سال نفت صد دلاری
اگر تا دیروز تنها هوگو چاوز در مورد نفت صد دلاری هشدار می داد امروز همه نفت صد دلاری را باور کرده اند
اگر تا دیروز تنها هوگو چاوز در مورد نفت صد دلاری هشدار می داد امروز همه نفت صد دلاری را باور کرده اند سال ۸۶ را در یک کلام میتوان سال شگفتی بازارهای نفتی نامید. سالی که در آن برای نخستین بار قیمت بشکههای نفت از مرز ۱۰۰دلار عبور کرد. در حالی سال ۸۶ آغاز شد که قیمت نفت خام در سطح ۶۲ دلار تثبیت شده بود. روند تحولات در ادامه سال به گونهای شد که در دی ماه قیمت نفت از ۱۰۰دلار گذشت. روندی که اگر چه دوام نیاورد، اما شرایط به گونهای است که تحلیلگران پیشبینی میکنند قیمت نفت در صورت تثبیت وضعیت کنونی در سطح ۱۰۰دلار باقی بماند. رسیدن قیمت نفت به ۱۰۰دلار در حقیقت یک نماد و یک زنگ خطر برای اقتصاد جهان است. مهمتر از این که نفت چرا به یکصد دلار رسید؟ این مسالهای است که اقتصاد جهان چگونه با نفت یکصد دلاری کنار آمده و نفت گران چه تاثیری در آینده اقتصاد جهان خواهد گذاشت.
از سال ۹۸ میلادی تاکنون، یعنی در طول یک دهه قیمت نفت بیش از ۸برابر افزایش پیدا کرده است. افزایشی که اگر چه بخشی از آن حاصل افزایش تقاضا بوده است اما بخش عمده آن حاصل تقابلهای ژئو پولتیکی و سفتهبازی در معاملات کاغذی بازار نفت خام بوده است، میانگین قیمت نفت خام در سال ۲۰۰۶میلادی ۰۲/۶۶دلار در هر بشکه و در سال ۲۰۰۷میلادی ۳۲/۷۲دلار بود. این رقم در سال ۲۰۰۸ دست کم به ۸۶دلار خواهد رسید. خوشبینانهترین پیشبینیها کاهش قیمت نفت را در سال ۲۰۰۸ تا سطح ۷۸دلار پیشبینی میکنند. در این شرایط است که اقتصاد جهان باید باور کند که دوران نفت ارزان به پایان رسیده است. در طول سال ۸۶ شمسی قیمت نفت در سه مقطع از یکصد دلار عبور کرد. اولین بار که نفت از یکصد دلار عبور کرد در نخستین روز کاری بورس نفت نیویورک در روز سوم ژانویه ۲۰۰۸ بود. اولین نفت ۱۰۰دلاری تاریخ معاملات بورس نیویورک حاصل شوخی یک بروکر نفتی بود. یکی از معاملهگران آمریکایی در این روز هزار بشکه نفت را به قیمت ۱۰۰دلار برای فروش در رینگ نایمکس قرار داد. این شوک باعث شد تا قیمت نفت به ۱۰/۱۰۰دلار در هر بشکه برسد. اگر چه این شوخی نفتی برای چند دقیقه بیشتر نفت را به بالای ۱۰۰دلار نفرستاد، اما به اتفاقی که تقریبا چهار ماه بازارها در انتظار آن بودند جامه عمل پوشاند. اگر مرتبه نخست عبور نفت از مرز یکصد دلار حاصل یک حرکت نمایشی بود، دفعات بعدی حاصل تهدیدهایی بود که بازار از جانب عرضه احساس میکرد. کمبود عرضهای که بازارها نگران آن بوده و چشم به اقدامات اوپک داشتند. اوپک در سال ۸۶ نقشی فعال در قیمتگذاری نفت خام ایفا کرد. وضعیت بازارها در این سال به گونهای بود که حتی سکوت اوپک نیز تاثیر خود را میگذاشت. از نیمه سال ۸۶ که قیمتها با نزدیک شدن به فصل سرما رو به افزایش گذاشتند، فشارها به اوپک به عنوان بزرگترین کارتل تولیدکننده نفت جهان افزایش یافت. در ابتدا آژانس بینالمللی انرژی به عنوان نهاد نمایندگی کشورهای صنعتی از اوپک در خواست کرد تا تولید خود را افزایش دهد. مقاومت اوپک دست آخر ایالات متحده را وادار کرد تا مستقیما وارد عمل شود و از عربستان متحد نفتی شماره یک خود درخواست کند که زمینه افزایش تولید را فراهم آورد. این فشارها نتیجه داد و در آخر اوپک در اجلاس شهریور ماه خود در مقر این سازمان با افزایش ۵۰۰هزار بشکهای سقف تولید موافقت کند. در ادامه سال افزایش تقاضا در کنار بحرانهای سیاسی اثر این افزایش تولید را محو کرد و بار دیگر قیمت نفت رو به افزایش نهاد. در جریان اجلاس بهمن ماه اوپک بار دیگر فشار کشورهای صنعتی برای افزایش تولید آغاز شد؛ اما این بار دیگر اوپک تحتتاثیر مقاومت اعضای غیرعرب خود به ویژه ونزوئلا و ایران سقف تولید را افزایش نداد. راه برای عبور مجدد قیمت نفت از مرز ۱۰۰دلار هموار شد. حمله ترکیه به شمال عراق پازل افزایش قیمتها را تکمیل کرد. ترکیه برای سرکوب شورشیان عضو حزب کارگران کردستان این کشور ارتش خود را به جایی فرستاد که از قضای روزگار سومین ذخایر بزرگ نفت جهان را در خود جای داده است. منطقه شمال عراق بیش از یکسوم ذخایر نفت این کشور را در خود جای داده است. به تعبیر بازارهای نفت هرگونه تنش در این منطقه در صورت تداوم بحران میتواند به ایجاد وقفه در صادرات نفت عراق منجر شود. بحران شمال عراق و ناامیدی بازارهای نفتی از افزایش تولید اوپک موجب شد تا بهای نفت خام برای اولین بار در طول تاریخ به ۳۲/۱۰۱دلار برسد. قیمتی که از سال ۱۹۸۳؛ یعنی سال آغاز معاملات در بورس نفت نیویورک تاکنون بیسابقه بوده است.
به نظر میرسد اعضای اوپک نه تنها دیگر بر تولید خود افزوده نکنند که در ادامه سال از سقف تولید خود بکاهند. به اعتقاد اعضای اوپک، افزایش تولید در ادامه سال به خصوص در ماههای ژوئن و جولای قیمت نفت را به شدت کاهش خواهد داد. چه آنکه وضعیت اقتصاد جهانی به گونهای است که از میزان تقاضا کاسته خواهد شد. اقتصاد ایالات متحده به عنوان بزرگترین اقتصاد جهان و بزرگترین مصرفکننده نفت خام جهان در آستانه ورود به یک دوره رکود قرار گرفته است. اتفاقی که به سهم خود دیگر کشورهای توسعهیافته را نیز درگیر خواهد کرد. بحران اقتصادی ایالات متحده تا آن اندازه جدی است که وزارت خزانهداری این کشور برای سه ماه پایانی سال ۲۰۰۸ رشد اقتصادی ۵/۰درصد را پیشبینی کرده است. کاهش تولیدات صنعتی ایالات متحده به طور مستقیم بر کاهش تقاضای نفت اثر خواهد گذاشت. رکود اقتصاد ایالات متحده باعث کاهش رشد اقتصادی کشورهای صنعتی دیگر در اروپا و شرق آسیا خواهد شد که شرکای تجاری اصلی آمریکا به حساب میآیند. درواقع میتوان گفت نفت گران اگرچه درآمدهای هنگفتی را برای کشورهای تولیدکننده نفت که اکثرا کشورهای در حال توسعه هستند به ارمغان آورده است؛ اما بخش دیگر جهان را که در حقیقت موتورهای اصلی رشد اقتصادی جهان هستند به شدت تهدید میکند. افزایش قیمت نفت موجب شده است تا هزینه انرژی در سبد خانوارهای آمریکایی و اروپایی به میزان چشمگیری افزایش پیدا کند. این افزایش قیمت موجب شد که نرخ تورم در ایالات متحده و اتحادیه اروپا افزایش یابد. بانکهای مرکزی ناگزیر هستند در این شرایط نرخ بهره را افزایش دهند تا تورم را مهار کنند. این در شرایطی است که این اقتصادها برای ایجاد تحرک در بخشهای مختلف اقتصادی و فرار از رکود نیازمند کاهش نرخ بهره هستند. در ایالات متحده فدرال رزرو، بانک مرکزی این کشور، در سه مرحله نرخ بهره را از ۲۵/۵درصد به ۳درصد رسانده و برای کاهش مجدد نرخ بهره آماده میشود. نگرانی از افزایش تورم تحتتاثیر افزایش قیمت نفت خام باعث شده است تا بن برنانکی رییس بانک مرکزی این کشور اکنون در برابر چالشی جدی قرار گیرد. کاهش نرخ بهره و پذیرش ریسک تورم یا افزایش نرخ بهره و قبول ریسک رکود اقتصادی.