مصاحبه با بزرگ‌ترین تولید کننده مبلمان اداری، لوازم التحریر و سیستم‌های بایگانی در خاورمیانه

صنایعی به وسعت پومرافکاری به وسعت گیتی

شماره روزنامه: ۱۴۰۷ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۵۳۹۹۴۱ بیشتر

آقای دکتر شما در چه خانواده‌ای بزرگ شده‌اید و با چه شرایطی؟

صنایعی به وسعت پومرافکاری به وسعت گیتی

آقای دکتر شما در چه خانواده‌ای بزرگ شده‌اید و با چه شرایطی؟ من در یک خانواده‌ای بزرگ شدم که پدر و مادر مسوولی داشتم. خانواده من اعتقاد داشتند که در زندگی باید پاک بود و پاک زندگی کرد و من هم به این معتقدم خداوند به انسان یکسری صفاتی داده که من فکر می‌کنم که در من این صفات از زمان کودکی وجود داشته وقتی مادرم به همراه پدرم برای معالجه به آمریکا رفتند من که در آن زمان ۱۳ساله بودم تمام خیابان منزلمان را آسفالت و جدول‌بندی کردم و برای این کار مناقصه گذاشتم.

آیا آن زمان شما با لغت مناقصه آشنا بودید؟

آن موقع لغت مناقصه را نمی‌دانستم ولی می‌دانستم که می‌شود از چندین نفر قیمت گرفت به همین دلیل از منشی پدرم کمک گرفتم و مشخصات کاری را که می‌خواستم انجام بدهم را به او دادم و او نیز مرا با چندین نفر پیمانکار آشنا کرد و من هم از چندین پیمانکار قیمت گرفتم وآن پیمان کاری را که از همه بهتر وبا قیمت ارزان‌تر این کار را انجام می‌داد را انتخاب کردم و کار را به بهترین نحو انجام دادم.

شما زمانی که برای ادامه تحصیل به امریکا رفتید چند ساله بودید و چگونه در آنجا زندگی می‌کردید؟

من از سن ۱۸سالگی که پدرم برای من بلیط خرید و من رفتم آمریکا دیگر تصمیم گرفتم که از پدرم پول نگیرم چون احساس کردم آنها سهم خودشان را دادند و حالا نوبت من است که روی پای خودم بایستم از همان سن به پدرم نوشتم که برای من پول نفرستد و خودم با فروش روزنامه و گارسونی در رستوران‌ها خرج تحصیل و زندگی خودم را در آوردم زمانی که تحصیلاتم تمام شد دکتر امین، رییس دانشگاه شریف امروز و دانشگاه آریا مهر آن زمان به من پیشنهاد کار در این دانشگاه را داد من در همان موقع گارسون بودم.

پدر شما مشکلی با کارکردن شما نداشت؟

پدرم در سفری که به آمریکا داشت رسما اعلام ‌کرد که من دیگر فرزند او من نیستم. وی معتقد بود که این کار برای خانواه ما کسر شان است و من برای آنها توضیح دادم کار شرافتمندانه کسر شان نیست و من هر کاری را که شرافتمندانه بتوانم از آن پول درآورم انجام می‌دهم برای من سمت و اسم آن هیچ فرقی نمی‌کند.

۴۵سال از آن زمان گذشته امروز هم همان طرز فکر را دارید؟

من همیشه آماده‌ام برگردم به نقطه صفر و کار را از همانجا شروع کنم و اگر شرکت من از بین برود برای آنکه زندگی بکنم برمی‌گردم و دوباره روزنامه پخش می‌کنم البته این دفعه روزنامه دنیای اقتصاد در تهران پخش می‌کنم.

حالا بعد از گذشت ۴۵سال کمی به پدرتون حق نمی‌دهید؟

نه خیر، اصلا، در حقیقت پدرم را محکوم می‌کنم ولی شرافت انسانها در عملکرد کار آنها است نه اسم کار آنها هر انسانی که کار شرافتمندانه انجام می‌دهد و با زور و بازو و مغزش درآمد بر خودش ایجاد بکند شریف است.

چیزی را می‌خواستید به کسی ثابت کنید؟

اصلا به کسی نمی‌خواستم چیزی را ثابت بکنم می‌خواستم خودم باشم چون من معتقدم که کار افتخار است به همین دلیل هم امروز در سن ۶۲سالگی که خیلی‌ها خودشان را بازنشسته می‌کنند من دارم برنامه ۲۰ساله برای خودم تدوین می‌کنم من تا زمانی که نفس بکشم کار می‌کنم و بزرگ‌ترین افتخار من کار من است تنها چیزی که در دنیا برای انسان سودمند است فقط و فقط کار است نه چیز دیگر و به همین دلیل عاشق کارم هستم.

مشاغل کاذب و غیرکاذب را قبول دارید؟

مشاغل کاذب با کاری که من می‌کردم خیلی فرق دارد در شرایطی که من می‌خواستم دانشگاه بروم و درس بخوانم و تحصیلات عالیه داشته باشم من کاری را که می‌توانستم بکنم که بتوانم در فرصت‌هایی که داشتم پول در می‌آورم درس بخوانم نمی‌توانستم بروم در شرکتی کارمند بشوم و تمام وقت هم به دانشگاه بروم این غیرممکن بود و من دردوران تحصیلم تخصصی نداشتم و مجبور بودم که در آن مقطع زمانی آن کارها را انجام دهم و اگر امروز برای من امکان داشته باشد که کارهای موثرتری برای جامعه انجام دهم و کار کاذب بکنم آن کار را عیب می‌دانم.

پس کسانی‌که در حال حاضر کار کاذب می‌کنند شاید دانشجو هستند و می‌خواهند خرج تحصیل خود را درآورند؟

اگر کسانیکه در حال حاضر کارهای کاذب انجام می‌دهند و درس می‌خوانند هیچ اشکالی ندارد ولی اگر درس نمی‌خوانند توانایی و امکان کار مثبتی را برای جامعه دارند ولی کار غیرمثبت برای جامعه می‌کنند من اسم آن کار را کاذب می‌گذارم.

آقای دکتر منظور شما این است که کار مثبت و منفی در شرایط جغرافیایی و زمانی تغییر می‌کند. یعنی در یک جا و یک زمان مشخص یک کار کاذب باشد همان کار در جایی دیگر و در یک زمان دیگر ممکن است این کار یک کار عامه‌پسند باشد؟

ببینید کار کاذب را نمی‌توان با یک جمله تعریف کرد در برخی از کارها در جامعه لازم داریم که کسانی واسطه باشند عده‌ای اسم این را کار کاذب می‌گذارند ولی این کار کار کاذب نیست. بلکه جامعه به آن نیاز دارد. عده‌ای هستند که با واسطه‌ها کار کاذب انجام می‌دهند این درست نیست در تمام دنیا خیلی کارها هستند که واسطه احتیاج دارند در معاملات آهن واسطه وجود دارد فولاد مبارکه مستقیما به تمام کارگاه‌های کوچک نمی‌توانند جنس بدهد و فولاد مبارکه می‌آید به واسطه جنس می‌دهد واسطه به کارخانه‌های کوچک‌تر جنس را می‌فروشد این کار، کار کاذب نیست.

به کار پست و به کار بزرگ که اعتقاد دارید؟

خیر، تمام کارها اگر درست انجام بشوند بزرگ هستند و تمام کارها اگر بد انجام شوند پست است.

یعنی آن کار است که به آدم شخصیت می‌دهد یا آن آدم است که به کار شخصیت می‌دهد کدامیک؟

آدم است که به کار شخصیت می‌دهد نه کار به آدم.

