دیپلماسی موشکی ایران در برابر تهدیدات نظامی

شماره روزنامه: ۱۷۶۱ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۵۰۰۰۹۷ بیشتر

مجید اعزازی<br>گفت‌وگو به جای جنگ<br>«امیدواریم در سال نوآوری و شکوفایی شاهد دستاوردهای بزرگی در زمینه پیشرفت صنایع موشکی باشیم.» این جمله بخشی از سخنان سردار علی‌جعفری فرمانده سپاه در نخستین روزهای سال ۱۳۸۷ است.

مجید اعزازی

گفت‌وگو به جای جنگ

«امیدواریم در سال نوآوری و شکوفایی شاهد دستاوردهای بزرگی در زمینه پیشرفت صنایع موشکی باشیم.» این جمله بخشی از سخنان سردار علی‌جعفری فرمانده سپاه در نخستین روزهای سال ۱۳۸۷ است. سالی که سه قطعنامه تحریم‌آمیز علیه برنامه‌ هسته‌ای ایران در پشت سر داشت و در پیش رو، موجی از تهدیدات نظامی. تهدیداتی که دست کم نیروگاه‌‌ها و کارگاه‌های هسته‌ای ایران را به عنوان اهداف خود معرفی می‌کردند. اینک اما سال ۸۷ با یک قطعنامه دیگر و انبانی انباشته از تهدیدات نظامی علیه ایران در شرایطی پایان می‌یابد که تهدیدات نظامی به حضیض گراییده است. سال ۸۷، آن چنان که سردار جعفری نوید داده بود، سال پرباری در عرصه صنایع موشکی ایران ارزیابی می‌شود. با تب و تاب‌ گرمای تیر ماه و همزمان با سونامی در بازار جهانی نفت، داغ‌ترین خبرهای موشکی ایران نیز انتشار یافتند. اما سال به نیمه نرسیده بود که کمر قیمت نفت شکست و در دوران گذار تغییر دولت آمریکا، تهدیدات نظامی علیه تهران، گام به گام به دیپلماسی و گفت‌و‌گو بدل شدند. گو این که اوایل مهر ماه روزنامه بریتانیایی گاردین با انتشار خبری درباره مخالفت جورج بوش، رییس‌جمهور وقت آمریکا نسبت به حمله نظامی اسرائیل به مراکز هسته‌ای ایران به طور ضمنی فاش کرد که اصولا ماهیت تمامی تهدیدات آمریکا و اسرائیل نسبت به حکومت تهران دروغین و به منظور جنگ روانی بوده است. بدین ترتیب، دولت بوش در آخرین ماه‌های کاری خود به دلایل مختلف و از جمله گرفتار آمدن در شرایط اقتصادی شکننده و هزینه‌های سنگین نظامی، قادر به ایجاد جبهه جدیدی پیش روی نظامیان خسته خود نبود. اما اسرائیل اواسط اردیبهشت ماه ۸۷ به همراه یونان مانور هوایی مشترکی را در آب‌های دریای مدیترانه به مدت دو هفته برگزار کردند. خبر این مانور که البته با تاخیر در حدود یک ماه در رسانه‌های غربی انتشار یافت، حاوی نکات مهمی بود از جمله این که این مانور با توجه به یکسانی فاصله ۱۵۰۰ کیلومتری بین سرزمینی‌های اشغالی و یونان با فاصله ۱۵۰۰ کیلومتری بین ایران و سرزمین‌های اشغالی نوعی تمرین برای حمله به مراکز هسته‌ای ایران و گونه شبیه‌سازی‌شده این حمله ارزیابی شد. این تحلیل بیشتر قوت گرفت وقتی که فاش شد، اسرائیل و یونان در مانور یاد شده تمرین‌های ویژه‌ای برای سوخت‌گیری هواپیماهای نظامی خود در آسمان انجام داده‌اند. بدین ترتیب مقامات تل‌آویو غافل از شرایط زمانی و مکانی در اندیشه خلق ماجرای دیگر بودند. اما چند ماه بعد گاردین فاش کرد که بوش درخواست نخست‌وزیر اسراییل برای حمله به مراکز هسته‌ای ایران را رد کرده است. این روزنامه بریتانیایی گزارش داده بود که ایهود اولمرت، نخست‌وزیر اسرائیل درخواست یادشده را در ۱۴ ماه مه (۲۵ اردیبهشت ۸۷) در دیداری با بوش در میان گذاشته بود. اما رییس‌جمهور وقت آمریکا در این دیدار به دو دلیل «نگرانی از اقدامات تلافی‌جویانه ایران علیه منافع و پایگاه‌های آمریکا در عراق و افغانستان و این که چنین حمله‌ای اساسا برنامه هسته‌ای ایران را از کار نخواهد انداخت، اظهار می‌کند که از این حمله حمایت نخواهد کرد. بدین ترتیب از آن جا که هواپیماهای نظامی اسرائیل بدون اجازه ارتش آمریکا نمی‌توانستند از آسمان عراق عبور کنند و همچنین بنا به دلایل پنهان دیگری که تاکنون فاش نشده‌اند، این عملیات نظامی علیه ایران به سرانجام نرسید. اما پیش از افشاگری گاردین که برخی از تحلیلگران هدف آن را کسب محبوبیت از دست رفته بوش در هفته‌های پایانی زمامداری وی ارزیابی کردند، در روز چهارشنبه ۱۹ تیرماه ۸۷ پرتاب همزمان ۹ موشک از جمله موشک جدید شهاب ۳ و موشک‌های زلزال و فاتح در جریان رزمایش پیامبر اعظم ۳ در مناطق جنوبی کشور، پاسخی ضمنی به مانور مشترک اسراییل و یونان و تهدیدهای تل آویو علیه تهران تلقی شد. تنها پنج روز بیش از آن، سردار جعفری گفته بود که نحوه پاسخ کوبنده و برنامه‌ریزی شده ایران به حماقت دشمنان، آنها را شگفت‌زده و برای همیشه پشیمان می‌کند. سردار حسین سلامی فرمانده نیروی هوایی سپاه اما، همزمان با پرتاب ۹ موشک یاد شده به خبرنگاران گفت: به دشمنانی که قصد دارند با رزمایش‌های نظامی و عملیات روانی، ما را تهدید کنند؛ هشدار می‌دهیم که دست ما همواره روی ماشه و موشک‌های ما همواره آماده پرتاب خواهند بود. از این رو، بسیاری از تحلیلگران داخلی و خارجی با توجه به برد ۲۰۰۰ کیلومتری موشک جدید شهاب ۳ و قابلیت حمل کلاهک خوشه‌ای، سخنان سردار سلامی را هشدار به اسراییل ارزیابی و اذعان کردند که ایران با در اختیار داشتن چنین موشکی قادر خواهد بود پایگاه‌های نظامی اسراییل در هر نقطه‌ای از سرزمین‌های اشغالی را به راحتی مورد هدف قرار دهد. رونمایی از توان موشکی ایران همزمان با برانگیختن بحث‌ها و برررسی‌های سیاسی، دفاعی و امنیتی در رسانه‌های بین‌المللی، تلاطم‌های قابل توجهی نیز در محافل اقتصادی و بازارهای نفت و همچنین بازارهای مالی و سرمایه‌ای ایجاد کرد به‌گونه‌ای که به فاصله اندکی از انتشار اخبار مربوط به پرتاب ۹ موشک ایرانی که تداعی‌گر جنگی پرهزینه در خلیج‌فارس بود، قیمت نفت را در بازارهای جهانی را به میزان ۱۰ دلار افزایش داد. البته، تنهای نمایش سلاح‌های برتر تهران نبود که گمانه‌زنی‌های برای در گرفتن جنگی سخت در خلیج‌فارس را دامن می‌زد، بلکه افزایش بهانه‌جویی‌های آمریکا نسبت به برنامه‌های صلح‌آمیز هسته‌ای ایران از ابتدای سال ۸۷ و تکرار این مدعا توسط مقام‌های آمریکایی که بوش همه گزینه‌ها از جمله حمله نظامی را برای متوقف کردن برنامه هسته‌ای ایران روی میز خود دارد و همچنین حضور نظامی گسترده آمریکا در منطقه خلیج‌فارس در تعمیق و گسترش این گمانه‌زنی‌ها اثرگذار بود. آن سوتر اما، پاسخ‌ مقام‌های ایرانی به این تهدیدات مبنی بر بستن تنگه هرمز چشم‌انداز دهشتناکی را در بازارهای نفت به تصویر می‌کشید، چه آن که تنگه هرمز یکی از بزرگترین شریان‌های نفتی جهان به شمار می‌آید و بستن آن به معنی عدم صدور نفت از این منطقه، کاهش عرضه و افزایش چشمگیر قیمت نفت است. پیش از پرتاب موشک‌های ایرانی، سردار سرلشکر سیدحسن فیروزآبادی رییس ستاد کل نیروهای مسلح گفته بود:« اجازه استفاده از تنگه هرمز را در صورت به خطر افتادن منافع ایران نمی‌دهیم.» آن سوتر، فرمانده ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا مستقر در خلیج‌فارس در پاسخ به این اظهارات ادعا کرده بود که آمریکا به ایران اجازه نمی‌دهد، تنگه هرمز را ببندد. اما چند روز پیش از به اوج رسیدن قیمت نفت در تاریخ خود، یعنی در ۱۴مرداد ۸۷ سخنان فرمانده سپاه درباره بستن تنگه هرمز توسط ایران بازتاب‌های جهانی زیادی یافت، و این چنین بود که در کمتر از یک هفته قیمت نفت برای نخستین بار به ۱۴۷دلار و ۲۷سنت بالغ شد. اگرچه گزارش مهر ماه گاردین حاکی از عدم تمایل آمریکا برای تحقق تهدیدات نظامی خود علیه ایران بود، اما همچنان بسیاری از تحلیل‌گران بر این باور بودند که موضوع حمله به ایران منتفی نیست و احتمالا پس از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری آمریکا تا زمان تحلیف رییس‌جمهور جدید این کشور، بوش با چراغ سبز رییس‌جمهور منتخب و همگام با اسراییل به مراکز هسته‌ای و نظامی ایران یورش خواهد برد. در عمل چنین فرضیه‌ای به وقوع نپیوست، اما مشابه آن در غزه رخ نمود. جایی که مقام‌های ایران و از جمله علی‌لاریجانی رییس مجلس هشتم آنجا را عمق استراتژیک جمهوری‌اسلامی معرفی کردند. و از همین رو بود که همزمان با بحران غزه، دولت ایران در داخل و خارج از کشور اقدامات بسیاری برای استمرار مقاومت در غزه و در حمایت از مردم فلسطین انجام داد. اما با پذیرش طرح آتش بس از سوی اسراییل، این بحران چند روز پیش از مراسم تحلیف باراک اوباما رییس‌جمهور منتخب آمریکا در روز ۲۰ ژانویه ۲۰۰۹ (اول بهمن ۱۳۸۷) پایان یافت. اما پیش از برگزاری مراسم تحلیف رییس‌جمهور تازه آمریکا که در دوران مبارزات انتخاباتی خود بر گفت‌وگوی مستقیم و بدون پیش شرط با مقام‌های تهران تاکید کرده بود، ایران برای نخستین بار موشک سجیل را با برد ۲۰۰۰ کیلومتر در ۲۷ آبان ۸۷ آزمایش کرد. موشکی دو مرحله‌ای و دارای دو موتور با سوخت جامد و مرکب که به اذعان کارشناسان داخلی و خارجی بسیار پیشرفته‌‌تر از موشک جدید شهاب ۳ و در نوع خود بی‌نظیر است. سردار مصطفی محمد نجار، وزیر دفاع ایران به هنگام پرتاب آزمایشی موشک سجیل در جمع خبرنگاران گفته بود که این آزمایش از سال قبل برنامه‌ریزی و تنظیم شده بود و هیچ ارتباطی با تحولات اخیر منطقه‌ای و بین‌المللی ندارد. اما از آنجا که این آزمایش موشکی به فاصله اندکی پس از پیروزی اوباما در انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا، ارسال نامه تبریک محمود احمدی‌نژاد رییس‌جمهور به اوباما و جواب سرد رییس‌جمهور منتخب به این نامه در یک کنفرانس مطبوعاتی صورت پذیرفت، برخی از تحلیل‌گران اظهار کردند که آزمایش موشک سجیل برخلاف سخنان وزیر دفاع ایران حامل پیامی برای باراک اوباما بوده است. افزون بر موشک سجیل، ارتش جمهوری اسلامی ایران نیز در اواسط آذر ماه ۸۷ زیر دریایی نهنگ، نوعی اژدر تولید داخل، و موشک سطح به سطح نصر را نیز مورد آزمایش و بهره‌برداری قرار داد.

اوباما اما، پس از تکیه بر اریکه قدرت نیز خواستار گفت‌وگو با مقام‌های تهران شد و گفت: اگر آنان مشت گره خورده خود را باز کنند، دست دوستی آمریکا را خواهند دید. در مقابل مقام‌های ایران از هنگام روی کارآمدن اوباما همواره گفته‌اند که متناسب با رفتارهای دولت تازه آمریکا با آن برخورد خواهند کرد. بدین ترتیب و به گفته منوچهر متکی وزیر خارجه، ایران طی چند ماه گذشته توپ را به زمین آمریکا انداخته است. ساکنان کاخ سفید افزون بر اعلام راهبردهای کلان خود در قبال ایران مبنی بر گفت‌وگوی مستقیم با مقام‌های تهران از تدوین سیاست‌های جزیی‌تر خود در این باره طی ماه‌های آینده خبر داده‌اند.

برخی از آگاهان چنین اظهاراتی را به برگزاری انتخابات ریاست جمهوری ایران در خرداد ماه بی‌ارتباط نمی‌دانند و معتقدند که دولت واشنگتن برای گفت‌وگو با تهران منتظر رییس‌جمهور آینده ایران است. در این میان، بی‌گمان سخن راندن از گفت‌وگو به معنی حل معضلات تاریخی ایران و آمریکا و نتیجه بخش بودن مذاکرات فی‌مابین نیست، بلکه تنها حاکی از اراده‌ای در نزد طرفین است که تمایل دارد مشکلات موجود را از طریق دیپلماسی حل کند. باید منتظر بود و آینده را به نظاره نشست، آینده ای که به سرعت به سوی ما هجوم می‌آورد و زیاد دور نیست.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن