کتاب«اقتدارگرایی ایرانی» و کار به زمین مانده*
محمود صدری<br>محمود سریع القلم، استاد دانشگاه و مولف کتاب هایی درباب سیاست، فرهنگ و جامعه ایران است.
محمود صدری
محمود سریع القلم، استاد دانشگاه و مولف کتاب هایی درباب سیاست، فرهنگ و جامعه ایران است. کتابهای سریع القلم معمولا پرخواننده هستند. در چند ماه اخیر کتابهای اقتدارگرایی ایرانی در عهد قاجار و عقلانیت و توسعه یافتگی ایران در شمار کتابهای پرفروش بودهاند. کتاب عقلانیت و توسعه یافتگی ایران در سالهای ۹۰ و ۹۱ چاپ و تجدید چاپ شده و اقتدارگرایی ایرانی در عهد قاجار از سال ۱۳۹۰ تاکنون چهار بار چاپ شده است.
دکتر سریع القلم علاوه بر این دو کتاب که عمدتا ناظر بر رفتار عوام و خواص ایرانی است کتابهای فرهنگ سیاسی و روش تحقیق در علوم سیاسی و روابط بین الملل را نیز تالیف کرده که هر دو از کتابهای مورد علاقه دانشجویان و محققان است.
محقق و نویسنده را در سیمای همه آثارش بهتر میتوان شناخت تا بررسی یک یا چند اثر او؛ اما هر نوشتهای نیز در جای خود شانی مستقل از دیگر نوشتههای نویسنده دارد. کتاب اقتدارگرایی نیز چنین وضعی دارد. این کتاب از سویی کتابی مستقل با موضوعی مجزاست و از سوی دیگر پارهای از منظومهای فکری است که میتوان آن را «مکتب سریع القلم» نامید.
این مکتب و نحوه بروز آن درکتاب اقتدارگرایی ایرانی در عهد قاجار، یکی از جلوههای پرسشگری ایرانیان در دوران مدرن یا روزگار پس از مشروطیت است. در روزگار پیش از مشروطیت، نگاه ایرانیان به رابطه دولت وملت رابطه عموم و خصوص بود و ملت ذیل دولت تعریف میشد و به همین علت از مردم که معمولا رعیت خوانده میشدند نه انتظاری میرفت و نه مستوجب نقد شمرده میشد. آنچه موضوع پژوهش بود عمدتا حکومت و کارگزارانش بودند. اما در دوران جدید که الفاظ مردم، افراد و شهروندان جای لفظ رعیت را گرفتند، داستان سویهای دیگر به خود گرفت و مفاهیم مکمل «حق و تکلیف» و«آزادی و مسوولیت» در کنار مفاهیم منفردی مانند انتخابات، مشارکت، تفکیک قوا، حق شهروندی، حکمرانی خوب و نظایر اینها اهمیت یافت.
مسوولیت شهروند از جمله مواردی است که محمود سریع القلم معمولا آن را در کانون مباحث خود قرار میدهد و روزگار سپری شده و روزگار کنونی را در پرتو آن میکاود و همه امیدهایش به آینده نیز معطوف به تغییر نگرشها و تقویت عنصر مسوولیت پذیری است.به همین علت کتاب «اقتدارگرایی ایرانی در عهد قاجار» از آغاز تا فرجام روی دو خط موازی حرکت میکند.یکی از این خطوط ویژگی نظامهای اقتدارگرا و تاثیر آنها بر رفتار مردم است و دیگری، مسوولیت پذیری یا نقطه مقابل آن مسوولیت گریزی افراد جامعه و تاثیر هر یک از این انتخابها بر تحکیم یا تضعیف اقتدارگرایی. در این کتاب، آگاهی عمومی و ضرورت اصلاحات حقوقی از مباحث مهم و کانونی به شمار میرود که در واقع شگردی هوشمندانه برای پیوند زدن جامعه و نخبگان است. است مثلا در فصل آغازین کتاب که مقدمه نظری است، در نقد کنشهای نخبه گرایانه محض آمده است: «بررسی تاریخ قاجار که هم زمان با ظهور اسناد و اندیشههای نوین است،به وضوح نشان میدهدکه روش مسلط برای تغییر،یا از طریق افراد شاخص مانند اقدامات امیر کبیر بوده یا از طریق ارائه اسنادی مانند دفتر تنظیمات یا چاپ روزنامه مانند روزنامه قانون بوده است. هر چند هر دو روش مثبت و لازم بود ولی تاریخ آسیا و غرب حاکی از این واقعیت است که اندیشه تغییر بدون قدرت و تجمع منافع امکان پذیر نبوده است.» عبارت «قدرت و تجمع منافع» اشارهای به تشکیل احزاب است که در جاهای دیگر کتاب به آن اشاره میشود. سریع القلم با مروری بر مراحل و مراتب اقتدارگرایی ایرانی از اواخر عهد زندیه به بعد، نتیجه میگیرد تداوم این وضع مربوط به «سه عنصر کلیدی» است: سیطره شاه و درباریان بر همه امور اقتصادی؛ ساختار فرهنگی برآمده از ساختارگرایی؛ ضعف دریادگیری از کشورهای موفق. (صفحه ۲۲۳)
با کنار هم چیدن این عوامل و گزاره مهم « هیچ جامعهای متحول نمیشود مگر افکار و عادات آن متحول شود»که پیشتر در صفحه ۱۸۶ کتاب آمده است دو خط موازی نقد نخبه گرایی محض و مسوولیت گریزی و ناآگاهی عمومی در نقطهای به هم میرسند و مجموعهای که با تمهیدی هوشمندانه و محققانه فراهم آمده است،شکل نهایی خود را در قالب سه پرسش یا در واقع آرزوی پارادوکسیکال پیدا میکند و کتاب با بیان آنها پایان مییابد: ۱- چگونگی ایجاد نظام اقتصادی غیردولتی به عنوان مقدمه اندیشه ورزی۲- چگونگی ایجاد اجماع میان مرامها و اندیشهها ۳- چگونگی اصلاح خلقیات ایرانی. با توجه به این مرور بسیار اجمالی میتوان کتاب اقتدارگرایی ایرانی را کتابی دارای پارادایم مشخص به شمار آورد ؛یعنی اینکه اگرچه بسیاری از اجزای آن ماخوذ از آرای پیشینیان است،تالیف این اجزا بر اساس چارچوب نظری بدیعی رخ داده و طبعا موجد اثری جدید در زمینه سیاست و جامعه در ایران شده است. اعتنایی که مولف محترم به مقوله اقتصاد و تاثیر آن بر اقتدارگرایی کرده اند در چارچوب کتاب اقتدارگرایی ایرانی که موضوع اصلی اش اقتصاد نیست،وافی به منظور هست اما امیدوارم ایشان به بسط این موضوع در مقالات و کتابهای دیگر همت بگمارند. اگر نقطه عزیمت کتاب اقتدارگرایی به جای اواخر عهد زندیه، اواسط صفویه میبود، مولف محترم به مصالح و منابع غنی تری برای سامان دادن مباحث اقتصادی و نسبت آنها با اقتدارگرایی دست مییافت. این را نمیتوان نقص پژوهش به شمار آورد؛زیرا هنگام بررسی موضوع اقتدارگرایی یا هر موضوع دیگری به هر حال چارهای نیست مگر گزینش مقطعی از تاریخ و وانهادن بقیه آن. اما به عنوان پژوهش جدید و مکمل کاری که در اقتدارگرایی ایرانی شده دو موضوع مهم هنوز به زمین مانده است: اول بررسی ریشههای فلسفی این موضوع از ایران باستان و اندیشههای مزدایی و استمرار آن تا امروز و دوم بحث خالصجات دولتی در عصر صفویه که سنگ بنای اقتصاد دولتی و منکوب شدن فردیت را در ایران گذاشت و اقتدارگرایی را نهادینه کرد.امید که روزی آقای دکتر سریع القلم یا محقق دیگری به این موضوع بپردازد و بحث اقتدارگرایی را غنا
بخشد.
• منبع: https://www.siasatema.com