قله برفی عشق
چهار یادداشت: مسعود میر
چهار یادداشت: مسعود میر هنوز برگزیدگان مسابقه سینمای ایران (سودای سیمرغ) مشخص نشدهاند اما خسرو معصومی با همان سیمرغ بخش بینالملل میتواند ادعا کند که حالا قلهبرفی عشق در سینمای ایران را فتح کرده است.
«باد در علفزار میپیچد» سومین فیلم از مجموعه فیلمهای اخیر معصومی است که عشق و برف در آن، روایت غالب است.
معصومی هنوز از قاچاقچیان چوب، حرفهایی تازه دارد. این بار سردسته آنها مردی است که میخواهد دختر زیباروی روستا را برای پسر عقبافتادهاش خواستگاری کند.
الناز شاکردوست که تا پیش از اتوبوس شب مجموعهای از فیلمهای درجه دو را در کارنامهاش ثبت کرده بود، در فیلم معصومی ثابت کرد که میتواند بازی خوب هم ارائه کند.
سکانس بریدن گیسهای «شوکا» بدون یک کلمه دیالوگ و تنها با بازی میمیک شاکردوست به یکی از بهترین سکانسهای فیلم بدل شده است. روایت روان معصومی در میان رخنمایی سختی زندگی در روستایی دورافتاده ریتم فیلم را حفظ کرده است.
و شوخیهای کلامی شاگرد خیاط و خیاط هم برای دقایقی خنده را بر لب تماشاگر فیلم مینشاند. باد در علفزار میپیچد، فیلم تلخی است اما معصومی در این فیلم ثابت کرده میتواند در سکانسهای فینال به گونهای ذهن تماشاگر را هدایت کند که بعد از پایان فیلم بیش از آنکه اندوه تماشاگر بر قصه غلبه کند، سهمگین بودن ضربه، روایت قصه او را به تامل وادارد.
معصومی حالا میتواند با افتخار فیلمهای برفیاش را به گوشهای نهد و با فراغ بال به سراغ زندگی و گرمای آفتاب برود.