نامعادله میشود معادله
محبوبه فکوری- صنعت برق ایران سالها است که با تثبیت قیمتها دست و پنجه نرم میکند و به نوعی هر سال بر حجم بدهیهای آن افزوده میشود. از سوی دیگر تمامی دستاندرکاران وتحلیلگران فعال در این صنعت نیز معتقد به ایجاد تحولی در این صنعت هستند تا بتوان به سمت رونق و شکوفایی حضور بخش خصوصی برای سرمایهگذاری در این صنعت حرکت کرد و از سوی دیگر بتوان مدیریت مصرف را نیز در کشور نهادینه کرد.
محبوبه فکوری- صنعت برق ایران سالها است که با تثبیت قیمتها دست و پنجه نرم میکند و به نوعی هر سال بر حجم بدهیهای آن افزوده میشود. از سوی دیگر تمامی دستاندرکاران وتحلیلگران فعال در این صنعت نیز معتقد به ایجاد تحولی در این صنعت هستند تا بتوان به سمت رونق و شکوفایی حضور بخش خصوصی برای سرمایهگذاری در این صنعت حرکت کرد و از سوی دیگر بتوان مدیریت مصرف را نیز در کشور نهادینه کرد. مطابق آمارها رشد مصرف در ایران سالانه بین ۸ تا ۱۰ درصد است، در حالیکه این میزان در کشورهای پیشرفته دنیا از دو درصد تجاوز نمیکند. بنابراین به نظر میرسد که باید هرچه سریعتر با اصلاح قیمتها و تعرفههای آب و برق که طی سالهای متمادی سدی برای سرمایهگذاریها در صنعت برق بوجود آمده است را شکست. به هرحال طرح تحول اقتصادی با رویکرد اصلاح تعرفههای آب و برق، قصد دارد علاوه بر بهینهسازی مصرف برق، منابع حاصل از یارانههای آزاد شده را صرف توسعه و رونق حضور بخش خصوصی در این صنعت کند. در این راستا گفتوگویی با مهندس مسعود حجت مدیرعامل شرکت مدیریت شبکه برق ایران انجام شده که میخوانید:
بهعنوان اولین سوال اجرای تحول اقتصادی در حوزه برق قرار است چه نمود عینی پیدا کند؟
بزرگترین مشکلی که برای ایجاد رقابت جدی در صنعت برق و بورس برق که پیشرفتهترین روش عرضه برق به مصرفکنندگان است وجود دارد، مساله شفاف نبودن قیمتها است. برای همین هم بحثی که در رابطه با هدفمند شدن یارانهها آمده از دید ما فرصت مغتنمی است که شاید بتوان با شفافسازی قیمتها بازار برق را به صورت واقعی اداره کرد. از سوی دیگر میتوان بورس برق را پیادهسازی کرد. در این رابطه مثالی عرض کنم، اگر بورس برق قبل از هدفمند شدن یارانهها راه اندازی شود و یک صنعتگر بخواهد برق مصرفی خود را از یک تولیدکننده در یک نقطه از ایران بخرد، با مشکلاتی مواجه میشود، بنابراین صنعتگر مشاهده میکند که اگر برق را از دولت با نرخ یارانهای بخواهد تهیه کند باید حدود دو سنت پرداخت کند، ولی برق برای یک تولیدکننده بخش خصوصی با نرخهای ترانزیت مطابق با قیمتهای واقعی جهانی حدود ۶ تا ۷ سنت تمام میشود، بنابراین وقتی صنعتگر میتواند برق را به قیمت ۲ سنت از دولت خریداری کند نمیآید از یک تولیدکننده بخش خصوصی، برق را به قیمت ۷ سنت بخرد که در مرحله بعدی مبلغی را نیز بابت انتقال آن بپردازد، بلکه از دولت به نرخ یارانهای خرید میکند و خود را درگیر آن تولیدکنندهای نمیکند که با نرخ ۷ سنت برق را به او میفروشد و هزینههای ترانزیت نیز به عهده خودش است. این است که خود به خود، اگرچه وزارت نیرو مدتی است که اعلام کرده، صنایع میتوانند خودشان از تولیدکنندگان برق بخرند و آن را ترانزیت کنند، اما بخش خصوصی سعی دارد خود را مشتری وزارت نیرو قرار دهد تا از این یارانهها استفاده کند، اما اگر یارانه شفاف شود، قطعا آن مصرفکننده نمیآید از وزارت نیرو برق بخرد، چراکه میداند وزارت نیرو نیز همان قیمتی را میدهد که بخش خصوصی برق تولیدی خود را به فروش میرساند، بنابراین تولیدکننده نیز تشویق به تولید میشود، ضمن اینکه همگان خرید و فروش برق را از طریق بورس برق انجام میدهند و به تبع آن میدانند که اگر رقابت به صورت شفاف صورت گیرد، موجب افزایش کارایی و بهبود محصولات میشود، در نتیجه خاموشی کمتر میشود و اگر تولیدکنندگان به موقع و طبق قرارداد برق را تحویل ندادند، مشمول جریمه میشوند. از سوی دیگر کیفیت برق بهتر شده و علاقمندی برای تولید برق نیز بیشتر میشود، بنابراین بازار خرید و فروش در شرایط رقابتی رونق مییابد. اما تا زمانیکه برق با نرخ یارانهای به فروش میرسد کسی نمیآید این کار را بکند و همان مسالهای که در مورد نان پیش آمده در مورد برق تکرار میشود به این معنا که دولت یارانه را به نان ارائه میدهد و متاسفانه نان تولیدی بهعنوان خوراک دام مصرف میشود و این باعث میشود که کشاورزان جو را از بورس نخرند و به جای آن برای خوراک دام از نان یارانهای استفاده کنند. در این حالت عملا هدف دولت تحقق نمییابد، بنابراین دلیلی که چند بار مقامات وزارت نیرو و دست اندرکاران صنعت برق مطرح میکنند که باید قیمت برق شفاف شود، دلایلی موجه دارد که به صرف تولیدکننده، دولت و مصرفکننده است. چراکه یارانهها شفاف میشود و ما در یک خرید و فروش رقابتی برق را عرضه میکنیم.
بالطبع بعد از اجرای طرح تحول اقتصادی و هدفمند کردن یارانه، قطعا منابعی آزاد میشود که باید در راههایی به نفع صنعت برق هزینه شود، شما مهمترین موارد مصرفی این یارانههای آزاد شده را کجا میدانید؟
من فکر میکنم بخشی از این یارانهها، به مصرفکننده نهایی که قبلا برق را به صورت یارانهای خریداری میکردهاند و بعد از اجرای طرح با نرخ واقعی باید خریداری کند، به صورت مستقیم داده میشود. البته همزمان با این بحث، یکسری نیازهای جدید نیز در وزارت نیرو ایجاد میشود. البته اگر منظور این است که اجرای طرح تحول اقتصادی چه نیازهای جدیدی در داخل صنعت ایجاد میشود باید گفت که راجع به آن نیز بحث شده است. یکی از بحثها این است که سیستمهای اندازهگیری که در سطح مشترکان پراکنده است، باید به صورت قرائت از راه دور در آید که این هم وزارت نیرو از چند وقت قبل (یکسال گذشته) مقدمات کار را آماده کرده تا بتواند این کارها را همزمان جلو برد. اگر بخشی از آن منابع یارانهای بتواند آزاد شود، قطعا وزارت نیرو میتواند این منابع را در رابطه با این طرحها، مورد استفاده قرار دهد.
به نظر شما اصلاح قیمتها با هدفمند شدن یارانه روی رفتار مصرفکنندگان اثرگذار است؟
طرح به صراحت خدمات مشمول منابع آزاد شده پس از تصویب و اجرا اشاره میکند. بخشی از این موارد در قالب کمک مستقیم و در قالب پرداخت نقدی یا غیرنقدی یا واگذاری سهام به خانوارهای جامعه هدف از سوی دولت دیده شده یعنی دولت در همین قانون قید کرده که با پرداخت کمکهای بلاعوض یارانهای، تسهیلات یا وجوه اداره شده برای بهینهسازی مصرف، اصلاح و فرآوری تولید در قانون دیده شده است ولی چیزی که در این طرح و در این رابطه مطرح شده این است که اگر نرخها واقعی شود، هرز روی برق از بین میرود. بهعنوان مثال وقتی یک نفر احساس میکند که در خانه ۶ لامپ روشن با برق ارزان دارد اهمیت نمیدهد که ۶ لامپ همواره روشن است، ولی اگر به او بگویند که برق به صورت قیمت واقعی در قبوض محاسبه میشود و باید پول بیشتری بپردازی ولی معادل آن را نقدی به تو پرداخت میکنم، قطعا اگر پول را بگیرد، حیفاش میآید که ۶ لامپ را بیخودی روشن کند و در مقابل پول را برای روشن کردن بی مورد لامپها هزینه کند، بنابراین سه لامپ مورد نیاز را روشن میکند و با بقیه پول سایر مخارج زندگی را جبران میکند. یعنی با شفاف شدن یارانهها قطعا مصرف خود به خود مدیریت میشود و صرفه جویی نیز صورت میگیرد و در واقع مصرف بهینه میشود، ولی این حقیقت را همه قبول کردهاند که پیادهسازی طرح، کار مشکلی است و باید همه عزم خود را جزم کرده و این طرح را پیادهسازی کنند. به هرحال ما قطعا در صنعت برق از برکات آن به خصوص در بازار برق، بورس برق، صادرات و واردات برق بهرهمند میشویم، چراکه برق، قیمت واقعی پیدا میکند و اگر تلفات شبکه زیاد است، با منابع یارانهای آزاد شده آنرا اصلاح میکنیم، چرا که همه چیز باید بهینه باشد.
شما بر مزایای اجرای طرح تحول اقتصادی بر روی صادرات و واردات تاکید دارید این مزیت چگونه به نفع صادرات و واردات برق تمام میشود؟
اصولا واردات برق به ایران و صادرات برق از کشورمان در حال حاضر همانند کشورهای اروپایی مقدار خیلی چشمگیری ندارد که طرح تحول اقتصادی بتواند تغییرات عمده در آن ایجاد کند، ولی اگر نرخ برق واقعی شود، چون نرخ طرفهای مبادلهکننده برق با ایران با نرخهای جهانی محاسبه میشود، قطعا اگر تشخیص دهیم که برق تولیدی ما از آنها ارزانتر است، برای رونق اقتصادی، صادرات انجام میدهیم ولی اگر برق آنها در مقطعی از زمان، ارزانتر از ما باشد، قطعا واردات را به سرعت انجام میدهیم. مثلا ممکن است کشور طرف مقابل ایران، در یک مقطعی از سال گاز تولیدی زیادی داشته باشد یا منابع برقآبی آن، برق را ارزانتر تولید میکند و در فصل بهار که سدهای برقآبی، سرریز دارند این کشورها خواستار فروش برق مازاد تولیدی خود هستند. در تابستان ایران نیازمند واردات برق و در زمستان صادرکننده برق است، اما امسال میزان برق وارداتی کشور ما بیش از برق صادراتی بود و در فصل زمستان نیز این نسبت برعکس میشود.
به نظر میرسد بهینهسازی مصرف حاصل از افزایش قیمتها نیز در صادرات نقش داشته باشد، چراکه زمانیکه ما بهینه مصرف میکنیم قطعا میزان بیشتری از تولید کشور مازاد میشود و میتوان آنرا صادر کرد .
کاملا درست است.
مزایای طرح تحول اقتصادی در بحث سرمایهگذاریهای بخش خصوصی چطور نمود پیدا میکند؟ چون یکی از مشکلاتی که بخش خصوصی به خود اجازه نمیدهد وارد سرمایهگذاری در صنعت برق شود واقعی نبودن قیمتها است، پیش بینی شما از آینده صنعت برق و حضور بخش خصوصی بعد از اجرای طرح تحول اقتصادی چیست؟
قطعا بعد از اجرای طرح تحول اقتصادی و با واقعی شدن نرخها، اشتیاق بخش خصوصی برای حضور در بازار برق بالا میرود، الان که بخش خصوصی در بازار برق شرکت میکند، شرکت مدیریت شبکه، به او تعهد میدهد که مابه التفاوت نرخ برق را به او پرداخت میکند تا بتواند درآمد و سودی از محل هزینههایی که انجام میشود داشته باشد، ولی با واقعی شدن قیمتها، نیازی به تعهد این شرکت نیست. مثل سایر زمینهها و کارخانجات خودرو و غیره که نرخ را در بازار میبینند و راحت در رقابت بازار شرکت میکنند، ولی هم اکنون بخش خصوصی در صنعت برق باید چشمش به دنبال دولت باشد و به یارانهها اعتماد کند که البته ما سعی میکنیم، اعتمادها را جلب کنیم، ولی حالت رقابتی، مثبتتر و مطمئنتر است که تولیدکنندگان در بازار برق شرکت کنند. در این میان به نظر میرسد که دو شخصیت حقیقی و حقوقی در بازار وجود دارد که تبادلات حقوقی را با هم انجام میدهند که خیلی راحتتر میتوانند با هم کنار بیایند تا اینکه شخص خود را مقابل دولت ببیند. معمولا سرمایهگذار همواره این نگرانی را دارد که چون دولت، قدرت دارد، ممکن است دیر پول را بپردازد، ولی وقتی که دو شخص حقیقی معامله کنند، راحتتر به یکدیگر اعتماد میکنند، بنابراین احتمال شکلگیری مناسبات بین سرمایهگذار و مصرفکننده و ضریب اطمینان آن بالاتر میرود.
این راجع به سرمایهگذاران خارجی نیز صدق میکند؟
بله. اگر قیمت مناسب باشد، آنها نیز تشویق میشوند که سرمایهگذاری کنند، چرا که ما در کشور قانون جلب و حمایت از سرمایهگذاری خارجی را داریم که پا به پای سرمایهگذاران ایرانی از سرمایهگذاران خارجی نیز حمایت میکند. البته وقتی قیمتها اصلاح شود، سرمایهگذار خارجی نیز با علاقه برای سرمایهگذاری میآید، یعنی مساله حل میشود. ما الان هزار و یک روش برای اینکه مساله یارانه را یک جوری و به یک طریقی به طرف مقابل بدهیم، باید کار انجام دهیم، ولی آن زمان مساله حل شده است.
الان یکی از مشکلاتی که شرکت مدیریت شبکه برق در مقابل یارانه دارد این است که میزان یارانه آنقدر زیاد است که علاقمندی برای سرمایهگذاری و در مقابل مصرف بهینه از بین میرود. نمونه بارز و روشن این مثال است: اگر موتور برقی دو ساعت برای یک چاه آب کار کند، هزینهای که یک کشاورز باید بپردازد، معادل ۲۰۰ تومان است حال مگر صاحب چاه روی عرق ملی و اصول اخلاقی برود بعد از دو ساعت، آن را خاموش کند وگرنه برای ۲۰۰ تومان، حاضر نیست سوار موتور شود، دو کیلومتر مسافت طی کند و موتور برق را در مواقعی که احتیاج ندارد، خاموش کند. بنابراین به این صورت آب هدر میرود. ولی اگر ما به این صاحب چاه پول نقدی بدهیم، ولی قیمت آب چاه را به جای دو ساعت ۲۰۰ تومان و کیلوواتی ۲ تومان به قیمت واقعی حساب کنیم و به جای یارانه به او پول نقد دهیم، وی اجازه نمیدهد که آب و نیز برق موتور هدر رود، پس ارزش برق را میداند چراکه روش مصرف اصلاح میشود. این نمونه بارزی است که ما الان در مورد چاههای آب کشاورزی با آن درگیر هستیم و از سوی دیگر منابع آب زیرزمینی نیز از بین میرود، البته این بحث مربوط به شرکت آب و فاضلاب است و معاونت آب وزارت نیرو آنرا پیگیری میکند، اما بخش برق وزارت نیرو همواره مورد انتقاد بخش آب قرار میگیرد، مثلا آنها میگویند که به علت نرخی که بخش برق دارد آنها میآیند هرچه آب زیرزمینی است میکشند و دشتها فروکش میکند و وقتی هم این اتفاق بیفتد، به سختی به حالت اولیه برمیگردد، چراکه فعل و انفعالاتی که طی میلیونها سال رخ داده تا مخزن آبی که درست شود، به راحتی آب آن از بین میرود، چرا که آنقدر نرخ برق ارزان محاسبه میشود که طرف احساس نمیکند که پول آب پرداخت میکند. با یک حساب سرانگشتی میتوان فهمید که قیمت آبی که برای یک کیلو گندم با نرخ تضمینی حساب میشود، زیر نیم درصد قیمت واقعی است؛ بنابراین وزارت نیرو در دو بخش آب و برق به شدت از اجرای طرح تحول اقتصادی و واقعی شدن قیمتها استقبال میکند.
شما به بورس برق اشاره کردید. قرار بود این بورس مهرماه راه اندازی شود، بزرگترین مانعی که بر سر راه وجود دارد چیست؟
بزرگترین مانعی که باعث جلوگیری از راه اندازی بورس برق میشود، واقعی نبودن قیمتها است. همچنین برای راه اندازی این نهاد مالی مراحل اخذ موافقت اصولی سال گذشته انجام شده و چون پیش بینی ما این بود که بتوانیم مجوز مربوط را اخذ کنیم، راه اندازی را مهرماه سال جاری اعلام کردیم، اما در جلساتی که با سازمان بورس داشتیم، یکی از الزاماتی که برای شرکت مدیریت شبکه برق قرار دادند، این است که قوانین و مقررات بورس برق را قبل از اخذ مجوز رسمیباید ارائه دهیم، به خاطر همین مجبور شدیم که مناقصهای برگزار کرده و از شرکتها دعوت کنیم که برای این کار اعلام آمادگی کنند. الان در مراحل اجرای مناقصه هستیم که یک شرکت را انتخاب کنیم، این شرکت باید دستورالعملها، قوانین و مقررات اجرای عملی بورس را تدوین کند، بعد از آن، ما از فراهمسازی یکی از الزامات اخذ مجوز فارغ میشویم که بعد بتوانیم رسما مجوز بگیریم. هم اکنون در شرف انجام این کارها هستیم، مناقصه تا مقداری پیش رفته و در نیمه راه انتخاب پیمانکار هستیم، در واقع اگر این مرحله انجام شود میتوانیم مجوز نهایی را اخذ کنیم، ولی لازمه اینکه بورس به حالت واقعی خود فعال شود، این است که قیمتها واقعی شود. این کمک میکند که معاملات شکل گیرد، چراکه در بورس برق معاملات به شکل دوجانبه صورت میگیرد و زمانی معاملات به صورت دو جانبه شکل میگیرد که قیمتها واقعی باشد.
کسی که مصرفکننده است، نباید احساس کند که اگر از دولت برق را خریداری کند مطمئنتر و ارزانتر است، بلکه باید احساس کند که در واقع با قیمت مناسبتری از یک تولیدکننده خصوصی، در محیط رقابتی میتواند کالای خود را در بورس برق تامین کند.
به نظر شما بعد از مراحل اجرایی شدن طرح تحول اقتصادی، زیرساختها برای بورس برق فراهم میشود؟
همانطور که میدانید در کشور بورسهای کالایی زیادی وجود دارد که بعد از راه اندازی عملا کاربردی ندارند. امیدواریم که بتوانیم ساختار مناسبی را در این رابطه بوجود آوریم، ولی اینکه میفرمایید بورس فعال باشد، همه جای دنیا اینطور است. لازمه این امر نیز این است که تعداد شرکتها به شکل تولیدکنندگان خصوصی در بورس زیاد باشد، البته مقدمات این کار فراهم شده است و وزارت نیرو تا پایان امسال ۱۰ نیروگاه را به بخش خصوصی واگذار میکند، هرچه تعداد شرکتها و سازوکارهای جانبی بیشتر و بهتر باشد، به طور قطع بورس به صورت طبیعی خودش خواهد رسید، ولی اگر غیر از این باشد، یعنی شرایط بیرونی به گونهای باشد که شکلگیری این زیرساختها سخت باشد، قطعا بورس برق نیز با سکته مواجه میشود.
در مورد تبادلات برق در زمستان توضیح دهید.
ما در زمستان صادرکننده برق هستیم. به خصوص مواقعی نظیر الان که مشکل گاز نداریم. شبکه ما هم اکنون علاوه بر تامین نیاز داخلی، اضافه تولید دارد و با رزرو عالی اداره میشود، پس صادرات مشکلی نخواهد داشت.
هم اکنون چند درصد رزرو در شبکه وجود دارد؟
ذخیره برق شبکه در روزهای مختلف، متفاوت است، ولی رزرو خوبی وجود دارد. البته چند روزی است که فرکانس خیلی تثبیت است.
به نظر میرسد که فرهنگ مصرف بهینه برق در مردم نهادینه شده است؟
خوب است. البته ایده آل نیست و جای کار بسیاری وجود دارد. البته میزان مصرف در روزهای مختلف متفاوت است. مثلا در ۱۹ آذرماه ۸۷ پیک مصرف در ۱۷ و ۵۸ دقیقه رخ داده بود؛ یعنی دو دقیقه قبل از ساعت ۱۸. واردات برق ما از کشورهای همسایه ۶۴ مگاوات بوده و صادرات ما نیز به ۵۰۸ مگاوات رسیده است، این نشانگر وضع خوبی است. خاموشی نیز در شبکه وجود نداشته و در عین حال ۴ هزار و ۳۰۰ مگاوات نیز ذخیره شبکه برق داشتهایم. البته تعمیرات نیروگاهی نیز در حال انجام است. امیدواریم بتوانیم زمستان را نیز به خوبی سپری کنیم.
نکتهای دیگر راجع به طرح تحول؟
البته مباحث مطرح شده مزبور از دیدگاه بازار برق و شرکت مدیریت شبکه برق است. از دید صنعت برق چیزی که مطرح است این است که برق کیلووات ساعتی ۱۷ تومان به طور متوسط فروش میرود، ولی قیمت تمام شده آن برای وزارت نیرو ۴۴ تومان تا ۶۴ تومان است که بقیه رقم تا ۸۸ تومان قیمت سوخت است. البته هماکنون قیمت سوخت در بازار جهانی پایین آمده است. آهن آلات نیز ارزان شده است که شاید باید در قیمتهای برق بازنگری شود، ولی با قیمت سوختی که قبلا بوده قیمت تمام شده هر کیلووات ساعت تا ۸۸ تومان نیز میرسید. خوشبختانه به نظر میرسد با لایحهای که دردولت تدوین شده مشکلات صنعت برق برطرف شود. البته دولت نیز امسال به شیوه خوبی از صنعت برق حمایت کرد که اگر این حمایتهای بی دریغ نبود، ما در ماههای گذشته مشکل پیدا میکردیم. ولی تداوم این وضع عملی نیست، بلکه باید هزینه برق را از مشترکین دریافت کرد. اگر هم قرار است یارانهای به مشترکان پرداخت شود، باید به صورت نقدی باشد که قیمت واقعی بپردازند تا قدر تولیدات را بدانند.