برجی که میخواهد باورش کنیم
هما نصرتی<br>برجها در تمام تاریخ حیاتشان در این کره خاکی تلفیقی بودهاند از هنر و تکنولوژی که هیچ گاه تنها در حد یک سازه مکانیکی باقی نماندهاند و با تاثیرگذاریهای شگرفشان در هسته روابط اجتماعی، رسالتی بیواسطه در ساز و کارهای جامعه داشتهاند.
هما نصرتی
برجها در تمام تاریخ حیاتشان در این کره خاکی تلفیقی بودهاند از هنر و تکنولوژی که هیچ گاه تنها در حد یک سازه مکانیکی باقی نماندهاند و با تاثیرگذاریهای شگرفشان در هسته روابط اجتماعی، رسالتی بیواسطه در ساز و کارهای جامعه داشتهاند. از همین منظر است که ساختار فضایی اطراف ما اگر نگوییم مهمترین عامل در ایجاد روحیه، دست کم، سازنده حافظه جمعی است که ما را و هویت ما را شکل داده و حفظ میکند... . به یاد بیاوریم میدان آزادی و برج سپیدش را که هم یادمانی است بر آزادی و ملت آزادمنش ما و هم نماد و سمبلی است از ایران در نزد جهانیان و از شهر تهران در پیش ایرانیان!
میلاد یک برج
در این میان اولین کلنگهای کارگران برج میلاد در دوازدهم دی ماه ۱۳۷۷ به زمین خورد. آن موقع هنوز این برج ۴۳۵متری در آسمان تهران قد نکشیده بود و خیلیها بعید میدانستند که پروژه ای با این بلند پروازی روزی از خاک ایران جوانه بزند که البته اشتباه میکردند. برج مخابراتی میلاد که چهارمین برج مرتفع مخابراتی جهان است اکنون میرود تا به دوره جدیدی از مراحل ساختش برسد.
امکانات برج میلاد قابل توجه و در ایران و شاید خاورمیانه منحصر به فرد باشد: این برج دارای رستوران گردان، محیطهای رو باز و سر بسته برای بازدید از شهر، نمایشگاه دفاع مقدس، امکانات ویژه مخابراتی، امکانات ویژه تلویزیونی، دکل مخابراتی با آنتنهای متفاوت، کافه تریا، نگارخانه آزاد هنری، امکانات فروشگاهی در سرسرا و شش نوع آسانسور است که همه از جاذبههای فضای درونی این برج به حساب میآیند. بد نیست که بدانیم کار بر روی برج میلاد توسط شرکت یادمان سازه که یک شرکت وابسته به شهرداری است صورت پذیرفت. از میان طرحهای متعدد پیشنهادی برای معماری برج، سرانجام طرحی برگزیده شد که با معماری ایرانی و اسلامی همخوانی بیشتری داشته باشد و بتواند پیروزی میان سنتهای دیرین و فنآوری نوین معماری ایجاد کرده و تمدن اصیل ایرانی - اسلامی را به جهانیان عرضه دارد.
یک رسالت انکارناپذیر
اما نکتهای که در همان نخستین روزهای ساخت برج میلاد نقل سخن تمام مجالس فنی و غیر فنی شده بود، بحث ایجاد این برج برای تقابل نمادین با دیگر سازههای موجود است که در دورههای پیش و به خصوص قبل از انقلاب در ایران ساخته شدهاست.
نگارنده معتقد است که این تقابل هیچگاه اتفاق نخواهد افتاد و اگر سری به حضور مردم در بطن جامعه بیاندازیم و «بودن جمعی» مردم را در عرصه اجتماعی و سیاسی مرور کنیم، خواهیم فهمید که چیزی در ناخودآگاه جمعی ما ایرانیها هست که در هر اجتماعی، به سوی سازهای خاص میگراییم و آن چیز متافیزیک و روح آن سازه است؛ مثل روح مسجدی جامع در یک شهر دورافتاده که مردم را برای نماز عید فطر فرامیخواند یا روح میدانی به نام میدان آزادی که با تصویر راهپیمایان چتر به دست در ذهن ما به ثبت رسیده است.
برج میلاد که اکنون به پای ثابت اکثر پوسترهای شهری و وطنی بدل گشته قطعا چنین جایگاهی در میان مردم ندارد و حتی خیل عظیم نکات برجسته در ساخت و ساز آن نیز نمیتواند به این مساله کمکی کند. سازندگان آن نیز باید بدانند که نمیتوانند تمام این مسائل را به صورت مکانیکی به دست بیاورند و سازهشان را به نمادی برای کلانشهر تهران تبدیل کنند، برج باید در میان مردم نفس بکشد تا در موقعیتهای حساس و تاریخی، اثر خود را در ذهن مردم باقی بگذارد و تازه آن زمان میتوان گفت که هسته سیاستگذار در ساخت سازهای به نام برج میلاد موفق بوده است.