آیا این مدل کارها در نگرش شما به آمریکا تاثیر گذار بوده است؟

آمریکا من را خیلی خسته کرد و به همین دلیل من آمریکا را اصلا دوست ندارم.

چرا مگر آمریکا سرزمین فرصت‌های شغلی نیست؟

نخیر آمریکا یک کشوری است مثل یک سرابی که همه به این امیدند که به آن برسند، از دور بسیار زیبا است ولی نزدیک شدن به آن تقریبا غیرممکن است و آمریکا اگر از دولتش شروع بکنیم دولتی دارد که چه جمهوری‌خواهان آن چه دمکرات‌های آن آدم‌هایی هستند کاملا با چند استاندارد مختلف، دولتمردان آمریکایی یک استاندارد برای کشورها و مردم خارج از آمریکا و یک استاندارد برای مردم داخل آمریکا دارند و یک استاندارد هم برای خودشان دارند این آدم‌هایی هستند که ادعا می‌کنند که انسان های شریفی و به دنبال حقوق بشر هستند ولی تنها چیزی که در وجود آنها نیست حقوق بشر است.

آن طبیعت یک کشور قدرتمند و یک کشور مسوولیت‌پذیر وایفای نقش در نظم جهانی است آیا شما به نظم جهانی اعتقاد ندارید؟

من به نظم جهانی بسیار اعتقاد دارم ولی آمریکا باعث بی‌نظمی جهانی است نه نظم جهانی.

آیا طرز فکر دکتر کاشانی با اصولگرایان و بنیادگران سراسر جهان یکی است؟

یکی نیست من معتقدم دولت آمریکا دولت بسیار ظالمی است آمریکا باعث فساد در تمام دنیا است امریکا بعد از جنگ جهانی دوم که پیروزمندانه بیرون آمد می‌توانست به ایجاد یک دنیای با ثبات سیاسی و اقتصادی کمک کند ولی متاسفانه آمریکا در واقع کشورها را مستعمره خودش کرد و به کشورهایی مثل ایران و جهان سوم ظلم کرد در این کشورها حکومت‌هایی گذاشت که تمام منابع مالی این کشورها به یغما برد .امریکایی‌ها برای جان یک ایرانی،‌ عراقی و مصری اصلا ارزشی قائل نیستند تند اینها تمام تصمیماتی که می‌گیرند صرفا به خاطر منافع خودشان است این البته حقیقتی است هر کسی که در دنیا چه فرد چه شخص حقیقی و یا حقوقی یک کشور همه دنبال منافع شخصی خودشان هستند ولی در اینجا فرق عظیمی وجود دارد کسی که برای منافع خودشان در حفظ منافع دیگران هم می‌بینند و کسانی که منافع خودشان را در تضعیف و از بین بردن منافع دیگران می‌بینند خیلی فرق می‌کنند. آمریکا منافع خود را در از بین بردن منافع دیگران می‌بیند و در حال حاضر به نام دمکراسی و به نام جلوگیری از ایجاد تاسیسات توزیع کننده جنگ‌افزارهای شیمیایی به عراق حمله کرد. رییس بانک مرکزی آمریکا که یکی از معتبرترین اقتصاددانان آمریکا و دنیا است، ماه گذشته در روزنامه وال استریت‌ژورنال یک مقاله بسیار بلند نوشت و در آن تنها هدف آمریکا را برای حمله به عراق را گرفتن منابع نفتی عراق اعلام کرد حالا در این منافع فقط منافع آمریکا نیست بلکه تمام دولتمردان با آمریکا هستند که قراردادهای بزرگ نفتی عراق را گرفته‌اند به گفته آمریکایی‌ها اسم این دموکراسی است ولی من به آن دموکراسی آشنایی ندارم ضمن اینکه هیچ کشوری به هیچ دلیلی اجازه دخالت در استقلال یک کشور ندارد. حتی اگر آمریکا برای ایجاد دموکراسی به عراق حمله کرده بود کار صددرصد اشتباهی بود حالا که اصلا چنین چیزی نبوده و تمام گزارشات حاکی از این است که این حرف‌های حکومت آمریکا در مورد مسائل سلاح‌های شیمیایی دروغ بود، تمام نظامیان آمریکا با این جنگ مخالفند چرا که این جنگ برای آنان هیچ سودی نداشته فقط شرم‌آوری برای آنها می‌ماند. دولتمردان آمریکایی برای این کار سه استاندارد دارند:

