سناریویی برای تمام فصول
محمد البرادعی در برابر فعالیتهای هستهای ایران سنت گذشتهاش را رعایت کرد<br>محمد البرادعی، مدیر کل آژانس بینالمللی انرژی اتمی در حالی در نوامبر سال جاری میلادی (آبان- آذر ۸۸) پس از ۱۲ سال این نهاد بینالمللی را ترک میکند که گزارشهای فصلی دوپهلوی وی درباره برنامه صلحآمیز هستهای ایران زبانزد خاص و عام است.
محمد البرادعی در برابر فعالیتهای هستهای ایران سنت گذشتهاش را رعایت کرد
محمد البرادعی، مدیر کل آژانس بینالمللی انرژی اتمی در حالی در نوامبر سال جاری میلادی (آبان- آذر ۸۸) پس از ۱۲ سال این نهاد بینالمللی را ترک میکند که گزارشهای فصلی دوپهلوی وی درباره برنامه صلحآمیز هستهای ایران زبانزد خاص و عام است. البرادعی در تازهترین گزارش فصلی خود که در اوایل اسفندماه منتشر شد، برای شانزدهمین بار پیاپی بر صلحآمیز بودن فعالیتهای هستهای ایران و عدم انحراف آن به سوی اهداف نظامی مهر تایید زده است. او همچنین بر تحت نظارت و کنترل بودن تمام فعالیتهای هستهای ایران از طریق بازرسان و دوربینهای نصب شده آژانس در مراکز هستهای ایران تاکید و اعلام کرده است که آژانس توانسته به راستیآزمایی عدم انحراف مواد هستهای اعلام شده در ایران ادامه دهد. مدیر کل آژانس در عین حال گفته است که ایران همکاری لازم با این نهاد بینالمللی را نداشته و غنیسازی اورانیوم را تعلیق نکرده و پروتکل الحاقی را به تصویب نرسانده است. گزارش البرادعی همچنین مانند گزارش های پیشین وی میافزاید که آژانس نمیتواند در مورد صلحآمیز بودن برنامه هستهای ایران به جمعبندی برسد. این در حالی است که ایران عضو معاهده ان.پی.تی است و تاکنون در چارچوب این معاهده، همکاریهای لازم با آژانس را به عمل آورده است و به گفته علیاصغر سلطانیه، نماینده دائم ایران در آژانس بینالمللی انرژی اتمی، اشاره به موضوع توقف غنیسازی اورانیوم و پیوستن به پروتکل الحاقی «خبر جدیدی نیست» و همواره در گزارشهای آژانس تکرار شده است. از این رو، بیگمان، موضوع پیوستن ایران به پروتکل الحاقی که شورای امنیت سازمان ملل آن را پیگیری میکند و تاکنون در قطعنامههای تحریمآمیز خود علیه تهران نیز بر آن اصرار ورزیده است، ترجیعبند گزارشهای فصلی آژانس اتمی است. در صورت پیوستن ایران به این پروتکل، آژانس قادر خواهد بود از کلیه مراکز هستهای ایران به صورت سرزده بازرسی کند. اما تهران تاکنون این خواسته شورای امنیت و آژانس را نپذیرفته است. مطالعات ادعایی نیز یکی دیگر از موارد تکراری و ثابت گزارشهای فصلی البرادعی است. آبانماه سال ۱۳۸۶ ایران توافق کرد که در چارچوب مدالیته به شش سوال باقی مانده (مطالعات ادعایی) این نهاد بینالمللی درباره فعالیتهای هستهای خود پاسخ گوید. مطالعات ادعایی به مجموعهای از اسناد اطلاق میشود که در آنها ادعا شده است، ایران به دنبال استفاده از توان هستهای خود در امور نظامی است. تهران اما، همواره این ادعاها را رد کرده و تا تابستان سال ۸۷ به تمام سوالات طرح شده در چارچوب مدالیته پاسخ گفته است و به همین دلیل طی ماههای گذشته همواره به عادی شدن پرونده هستهای خود در آژانس امیدوار بوده و اصرار ورزیده است. این در حالی است که تاکنون اصل اسناد مطالعات ادعایی به تهران تحویل داده نشدهاند. از همین رو، البرادعی در تازهترین گزارش خود از شورای حکام درخواست کرده است تا این اسناد در اختیار ایران قرار گیرد. بدین ترتیب با البرادعی که به «مرد دوپهلو» شهرت یافته است، در گزارشهای فصلی خود هم جانب ایران و هم جانب اعضای شورای امنیت به ویژه آمریکا را نگه داشته و به قولی، یکی به میخ زده است و یکی به تخته. از این رو، در حال حاضر مهمترین سوالی که در پیش چشم ناظران داخلی و خارجی قرار دارد این است که تا چه وقت این رویکرد دوگانه در گزارشهای فصلی مدیر کل آژانس نسبت به پرونده هستهای ایران ادامه خواهد یافت؟ با توجه به اینکه حداکثر امضای البرادعی در پای چهار گزارش فصلی دیگر آژانس قرار خواهد داشت، آیا این رویکرد به مدیر کل بعدی آژانس به ارث خواهد رسید یا اینکه البرادعی در همین ماههای باقیمانده به دست خود به این تکرار و تسلسل پایان میبخشد و پرونده هستهای ایران را در زمره پروندههای عادی آژانس قرار خواهد داد؟