شرحی بر لیبرال دموکراسی مقتدر

در دفاع از سیاست - ۷ دی ۸۷

شماره روزنامه: ۱۷۰۰ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۴۸۸۵۸۵ بیشتر

مرتضی مردیها

کتاب: در دفاع از سیاست / لیبرال دموکراسی مقتدر<br>نویسنده: مرتضی مردیها<br>نشر: نی<br>چاپ: ۱۳۸۶<br>مجید یوسفی - دکتر مرتضی مردیها استاد فلسفه سیاست دانشگاه علامه طباطبایی در کتاب در «دفاع از سیاست» با قلم پیچ در پیچ خود مفاهیمی‌غامض را چنان تاب داده که ابعاد و وجوه بیشتری از مفاهیم لیبرالیسم در آن منتج شود. کتاب «در دفاع از سیاست» با محوریت نجات سیاست از اخلاق، برملاکننده آیین شهریاری و تصدیق آیین‌نامه حکومت و رقابت قدرت سیاسی است، و شکل تنقیح یافته و پرداخت شده همان ضرب‌المثل منفی‌نگر ناظر به سیاست است، باوری است که به وفور ادعا و به فراوانی پذیرفته شده است. کتاب در دفاع از سیاست شامل ده بخش است که به ترتیب این عناوین را در بر می‌گیرد: در دفاع از سیاست، در دفاع از قدرت، در دفاع از دولت، در دفاع از فرد، در دفاع از تغییر طبیعت، در دفاع از مهاجرت و نقد میهن، در نقد آزادی، در نقد مشروطه، در نقد فلسفه، در نقد عشق.

در دفاع از سیاست - ۷ دی ۸۷

کتاب: در دفاع از سیاست / لیبرال دموکراسی مقتدر

نویسنده: مرتضی مردیها

نشر: نی

چاپ: ۱۳۸۶

مجید یوسفی - دکتر مرتضی مردیها استاد فلسفه سیاست دانشگاه علامه طباطبایی در کتاب در «دفاع از سیاست» با قلم پیچ در پیچ خود مفاهیمی‌غامض را چنان تاب داده که ابعاد و وجوه بیشتری از مفاهیم لیبرالیسم در آن منتج شود. کتاب «در دفاع از سیاست» با محوریت نجات سیاست از اخلاق، برملاکننده آیین شهریاری و تصدیق آیین‌نامه حکومت و رقابت قدرت سیاسی است، و شکل تنقیح یافته و پرداخت شده همان ضرب‌المثل منفی‌نگر ناظر به سیاست است، باوری است که به وفور ادعا و به فراوانی پذیرفته شده است. کتاب در دفاع از سیاست شامل ده بخش است که به ترتیب این عناوین را در بر می‌گیرد: در دفاع از سیاست، در دفاع از قدرت، در دفاع از دولت، در دفاع از فرد، در دفاع از تغییر طبیعت، در دفاع از مهاجرت و نقد میهن، در نقد آزادی، در نقد مشروطه، در نقد فلسفه، در نقد عشق. نویسنده کتاب در یکی از فصول اصلی کتاب، استدلالی ارائه می‌دهد که به روایت خودش لب لباب لیبرالیسم است. او نوشته است: «شعار مشهور لیبرالیسم «بگذار هر چه می‌خواهد بکند» در چنین چشم‌اندازی بهتر قابل درک است تا تفسیر متدیک اقتصادی که معمولا از آن می‌شود. غالبا چنین گفته می‌شود که لیبرالیسم بر مبنای نوعی روشن‌بینی علمی‌ـ عقلی، به ویژه اقتصادی، معتقد است که اگر فرد را رها کنیم تا بر اساس تمایلات منفعت طلبانه و محاسبات عقلانی خود فعالیت کند و در تنگنای محدودیت‌های حکومت گرفتار نشود، حاصل آن رشد و توسعه و پیشرفت و فراوانی و آسایش همگانی خواهد بود؛ لب لباب ایده «دست نامریی» اسمیت در کتاب مشهور «ثروت ملل» همین بود. من در این جا به دنبال سنجش و ارزیابی ایده فوق نیستم و صرفا اشاره می‌کنم که سیر مکتب لیبرالیسم، و سیر جوامع لیبرال، خود بهترین داور در این باب بوده است. اما بر این نکته وقوف دارم که شعار لیبرالی «بگذار هر چه می‌خواهد بکند» که شکل دقیق تر آن این است که بگذار کارآفرین، سرمایه‌دار، طبقه متوسط ... ، هر چه می‌خواهد بکند، پیش از آن که یک راهبرد آگاهانه و طراحی شده علمی ‌و فلسفی باشد، یک واکنش غریزی و طبقاتی در مقابل حکومت مطلقه و نظامی‌ اشرافی فئودالی بوده است.

