فرزند آشنای خاک
چهار یادداشت: مسعود میر
چهار یادداشت: مسعود میر فیلمهای خاکی جشنواره امسال دو عنوان بودند که البته سرنوشتهای متفاوتی پیدا کردند.
برخلاف «خاک آشنا» که از جشنواره حذف شد، فیلم «فرزند خاک» لااقل در تقسیم سیمرغهای جشنواره بیست و ششم حسابی تحویل گرفته شد.
فرزند خاک ساخته محمدعلی آهنگر که توانست دو سیمرغ از سیمرغهای بخش مسابقه سینمای معناگرا را به خود اختصاص دهد، روایت زندگی زنی است که برای یافتن جسد همسر شهیدش راه کردستان عراق را در پیش میگیرد.
در فیلمی که حوزه هنری آن را تهیه کرده هر چند سفارشی بودن در پلان به پلان فیلم به چشم میآید، اما نمیتوان از دو موضوع در فیلم چشم پوشید.
اول پرداختن به زندگی کردهای مرزنشین ایران و عراق که با یافتن بقایای اجساد شهدای جنگ و فروش آنها به گروههای تفحص روزگار میگذرانند و دیگری بازی معرکه مهتاب نصیرپور به عنوان تنها بازیگر سرشناس این فیلم.
نصیرپور به خوبی توانسته نقش یک زن کرد عراقی را ایفا کند که در رفت و آمدهایش به مرز ایران هم فارسی آموخته و هم با یک کرد ایرانی آشنا شده است.
باید اذعان کرد که آهنگر توانسته با توجه به عدم بهرهمندی از ستارههای مختلف در فیلمش با کشش داستانی دل تماشاگر را به دست آورد و پلانهای مرگ خواهر گوآنا (مهتاب نصیرپور) و یافتن هلیکوپتر سقوط کرده ایرانی در درههای کردستان عراق با اجساد خلبانان آن شاهد این مدعا هستند.
فرزند خاک را البته باید بخشی از کسالت این سالهای سینمای دفاع مقدس خواند که هنوز میان روایت عینی جنگ و بازتابهای جنگ در زندگی آدمها به نقطه ایدهآل جدیدی نرسیده است.