۱ -کشورها و مردم خارج از آمریکا، ۲-برای مردم خودشان، ۳- برای خودشان و این منافعی که الان از جنگ عراق دارد به جیب دولتمردان آمریکا می‌رود به نفع ملت آمریکا نیست چون تمام اینها فساد ایجاد می‌کنند.

به نظر شما چرا کشورهای مستعمره آمریکا سطح رفاه و استانداردهای رفاهی آنها بسیار بالا است پس اگر چپاول هم می‌کند چرا به زیر دست‌های خود خوب می‌رسد؟

مردم کشورهای مستعمره آمریکا به طور موقت در رفاه زندگی می‌کنند ولی در طولانی‌مدت تمام منابع این کشورها برای نسل بعدی از بین رفته است. بنابراین آمریکا هیچ‌وقت نرفته در کشوری سرمایه‌گذاری کند که برای مردم آن کشور در طولانی ‌مدت مفید باشد اگر ژاپن یا کره‌جنوبی توانسته‌اند از کمک‌های آمریکا استفاده و رشد کنند خواسته آمریکا برای حفظ منافع شخصی خودش بوده است.

شما بعد از ورود به ایران در کجا مشغول به کار شدید ؟

در پایان دوران تحصیلم در امریکا دکتر امین رییس دانشگاه آریا مهر آن زمان (شریف) به دانشگاهی که من در آنجا درس می‌خواندم آمد و از من خواستند که بعد از اتمام تحصیلاتم برگردم ایران و در دانشگاه شریف در رشته مهندسی صنایع تدریس کنم و من هم بعد از عزیمت به ایران خود را به دکتر امین معرفی کردم و در دانشگاه شریف مشغول به کار شدم دکتر امین از من خواست که درسی را تدریس کنم که رشته‌ای از مهندسی صنایع بود که همراه با ریاضیات خیلی بالا است که مدل‌سازی‌ و بهینه‌سازی توی آن هست که باید با آمار بسیار دقیق این کار انجام شود.

یعنی می‌شود گفت سنگ بنایی بر ایزوی فعلی یا نظارت کیفیت و مدل کیفیت؟

یک سیستم تصمیم‌گیری همراه با محاسبات ریاضی و مدل‌های ریاضی است که نیاز به آمار بسیار دقیق دارد.

یعنی با منطق عددی برسیم به یک کیفیت بالا؟

بله، چیزی که امروزه به عنوان استفاده بهینه از ابزارآلات است در حقیقت یک مدل‌ بهینه‌سازی است که آمارهای دقیق می‌خواهد من در آن زمان به دکتر امین پیشنهاد دادم درس جدیدی را که خودم طراحی کرده ام و آن طرح‌ریزی ایجاد صنایع در ایران است تدریس کنم و ایشان گفتند سخت‌افزار را برای من بگو و من هم به ایشان گفتم که می‌خواهم دانشجویان خود را به چند دسته تقسیم کنم و هر کدام از گروه ۴ الی ۵نفر عضو خواهد داشت باید بروند یک پروژه صنعتی را طوری پیاده کنند که اگر ببرند در کشور سوئیس، آمریکا، انگلیس و در ایران به بانک ارائه دادند بانک طبق آن گزارش به آنها وام دهد. این پروژه صنعتی باید دارای یک محاسبات فاینانس مالی و دارای برنامه‌ریزی تولید باشد و برنامه‌ریزی تعیین مواد اولیه، همه چیز باید در این پروژه جایگزین شود عینا مثل یک سرمایه‌گذاری که می‌خواهد یک کار جدید راه‌اندازی کند، با تمام ریزه‌کاری‌ها. دکتر امین از این پروژه استقبال کردند و تدریس آن توسط من شروع شد.

آن زمان که شما در کشور شروع به تدریس کردید همزمان با اعتصاب دانشگاه‌ها بود، شما چگونه این طرح را توانستید پیاده کنید؟

زمانی که من تدریس می‌کردم در زمان شاه دانشگاه‌ها تماما در حال اعتصاب بود.

اصولا من آدمی فعال هستم با دانشجویان در جنگ بودم که در کلاس‌ها شرکت کنند ولی آنان دوست داشتند، اعتصاب کنند و در دانشگاه تهران، شریف و.. مرتب اعتصاب بود و من دانشجویان خود را مجبور می‌کردم که در سر کلاس‌های خود حاضر شوند.

این با گفتار اولیه شما متناقض است چون دانشجویان شما پیرو طرز فکر فعلی شما می‌رفتتد جنگ با یک دولت دست‌نشانده آمریکا، شما آن نحوه مبارزه را قبول نداشتید یا آن زمان به این اعتقاد نداشتید؟

من معتقد بودم که مبارزه باید انجام شود ولی در زمان‌های خارج از زمان درس چون درس آنها اولویت بیشتری داشتند تا برای آینده کشورشان مفید باشند، کشوری که دارای آدم‌های تحصیلکرده نباشد نمی‌تواند پیشرفت کند بنابراین آنها باید هم درس می‌خواندند و اعتصاباتشان را خارج از ساعت کلاس انجام می‌دادند هر کاری که می‌خواستند در نصف روز در اختیار آنها بود و باید یک مقداری از وقتشان را برای فراگیری دروسشان سر کلاس‌ها حاضر می‌شدند. من خودم انقلابی بودم و در راهپیمایی‌ها شرکت می‌کردم نه در زمان تدریسم بلکه روزهای جمعه راهپیمایی بود شرکت می‌کردم.

هر دو فرزند شما در آمریکا زندگی می‌کنند آیا شما واقعا ترجیح می دهید داخل ایران زندگی کنند؟

بله من مخالف زندگی آنها در آمریکا هستم ولی چون انسانها آزاد هستند و این نعمتی است که از سوی خداوند به انسانها داده شده، انسانها باید آزاد تصمیم بگیرند. شاید ما خیلی از کارهایی را که انجام می‌دهیم صحیح نباشد ولی ایران دارای یکی از بهترین فرهنگ‌های کهن دنیا است.

پس چرا موقعیت ما آن جوری نیست که باید باشد؟

چرا برای همان چیزی که گفتم، برای اینکه در گذشته کشور ما مورد تهاجم کشورها و قومیت‌های مختلفی قرار گرفت و ما در حقیقت یک کشور خسته‌ای شده‌ایم ما اگر در ایران بتوانیم به یک جایی برسیم که دارای یک هویت ملی کل بشویم ازدنیا می‌توانیم پیشی بگیریم. ایرانیان آدم‌های باهوشی هستند ایرانیان در تمام دنیا در بالاترین مشاغل مشغول به کار هستند در منطقه کالیفرنیا که محل شرکت‌های بزرگ کامپیوتر و الکترونیک آمریکا است، روسای هیات‌مدیره خیلی از شرکت‌ها ایرانی هستند ایرانیان در تمام رئوس شرکت‌های بزرگ آمریکا رخنه کرده‌‌اند.

ملت بسیار بزرگ زمانی که هویت و انسجام خود را به دست آورد می‌تواند از دیگر کشورهای دنیا پیشی بگیرید؟

صددرصد

یعنی جای آمریکا را بگیریم؟

آمریکا یک قاره است با ایران اشتباه نگیرید، ما یک کشور هستیم و هر کشوری را می‌توانیم بگیریم ولی ایران از لحاظ اقتصادی از لحاظ علمی و نظامی هم می‌تواند کشورهای مثل آمریکا را بگیرید.

ما در زمانی داریم صحبت می‌کنیم که در آستانه یک اتفاق مهم هستیم در روابط بین ایران و آمریکا در شرایط فعلی لااقل در ظاهر امکانش است که آمریکا در یک خطای استراتژیک دیگر به ایران حمله کند شما خیلی راحت اینجا نشسته‌اید و با آرامش خاطری که در شرایط فعلی حکم کیمیا را دارد صحبت می‌کنید، خیلی دوست دارم ببینم این آرامش، بازسازی جریان روحی قدیمی است یا ظاهرسازی است، و یا این آرامش در تک‌‌تک سلول‌هایتان وجود دارد یا آرامش را می‌خواهید منتقل کنید به اطرافیان خود که هیچ جا خبری نیست ؟

این آرامش در تک‌تک سلول‌های من هست به چند دلیل اگر آمریکا بخواهد به ما حمله کند قطعا شکست می‌خورد.

آقای دکتر مرد موفقی مثل شما نباید چیزی را ۱۰۰درصد بیان کند؟

من نمی‌گویم صددرصد، می‌گویم قطعا و این با صددرصد فرق می‌کند. همه چیز در دنیا امکان‌پذیر است جز مرگ، این هم امکان‌پذیر است.

اشاره

مصاحبه‌ای که در پیش رو دارید متعلق به پنجم آذر ماه هشتادو شش می باشد.یک هفته قبل از اعلام رسمی کاخ سفید مبنی بر غیره نظامی بودن صنایع هسته ای ایران.پنج روز قبل از دعوت دولتمردان ایرانی به شورای همکاری خلیج همشگی فارس.

قرار بود مقدمه این مصاحبه بر اساس نقش بر آب کردن تبلیغات چند روز اخیر شرکت پومرباشد از آنجا که اینجانب به صفت‌های برتر بسیار حساس می‌باشم در آگهی پومر قید بزرگترین تولید کننده لوازم اداری در خاورمیانه بسیار چشمگیر بود آنجاکه تحقیقات ما جواب داد پومر یک شرکت خصوصی با مدیریت آقای دکتر کاشانی در ایران، در همین تهران خودمان بود. عزم را جزم کرده که پته عالیجناب را روی آب بریزم چون می دانستم بخش خصوصی نه توان شکایت از بنده را خواهد داشت و نه پشتیبان لجستیکی مقامات را. از این فرصت طلایی استفاده کرده و تحت پوشش خبرنگار به پومر رفتم آنچه در پی می‌آید مصاحبه با دکتر کاشانی، مرد کار آفرین و موفق پومر می باشد تشکیلات وسیع، تولیدات شکیل کارخانه ای عظیم و همه چیز نشان دهنده این بود که در خاورمیانه این تولید همانندی ندارد اما پای صحبتهای آقای دکتر که نشستیم،دروهله اول صحبت آن غیر قابل باور است اما چون گوینده شخص خاصی است شنونده را وادار به تفکر و سپس تصمیم می نماید.در او چند نکته بر جستگی خاص داشت :۱-او از تبار کسانی است که از هیچ همه چیز می سازد. ۲- ضریب هوشی فوق تصور،پشتکار خارج از تصور.

باعث تعجب شما خواهد بود اگر بگویم دکتر کاشانی با تمام داشته هایش از نداشته ها می گوید در عین مکنت وشهرت از ساده ترین مدیران کشور هم ساده زیست تر است .با تمام آنها در یک نقطه توانستم به هدفم برسم و آن این که چنانچه محصولاتش در خاورمیانه بی همتا است اما در یک جمله با میلیون ها نمونه مشابه آن در خاورمیانه روبه رو هستیم .«بیگانه به خانه برگرد»

میم.نون

ادامه دارد

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن