تحلیل اکونومیست از کسب و کار در آسیای جنوب شرقی

ببرهایی که دیگر نمی‌غرند

شماره روزنامه: ۱۴۸۴ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۵۵۵۱۰۶ بیشتر

[ مترجم: شادی آذری ]<br>اکنون که چین و هند به اوج رونق اقتصادی رسیده‌اند، به راحتی فراموش می‌شود که تا همین ده‌سال پیش این آسیای جنوب شرقی بود که سریعتر رشد را در جهان به خود اختصاص داده بود و آنچنان در صدر توجهات بود که سرمایه‌گذاران بسیاری را به خود جذب می‌کرد، درست همانطور که دو غول اقتصادی چین و هند این کار را کرده‌اند.

ببرهایی که دیگر نمی‌غرند

[ مترجم: شادی آذری ]

اکنون که چین و هند به اوج رونق اقتصادی رسیده‌اند، به راحتی فراموش می‌شود که تا همین ده‌سال پیش این آسیای جنوب شرقی بود که سریعتر رشد را در جهان به خود اختصاص داده بود و آنچنان در صدر توجهات بود که سرمایه‌گذاران بسیاری را به خود جذب می‌کرد، درست همانطور که دو غول اقتصادی چین و هند این کار را کرده‌اند. اقتصاد این منطقه به آرامی از حدود سال‌های ۹۸-۱۹۹۷ احیاء شد. حتی به تازگی این منطقه شاهد رشد خوب اقتصادی ظرف چند سال پیاپی شد و مسایل مالی دولت‌های این منطقه به طرز قابل توجهی بهبود یافت. با وجود این، پنج اقتصاد اصلی این منطقه یعنی اندونزی، مالزی، فیلیپین، سنگاپور و تایلند هنوز به‌خاطر آنکه تعداد شرکت‌های در سطح‌ جهانی در آنها نزدیک به صفر است، تعجب تحلیل‌گران را برانگیخته‌اند. منطقه آسیای جنوب‌شرقی با جمعیت ۵۷۰ میلیون نفر پرچمدار توسعه اقتصادی در سطح آسیا بوده است. پس چرا هنوز این منطقه نتوانسته است یک‌ نام تجاری جهانی مانند سامسونگ وال‌جی کره جنوبی به‌وجود آورد؟ رهبران پیشتاز این منطقه در بخش فن‌آوری از جمله شرکت‌‌های تایوانی ای‌یو اوپترونیکس و تایوان سمیکانداکتر کجا هستند؟ قهرمانان جهانی این کشور که چون تاتااستیل، رنبکسی و پیروی هندوستان یاهوآوی و لنووی چین بودند، چه شدند؟ اگر از یک سرمایه‌گذار در لندن یا نیویورک بخواهید که شرکت‌های دارای اعتبار جهانی منطقه آسیای جنوب‌شرقی را نام ببرد، بعید به نظر می‌رسد که نامی جز شرکت‌ هواپیمایی سنگاپور را به یاد بیاورد.

جو استادول، یک روزنامه‌نگار، در کتاب خود به نام «پدرخوانده‌های آسیایی» که به تازگی به چاپ رسیده است، این قصور منطقه آسیای جنوب شرقی را مورد تحلیل قرار داده است.

او می‌گوید صحنه کسب و کار منطقه همچنان تحت سیطره مجتمع‌های صنعتی، قدیمی، متوسط‌الحال و بی‌قواره است که توسط مالکان پیر به روش پدرسالارانه اداره می‌شود. پتانسیل این شرکت‌ها براساس استفاده از ارتباطشان با نخبگان دولتی پایه‌ریزی شده است.

سود آنها هم از روش‌های نفوذ در دولت از جمله انعقاد قراردادهای سخاوتمندانه با دولت و با استفاده از ارتباطشان با مقامات برای از رده‌خارج‌ کردن رقبای بالقوه، به‌دست می‌‌آید. اگر آنها نیازی به فن‌آوری پیدا کنند، آنرا از خارج می‌خرند. استادول می‌گوید نتیجه آنکه، این منطقه «هیچ شرکت بومی در اندازه‌های بزرگ که محصولات و خدماتی در سطح کلاس جهانی ارائه‌ دهد، ندارد.»

زمانی حرف‌های مشابه اینها در مورد دیگر کشورهای آسیایی نیز گفته می‌شد و گاهی هنوز هم گفته می‌شود. اما کسب و کارهای برتر سایر کشورها، حتی در جایی چون هندوستان که خانه صدور مجوزهای مورد تایید راج است، توانستند از قید و بند این محدودیت‌ رها شوند. در شرایطی که رشد ناشی از صادرات کره جنوبی و تایوان به‌طور عمده توسط شرکت‌های بومی دارای تولیدات جهانی و برخوردار از فناوری‌های داخلی محقق می‌شود، بخش اعظم صادرات با ارزش آسیای جنوب شرقی توسط شرکت‌های خارجی مستقر در منطقه تولید می‌شوند. تایلند یک صنعت موفق در زمینه نیرو محرکه را راه‌اندازی کرده است که رمز موفقیتش جذب شرکت‌های چندملیتی بوده است. اما این صنعت دائما با این خطر مواجه است که ممکن است این شرکت‌ها به جایی دیگر چون چین، که دارای هزینه‌های کمتر و بازار داخلی بزرگ‌تر است، مهاجرت کنند.

اگر به جزئیات فعالیت یک شرکت دارای مدیریت خوب در آسیای جنوب شرقی، چون شرکت آسترا که یک خودروساز اندونزیایی است دقت کنید، متوجه خواهید شد که این شرکت با اخذ مجوز به مونتاژ خودروهای ژاپنی مشغول است و توسط یک گروه هنگ‌کنگی اداره می‌شود. شرکت‌های زیادی نتوانسته‌اند از مرزهای خدمت به بازارهای وطنی عبور کنند. مطالعه‌ای که به تازگی توسط گروه مشاوره‌ای بوستون در مورد صد شرکت از بزرگ‌ترین شرکت‌های چند ملیتی اقتصادهای نوظهور (به جز سنگاپور) انجام گرفته است، نشان می‌دهد از این تعداد تنها پنج شرکت از منطقه آسیای جنوب شرقی برخاسته‌اند. در حالی که فقط از کشور برزیل ۱۳ شرکت پا گرفته‌اند و این در شرایطی است که برزیل تنها یک سوم جمعیت آسیای جنوب شرقی را دارا است و تا حدود یک دهه پیش هیچ شرکتی نداشت که بتواند در سطح جهانی مطرح کند.

تمایزات کلاسی:

برای آنکه یک شرکت در کلاس جهانی جای گیرد باید شرایطی بیش از بزرگ بودن و خوب اداره شدن را احراز کند. چنین شرکتی باید دارای یک نام تجاری با ارزش در سطح جهان باشد یا در فناوری که خود ارائه می‌دهد پیشتاز باشد یا روش اقتصادی هوشمندانه‌ای را ابداع کرده باشد. اینها حداقل استانداردهای مورد تقاضا هستند، اگر چه برخی از شرکت‌هایی که گروه مشاوره‌ای بوستون به عنوان صد شرکت بزرگ چند ملیتی جهان مورد بررسی قرار داد، در همه آنها شهرتی بی‌بدیل برای خود رقم زده‌اند. ولی در آسیای جنوب شرقی، معدود شرکت‌هایی توانسته‌اند یکی از آن استانداردها را رعایت کنند. شرکت هواپیمایی سنگاپور چهارمین شرکت هواپیمایی بزرگ جهان است و شاید مشهورترین نام تجاری باشد که از این منطقه در سرتاسر جهان شهرت یافته است. اما برخی از ستاره‌های فناوری سنگاپور نشانه‌هایی از شکست را از خود بروز داده اند. گری اونزا، یک استراتژیست از مرکز اچ اس‌ بی‌سی با ابراز نگرانی از این موضوع می‌گوید: « به عنوان مثال شرکت‌های سمیکانداکتر و کرییتیو در کشورهایی چون تایوان که این روزها از انبوهی از فناوری‌ها و فرهنگ کارآفرینی برخوردارند، از رقبا عقب افتاده‌اند»

در بخش بانکداری، این منطقه دارای چند مدعی تاثیرگذار است که از جمله آنها می‌توان اوسی‌بی‌سی سنگاپور و بانک دولتی مالزی را نام برد که در ورای مرزهای کشورشان گسترش یافته‌اند. اما اکنون این مراکز باید با بانک‌های بزرگ و فربه شده چینی و همتایان غربی آنها که ریشه‌های عمیقی در منطقه دوانده‌اند، از جمله اچ‌اس‌بی‌سی و استاندارد چارترد، به رقابت بپردازند. به نظر می‌رسد به مانند سایر انواع کسب و کار، قهرمانان بومی این منطقه در بخش بانکداری هم از فقدان اندازه مناسب در جهانی که پاسخگویی به انبوه مشتریان بیش از هر زمان دیگر نقش حیاتی ایفا می‌کند، رنج می‌برند.

البته این منطقه با برخی موانع طبیعی نیز روبه‌رو است. ده عضو از اعضای اتحادیه کشورهای جنوب شرق آسیا (آسه‌آن) از زبان‌ها، مذاهب، نظام‌های سیاسی و تاریخ‌های متنوع و متفاوتی برخوردارند.

حتی پرجمعیت‌ترین عضو این اتحادیه یعنی اندونزی، با ۲۳۰میلیون نفر جمعیت، به تنهایی از گوناگونی عجیبی برخوردار است. این کشور از ۱۷۰۰۰ جزیره تشکیل شده است و ترکیبی بی‌بدیل از سنت‌های فرهنگی و مذهبی را پدید آورده است.

در مقایسه، برزیلی‌ها اگرچه در شمال رقص فررو دارند و در جنوب رقص سامبا، اما جمعیت ۱۹۰میلیون نفری آنها بسیار همگون و یکپارچه است و به یک زبان سخن می‌گویند و همه بر یک تکه از زمین زندگی می‌کنند.

واقعیت این است که رهبران آسه‌آن می‌توانستند برای اجرای تعهداتشان مبنی بر ایجاد یکپارچگی اقتصادی به سبک اروپایی تلاش بیشتری کنند و بازار داخلی مناسبی را برای شرکت‌های داخلی فراهم آورند تا آنها بتوانند از طریق آن به کسب و کاری در سطح جهانی دست یابند.

قصور آنها در شکل‌دهی به یک بازار مناسب در این واقعیت متجلی شده است که اعضای آسه‌آن سه برابر آنچه با یکدیگر به تجارت می‌پردازند با کشورهای غیرعضو این اتحادیه تجارت می‌کنند. اگرچه تعرفه‌های داخلی برداشته شده است، اما با وجود این یک مرکز مشاوره مدیریت به نام مک کنزی در گزارشی در سال ۲۰۰۴ به این نکته اشاره کرده است که استانداردهای مربوط به محصولات و سایر موانع غیرتعرفه‌ای اغلب بین کشورهای عضو آسه‌آن متفاوت است و این موضوع تولیدکنندگان را مجبور می‌کند که برای هر کشوری خط تولید کوچک مخصوصی به راه بیاندازند.

همه این جریانات ویژگی رقابتی بودن شرکت‌های منطقه آسیای جنوب شرقی و شرکت‌های چندملیتی فعال در این منطقه را کاهش می‌دهد. فساد نیز به نوبه خود باری مضاعف را بر دوش کسب‌وکار این منطقه تحمیل می‌کند. البته این معضل در سایر مناطق آسیایی نیز مشاهده می‌شود، اما چندین کشور آسیای جنوب شرقی، به خصوص اندونزی، مبتلا به بیماری فساد و نظام قضایی غیرقابل اعتماد هستند و این موضوع انعقاد قراردادها را در این منطقه دشوار می‌سازد.

در کنار همه این مسائل اوج‌گیری اقتصاد چین و هندوستان با بازارهای داخلی عظیمشان، می‌تواند به آن معنا باشد که زمان برای آنکه آسیای جنوب شرقی در تولید به قدرتی بزرگ تبدیل شود، دیر شده است، اما هنوز این منطقه از چشم‌اندازی خوب در ایجاد شرکت‌های پیشرو در سطح جهان در سایر زمینه‌هایی که سوددهی خوبی دارند، برخوردار است. توریسم و میزبانی از مردم سایر کشورها مثال‌هایی روشن از این زمینه‌ها هستند.

به خصوص در چنین زمانی که همسایگان این منطقه ثروتمندتر می‌شوند. آسیای جنوب شرقی می‌تواند هم مدیترانه و هم کارائیب آسیا شود. شرکت‌های موفقی که می‌توانند از رشد صنعت توریسم به عنوان سکوی پرتابی برای شهرت جهانی استفاده کنند شامل گروه هتل‌هایی چون بانیان تری سنگاپور، کازینوهایی چون جنتینگ مالزی و حتی شرکت‌های بیمارستانی چون بومرانگراد تایلند که رقیبی رو به رشد در «توریسم پزشکی» است، هستند. منابع طبیعی امید دیگری برای پیشتازان آینده جهانی شدن در این منطقه است. آسیای جنوب شرقی به دنبال برزیل و استرالیا، در شرف ایجاد کسب‌وکارهای جهانی نیازمند منابع طبیعی است.

شرکت پالم اویل که بخش اعظم عرضه مواد موردنیاز آن از طریق مالزی و اندونزی تامین می‌شود، مثال خوبی در این زمینه است. برخی شرکت‌های درختکاری نیز از این دسته‌اند. به عنوان مثال شرکت آی‌او‌آی، یک شرکت درختکاری مالزیایی است که ثابت کرده است بهره‌وری آن به لحاظ محصول در هر هکتار ۵۰درصد نسبت به سایر رقبا بیشتر است. همان‌طور که چند شرکت امیدبخش در منطقه نشان داده‌اند هنوز همه‌چیز برای آسیای جنوب شرقی به پایان نرسیده و امید می‌رود حتی در جنگل امروز هم صدای غرش ببرهای آسیای جنوب شرقی دوباره به گوش رسد.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن