگاهی یافته و برای مواجهه با آن آمادگی داشته و تدابیر لازم را اتخاذ نماید.
دریافت اطلاعات روزآمد، مرتبط، دارای ثبات رویه و قابلیت مقایسه، قابل اعتماد، دارای جامعیت، دارای قابلیت دسترسی سریع و دارای قابلیت شاخصسازی و پردازش و تحلیل سریع و دقیق؛ از روند فعالیت شرکتهای بیمه مؤلفه دیگر هوشمندی امر نظارت است. اهمیت بکارگیری فناوریاطلاعات و مبادله اطلاعات از طریق آن، باعث میشود فناوری اطلاعات نیز از مؤلفههای مهم و استراتژیک هوشمندی نظارت بر صنعت بیمه محسوب شود.
بنابراین هوشمندی نظارت در سه مؤلفه ۱)میزان دانش و آگاهی آیندهنگرانه نهاد ناظر، ۲)اطلاعات دقیق و سهلالوصول و منعطف او از صنعت بیمه و ۳)میزان مجهز بودن او به فناوری اطلاعات متجلی میشود.
ب- نظارت نهادینه: نظارت نهادینه اشاره به سیستمسازی و ایجاد نهادهای لازم و کارآمد برای امر نظارت و دوری از نظارتهای سلیقهای و متکی بر نظر افراد دارد.
یکی از مؤلفههای نظارت نهادینه، تدوین "اصول نظارت" بر فعالیت بیمهگران و وضع "معیارها و استانداردهای نظارتی" برای آن اصول است. تدوین اصول و استانداردسازی، از سلیقهایشدن و ابتناء امر نظارت بر نظر ناظران و تبدیل شدن آن به امری سیال و مبهم ممانعت بهعمل میآورد.
"اصول نظارت" زمینههای اصلی و محدودههای اختیار و دخالت نهاد ناظر در بازار بیمه را مشخص میکنند. اصول محوری بیمه، اصول روش شناسی بیمه، اصول نظارت بر بیمهگران بینالمللی و وابستگان فرامرزی آنها، اصول انجام کسب و کار بیمه، اصول فعالیتهای بیمهای در اینترنت، اصول کفایت سرمایه و توانگری و اصول حداقل الزامات برای نظارت بر بیمهگران اتکائی مهمترین عناوین اصول یادشده هستند. «معیارها و استانداردها»ی ذیل اصول نظارت نیز شاخصها و چارچوبهای آنرا معین میکنند. استاندارد اعطاء پروانه، استاندارد بازرسی در محل، استاندارد مشتقات، استاندارد مدیریت دارائیها و بدهی ها و استاندارد افشای اطلاعات نمونههائی در این زمینه هستند.
مؤلفه مهم دیگر نظارت نهادینه، تأسیس و راهاندازی نهادهای صنفی و حرفهای و تخصصی در جهت استفاده از آنها بعنوان ابزارهای تسهیلگر، مکمل و اجرائی برای امر نظارت میباشد. مأموریت نهادهای صنفی که با عناوینی چون انجمن بیمهگران، سندیکای بیمهگران، انجمن نمایندگان بیمه و انجمن کارگزاران بیمه فعالیت میکنند محافظت از حقوق و منافع اعضاء در مجامع گوناگون تصمیمگیری و قانونگذاری، دولتی، تجاری و مدنی است. اما مأموریت نهادهای حرفهای و تخصصی، ارائه خدمات حرفهای و فنی و تخصصی به بیمهگران، بیمهگزاران و نهاد ناظر است. گروهها، انجمنها و مؤسسات تشخیص و تأیید صلاحیت، اعتبارسنجی و رتبهبندی، حسابرسی، تدوین استاندارد، ارزیابی خسارت و کارگزاری بیمه نمونههائی در این زمینه هستند.
ج- نظارت خودتنظیم: خودتنظیمی در امر نظارت اشاره به بهرهگیری از روشهائی دارد که امر نظارت را برای بازار بیمه درونی کرده و بخشی از نارسائیهای بازار را بصورت خودتنظیم برطرف مینمایند.
بررسی و تأیید صلاحیت بیمهگران و برنامه کسب و کار شرکتهای متقاضی ورود به بازار بیمه از سوی نهاد ناظر از مؤلفههای مهم نظارت خودتنظیم میباشد. نهادهای ناظر بر بازار بیمه، با بررسی صلاحیت اشخاص متقاضی فعالیت در بازار بیمه و برنامه کسب و کار آنها، اجازه ورود کسانیکه ممکن است در کارائی بازار خلل ایجاد کنند و بر سلامت آن خدشه وارد نمایند و یا اینکه با اصول اولیه بیمه و بیمهگری آشنا نیستند نمیدهند و بدینترتیب آنانرا که بر اصول و معیارهای عملکرد کارا و سالم بازار پایبندی نشان میدهند و با برنامه کسب و کار حرفهای و حسابشدهای متقاضی ورود به صنعت بیمه هستند روانه عرصه بیمهگری میکنند و نوعی نظارت خودتنظیم را در بازار بیمه تزریق مینمایند.
با توجه به اینکه عمدهترین هدف از نظارت بر بازار، حمایت از حقوق مصرفکنندگان است و اطلاعات ناقص و نامتقارن یکی از دلایل اصلی متضرر شدن مصرفکنندگان در بازارهاست بنابراین آگاهی دادن به مصرفکنندگان از مؤلفههای مهم و مؤثری است که میتواند بخشی از امر نظارت را در بازار بصورت خودتنظیم انجام دهد. لذا آگاهی دادن به مصرفکنندگان بیمه (بیمهگزاران) نیز نوعی نظارت خودتنظیم در صنعت بیمه میباشد.
لازم به گفتن است که هوشمندی، نهادینگی و خودتنظمی نظارت، کاملاً مستقل از هم نیستند بلکه با همدیگر رابطه متقابل داشته و مکمل هم هستند.