نویسنده در همین عبارت به نظر همه آنچه در کلیت کتاب می‌خواهد ارائه دهد را طرحی کرده است. شاید به همین دلیل است که معتقد است: لیبرالیسم تنها گزینه ممکن است و جوامع، حتی آن‌هایی که هویت خود را در تنازع با این ایده تعریف کرده‌اند، دیر یا زود، ناگزیر از اسلام (قبول) یا تسلیم‌اند. رمز برتری آن بیش از این که در حقیقت یا حقانیت‌اش باشد، در تطابق کلی آن با نیازهای انسان، و انعطاف کافی در برخورد با تحولات است.

کتاب مذکور، با محوریت نجات سیاست از اخلاق، بر ملاکننده آیین شهریاری و تصدیق آیین‌نامه حکومت و رقابت قدرت سیاسی است، و شکل تنقیح یافته و پرداخت شده همان ضرب‌المثل منفی نگر ناظر به سیاست است، باوری است که به وفور ادعا و به فراوانی پذیرفته شده است. جملات مبرزی از این کتاب، حتی در محافل غیرعلمی ‌و غیرروشنفکری نیز، از شهرت زیادی برخوردار شده، و کار شناخت سیاست و سیاستمداران را ساده‌سازی کرده است: این که حاکم باید گاه در پوست روباه رود و آهنگ خدعه و نیرنگ‌ساز کند و مردم را بفریبد، شاید رکن آن چیزی باشد که به ماکیاولیسم شهرت یافته است.

ماکیاولیسم به عنوان یک توصیف، دنیای تولید و تجارت را در چنبره خود دارد. رقابت میان شرکت‌های بزرگ، در آمیخته به اخلاق و دور از توطئه و تبانی به قصد اضرار نیست. رواج مواردی چون انتخاب افرادی جذاب و خوش سخن به عنوان مدیرعامل و سخنگوی هیات مدیره، به نیت جذب مشتری، متحد کردن شرکت‌های تجاری کوچک برای امکان هماوردی با شرکت‌های بزرگ، کاهش قیمت و افزایش خدمات از سوی بنگاه‌های اقتصادی زنجیره‌ای، به قصد خارج کردن کسبه و شرکت‌های خرده پا از گردونه رقابت، خرید و فروش مصنوعی و مخفی سهام و وعده ترقی ارزش مالی آن به منظور اغفال سرمایه‌گذاران، جاسوسان صنعتی در کارخانه‌ها به دست کارمندان نفوذی و به منظور کنترل پیشرفت و سرقت نوآوری‌های رقیب، سوء استفاده از نام و نشان شرکت‌های شناخته شده برای اشغال آسان بازار، تغییر دادن میزان عرضه و قیمت کالای تولیدی یا تجاری به قصد زمین زدن رقبا... و به عنوان اموری کاملا رایج در دنیای اقتصاد، حاکی از این است که اوصاف مندرج در ماکیاولیسم در این حوزه هم وجود دارند. این اوصاف البته متعلق به دنیای پیشرفته صنعتی است، در حالی که اگر بخواهیم نسبت ماکیاولیسم و اقتصاد را در بعضی جوامع بسته و بعضی جوامع در حال توسعه ارزیابی کنیم، مواردی چون احتکار، ارتشا، رانت و حتی استفاده از زور عریان برای حذف رقیب مالی ، مطرح می‌شود که درجه سختی بالاتر دارد. ماکیاولیسم به عنوان توصیه، هم نمی‌تواند از دنیای اقتصاد جدا شود، چون رقابت اقتصادی، در جریان غالب خود غالبا تابع ارزش‌های اخلاقی نبوده و نمی‌تواند باشد.

در فعالیت‌های دنیای اقتصاد که بارزترین نمود عقلانیت (یعنی مستند به محاسبه منطقی و چند لایه سود و زیان) محسوب می‌شود، استفاده از تبلیغات، به عنوان نماد رفتار غیرعقلانی (یعنی علی‌الاصول متکی به تلقین و تقلید و احساس) جالب توجه است. از آگهی‌های تجاری که صراحتاً از جذابیت‌های صوری از شهرت و محبوبیت شخصیت‌های دنیای ورزش و هنر کمک می‌گیرند، اگر بگذریم، به مواردی می‌رسیم که گاه با استفاده هنری و زیبایی شناختی از صدا، آهنگ، رنگ، تصویر و انواع شگردهای تزیینی و گاه با استفاده از نوعی بمباران صوتی و تصویری در آمیخته با اصرار، در پی ترغیب شدید مصرف کننده به خرید است. بالاتر از این موارد معتنابهی، شیوه تبلیغ کالا و خدمات، به نحو حیرت انگیزی متکی به اغراق‌ها افسانه ای است که از شدت آشکار بودن دروغ آن، به نظر می‌رسد بیش تر به کار تمسخر می‌خورد تا تحسین، اما در عین حال مورد استفاده قرار می‌گیرد و ظاهرا نتیجه هم می‌دهد. سخن بر سربایستگی یا نابایستگی این رفتار نیست، سخن بر سر این است که اگر در تبلیغات تجاری، غالبا اطلاعاتی بی طرفانه، با صداقت و حسن نیت، در اختیار مردم قرار نمی‌گیرد. بلکه اشکال پرداخت شده ای از زور، خصوصا تزویر، در آن اهمیت اساسی دارد، پس ماکیاولیسم اختصاصی به سیاست ندارد. حتی شاید بتوان ادعا کرد که از حیث تبلیغات، اقتصاد کاریکاتور سیاست است. برای نجات از غیر قابل قبول جلوه کردن این مدعا، لحظه ای تصور کنید که یک کاندیدای نمایندگی، برای معرفی خود، به شیوه آگهی‌های تجاری عمل کند

در اینجا سوالی که به ذهن خطور می‌کند بر این مبناست که آیا باید در سیاست، اقتصاد در کلیه امور انسانی به کلی با اخلاق وداع کرد. پاسخ این است که اگر منظور از اخلاق، اخلاق کانتی باشد، شاید جز برای استثنائات و اگر اخلاق مسیحی باشد، شاید جز برای بخشی از مومنان و مستمندان، شانس زیادی ندارد. اما اخلاق دیگری هم هست که به وفور در میان عموم انسان‌ها، از سیاستمدار و کارآفرین، تا شهروند عادی و کارگر در میان ملل و نحل مختلف (البته، بر اساس یک دستگاه مختصات دو بعدی آموزش و رفاه به درجات)، موجود و قابل تقویت و توصیه بیش‌تر است؛ یعنی اخلاق یوتیلیتارنیسم، که از متن عمل عقلانی یا عقلانیت عملی بیرون می‌آید و در جهت دستیابی به وضعیت بهینه (که در آن حداکثر لذت با حداقل هزینه، به ویژه با معیار مهم دوام و امنیت جمع شود) از جلوه‌های مهیب و دل آزار و غیر اخلاقی زور، تزویر و... پیش می‌گیرد. بر این مبنا امید داشتن جامعه‌ای اخلاقی‌تر و ایمن تر گزاف نیست و در چنین جامعه‌ای سیاستمدار و روشنفکر و تاجر و عالم، به طور کلی به یک اندازه شانس تعالی اخلاقی دارند. چنین رشدی در یک دستگاه مختصات دو بعدی، متشکل از تامین اجتماعی و آموزش، و به موازات رشد این شاخص‌ها صورت می‌گیرد. البته بر این مبنا می‌توان پذیرفت که لایه‌هایی از اجتماع که، از نظر کلی و بنا به ماهیت بشری، علی‌الاصول در اوصاف قدرت خواهی و سود جویی مشابه هم‌اند، بر اساس معیار دوگانه آموزش ـ رفاه می‌توانند در بروز اعمال قدرت‌خواهانه و سودجویانه، میزان نفع خود و زیان دیگران را بیش تر بسنجند و هر مطلوبی را به قیمتی بخواهند، نه به هر قیمت.

نگاه منفی و بدبینانه‌ای که نسبت به صاحبان قدرت حتی در جوامع باز وجود دارد، یکی از مسائل بزرگ عصر حاضر است که بر استعداد قابلی طبع انسان، از یک سو، و در آموزه‌های روشنگری قرن هیجده، و مارکسیسم قرن نوزده، از سوی دیگر، ریشه‌دارد. نظام بسته سیاسی که گاه با سوء مدیریت اقتصادی همراه است، و نیز شرایط خاص بعضی نظام‌ها، ممکن است باعث شود که بدبینی رایج به قدرت و اصحاب آن، امری بدیهی و عین واقع‌بینی باشد؛ در عین حال، چنین نیست و باید ضمن تلاش برای جلوگیری از التباس، تصویرهایی غیرواقعی و غیروفادار به واقعیت، مورد نقد و جرح قرار گرفته و داد قدرت و قدرتمندان، منهای شرایط خاص ملل مفلوک، داده شود.

آدمی، زاده بشر است، با اوصاف استراتژیک لذت خواهی و رنج گریزی خودخواهانه ای که طبیعت نه چندان سخی این جهان در تلائم با آن نیست، در نتیجه، ناکامیابی نسبی در سلسله مراتبی از مطلوبات از قبیل ایمنی و نان و آب و مسکن و همسر و تفرج و تفریح و ثروت و منزلت و شهرت و افتخار، کلافی از خوی و خصلت‌ها چون آز، حرص، رقابت، حسد، خشونت، کینه، ترویز و تقلب را برای باز کردن این گره کور به جنبش می‌آورد. این درست است که افراد بر حسب میزان آموزش و پرورش و فرهنگ عمومی‌و خصوصی و برخورداری از امکانات، یا به حسب ژنتیک و آب و هوا در این خصوص متفاوت‌اند، اما نه بر حسب تقسیم طبقاتی، طبقه زماندار یا طبقه اشراف (اعم از سنتی و جدید) در آن تمایلات و این خصلت‌ها، ضرورتا بدتر از دیگران نیستند؛ اگر گاه یا حتی غالبا آسیب‌رسان‌ترند، فایده رسان‌تر هم هستند. از نظم و فراوانی تا علم و هنر، حتی فلسفه و اخلاق به نوعی ریزه خوار خوان نعمت اشرافیت، قدرت و دولت‌اند. همواره میل شدیدی در فضای مسلط روشنفکری وجود داشته است که پستی اجتماعی را با بی گناهی و بلکه والایی اخلاق پیوند بزند، برعکس در برتری اجتماعی (در قدرت و ثروت) رد پای گناه و آلودگی اخلاق را ببیند.

فضای روشنفکری جهانی، از میانه قرن نوزدهم تا اواخر قرن بیستم، در طول بیش از یک قرن، به شکلی غریبی، سرمایه‌داری و لیبرالیسم را علت‌العلل مشکلات جهان و رنج‌های انسان، از جهل و فقر و ناامیدی تا تبهکاری و دگرگریزی و تنازع بقا دانست، آن را چنان در کانون انتقادها، بدتر از این، در آماج افتراها و اهانت‌ها قرارداد که پس از یک چند، دیگر نه حمله به لیبرالیسم لازم به نظر می‌رسید و نه دفاع از آن ممکن است.

کتاب حاضر مشتمل بر برخی مقالات است که در سال‌های اخیر نوشته شده است و مخرج مشترک آن‌ها روایتی از لیبرالیسم است که شاید بتوان آن را لبیرالیسم انتقادی نامید؛ و منظور لیبرالیسمی‌است که از‌هابز، لاک، جفر سون تا نوزیک، فوکومایا و رورتی، این مجموع غنی و متحول را یک جا در بر می‌گیرد، شمول و انعطاف و اصلاح آن، البته مانع حفظ هویت محوری آن نیست.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن