پاسخ سینماگران و صاحبان صنعت در مورد جدایی‌شان

همدیگر را نمی‌شناسیم

شماره روزنامه: ۱۴۵۷ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۵۴۹۸۸۰ بیشتر

امسال در کنار سایر بخش‌های جشنواره فیلم فجر، مواد تبلیغی و اطلاع‌رسانی هم به بخش‌های رقابتی جشنواره اضافه شد و برترین‌های این حوزه معرفی شدند. آنچه تاکنون دیده‌ایم، ارتباط کم‌سوی سرمایه‌داران و صاحبان صنعت بوده است با هنر و به‌خصوص هنر هفتم. در بسیاری کشورها، فیلم‌های سینمایی با حمایت سرمایه‌داران ساخته می‌شوند؛ اما سینمای ایران، با غیبت این بخش با تمام تلاشش تاکنون نتوانسته پا به پای برترین‌های جهان پیش رود؛ گرچه همیشه نامش در سینمای جهان مطرح بوده است.

همدیگر را نمی‌شناسیم

امسال در کنار سایر بخش‌های جشنواره فیلم فجر، مواد تبلیغی و اطلاع‌رسانی هم به بخش‌های رقابتی جشنواره اضافه شد و برترین‌های این حوزه معرفی شدند. آنچه تاکنون دیده‌ایم، ارتباط کم‌سوی سرمایه‌داران و صاحبان صنعت بوده است با هنر و به‌خصوص هنر هفتم. در بسیاری کشورها، فیلم‌های سینمایی با حمایت سرمایه‌داران ساخته می‌شوند؛ اما سینمای ایران، با غیبت این بخش با تمام تلاشش تاکنون نتوانسته پا به پای برترین‌های جهان پیش رود؛ گرچه همیشه نامش در سینمای جهان مطرح بوده است. در جشنواره امسال حضور اسپانسرها کمی پررنگ‌تر بود و حتی بسیاری معتقد بودند در برخی فیلم‌ها پررنگ‌ بودن جنبه‌های تبلیغاتی به اصل ماجرا آسیب زده است.

پس از این با سینماگران و صاحبان سرمایه در این مورد صحبت کرده بودیم و آنچه در زیر می‌خوانید، بخشی از صحبت‌های آنان درخصوص فقر مالی سینمای ایران است.

خسرو سینایی در این خصوص معتقد بود: «این مساله هنوز جا نیفتاده که سرمایه‌گذار، سرمایه‌اش را در جهت ارتقای فرهنگ به کار گیرد. آنها ترجیح می‌دهند سرمایه‌شان را صرف تجارت‌های دیگر کنند و کمتر به ارتقای فرهنگی توجه کنند.»

اما بهروز فروتن، صاحب چند واحد صنعتی چون کارخانه صنایع غذایی بهروز که سابقه پشتیبانی پروژه‌های صنعتی را هم در کارنامه دارد، پاسخ او را این گونه داد: «تضاد بین صنعتگران و سینمایی‌ها، به دلیل ناآگاهی‌ این دو حوزه از دستاوردهای یکدیگر است. سینما چون دستاوردهای سازندگی صنعت را نمی‌شناسد و دستاوردهای خود را به حوزه صنعت معرفی نمی‌کند، از حمایت‌های این حوزه بهره‌مند نمی‌شود و تمام تقصیرها را بر گردن سرمایه‌دارها می‌اندازد.»

جهانگیر کوثری، تهیه‌کننده هم گفت: «سرمایه‌داران کشور ما سرمایه‌داران سنتی و بازاری هستند. آنها ترجیح می‌دهند به سود روزانه و مطمئن دست یابند، نه اینکه وارد عرصه‌ای شوند که تکلیفش مشخص نیست.»

منیژه حکمت هم با او همراه شد: «سرمایه‌دار حافظ منافع‌اش است و براساس بازار تصمیم می‌گیرد. با توجه به شرایط سینمای ایران که سینمای بیماری است و مشکلات بسیار دارد، همچنین نگاه دولتی که بر آن حاکم است، سرمایه‌دار بخش خصوصی‌ نمی‌تواند با این حوزه ارتباط برقرار کند.»

متین شاهین، مشاور تبلیغاتی زاگرس‌خودرو پاسخ آنها را این‌گونه داد: «نرخ پیشنهادی برخی تهیه‌کننده‌ها برای مشارکت در ساخت فیلم آنقدر بالا است، که اگر بپذیریم، عملا تفاوتی با تهیه‌کننده فیلم نخواهیم داشت و این مساله موجب عدم حضور بسیاری سرمایه‌گذاران در این حوزه می‌شود.»

رسول صدرعاملی معتقد بود:‌«سینمای سالم و پویا به هیچ کمکی احتیاج ندارد. سینمای خوب همیشه تماشاگر خود را دارد و مورد حمایت قرار می‌گیرد؛ اما اگر سرمایه‌داران متوجه قابلیت‌های سینما باشند، می‌توانند دستاوردهای فعالیت‌هایشان را با حضور در سینما نمایش دهند و به شکلی جذاب و دراماتیک آن را معرفی می‌کنند.»

میرجلال سیدمجیدی، روزنامه‌نگار و دبیرتحریریه بانی‌فیلم، هم معتقدبود: «سینما یک هنر صنعت است و در جهان در کنار وجهه هنری‌اش، به عنوان صنعتی‌ پول‌ساز مطرح می‌شود؛ اما در ایران، هنوز این مساله پذیرفته نشده است.

سینمای جهان مخاطب میلیاردی دارد که سرمایه‌داران با آمدن به این حوزه از حضور آنها بهره‌مند می‌شوند؛ اما در سینمای ما خبری از مخاطبان انبوه نیست و اگر هم سرمایه‌داری به این حوزه بیاید، بیشتر به دلیل علاقه شخصی‌اش است تا سودآوری صنعت سینما.»

او یکی دیگر از دلایل درست بودن این ارتباط را این‌گونه معرفی کرد: «صنعتگران، هم آگاه نیستند که سینما در پیشبرد فعالیت‌هایشان تا چه حد توانمند است و به همین دلیل در این عرصه حضور گسترد‌ه‌ای ندارند.»

آنچه در صحبت‌های همه آنها مشترک بود، ناآگاهی هر دو حوزه از فعالیت‌های یکدیگر و تاثیرشان در فعالیت‌های هم دیگر بود. اینکه سینماگران به دستاوردهای صنعت و صاحبان آن نگاه مثبتی ندارند و سرمایه‌داران هم از قابلیت سینما در پیشبرد دراز‌مدت اهدافشان آگاه نیستند. گفتن اینکه اغلب جشنواره‌های بزرگ سینمایی در جهان با حمایت سرمایه‌داران برگزار می‌شود، حرفی تکراری است و تکرار این مساله که حضور صاحبان صنعت در حمایت جشنواره‌های سینمایی ایران، آنقدر کمرنگ است که به چشم نیاید، حرفی تکراری‌تر. دیگر برعهده هنرمندان و سینماگران است که آیا مایلند باب آشتی را باز کنند و از مزایای یک ارتباط دوسویه بهره‌مند شوند یا هنوز تصمیم دارند به سنتی‌ترین و البته دشوارترین شیوه فعالیت‌هاشان را ادامه دهند و از قافله رقابت‌های جهانی جا بمانند!

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن