اوباما و بحران اقتصادی: آغاز کشمکش
اقتصاد آمریکا ماه گذشته ۵۲۴هزار موقعیت شغلی را از دست داد و ۶۳۲هزار نفر به جمع بیکاران آن اضافه شدند. نرخ بیکاری به ۲/۷درصد افزایش یافته است. بسیاری استدلال میکنند از آنجا که نرخ بیکاری با محاسبه نسبت جمعیت بیکار به جمعیت فعال تخمین زده میشود و در شرایط رکود جمعیت فعال اقتصادی بهدلیل دلسرد شدن بسیاری کاهش مییابد، نرخ واقعی بیکاری بالاتر از ۲/۷درصد است. شکی در این نیست که باید کاری کرد. اما چه کارباید کرد؟
اقتصاد آمریکا ماه گذشته ۵۲۴هزار موقعیت شغلی را از دست داد و ۶۳۲هزار نفر به جمع بیکاران آن اضافه شدند. نرخ بیکاری به ۲/۷درصد افزایش یافته است. بسیاری استدلال میکنند از آنجا که نرخ بیکاری با محاسبه نسبت جمعیت بیکار به جمعیت فعال تخمین زده میشود و در شرایط رکود جمعیت فعال اقتصادی بهدلیل دلسرد شدن بسیاری کاهش مییابد، نرخ واقعی بیکاری بالاتر از ۲/۷درصد است. شکی در این نیست که باید کاری کرد. اما چه کارباید کرد؟ باراک اوباما رییسجمهور آمریکا از چند هفته پیش مذاکره با سران کنگره و سنا را برای تصویب یک بسته مشوقهای اقتصادی به ارزش ۸۲۵میلیارد دلار آغاز کرده است. او با تایید بر اینکه اقتصاد نیازمند منابع است تا بتواند از رکود خارج شود از گروههای مختلف سیاسی و قانونگذاران خواسته است تا در تصویب سریع مفاد قانونی لازم همیاری کنند. با اینحال همه موافق چنین اقدامی نیستند.
منتقدان بسته پیشنهادی به دو گروه تقسیم میشوند. گروه اول کسانی هستند که آن را کافی نمیدانند. جوزف استیگلیتز برنده جایزه نوبل اقتصاد و مشاور اقتصادی دولت بیل کلینتون، رییسجمهور اسبق، بر این باور است که این بسته کافی نیست. او با انتقاد از کسانیکه کاهش بیشتر مالیاتها را توصیه میکنند، یادآور میشود که کاهش مالیاتها در فوریه سال گذشته کمکی به تشویق فعالیتهای اقتصادی نکرد. او استدلال میکند که در شرایطی که سرانه بدهی بالا است بعید است کاهش مالیاتها باعث افزایش مصرف گردد.
در پاسخ به او مشاوران اقتصادی جورج دبلیو بوش از جمله آقای منکیو تاکید میکنند که راه نجات اقتصاد ایالات متحده در کاهش مالیاتها است. آقای منکیو با ذکر مطالعات کریستنا رومر و دیوید رومر استدلال میکند که هر یک دلار کاهش مالیاتها باعث سه دلار افزایش تولید ناخالص داخلی خواهد شد. آقای منکیو همچنین در وبلاگ خود مینویسد که از افزایش اندازه دولت و دخالت آن در اقتصاد بیمناک است. و بر این باور است بسته مذکور بیش از اندازه بر هزینه کردن و کمتر بر کاهش مالیاتها تاکید میکند.
جوزف استیگلیتز چنین استدلالی را رد میکند. او با ذکر کاهش ارزش پساندازهای بازنشستگی و رکود بازار مسکن و جهانی بودن بحران اخیر میگوید که بر این باور نیست که تحلیلهای کریستینا و دیوید رومر راهنمای خوبی برای حل بحران فعلی باشند. او همچنین یادآور میشود که تیم اقتصادی آقای بوش، از جمله آقای منکیو که استاد اقتصاد دانشگاه هاروارد است، یک نکته اصلی را در نظر نمیگیرند. کاهش مالیاتها باعث افزایش بدهی ملی میشود و از داراییهای کشور میکاهد. او بر این باور است که سرمایهگذاری در گسترش آموزش و زیرساختهای اقتصادی و تکنولوژی باعث افزایش داراییهای کشور و بهبود قدرت تولید اقتصادی آن میشود.
در مجموع شکی نیست که جمهوریخواهان و مشاوران اقتصادی ایشان هنوز به کارآیی سیاست کاهش مالیاتها باور دارند و کوشش میکنند که دولت جدید را وادار به پذیرش این سیاست کنند. اما اقتصاددانانی مانند استیگلیتز و کروگمن درباره کارایی چنین سیاستهایی به کرات هشدار دادهاند. پاول کروگمن در یادداشت طنزآمیزی نوشت: «گویی گرین اسپن مسوول همه اشتباهات اقتصادی دولت بوش بوده است و کاهش مالیاتها در دولت بوش تنها عامل افزایش تعداد مشاغل قبل از بحران اخیر بوده است. در حالی که سیاستهای کارآفرین مشابه دولت آقای کلینتون همواره مورد انتقاد بوده است.» شکی نیست که بسته مورد نظر پس از تغییراتی چندی برای اجرا توسط همه گروههای سیاسی پذیرفته خواهد شد. اما همانطور که آقای استیگلیتز میگوید: «این خطر وجود دارد، که کاستن از کارایی این بسته از تاثیر آن بکاهد. و باعث شکست آن بشود.»
*در نوشتن این یادداشت از وبلاگ گرگ منکیو و یادداشت اخیر جوزف استیگلیتز در فاینشنال تایمز استفاده شده است.