در حسرت پرده نقرهای
[ مسعود میر ]<br>اگر شما هم جزو آن دسته افرادی هستید که برای انتخاب فیلم و دیدن آن به سردر سینماها و تبلیغات محیطی و مطبوعاتی اکتفا میکنید بد نیست بدانید که آنچه در صندلیهای نه چندان راحت سینماها رویت میکنید تنها بخشی از محصولی است که تولید سینمای ایران نام دارد.
[ مسعود میر ]
اگر شما هم جزو آن دسته افرادی هستید که برای انتخاب فیلم و دیدن آن به سردر سینماها و تبلیغات محیطی و مطبوعاتی اکتفا میکنید بد نیست بدانید که آنچه در صندلیهای نه چندان راحت سینماها رویت میکنید تنها بخشی از محصولی است که تولید سینمای ایران نام دارد. حالا سالهاست که در چرخه علیل تولید و پخش سینمای ایران بعضی فیلمها داغدیده شدن را به دل میبرند و در میان خبرهای جسته و گریخته سینمایی به خاطره سینما میپیوندند، دیده نشدن البته بسته به نوع فضای سیاسی و فرهنگی حاکم متغیر است و گاهی هم به خاطر معذوریتهای تجهیزاتی اتفاق میافتد.
آپارات خاموش
با یک حساب سرانگشتی میتوان فهمید که هر سال حدود ۳۰فیلم در سینماهای ایران اکران میشوند. روزهای طلایی اکران در نوروز و تابستان هرکدام بیش از ۵فیلم را در چنته ندارند و تعطیلات دیگر هم در سال کم نیستند و اینگونه است که میتوان به راحتی ادعا کرد هر سال حدود نیمی از فیلمهای تولیدشده سینمای ایران بر پرده نقرهای بوسه نمیزنند. تولید سالانه ۵۰فیلم بهطور میانگین برای سینمای یک کشور با سابقه درخشان سینمایی، مضحک به نظر میرسد اما مضحکتر اینکه تعدادی از این فیلم ها در سینما هم اکران نمیشوند. بسیاری این عدم اکران را با دلایلی نظیر کمبود امکانات توجیه میکنند. تهران بهعنوان پایتخت سینماهای ایران هنوز نتوانسته تعداد سینماهای در حد استاندارد خود را به تعداد انگشتان یک دست برساند و هر ساله هم میتوان اخباری درباره تعطیلی یک سالن سینما در این کلانشهر شنید. با این اوصاف حساب شهرستانها مشخص است و نباید توقعی درباره اکران فیلمهای متعدد در ایران داشت.
گزینش سیمرغ
جشنواره فیلم در میان تمام سینماگران و سینما دوستان به نوعی ویترین برای عرضه بهترینهای سینمایی تعبیه میشود که سالی یکبار رونمایی شده و بدین ترتیب خوراک یکسال سینمایی تامین خواهد شد. از میان انبوه فیلمهای تولید شده در چرخه سینمایی کشور هر ساله حدود بیست فیلم از نگاه داوران گزینش جشنواره مهم قلمداد شده و وارد گود رقابت برای تصاحب سیمرغ میشوند. این فیلمهای منتخب همان ویترین مرصعی هستند که باید یکسال مردم را به سینماها بکشانند، سالنها را پر کنند و خلاصه اقتصاد سینمای کشور را پویا سازند. اما وقتی این فیلمهای برگزیده برای رقابت سیمرغ هم دچار مشکلاتی میشوند که در نهایت به عدم اکرانشان منجر خواهد شد اوضاع کمی عجیب میشود. راه دور نروید. کافی است فیلمهایی را که در جشنواره پارسال (جشنواره بیست و پنجم) و امسال (بیست و ششم) دچار مشکلات شدند، مرور کنید.
جشنواره سال گذشته فیلمهای درخشانی داشت که بد نیست نگاهی به لیست فیلمهای اکران نشدهاش بیاندازید. «تکدرختها» اثر سعید ابراهیمی فر، «روز برمیآید» به کارگردانی بیژن میرباقری، «مثل یک قصه» خسرو سینایی و «مینای شهر خاموش» اثر امیر شهاب رضویان جزو فیلمهای جشنواره سال قبل بودند که یا اکران نشدند یا اگر روی پرده رفتند چنان محقرانه بوده که با عدم اکران توفیری نداشته است. علاوه بر این لیست باید نام پرحاشیهترین فیلم بعد از انقلاب را هم به خاطر آورد که هنوز هم دامنه حواشیاش، دنبالهدار است. «سنتوری» با مهرجویی و رادان و کلکسیونی از عوامل برگزیده صحنه و پشت صحنه سینمای ایران چنان با ممیزی دست به یقه شد که تهیهکننده فیلم به رغم اعتراض به تمام نهادهای صنفی و دولتی باز هم نتوانست سنتوری را از محاق توقیف در بیاورد. سنتوری به گفته آنهایی که فیلم را در معدود نمایشهای جشنواره سال قبل دیده بودند میتوانست پرفروشترین فیلم تاریخ سینمای ایران شود اما نه تنها فیلم اکران نشد که عرضه قاچاق آن آخرین امیدهای عوامل فیلم برای اکران سنتوری در دورهای دیگر از مدیریت فرهنگی کشور را هم بر باد داد. سنتوری هر چند در گزینش سیمرغها موفق بود اما نتوانست جایش را در ویترین سینمای ایران باز کند و آرزوهای زیادی را نقش بر آب کرد.
سال سخت عشاق
جشنواره بیست و ششم به گفته اکثر اهالی سینما یکی از بدترین دورههای جشنواره فیلم فجر بود. اگر سال گذشته یک فیلم از کوله جشنواره توقیف شد امسال توقیف قبل، حین و حتی بعد از جشنواره صورت سینمای ایران را زخمی کرد. پیش از آغاز جشنواره خبر دو فیلم تهمینه میلانی برای حضور در جشنواره دهان به دهان شد. هنوز این خبر فراموش نشده بود که فیلم محسن امیریوسفی- آتشکار- هم به این لیست اضافه شد. روز اول جشنواره و در حالی که لیست فیلمهایی که در سینمای جشنواره به نمایش در میآیند تکمیل شده بود سامان مقدم مجبور شد بهخاطر مقاومت در برابر تغییر بخشی از فیلمش قید جشنواره را بزند. عشاق سینما که برای «صدسال به این سالها»ی مقدم خوابهای زیادی دیده بودند روی نام این فیلم در برنامه جشنواره قلم کشیدند و به روزهای خوب آینده فکر کردند. اما گویا قرار نبود جشنواره بیست و ششم با همین تعداد مصدوم به پایان برسد. بعد از فیلم پرهزینه سامان مقدم نوبت پریسا بختآور بود که اولین فیلمش را با گروهانی از ستارههای درجه یک سینما در توقیف ببیند. «دایرهزنگی» که قرار بود اجارهنشینهای دهه هشتاد باشد و رکورد فروش فیلمهای طنز را بشکند در حالی توقیف و از مسابقه سینمای ایران بیرون گذاشته شد که شنیدهها حاکی است این فیلم برای اکران با حدود پنجاهدقیقه اصلاحیه روبهرو است. وقتی «خاک آشنا»ی فرمانآرا هم در روز مقرر در سینماهای جشنواره به نمایش درآمد داستانی که برای سینمای ایران رقم خورده است، قابل درکتر جلوه میکرد. سه فیلم از سه ژانر و سه نوع سینمای مختلف که هر کدام باعث ایجاد تحولی در زندگی نباتی سینمای ایران میشد، هر یک به بهانهای زیر پا گذاشته شدند و مهر«ممنوع» خوردند. صد سال به این سالها که فیلمی اجتماعی از زیر مجموعه سینمای بدنه بود به همراه دایرهزنگی - یک کمدی تمامعیار- و خاک آشنا- در گروه فیلمهای سینمای روشنفکری- در واقع میتوانستند مخاطبان سینمای ایران از هر سلیقه و با هر دیدگاهی را به سالنهای سینما بکشانند و ضمانت نامه بقای سلامت یکسال آینده سینمای ایران را امضا کنند. اما با توقیف این فیلمها که یکبار تمام مراحل لازم برای صدور مجوز یک فیلم سینمایی براساس قوانین حکومتی ایران را طی کرده بودند اوضاع چندان خوشایند به نظر نمیرسد.
نوبت خوب سطحیسازی
ابوالفضل جلیلی، عباس کیارستمی و جعفر پناهی دیگر حتی به نمایش چندروزه یا چند سانس فیلمشان در ایران فکر نمیکنند. داریوش مهرجویی، بهمن فرمانآرا، محسن امیریوسفی و پریسا بختآور هم در یکسال گذشته در لیست محرومان قرار گرفتهاند و شاید سال بعد این جمع پرتعداد تر هم باشد. در این میان نباید شکایت کرد که چرا سینمای ایران به چنین روزی افتاده و نفسنفسزنان به بقایش میاندیشد. وقتی ملودرام های کم مایه بدون دردسر و اظهارنظرهای آنچنانی و در غیاب آثار درخشان سینمای ایران اکران میشوند چرا باید توقع داشت سینمای ایران طراوت سالهای دور را باز یابد؟