منطقه ممنوعه
جشنواره ده روز پرشتاب است. فیلمسازان با شتاب فیلمهایشان را به پایان میرسانند، مسوولان جشنواره شتاب زده فیلمها را بازبینی و انتخاب (و البته ممیزی) میکنند و سرانجام تماشاگران نیز برای دیدن فیلمهای نپخته و کپیهای صفر سرو دست میشکنند.
جشنواره ده روز پرشتاب است. فیلمسازان با شتاب فیلمهایشان را به پایان میرسانند، مسوولان جشنواره شتاب زده فیلمها را بازبینی و انتخاب (و البته ممیزی) میکنند و سرانجام تماشاگران نیز برای دیدن فیلمهای نپخته و کپیهای صفر سرو دست میشکنند. در این فضای پرشتاب که به نوعی همه به آن عادت کردهاند، آنچه کمتر از همه به چشم میآید، رقابت است. نق و غرولند است که از صفحات نشریات جشنواره فرو میچکد، شعارهای آسمانی و پرطمطراق است که از کت و شلوار مسوولان تراوش میکند و دشنام و بدو بیراه است که با پایان فیلمها از در سینما بیرون میآید.
به راستی حکایت جشنواره چیست که گویی این همه ناله است و هیچ کس را هم گزیری از آن نیست. امسال هم انگاری دایرههای سختگیری آنقدر تنگ شده بود که حتی از فیلمیکه پیش از این یک بار مجوز ساخت گرفته و یک بار ممیزی شده فقط برای شرکت در جشنواره خواسته میشود تا هفتاد دقیقه از صد دقیقه را حذف کند تا به این ترتیب فیلمساز عطای جشنواره را به لقای آن ببخشند. همین شد که بسیاری از فیلمسازان بنام ترجیح دادند که امسال اصلا فیلمی به جشنواره نفرستند، گروهی که فرستادند آن را بیرون کشیدند و به جشنوارههای دیگری مثل برلین فرستادند و آنها که باقی ماندند نیز چنان دچار ممیزی شدند که فریادشان به آسمان رفت. این در شرایطی بود که امسال بسیاری از فیلمهای بخش مسابقه حتی به یک بار دیدن هم نمیارزید و همین بود که بسیاری از کسانی که ساعتها در صف ایستاده یا با زحمت تمام بلیتهای پیش فروش را تهیه کرده بودند، ناامید از سینما بیرون میآمدند. به نظر میآید که مسوولان وزارت ارشاد و جشنواره فیلم فجر باید ابتدا تکلیف خود را با جشنواره و سینما مشخص کنند. آیا اساسا جشنواره قرار است جای همه فیلمها و دیدگاههای سینماگران ایرانی باشد یا فقط یک تفکر خاص مجال نمایش دارد.
سابقهای که از جشنواره فیلم فجر در خاطر بسیاری از علاقهمندان سینما است، به آنها اشاره میکند که جشنواره به دلیل فضای پرجنب و جوشی که ایجاد میکند، میتواند طیفهای متنوعی از فیلمها را به نمایش بگذارد و حال ممکن است به دلیل سیاستهای حکومتی برخی از آنها بعدا مجال نمایش نیابند. سال گذشته فیلم داریوش مهرجویی به چنین سرنوشتی گرفتار آمد. با این حال حداقل در جشنواره فیلم فجر چندین نوبت نمایش داده شد تا حداقل علاقهمندان جدی سینما از دیدن فیلم محروم نشوند. امسال به نظر میرسد اساسا دایره ممیزی به قبل از نمایش در جشنواره ارتقا پیدا کرده و چنان سختگیریها زیاد شد که بسیاری از سینماگران کشور طی نامهای به مسوولان فرهنگی از فضای به وجود آمده احساس نگرانی کردند.
جشنواره فیلم فجر نباید همچون منطقه ممنوعهای شود که بسیاری از فیلمسازان ترجیح دهند قید نمایش در جشنواره و حتی اکران داخلی را بزنند و به جای آن به سراغ جشنوارههای خارجی بروند. بینظمیجشنواره امسال در نرسیدن فیلمها و به هم خوردن برنامه جشنواره بینظیر بود و حتی تا روز سوم جشنواره اصلا برنامهای منتشر نشد. انصراف و اخراج از جشنواره تنها شامل فیلمها نمیشد و در اقدامی بیسابقه شش نفر از اعضای هیات داوران بخشهای مختلف یا انصراف دادند یا کنار گذاشته شدند. حضور گسترده فیلمهای تلویزیونی ادامه یافت و فیلمهایی که با بودجههای میلیاردی به صورت سریال در میآیند، به رقابت با فیلمهایی پرداختند که به زحمت و دردسر بسیار تامین بودجه میشوند.