گردشگری؛ ظریفترین ابزار توسعه صلح جهانی
عکس: نگار متیننیا<br> تهیه و تنظیم: پرستو فخاریان <br> اگر مزیتهای رقابتی متنوع ایران در حوزه جذب انبوه گردشگران خارجی فعال شود، علاوه بر منافع اقتصادی هنگفت، در عرصه بینالمللی خواهیم توانست بسیاری از تبلیغات مخرب علیه ایران را کاهش دهیم
عکس: نگار متیننیا
تهیه و تنظیم: پرستو فخاریان
اگر مزیتهای رقابتی متنوع ایران در حوزه جذب انبوه گردشگران خارجی فعال شود، علاوه بر منافع اقتصادی هنگفت، در عرصه بینالمللی خواهیم توانست بسیاری از تبلیغات مخرب علیه ایران را کاهش دهیم دکترحمید ضرغام بروجنی، استاد «مدیریت گردشگری» در دانشگاه علامه طباطبایی، دبیر انجمن متخصصین گردشگری و متخصص برنامهریزی توسعه گردشگری است. وی در گفتوگو با «دنیایاقتصاد»، راهکارهای توسعه بخش گردشگری در کشورهای درحال توسعه و به ویژه ایران، پتانسیلهای توسعه بخش گردشگری در ابعاد فرهنگی و اجتماعی و همچنین موانع دستیابی به سند چشمانداز ۱۴۰۴ در حوزه گردشگری را بررسی کرده است:
_ میدانیم که گردشگری به شکل امروزی آن، در ابتدا فقط در کشورهای توسعه یافته وجود داشت، اما چه عاملی باعث شد کشورهای در حال توسعه یا کمتر توسعه یافته نیز به گردشگری روی آورند؟ و در حال حاضر گردشگری در کشورهای توسعه یافته و کمتر توسعه یافته چه جایگاهی دارد؟
عدهای از جامعهشناسان دلیل رشد گردشگری را به کمک اولین گونه آن تشریح میکنند: نیاز به فرار از مسایل معمول زندگی، جستوجوی مکان یا زیارتگاهی مقدس و امید به کشف و دستیابی جامعهای که مردم آن به معنای واقعی کلمه، همدل باشند. یعنی روح همسانی، یکپارچگی و برابری در آن حس شود. ظاهرا چنین جوامعی را نه در مناطق توسعهیافته که مردم بیش از پیش درگیر منفعتطلبیهای فردی شدهاند، بلکه در مناطق عقبمانده راحتتر میتوان یافت. این تمایل به مناطق درحال توسعه، از سوی دولتهایی که حضور گردشگر برایشان حکم ورود ارز خارجی را داشت به شدت مورد استقبال قرار گرفت و درهای کشور را برای ورود گردشگران گشودند. آنان گردشگر را بهترین عامل توسعه تلقی کردند و چون گردشگر بیشتر را معادل موفقیت گردشگری میدانستند از تخصیص هیچ نوع تسهیلاتی دریغ نمیکردند.
در جوامع توسعهیافته نیز برای بسیاری از مردم، رفتن به مسافرتهای سالانه روز به روز در حال افزایش است و اکنون بسیاری از مردم بیش از
یک بار در سال به تعطیلات میروند. این امر به یک حق مسلم بدل شده است و جزء لاینفک فرهنگ آنهاست. برای بازرگانان نیز سفرهای تجاری بینالمللی که مطمئنا شامل تفریحات و بازدید از مناطق گردشگری هم میشود، قسمتی از زندگی آنها شده است. پس حداقل در جوامع توسعهیافتهتر با افزایش مسافرتهای گردشگرانه مواجهیم و این تقاضا در ابعاد و اشکال مختلف رو به ازدیاد است و مقصد بسیاری از آنان مناطق کمتر توسعهیافته جهان است.
بسیاری از مقصدهای گردشگری در کشورهای در حال توسعه دارای قدرت سیاسی و ثروت کافی برای دخیل کردن مردم در تصمیمگیریها نیستند و بسیاری از تصمیم گیریهای کلان و خرد گردشگری هم در جای دیگر و توسط شرکتهای چندملیتی گرفته میشود و آنها هم اغلب، منافع کشور میزبان را مورد توجه قرار نمیدهند و در واقع کشورهای جهان سومی که از گردشگری بهعنوان ابزار توسعه استفاده میکنند تحت تسلط شرکتهای چندملیتی در میآیند. تئوریها و مدلهای توسعه گردشگری هم عمدتا در کشورهای توسعهیافته ساخته میشوند و بنابراین برای اجرای آنها در کشورهای درحالتوسعه چالشها و کشمکشهایی روی میدهد. این محدودیتها اغلب انعکاسی از غلبه ساختارهای فرهنگی، اقتصادی و سیاسی- اجتماعی در کشورهای درحالتوسعه است.
- با این اوصاف، گردشگری چگونه میتواند در روند توسعه کشورهای کمتر توسعهیافته موثر باشد؟ چه کشورهایی را میتوانید ذکر کنید که با تکیه بر گردشگری سعی دارند به توسعه برسند؟
با توجه به پتانسیل بالقوه گردشگری در ایجاد اشتغال به ویژه در حوزه مشاغل و کسب و کارهای کوچک و دارای مالکیت محلی، مشارکت کشورهای در حال توسعه در برنامههای گردشگری میتواند منافع سرشاری برای جامعه گردشگرپذیر به دنبال داشته و گامی موثر در راستای تحقق کسبوکار و توسعه پایدار برای مردم به حساب آید. منافعی از قبیل: مقام و جایگاه یافتن مردم محلی و افزایش حضور آنها در شبکههای سازمانی، توانمندسازی جامعه محلی در کنترل و مدیریت گردشگری محلی از طریق شبکههای اجتماعی یا ساختارهای تخصصی به عنوان تصمیمگیران کلیدی، افزایش تلاش و قدرت فرد برای بهتر کار کردن و مدیریتی مسوولانه به جهت رضایت روانی از مالکیت کسبوکار خود، استخدام افراد ناتوان، پیر یا نوجوان، زنان، اعضای خانواده و به طور کلی افرادی که بیکار باشند به دلیل رواج مالکیت خانوادگی در کسبوکارهای گردشگری.
به علاوه فکر میکنم بیش از ۱۲۵ کشور در جهان عنوان کشورهای درحالتوسعه را یدک میکشند که از روی درآمد سرانه کم، پایین بودن رتبه آنها در شاخصهای توسعه انسانی مانند سطح سواد، امید زندگی و میزان تحصیلات، شناسایی شدهاند. در حالی که درآمد سرانه ممکن است بهعنوان
کم اهمیتترین شاخص رایج رتبهبندی کشورها باشد، اما باعث افزایش فاصله میان کشورهای غنی و فقیر و افزایش چالش توزیع مجدد درآمد در کشورهای توسعهیافته و درحالتوسعه میشود. این بحران هم در سطح ملی و هم در سطح بینالمللی است. مثلا در اندونزی، فاصله بسیار زیادی میان افراد غنی و فقیر وجود دارد، اما هیچ اجماع نظری در مورد چگونگی حل این مشکل وجود ندارد.
معمولا سیاستهای گردشگری که اثرات متعادلتری به دنبال دارند، تنها در صورتی موفق خواهند شد که به گونه ای طراحی شده باشند تا ناهمگونیها را تا حد ممکن کاهش داده و اطمینان حاصل شود که این سیاستها به گونهای صحیح و بینقص اجرا میشوند. مثلا در کنیا و ماداگاسکار، گروهی تلاش کردند با ایجاد اشتغال و افزایش درآمد برای روستاییان از طریق گردشگری، از حیات وحش نیز محافظت کنند. یا کشورهایی مثل کاستاریکا و مالدیو هیچ منبع درآمدی به جز ماهیگیری و گردشگری ندارند و ناگزیرند در برنامههای توسعه خود از گردشگری بهره برند. در ترکیه نیز در ۱۰ سال اخیر پذیرش گردشگر بینالمللی، تحولات اشتغالی و فرهنگی ایجاد کرده است.
در همین زمینه سال ۱۹۹۸ سازمان جهانی جهانگردی، در لهستان کنفرانسی پیرامون مزیت و پایداری گردشگری برگزار کرد و یکسال بعد، موسسه بینالمللی صلح به کمک گردشگری در سومین کنفرانس جهانی خود، ۲۰۰ مورد موفقیت آمیز، نقش گردشگری پایدار را در برقراری ارتباط موثر بین رفاه اجتماعی، رونق اقتصادی، صلح و فرهنگ، در جامعه به نمایش گذاشت. هند، قبرس،کشورهای عضو سازمان توسعه همکاریهای اقتصادی (OECD) یا کشورهای اروپای غربی با بهرهای که از گردشگری در حل مشکلات اقتصادی اجتماعی مناطق روستایی گرفته اند، از نمونههای ذکر شده در آن بودند.
به علاوه در دیگر کشورهای کمتر توسعه یافته منطقه میتوان از عربستان و لبنان سخن به میان آورد. کشوری مانند عربستان اینک به بهرهگیری از اشکال مختلف گردشگری به فکر توسعه فرهنگی افتاده است. چنانچه همانطور که میبینیم در طرح جامع گردشگری این کشور ذکر شده است که از طریق گردشگری بتوانند به توسعه فرهنگی دست یابند.
پس میتوان نتیجه گرفت که در مناطق و کشورهای کمتر توسعه یافته، گردشگری توانسته است پلی برای عبور به توسعهیافتگی باشد. لذا در عین حال نباید فراموش کرد که باید منفعت منطقه گردشگرپذیر به درستی درنظر گرفته شود تا امکان پایداری توسعه گردشگری فراهم شود.اینک در جهان ثابت شده است که گردشگری بهعنوان ظریفترین ابزار توسعه دموکراسی جهانی، و ابزاری مقتدرانه و متکی بر مردم برای توسعه صلح عمل میکند.
- آیا گردشگری برای توسعه همه کشورها مناسب است؟ آیا این امکان وجود دارد که به نوعی مانعی برای توسعه پنداشته شود؟
توفیق برنامههای گردشگری در دستیابی به هدفهای توسعه به میزان بسیار زیادی بستگی به موقعیت و ویژگیهای جوامعی دارد که قرار است گردشگری در آنجا اجرا شود. بنابراین عمومیت دادن به دلایل توفیق گردشگری در جوامع مختلف اصولا خطا است و برای جلوگیری از هر نوع برداشت نادرستی باید قبل از قضاوت درباره نتایج گردشگری، هم نوع گردشگری و هم مشخصات جامعه، مورد توجه قرار گیرند. به عبارت دیگر، دستیابی به توسعه در هر کشور به ترکیب و ویژگی شرایط سیاسی، اجتماعی و اقتصادی آن بستگی دارد. پس از شناخت این مختصات میتوان در مورد اینکه توسعه به یاری گردشگری محقق میشود یا نه اظهار نظر کرد. همچنین نباید نادیده گرفت که توسعه گردشگری نیازمند هزینه است. در طول ۲۰ سال گذشته، انتقادات در مورد هزینههای مالی توسعه گردشگری، به انتقادات در مورد هزینههای فرهنگی که جوامع با رواج گردشگری انبوه بینالمللی متحمل میشوند، تغییر پیدا کرده است. در کشورهای درحالتوسعه بیشتر این انتقادات مربوط به نگرانیهای فرهنگی و اجتماعی است. افزایش گردشگران بیتوجه و بیاحساس مسوولیت نسبت به فرهنگ، باعث شکلگیری مخالفتهایی با گردشگری شده است، به خصوص در میان گروههای مذهبی در کشورهایی نظیر ایران، مصر، ترکیه و افغانستان. پاسخ دولتها به این مخالفتها را میتوان در دو گروه از سیاستها طبقهبندی کرد: حمایت از کنترل گردشگری یا جداسازی گردشگران. اما بههرحال، پشتیبانی بسیاری از دولتها در کشورهای درحالتوسعه از پروژههای گردشگری موید اعتقاد آنها به اثرات مطلوب توسعه گردشگری است.
- در سالهای اخیر شاهد روندهایی در توسعه و گردشگری هستیم که موجب سهولت در امر برنامه ریزی توسعه شدهاند. در این باره کمی توضیح دهید.
بله. همینطور است. نکته قابل توجه دیگری که در خصوص توسعه گردشگری وجود دارد، همین روندها هستند که بدون شک عوامل کلیدی در تصمیمگیری و شیوههای شکلگیری توسعه خواهند بود و توان برنامهریزی و سیاستگذاری را در پیشبینی تقاضای محصول گردشگری افزایش میدهند. برخی از این روندها عبارتند از:
• سهم صنعت گردشگری در رشد اقتصادی از بخشهای سنتی اقتصاد مانند صنایع تولیدی و کشاورزی پیشی گرفته است و سهم بالاتری در تولید ناخالص ملی دارد.
• محاسبه هزینه فایده گردشگری در اقتصاد دشوار است اما حساب اقماری گردشگری که از سوی سازمان جهانی تجارت طراحی شده است به رفع مشکل پرداخته است.
• توجه گردشگران به مسائل محیطی و میراث فرهنگی بسیار زیادتر از گذشته شده است.
• فناوریهای نوین تغییرات شگرفی در ترویج و اجرای گردشگری ایجاد کردهاند.
• علاقهمندی گروههای اجتماعی اشرافیت طلب به گردشگری افزایش یافته و فرصتهایی هرچه بیشتر برای تامین نیازهای آنها در بازارها و اشکال متنوعی را پدید آورده است.
• افزایش همکارهای منطقهای مانند انجمن ملل جنوب شرق آسیا، اتحادیه اروپا و موافقتنامه تجارت آزاد آمریکای شمالی نیز از جمله این روندها برشمرده میشوند.
- در کشور خودمان ایران، گردشگری چگونه میتواند ما را به توسعه برساند؟ و با توجه به شرایط سیاسی ایران و تحریمهایی که بر کشور تحمیل میشود، گردشگری چه جایگاهی میتواند داشته باشد؟
بنده شخصا جزو آن دسته از کسانی هستم که یکی از بهترین راههای توسعه اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی جمهوری اسلامی ایران را، توسعه گردشگری میدانم. ما در گردشگری مزیتهای رقابتی بسیاری داریم که گذشته از صنعت نفت، میتواند مقتدرتر از سایر صنایع باشد. بنابراین اگر ما اساس توسعه کشور را بر گردشگری قرار دهیم، هم میتوانیم مشکل بیکاری را حل کنیم و هم خواهیم توانست در ابعاد جهانی هم برخی از مشکلات روابط بینالملل خود را مرتفع کرده و متعاقبا پاسخگوی حجم زیادی از این سمپراکنیها علیه کشور باشیم. همچنین از این مجرا میتوانیم گامهای مثبتی در جهت اخلاق عمومی و مسائل فرهنگی جامعه برداریم و به تفکر پیشروی جهانی نزدیک شویم.
شرایطی مانند تحریم کنونی، وضعیتی ویژه است و باید ابتکارات خاصی به کار گیریم و باید روشهای جدید و بازارهای جدید پیش بینی کنیم. مثلا ما آنچنان مشغول بازارهایی نظیر آلمان و ایتالیا و فرانسه شدهایم که از بازارهای بهتری چون متمولان افغانستان و پاکستان و کشورهای استقلال یافته شوروی سابق غافل شدهایم، درحالی که موارد اخیر از مشتاقان بازدید از کشور ما هستند و ما باید از این اشتیاق در جهت منافع خود بهره ببریم. از دیگر ایدههایی که مطرح میشود، تبدیل ایران به یک قطب گردشگری شیعی است. برای این کار باید مناطق آزاد زیارتی ایجاد شود (مانند مشهد) که رفت و آمد به این مناطق نیاز به ویزا نداشته باشد که در این راستا باید سرویسهای خاص و پروازهای ویژه طراحی شود.
- در یک نگاه تطبیقی بین ایران و دیگر کشورهای منطقه نظیر لبنان که پیشتر اشاره شد و باوجود اشتراکات سیاسی و دینی که وجود دارد، چطور میتوانیم همکاریهایی را در این زمینه داشته باشیم؟
کمپانیهای چند ملیتی که به توسعه گردشگری فکر میکنند، تمایل به ایجاد کوریدورهای گردشگری در منطقه دارند تا گردشگران را در این منطقه مدیریت کنند. این کمپانیها میخواهند حاکمیت این طرحها را بهعهده داشته باشند؛ اما مدیران ارشد اقتصادی کشور پذیرای اینچنین دیدگاهی نیستند و اگر به توسعه گردشگری منطقه هم بیندیشند، ترجیحشان با این است که ابتکار عمل را در دست داشته باشد و این تناقض موجب عدم همکاری ما به صورت منطقهای شده است، اما این اتفاق در آینده بهوقوع خواهد پیوست. البته هم اکنون به صورت فردی از این بازارهای منطقهای بهره برداری میشود. برای مثال زنان کویتی که به مقاصد زیارتی کشورمان میآیند، از جمله بازارهای خوشدرآمد ما محسوب میشوند که عمدتا توسط تورهایی با مدیریت بانوان، ساماندهی میشوند.
- بهعنوان آخرین سوال از منظر سند چشمانداز بیست ساله کشور، به نظر شما در حال حاضر توسعه گردشگری در کشورمان چقدر به آنچه در سند چشمانداز ۱۴۰۴ پیشبینی شده است نزدیک است؟
دو ملاحظه عام در پاسخ به این سوال وجود دارد: یکی نگاهی است که به اعداد و ارقام داریم که همه در این زمینه اذعان دارند که ما با آنچه باید بدان دست مییافتیم فاصله بسیاری داریم. اما دیگری راهکارهای ماست برای دستیابی به آنچه در سند آمده است. اگر از حق نگذریم باید بگوییم راهکارهای خوبی پیش بینی شده اما به دلایل مختلفی اجرا نشده است. مثلا طرحی که در دوره قبل داشتیم که همهمکانی و همهزمانی کردن گردشگری بود و با این طرح به بخشی از اهداف دست مییافتیم. در همین راستا سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی بهعنوان متولی توسعه گردشگری کشور میتواند برای تسهیل فرآیند توسعه با برقراری تفاهمنامههایی با کشورهای طرف تبادل گردشگری با ایران مانند ترکیه، امارات متحده عربی، مالزی، تایلند، عربستان سعودی، چین، سنگاپور روند توسعه را تسهیل کرده و با سایر کشورها به منظور بهرهبرداری از تجربههای گذشته وارد مذاکره شود.