جایگزینی سبز برای ریاضت؟

شماره روزنامه: ۲۷۸۰ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۵۲۱۳۸۶ بیشتر

میلاد محمدی

نویسنده: رولاند کاپرز*<br> مترجم: میلاد محمدی<br> منبع: پروجکت سندیکیت<br>در حالی که سیاست ریاضت در اروپا با مخالفت اجتماعی روزافزونی مواجه می‌شود، در اساس این سیاست مزیت سادگی را دارد. با تشدید بحث‌ها در مورد تثبیت پولی در مقابل سیاست رشد، روشن است که در گستره‌ بسته‌های تحریک اقتصادی گوناگون، توافق اندکی روی چگونگی راه‌اندازی اقتصاد وجود دارد.

جایگزینی سبز برای ریاضت؟

نویسنده: رولاند کاپرز*

مترجم: میلاد محمدی

منبع: پروجکت سندیکیت

در حالی که سیاست ریاضت در اروپا با مخالفت اجتماعی روزافزونی مواجه می‌شود، در اساس این سیاست مزیت سادگی را دارد. با تشدید بحث‌ها در مورد تثبیت پولی در مقابل سیاست رشد، روشن است که در گستره‌ بسته‌های تحریک اقتصادی گوناگون، توافق اندکی روی چگونگی راه‌اندازی اقتصاد وجود دارد. یک ایده این است که فناوری محیط زیستی می‌تواند یک چرخه‌ خوب از ابداع و اشتغال را به پیش ببرد. برای برخی، رشد سبز تنها در مناطق بیرون شهری پوشیده از نیروگاه‌های بادی و سقف‌های خانه‌هایی پوشیده از صفحات خورشیدی خلاصه می‌شود. ولی رشد سبز فراتر از این‌ها است. برای مثال، زمانی که ایرباس برای تولید لولاهای فلزی برای درهای هواپیماهایش، از سیستم «قالب‌گیری تزریقی» به «پرینت سه‌بعدی» رفت، وزن آنها را تا نصف کاهش داد، که صرفه‌جویی خارق‌العاده‌ای در مواد مورد استفاده و مصرف سوخت مرتبط با آن، در طول عمر پروازی استفاده از این محصولات در سراسر جهان، ایجاد می‌کند.

با این حال هنوز هم پیدا کردن حکایت‌های جالب و هیجان انگیز در این مورد، از نشان دادن اینکه چگونه می‌توان مقیاس آنها را برای دوباره زنده ساختن کل اقتصاد افزایش داد، آسان‌تر است.

در ماه ژوئن، هزاران نفر از فعالان، سیاست‌گذاران و اهالی تجارت در ریودوژانیرو برای سومین کنفرانس توسعه‌ پایدار جهانی ملل متحد (ریو+۲۰) گرد هم آمدند و محوریت آن اقتصاد سبز بود. در کنفرانس بحث‌های تازه‌ای راجع به مشاغل سبز، رشد، افزایش مخارج، کاهش هزینه‌ها، تغییرات قیمت، انتخاب مصرف‌کننده -که هر کدام سبز باشد- مطرح شد.

به عنوان یک نویسنده‌ همکار در «مسیر رشد تازه برای اروپا»، گزارش سفارش داده شده توسط دولت آلمان، من به خاطر مشارکت در تنظیم این چشم‌انداز بدساز و ناهنجار از رشد سبز مقصر هستم. «بنیاد اقلیم اروپایی» به تازگی «نقشه‌راه ۲۰۵۰، یک راهنمای عملی برای اروپای موفق و کم-کربن» خود را منتشر ساخته است. پس از آن، «برنامه‌ محیط‌زیست سازمان ملل» هم «گزارش اقتصاد سبز» خود را بیرون داده است؛ «مک‌کینزی» در مورد «انقلاب روسی» نوشته است؛ و «شورای اتحادیه‌های صنفی بین‌المللی» هم «رشد سبز و مشاغل پاک» را منتشر کرده است.

اتخاذ رویکردهای مختلف و ارائه‌ پیشنهادهای متفاوت توسط همه، این را برای سیاست‌گذاران دشوار می‌کند که جنگل را از میان درختان ببینند و در ریشه‌ این کثرت و تعدد مناظر، این حقیقت قرار ‎دارد که اقتصاد برای توضیح این که چگونه رشد و نوآوری یک اقتصاد را به مثابه یک کل به پیش می‌برند، در کشمکش به سر می‌برد. مدل‌های اقتصاد کلان که سیاست‌گذاران بهشان وابسته‌اند، مانند ابزارهایی سخت در مواقعی هستند که تحولات به صورت نرم و تدریجی به پیش می‌روند، ولی رشد سبز راجع به تغییری تدریجی نیست.

برای مثال، هدف اتحادیه اروپا در دستیابی به کاهشی ۸۰ درصدی در انتشار گازهای گلخانه‌ای تا سال ۲۰۵۰، در ضمن خود یک بازبینی و بازچینی کامل در زیرساخت‌های اروپا را در اندک دهه‌های باقیمانده در بر می‌گیرد. ناتوانی اقتصاددانان برای مدل کردن چنین تحول سریع و بنیادینی نباید به عنوان محدودیتی برای این نظم تازه نگریسته شود؛ آن فقط بازتابی از وضعیت دانش ما است و بازتابی از این حقیقت که اقتصاد واقعا و واقعا پیچیده است. به سادگی باید بگوییم که ما هنوز بینش دقیقی درباره‌ اینکه چگونه همه‌ اجزای آن در طی زمان‌های تغییرات دوررس با هم در تعامل هستند نداریم، چه یک بحران مالی باشد و چه یک جهش رشدی. تاکنون، مطالعات راجع به رشد سبز که در بالا به چند موردشان اشاره شد، همگی به نظر می‌رسد که چنین توضیحاتی را ارائه می‌نمایند، اما، واقعا آنها

به ما چه می‌گویند؟

در عمل، هر کدام از آنها به یک یا دو جنبه‌ اقتصاد محدود هستند و چگونگی تعامل و اثرات متقابل آنها را توصیف می‌کنند. «رشد سبز و مشاغل پاک» به رابطه‌ بین سرمایه‌گذاری و مشاغل می‌پردازد. «مسیر رشد تازه برای اروپا» تاثیر انتظارات و یادگیری حین کار را می‌آزماید. «نقشه راه ۲۰۵۰» روی «سبز کردن» شبکه انرژی تمرکز می‌کند. و سپس نویسندگان آنها با گمان اینکه نتیجه‌گیری‌های نهایی را برای کلیت اقتصاد درآورده‌اند، از خوشحالی به هوا می‌پرند.

اما، با اینکه ارزش این مطالعات در نوری است که هر یک روی اجزایی می‌تابانند، عناوین و موضوعات متعاقب آنها مطلقا راجع به کل هستند، و در عبارت‌هایGDP و اشتغال تفصیل می‌شوند. هر کدام از مطالعات بخشی از اقتصاد سبز را توصیف می‌کنند، ولی هیچ یک نمی‌توانند کلیت را هدف بگیرند- نه فقط چون آنها ناقص و ناکارآ هستند، بلکه چون آن کلیت به سادگی فراتر از قابلیت‌های فعلی ما است.

گفته‌ فوق مبنی بر این واقعیت که یک فرد نمی‌تواند به طور قطعی طرز کار رشد اقتصادی را دریابد، به این معنا نیست که ما باید از ایده‌ خود دست برداریم. ما از تاریخ می‌دانیم که امواج نوآوری، از موتور بخار گرفته تا انقلاب اطلاعات و ارتباطات، به افزایش‌های چشمگیری در رشد اقتصادی منجر شدند. ما نمی‌توانیم ثابت کنیم که موج نوآوری محیط‌زیستی هم تاثیر مشابهی خواهد داشت، ولی مطالعات روی اجزا چنین خروجی‌ای تا حد بالایی محتمل می‌نماید.

به عنوان بشر، آماده شده‌ایم که بر اساس اطلاعات مبهم و چندپهلو تصمیم‌گیری کنیم. در حقیقت، ما همواره این کار را انجام می‌دهیم. زمانی که ما یک حرفه یا یک همسر را در زندگی خصوصی خود برمی‌گزینیم، یا وقتی که یک سیاستمدار در میان دامنه‌ای از امکانات، یک فرصت را بر می‌گزیند، همواره کار انجام گرفته این است که بر اساس اطلاعات ناکامل، تصمیماتی که نتایج متوالی بهتر و بیشتری دارند گرفته شود.

حجم بزرگی از گزارش‌ها در مورد رشد سبز، امکان‌پذیری این راه برای بازیابی اقتصاد از یک بحران اقتصادی تاریخی را نشان می‌دهند. حالا ما باید پتانسیل آن را دریابیم. رشد سبز یک جایگزین واقع‌گرایانه به رویکرد ریاضتی متزلزل، برای غلبه بر بحران‌های کنونی اقتصاد است. سیاست‌گذاران می‌بایست این تفکر را با روایت «فراتر از ریاضت» که در تعدادی از دولت‌های کلیدی در حال رشد اروپا در حال شکل‌گیری است، دربیامیزند.

*رولاند کاپرز مدیر تحقیقاتی THNK و استاد پاره‌وقت در دانشگاه آکسفورد است.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن