واکاوی طرح تحول در گفت و گو با معاون وزیر بازرگانی

اولویت با بسته‌های زیرساختی

شماره روزنامه: ۱۷۰۴ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۴۸۹۲۷۴ بیشتر

محبوبه فکوری<br>عکس: حمید جانی‌پور<br>طرح تحول اقتصادی از جمله، طرح‌‌هایی است که به اعتقاد بسیاری از کارشناسان بستری مناسب برای شکوفایی صادرات غیرنفتی و تجارت خارجی ایران به حساب می‌آید.<br>

اولویت با بسته‌های زیرساختی

محبوبه فکوری

عکس: حمید جانی‌پور

طرح تحول اقتصادی از جمله، طرح‌‌هایی است که به اعتقاد بسیاری از کارشناسان بستری مناسب برای شکوفایی صادرات غیرنفتی و تجارت خارجی ایران به حساب می‌آید.

درباره ابعاد مختلف آثار اجرایی این طرح با «مهدی غضنفری» معاون وزیر بازرگانی و رییس کل سازمان توسعه تجارت ایران گفت و گوی پیش‌رو انجام شده که از نظرتان می‌گذرد.

بسیاری از کارشناسان، موضوع تجارت خارجی کشور را یکی از مباحثی می‌‌‌دانند که ارتباط تنگاتنگی با ایجاد تحول دراقتصاد کشور دارد. نظر شما در این رابطه چیست؟

براساس آنچه که تاکنون اطلاع‌رسانی شده، طرح تحول اقتصادی قصد اصلاح ۷ نظام مهم کشور از جمله بانک، مالیات، گمرک، ارزش‌گذاری پول ملی، یارانه‌‌‌ها، نظام توزیع کالا و خدمات و نیز نظام بهره‌‌وری را دارد که تصور می‌‌‌رود همه این ۷ نظام بر روی تجارت خارجی کشور اثرگذار است.

این اثرگذاری در چه جهتی تعریف می‌‌‌شود؟ آیا پیامد‌‌‌های مثبتی را عاید تجارت خارجی کشور خواهد کرد یا خیر و باعث کندی کار خواهد شد؟

به نظر می‌‌‌رسد که بسیاری از این اصلاحات اثر مثبت بر روی تجارت خارجی کشور دارد. برخی اصلاحات در این نظام‌‌ها، اثر فوری و مستقیم بر روی تجارت خارجی دارند و برخی اثر با تاخیر و غیرمستقیم دارند. مثلا در مورد نظام یارانه‌‌‌ها که تفاسیر متعددی نیز وجود دارد، اگر قرار بر حذف یارانه حامل‌‌‌‌‌های انرژی یا تقلیل آنها باشد، قطعا حوزه تولید از آن متاثر می‌شود، بنابراین کشور با تولید کالاهایی مواجه می‌‌‌شود که ممکن است قیمت آن بالاتر از حد فعلی باشد. همچنین حوزه خدمات پشتیبان تولید مثل حمل و نقل، بیمه و بانک افزایش قیمت را شاهد خواهند بود، ضمن اینکه بخشی از کارهایی که هر کارخانه برون سپاری می‌‌‌کند، قطعا با افزایش قیمت مواجه خواهد بود. از طریق این شیوه بالارفتن قیمت حامل‌‌‌‌‌های انرژی، قیمت کالا و خدمات نیز بالا رفته که اگر این امر منجر به افزایش تورم و قیمت شود، قطعا قدرت رقابت کالا‌‌‌های تولید داخلی را با کالا‌‌‌های خارجی کم می‌‌‌کند، در نتیجه قطعا برخی از بازارها دچار رقابت سخت‌تر شده و صادرکننده ما نیازمند حمایت بیشتری خواهد بود تا موقتا خود را حفظ کند تا به تدریج واحد‌‌‌های تولیدی- صادراتی بتوانند از طریق بهره‌‌وری افزایش هزینه‌‌‌‌‌های خود را جبران کنند. پس ممکن است به طور آنی و بلافاصله که قیمت‌‌ها بالا می‌‌‌رود و صادرکننده نتواند بازار‌‌‌های هدف صادراتی خود را حفظ کند که این یکی از آثار مستقیم هدفمند‌‌کردن یارانه‌‌‌ها بر تجارت خارجی کشور است.

نظام ارزش‌گذاری پول ملی چطور؟ آیا این سیاست‌‌گذاری می‌‌‌تواند کمکی به تجارت خارجی کشور در راستای موارد مزبور داشته باشد؟

روی نظام ارزش‌گذاری پول ملی نیز چنین قاعد‌ه‌‌‌هایی استوار است. یک قاعده این است که صادرکنندگان به آن اعتقاد دارند و می‌‌‌گویند پایین آوردن ارزش پول ملی به نفع صادرکننده و بالابردن ارزش پول ملی به نفع وارد‌‌کننده است. اگر این نظام شماره چهار که نظام ارزش‌گذاری پول ملی است، قصد داشته باشد ریال قدرتمندی تولید کند، صادرکنندگان احساس می‌‌‌کنند منابع مالی که با خودشان به داخل کشور آورده‌‌‌اند، به ریال کمتری تبدیل می‌‌‌شود و قدرت خرید داخلی برای تامین مجدد محصولات صادراتی کم می‌‌‌شود و با کاهش قدرت رقابت در خارج کشور و کاهش سرمایه در گردش در داخل کشور مواجه می‌‌‌شوند.

اگر این ارزش‌گذاری پول ملی جهت دیگری بگیرد، اثر مستقیم دارد که به نفع صادرکننده است، بنابراین چگونگی ارزش‌گذاری پول ملی می‌‌‌تواند فاکتور مهمی‌‌‌در موضوع صادرات غیرنفتی و تجارت خارجی کشور بوده و در آن اثر گذار باشد.

به نظر می‌‌‌رسد کفه اثرگذاری منفی آن سنگین‌‌‌‌تر باشد.

به هرحال انتظاری که صادرکنندگان به تبع تصمیمات گذشته به اسم مدیریت ارز یا ارز شناور مدیریت شده دارند، این است که آنها همواره مشاهده کرده‌‌‌اند که دولت‌‌‌‌‌‌های بعد از انقلاب مراقب بوده‌‌‌اند که قیمت ارز خیلی بالا نرود و ارزش ریال نیز خیلی کم نشود. صادرکنندگان با این تجربه که به این مسائل نگاه می‌‌‌کنند، تخمین می‌‌‌زنند که در آینده ارز به نفع آنها مدیریت نمی‌‌‌شود، بنابراین نگرانی‌هایی در نظام بانکی و اصلاح آن انجام داده اند. البته اینکه چند درصد از تسهیلات بانکی در اختیار صادرکننده و صادرات باشد می‌‌‌تواند برای تجارت خارجی کشور و موضوع صادرات غیرنفتی اثر گذار باشد. اگر این سهم ناچیز باشد و سازمان توسعه تجارت به عنوان حامی‌‌‌صادرکنندگان از آن بی بهره باشد یا اگر نرخ بهره برای صادرکنندگان بالا باشد، قطعا احساس می‌‌‌کنند آنچنان که باید مورد پشتیبانی واقع نمی‌‌‌شوند، ولی انتظار می‌‌‌رود سهم تسهیلات برای صادرات بیشتر شود، چراکه این امر برای صادرکنندگان می‌‌‌تواند مفید باشد و اثر مستقیم مثبت داشته باشد. یعنی اصلاح نظام بانکی از بابت تقسیم بندی و سهم‌بندی تسهیلات و نرخ بهره هر دو اثر‌گذار است. اگر تصمیمات دیگری بخواهند در این زمینه بگیرند، مثل حضور بانک‌‌‌‌‌‌های خارجی و حضور شعبه در خارج از کشور، این موارد نیز آثار مثبتی برای صادرات دارد. لذا به نظر می‌‌‌رسد که جهت گیری اصلاح نظام بانکی برای صادرات آثار مثبت دارد.

سازمان توسعه تجارت نیز در مقطعی تلاش‌هایی را برای کاهش نرخ سود تسهیلات صادراتی آغاز کرده بود. به چه نتیجه‌ای رسیدید؟

ما یک مسیر گفت‌‌و‌گو با بانک‌‌‌ها و بانک مرکزی و نهاد‌‌‌های پولی و مالی را در دولت نهم دنبال کردیم که نهایتا به دلیل ورود شخص رییس‌‌جمهوری به مساله کاهش نرخ سود تسهیلات برای کل مردم، سازمان توسعه تجارت نیز مسیر ویژ‌‌‌‌ه‌ای را دنبال نکرد. دو اتفاق افتاد که ما احساس کردیم که به هدف خود رسیده ایم. یکی اینکه خود رییس‌‌جمهور موضوع کاهش نرخ بهره را دنبال می‌‌‌کرد که تا حدی موفق بود و دیگری اینکه در بودجه ۸۷ نیز پیش بینی شد که منابع ارزی برای صادرات با نرخ بهره ۷ تا ۹ درصد وجود داشته باشد تا سرمایه‌‌‌گذاران و صادرکنندگان از آن بهره‌مند شوند. این دو کار ما را به دو هدف رساند. لذا سازمان مسیر جدیدی که نرخ بهره تسهیلات صادراتی را کاهش دهد، دنبال نکرد، چراکه همان میزان کاهش نرخ‌ها با سرسختی و مقاومت رییس‌‌جمهور به نتیجه رسید و این کار هر کسی نبود که سازمان به راحتی بتواند آن را به ثمر رساند. من به یاد می‌‌‌آورم که وقتی دولت نهم تازه مستقر شده بود، صادرکنندگان می‌‌‌گفتند که در روز ملی صادرات قبل یعنی سال ۸۳ مسوولان به ما قول داده بودند که با تسهیلات صادراتی با بهره یک رقمی‌‌‌در اختیار ما قرار دهند اما این اتفاق نیفتاده بود و به صورت قول و وعده باقی مانده بود که به این ترتیب، رییس‌‌جمهور برای صادرکنندگان به این شیوه موضوع را حل‌‌کردند. نکته بعدی که اخیرا سازمان توسعه تجارت دنبال کرده، این است که اگر منابع بودجه جوایز صادراتی کافی باشد و بتوان جوایز را به صورت مستقیم پرداخت کرد، در نهایت با باقیمانده اعتبارات این بخش مقداری از کارمزد تسهیلات صادراتی را بپردازیم.

در این راستا در حال آماده سازی تفاهم نامه‌ای هستیم که از طریق همکاری با بانک توسعه صادرات بتوانیم بخشی از کارمزد بانکی تسهیلات صادراتی را بپردازیم. ولی چون هنوز بحث منابع سازمان در جوایز صادراتی حل نشده و ما به صورت سهام جوایز صادراتی را در اختیار صادرکنندگان قرار می‌‌‌دهیم، لذا این کار عملیاتی نشده است. از سوی دیگر قیمت سهام فولاد مبارکه به خاطر بحران مالی جهانی به شدت پایین آمده که این امر قدرت مالی سازمان توسعه تجارت را کم کرده و لذا اگر قدرت مالی ما پایین بماند و سهام ارزان باشد، ترجیح ما این است که جوایز صادراتی معوقه را بپردازیم، بعد به سراغ کمک‌‌‌های یاران‌‌‌های بیاییم.

الان خریداری برای سهام وجود دارد؟

بله وجود دارد.

آیا دولتی است؟

خیر. الان برخی شرکت‌‌ها هستند که درصدی از سهام فولاد مبارکه را در اختیار دارند، مثل ۲۷ درصد که برای آنها جالب است اگر بتوانند سهم خود را بیشتر کنند. کارگزار به ما گفته است که خریدارانی هستند، البته به قیمت توافقی نه ۳۱۹ تومان. این امر فرق دارد با عرضه خرده سهام که صف فروش درست می‌‌‌شود، البته هم اکنون صف فروش وجود دارد، اما سازمان عرضه آزاد می‌‌‌کند و به صورت بلوکی این عرضه را صورت می‌‌‌دهد.

نظام بانکی چه تحولاتی را در حوزه صادراتی غیرنفتی می‌‌‌تواند ایجاد کند؟

در مورد نظام بانکی اینکه چه حوز‌‌‌های شامل‌اش می‌‌‌شود، ممکن است آثار زیادی داشته باشد، به این معنا که اگر بانک خارجی تاسیس یا شعبه ایجاد کند که خیلی به این موضوع کمک می‌‌‌کند.

نظام مالیاتی چطور؟

به دلیل اینکه صادرکننده معاف از مالیات است، اصلاح نظام مالیاتی در کوتاه مدت و به صورت مستقیم بر روی ما اثر گذار نیست.

و ایجاد اصلاحات در نظام گمرکی؟

در عوض اصلاح نظام گمرکی هم در حوزه واردات و هم در حوزه صادرات برای کار تجارت مهم است، چراکه یک مجموعه از هزینه‌‌‌ها به واردکنندگان و صادرکنندگان تحمیل می‌‌‌شود که ناشی از سوء عملکرد گمرک نیست، بلکه به دلیل پراکندگی دستگاه‌هایی است که در اطراف گمرک جمع شده‌‌‌اند و می‌‌‌خواهند کار استاندارد انجام دهند، یعنی کار‌‌‌های آزمایشگاهی کنند و می‌‌‌خواهند از قاچاق جلوگیری کنند.

فعالیت‌‌‌‌‌‌های این مجموعه دستگاه‌ها از نظر صادرکننده و واردکننده منجر به توقف کالا و زمان بر بودن ترخیص می‌‌‌شود که اگر این نظام گمرکی اصلاح شود، قطعا تسهیل جریان عبور کالا از جمله صادرات و واردات خود به خود کاهش هزینه را به دنبال دارد و ۱۰۰ درصد موضوعی است که آثار مثبت فراوانی دارد.

این اصلاحات قرار است چگونه صورت گیرد؟

گمرکات تخصصی‌‌‌‌تر می‌‌‌شود. اما نباید این نکته را از ذهن دور داشت که ما از رییس کل سابق گمرک و رییس کل فعلی گمرک یک جمله را مشابه می‌‌‌شنویم که مهم است به آن توجه شود و آن هم بحث بودجه است که هر دو ابراز‌‌کردند که بدون داشتن بودجه کافی، حل مشکلات امکان پذیر نیست. این طور نیست که نوشته‌‌‌ایم اصلاح نظام گمرکی و چهار و پنج جلسه برگزار کرده‌‌‌ایم و مطالبی را روی کاغذ آورده‌ایم، بلکه کار کارشناسی کرده‌ایم و به این نتیجه رسیده‌‌‌ایم که این نظام باید اصلاح شود. وقتی مسوول گمرک می‌‌‌گوید که مشکل بودجه داریم باید به آن توجه کرد. چراکه مسوول قبلی نیز به این نتیجه رسیده بود. پس این صدا را نباید دست کم گرفت. بنابراین بی توجهی به این درخواست می‌‌‌تواند سیستم اصلاح نظام گمرکی را با خدشه روبه‌رو کند. آنچه که تاکنون اتفاق افتاده از جنس جلسه گذاشتن و ساده‌‌کردن فرآیندها بوده که البته اثرگذار هم بوده است، اما یک جاهایی به بودجه نیاز دارد که باید پول خرج کرد.

اصلاح نظام توزیع کالا و خدمات چگونه به شکوفایی صادرات غیرنفتی کمک می‌‌‌کند؟

تصور می‌‌‌رود اگر شرکت‌‌‌‌‌های توزیع داخلی عملی شود و یکپارچه و هوشمندانه عمل کنند، می‌‌‌توان چند فایده از این موضوع برد. فایده اول این است که چون تولیدکننده ما در داخل با سیستم توزیع یکپارچه و پیچیده کار نکرده، در خارج از کشور نیز چگونگی تعامل با آنها و ورود به شبکه‌‌‌‌‌های توزیع و بردن کالا به ققسه‌‌‌‌‌های مصرف‌‌کننده را بلد نیست، چراکه در داخل کشور با این شبکه‌‌‌ها مواجه نیست و چگونگی ورود به این شبکه‌‌‌ها را تجربه نکرده‌است. یکی از آثارش این است که به صورت غیرمستقیم صادرکنندگان و تولیدکنندگان یاد می‌‌‌گیرند که چطور وارد شبکه‌‌‌ها شده و در آنها نفوذ کنند و جلو روند. دوم این که اگر شرکت‌‌‌‌‌های قدرتمند توزیع در داخل کشور شکل گیرند، می‌‌‌توان از آنها خواست که در سراسر کشور نیز کار توزیع را انجام دهند، یعنی می‌‌‌توانند شرکت‌‌‌‌‌های مدیریت صادرات شوند. در این راستا برخی معتقدند که صادرات سرریز مزیت‌‌‌‌های کشور به خارج از کشور و سرریز رشد تکنولوژی و تولیدی کشور به خارج از کشور است، این جمله با تئوری مذکور سازگار است، چراکه اگر ما بتوانیم در حوزه پخش، توزیع و یکپارچه عمل‌‌کردن به بلوغ برسیم؛ سرریز این تجربه می‌‌‌تواند به صادرات کمک کند.

البته یک عد‌‌‌ه‌ای هستند که معتقدند، صادرات همیشه از جنس سرریز نیست و ممکن است تامین به اندازه کافی صورت نگیرد اما تفکر اقتصادی حاکم تفکر صادراتی باشد. تعریف آنها این است که صادرات موتور اقتصاد برای آوردن ارز و سرمایه به داخل کشور است، یعنی اول باید صادرات شکل گیرد تا بعد اقتصاد داخلی را شکل دهد، لذا اگر با نگاه گروه اول صادرات را ترجمه کنیم، اصلاح نظام توزیع کالا و خدمات تا حد زیادی می‌‌‌تواند در حوزه صادرات یاری رسان باشد.

به نظر می‌‌‌رسد که این موضوع بهره‌‌وری را نیز افزایش دهد.

باید به این نکته توجه داشت که بهره‌‌وری مثل جریان هوا است که هیچ وقت نیاز شما به آن تمام نمی‌‌‌شود و با یک فعالیت یکباره نمی‌‌‌توان خود را از آن بی نیاز کرد. از روزی که تصمیم به بهره‌ور‌‌کردن اقدامات می‌‌‌گیریم تا روزی که صادرکننده هستیم به آن نیاز داریم و بهره‌‌وری معنا می‌‌‌یابد. پس بهره‌‌وری جریان پیوسته بهبود را در داخل خود دارد که اگر به خوبی مدیریت شود، آثار بسیار مثبت دارد. نکته مهم این است که کشورهایی که سال‌‌‌‌‌ها مشغول کار بر روی بهبود بهره‌‌وری هستند ممکن است برای اینکه بخواهند مجددا بهره‌‌وری را ۵ تا ۱۰ درصد بالا برند، به حجم فعالیت خیلی خیلی زیادی نیاز داشته باشند، ولی کشورهایی که کمتر بر روی بهره‌‌وری کار کرده‌‌‌اند اگر بخواهند خروجی خود را افزایش دهند، با حل اولین مشکی که به برمی‌‌‌خورند می‌‌‌توانند دستاورد خیلی خوبی را در زمینه بهره‌‌وری بدست آورند، چراکه کار‌‌‌های زیادی در این مقوله انجام داده‌اند.

این نکته‌ای برای کشور ما است که خیلی روی بهره‌‌وری کار نکرده‌ایم. البته به شیوه دیگری نیز می‌‌‌توان بر روی بهره‌‌وری کار کرد، کشوری که سال‌‌ها است روی بهره‌‌وری کار می‌‌‌کند، به دلیل نهادینه‌‌کردن فرهنگ بهره‌‌وری افراد مزه استفاده از بهره‌‌وری را چشیده‌‌‌اند پس دیگر لازم نیست که فرهنگ سازی در این رابطه صورت دهیم چراکه بهره‌‌وری جزء فرهنگ ذاتی آنها است. ولی کشوری مثل ما ممکن است بازهم نیاز داشته باشد که فرهنگ سازی کند. البته تولیدکنندگان صادراتی نیز همواره نباید مشکل را از دولت ببینند، بلکه باید نگاهی نیز به لحاظ بهبود بهره‌‌وری بر درون کارگاه خود داشته باشند.

ضمانت اجرای طرح تحول اقتصادی چطوراست؟

- چند اقدام در این راستا صورت گرفته است که کمک می‌‌‌کند که ضمات اجرایی این طرح بالا باشد. اول اینکه نوعی حساس سازی اجتماعی توسط دولت انجام گرفته و مردم نسبت به انجام این کار بزرگ حساس شده اند. رییس‌‌جمهور چند جلسه با مردم در این رابطه صحبت کرده و در استانها نیز حرف‌‌‌های بسیاری در این رابطه زده شده است که این ریشه‌‌ای‌ترین کار برای حفظ یک نظام اقتصادی مثل این نظام است که مردم آشنا و علاقمند به آن شوند. جلسات خوبی نیز به شکل‌‌‌های مختلف با اقتصاددانان کشور در اتاق بازرگانی، دانشگاه‌‌ها و دستگاه‌‌‌‌های تخصصی برگزار شده، بنابراین توده مردم مطلع هستند و خبرگان جامعه نیز در جریان کار قرار گرفته‌اند، البته نمی‌‌‌خواهیم بگوییم که همه گفته‌‌‌اند نمره شما بیست است ولی همه در جریان هستند که چه اتفاقی افتاده است. سوم اینکه مسوولان سه قوه در مورد این امر واکنش نشان داده‌‌‌اند و حساسیت‌ها را گفته‌‌‌اند و مجموعه‌‌‌‌‌های خود را درگیر کرده‌اند. چهارم اینکه این طرح قرار است در قالب لایحه‌‌ای به مجلس رود که وقتی قانون شود، دست دولت و مجلس در این چارچوب در دست هم قرار می‌‌‌گیرد که با هم این طرح را به نتیجه رسانند. یعنی این بار با قانونی شدن لایحه طرح تحول اقتصادی موارد این قانون خواست مجلس از دولت می‌‌‌شود. پس دو طرف نسبت به هم متعهد می‌‌‌شوند. این به لحاظ زیرساختی و ریشه‌‌ای موضوعی می‌‌‌شود که مردم و مسوولان خود را درگیر و متعهد به آن می‌‌‌دانند، این زیرساخت‌‌ها در مقایسه با اصل ۴۴ که متخصصان اظهار نظری راجع به آن نمی‌‌‌کردند و با یک شوک منفی روبه‌رو می‌‌‌شد، متفاوت است. از سوی دیگر مردم مزمزه می‌‌‌کنند که منابع آزاد شده از هدفمند‌‌کردن یارانه‌‌‌ها چقدر دستشان را می‌‌‌گیرد و به چه میزان هزینه‌‌هایشان را می‌‌‌پوشاند و کی باید آن را هزینه کنند، از این نظر فرهنگ‌سازی خوبی صورت گرفته است.

نکته دیگر این است که اگر این طرح به درستی اجرا شود و پولی از بابت صرفه‌‌جویی در یارانه‌‌‌ها به حساب مردم ریخته شود، مردم خود مدافع صرفه‌جویی خواهند شد، چراکه به آنها گفته می‌‌‌شود که به جای اینکه دولت یارانه برق و آب و گاز مردم را می‌‌‌داده، پولش را در حساب مردم ریخته و شاید آنها بخواهند برای بچه‌‌هایشان لباس بخرند یا آنرا صرفه‌‌جویی کنند تا در آینده به کار دیگری سرمایه‌گذاری کنند.

برخی از این طرح و ارائه پول نقدی به جای یارانه‌‌‌ها به مردم از صدقه دادن صحبت به میان آوردند آیا شما این را قبول دارید؟

به نظر من این طرح صدقه گذاری نیست. من می‌‌‌گویم که دولت از حالت پدر و پدربزرگ که برای بچه و به جای بچه خرج می‌‌‌کرد و می‌‌‌گفت باید یارانه انرژی را قبول کنی، خارج می‌‌‌شود و پول را به صاحب اصلی آن برمی‌‌‌گرداند و می‌‌‌گوید ببخشید من که به جای شما خرج می‌‌‌کردم. الان احساس می‌‌‌کنم موقعیت، بهتر از هر زمانی است که مردم ایران پول را صرف موضوعاتی می‌‌‌کردند که از آنها اجاز‌‌‌ه‌ای برای آن نگرفته بودند.

به نوعی یارانه‌‌‌ها را می‌‌‌توان یکی از عوامل مستقیم در افزایش بهره‌‌وری به حساب آورد؟

کاملا این طور است. چراکه آنالیز و جزئیات هزینه‌‌‌ها آشکار می‌‌‌شود و مردم می‌‌‌دانند که کجا باید زندگی و هزینه‌‌‌‌‌های خود را مدیریت کنند. شما در سیستم فعلی، اگر تلفن کمتر بزنی یا بنزین و آب و برق کمتر مصرف کنی، امروز درآمدی نداری، چراکه یک فرد دیگر یارانه تو را نیز صاحب می‌‌‌شود، اما به محض اینکه این سیستم عوض شود، هر فرد یک پرده ضخیم برای جلوگیری از هدر رفت گرما در خانه خود وصل می‌‌‌کند و به نوعی انگیزه برای صرفه‌‌جویی ایجاد می‌‌‌شود. لذا برخلاف صدقه دادن به بلوغ و رشد مردم احترام می‌‌‌گذاریم که خودش تصمیم می‌گیرد که چکار کند. تعجب می‌‌‌کنم گروه‌هایی این جملات را به کار می‌‌‌برند که در دولت خودشان نیز قرار بود که این کارها را انجام دهند و هیچ دولتی سراغ ندارم که در مورد پرداخت غیرهوشمند یارانه‌‌‌ها نظر منفی نداشته باشد همه می‌‌‌خواستند که این طرح را به صورت هوشمندانه پیاده سازی کنند.

در خصوص جهش قیمتی نیز توضیحاتی بفرمایید.

به عنوان مثال اگر ۵۰ هزار تومان به حساب یک فرد ریخته شود، ولی هزینه‌‌‌‌‌های بالا رفته آن به میزان ۱۰۰ هزارتومان باشد، ممکن است نارضایتی‌‌ باشد که سیستم قبلی بهتر بود و یک فرد با حقوق کارمندی منهای ۵۰ هزار تومانی که به فرض به حساب آن ریخته می‌‌‌شود، بهتر می‌‌‌توانست زندگی کند ولی بعد از هدفمند‌‌کردن یارانه‌‌‌ها علاوه بر اینکه پولی علاوه بر حقوق ماهانه به حساب وی ریخته می‌‌‌شود ولی درآمدها کفاف هزینه‌‌‌ها را نمی‌‌‌دهد. اما آثار مثبت طرح تحول در میان‌مدت شناسایی می‌شود.

به نظر می‌‌‌رسد باید طرح‌‌‌‌‌های زیرساختی مثل نظام گمرکی، پولی، بانکی و سایر نظام‌‌‌‌‌های زیرساختی را برای پیاده سازی در ابتدا در نظر گرفت و بعد به سراغ هدفمند‌‌کردن یارانه‌‌‌ها رفت.

دقیقا همینطور است. البته همه مانورها بر این اساس است که درگام اول طرح تحول اقتصادی ابتدا قیمت‌‌‌‌‌های آب و برق و گاز و ... بالا رود.

- نه این طور نیست. این نکته خوبی است که شما اشاره کردید. چیزی که فوری دامن مردم را می‌‌‌گیرد اینها هستند ولی پیاده‌سازی طرح از این موارد شروع نمی‌‌‌شود. مسوولان نیز به نظر می‌‌‌رسد که برای اینکه مردم بیشتر به این نکته برسند که این طرح می‌‌‌خواهد اجرا شود، این نکات را مطرح می‌‌‌کنند. تحولات در گمرک شروع شده و موارد در حال تسهیل است، ولی چون توده مردم با گمرک سروکار ندارند قطعا کسی وارد آن بحث نمی‌‌‌شود. من با صحبت شما موافق‌ام فارغ از اینکه مردم در جریان قرار می‌‌‌گیرند یا نمی‌‌‌گیرند آن سری از طرح‌‌ها ونظام‌‌هایی که در طرح تحول اقتصادی دیده شده که در فاصله از مردم قرار دارد و سازوکار را بهتر می‌‌‌کند، باید در ابتدا انجام شده و آنهایی که با توده مردم سروکار دارد بعد از اینکه زیرساخت‌‌ها را پیچ و مهره کردیم اجرایی شود. در سازمان توسعه تجارت نیز نیز وقتی تصمیماتی بدنه سازمان را متاثر می‌‌‌کند، آنرا در چند شورا بررسی می‌‌‌کنیم. ولی کارهایی که زیرساختی است به صورت فوری انجام می‌‌‌دهیم و حساسیت اجتماعی کمتری در مورد آن به خرج می‌‌‌دهیم.

یکی از بحث‌‌‌های طرح تحول اقتصادی شکل گیری صندوقی است که منبع مالی جداگانه‌ای را داشته باشد و در راه‌‌‌های خاص صرف شود، چه میزان از این منابع در بحث‌‌‌های صادراتی و تجارت خارجی کشور مورد استفاده قرار می‌‌‌گیرد؟

- ما یک گزارش از رییس‌‌جمهوری داشتیم که متوجه شدیم صندوقی هست که منابع حاصل از صرفه‌‌جویی هدفمند سازی یارانه‌‌‌ها در این صندوق ذخیره می‌‌‌شود و درصد بندی شده که چه درصدی به مردم داده می‌‌‌شود، آنجا سهمی‌‌‌برای صادرات در نظر گرفته شده که به نظر حدود هفت درصد برای توسعه تجارت در نظر گرفته شده است.

ما نمی‌‌‌دانیم که پس از پیاده سازی این طرح در حوزه صادرات چقدر نیازمند کمک هستیم، بنابراین نمی‌‌‌دانیم که آیا این منابع کافی هست یا خیر. البته کارگروه در سازمان توسعه تجارت تشکیل شده که آثار و تبعات طرح و تحول را بر صادرات و تجارت بررسی می‌‌‌کند و در رابطه با تعرفه‌‌‌ها و حمایت‌هایی که باید صورت گیرد در حال بحث است اما چون خروجی آن هنوز بیرون نیامده نمی‌‌‌توان گفت چقدر از درصدی که از طریق هدفمند‌‌کردن یارانه‌‌‌ها جمع می‌‌‌شود، باید به تجارت تعلق گیرد. یک نکته دیگر نیز هست که نمی‌‌‌دانیم پولی که جمع می‌‌‌شود، بسته به قیمت انرژی در خارج از کشور است یا خیر، چراکه الان که قیمت انرژی در دنیا کاهش یافته است، بنابراین پول زیادی از بابت هدفمند‌‌کردن یارانه‌‌‌ها جمع نمی‌‌‌شود و شاید بهترین زمان نیز برای اجرای طرح الان باشد چراکه مردم اگر الان انرژی را با قیمت واقعی بخرند، احساس نمی‌‌‌کنند که گران خریده اند، همچنین اگر این روزها قیمت انرژی داخلی را به قیمت‌‌‌‌‌های جهانی وصل کنیم شاید طرح تحول خود به خود در زندگی مردم جاری می‌‌‌شود. قیمت بنزین بالا رفته و ما نیز نظیر مردم دنیا کم مصرف می‌‌‌کنیم، در جلساتی داریم بررسی می‌‌‌کنیم که چه حوزه‌‌هایی متاثر از این طرح می‌‌‌شود و ما باید به آنها توجه کنیم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن