انقلاب و طبقات اجتماعی

بررسی تازه‌ترین کتاب احمد اشرف

خانم «آن لمپتون» با نوشتن و انتشار کتاب «مالک و زارع» در ایران راه تازه‌ای برای شناخت جامعه ایرانی به معنای اعم آن باز کرد تا پژوهشگران روسی دیگر تنها مرجع بررسی کننده شرایط و وضعیت گروه‌های اجتماعی ایران نباشند. کاری که خانم لمپتون شروع کرد در مسیرهای گوناگون توسط پژوهشگران دیگر مثل حامد امگار، نیکی کدی، یرواند آبراهامیان، محمدرضا فشاهی، محمدرضا سوداگر و ... طی شد. در میان پژوهشگران ایرانی که شناخت و معرفی قشرها و گروه‌های اجتماعی ایران و تعامل آنها با دولت را هسته مرکزی مطالعات خود قرار داده‌اند، «احمد اشرف» به دلیل مداومت و استمرار و پیگیری‌های تحسین‌برانگیز جایگاه ویژه‌ای دارد. کتاب ارزشمند او با نام «موانع رشد سرمایه‌داری در ایران» از کتاب‌‌های مرجع برای شناخت خواسته‌ها، رفتارها، کامیابی‌ها و ناکامی‌های طبقات اجتماعی ایران در دوران قاجار به حساب می‌آید که با تاریخ‌نگاری مرسوم فاصله دارد. احمد اشرف در همه سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی ضمن ادامه پژوهش‌های خود درباره رفتارشناسی دولت‌های ایران و گروه‌های اجتماعی به ویژه در مقاطع تاریخی مرتبط با قاجار، تلاش کرده است این پژوهش را به دوران انقلاب اسلامی اختصاص دهد.

نخستین تلاش او برای کالبد شکافی رفتار و خواسته‌ها و نحوه تعامل دولت و نهادهای قدرت با گروه‌های اجتماعی در دوران پس از پیروزی انقلاب در بهمن ۱۳۵۷ به سال‌های نخست دهه ۱۳۶۰ بر می‌گردد. او در مجموعه کتاب «مسائل ارضی و دهقانی ایران و خاورمیانه، که توسط انتشارات آگاه چاپ شد، نویسنده پژوهش با عنوان دهقانان، زمین و انقلاب بود که در زمان انتشار پژوهش پیشرو به حساب می‌آمد. از احمد اشرف بعدها دو پژوهش دیگر درباره «هویت ایرانی» و «توهم توطئه» در ایران منتشر شد.

کتاب «طبقات اجتماعی، دولت و انقلاب در ایران» تازه‌ترین اثر احمد اشرف است که آنها را به همراه علی‌بنو عزیزی نوشته و توسط سهیلا ترابی فارسانی به فارسی ترجمه شده است. کتاب یاد شده که در تابستان ۱۳۸۷ توسط انتشارات نیلوفر به بازار کتاب عرضه شده است دارای چهار عنوان پژوهش «طبقات اجتماعی در ایران اسلامی دوره میانه»، «طبقات اجتماعی در دوره قاجاریه» و «طبقات اجتماعی در عصر پهلوی» و «دولت، طبقات و روش‌های بسیج توده‌ها در انقلاب ایران» است که کار مشترک احمد اشرف و علی‌بنو عزیزی است. دو عنوان پژوهش «حکومت و مناسبات ارضی پیش و پس از انقلاب ایران و »اتحاد بازار و روحانیت: بنیان اجتماعی شورش‌ها و انقلاب‌ها» کار احمد اشرف به تنهایی است.

احمد اشرف می‌نویسد: مقاله بنیان‌‌های اجتماعی شورش‌های انقلاب‌ها به طور مشخص می‌خواهد به پرسش‌هایی مثل «بنیان‌های مذهبی، اجتماعی و فرهنگی اتحاد بازار - روحانیت چه بوده و این‌که در چه شرایط سیاسی و عملکرد حکومتی به تقویت آن کمک کرده است، قشرهای مختلف بازاری‌ها و علما در ایجاد، رهبری و بسیج جنبش‌های اعتراضی چه نقشی ایفا کرده‌اند، ماهیت و الگوی خواسته‌های اتحاد بازار- روحانیت در طول جنبش‌ها چه تغییری کرده است» و سرانجام کارکرد اتحاد بازار- روحانیت در شرایط پس از انقلاب اسلامی چگونه بوده است» پاسخ دهد.

احمد اشرف برای یافتن پاسخ‌های مرتبط به پرسش یاد شده به عقب برمی‌گردد و از جنبش تنباکو آغاز می‌کند و سپس نگاهی به انقلاب مشروطیت، جنبش ملی شدن نفت، شورش شهری - منظور نویسنده رویدادهای مشهور به ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ است- و در نهایت انقلاب اسلامی را به صورت فشرده بررسی می‌کند.

اشرف در این مقاله می‌نویسد: «با مقایسه جنبش‌های پیشین و جنبش‌های اخیر می‌توان به کاهش رهبری بازاریان و افزایش رهبری علما و روشنفکران پی برد.»

اشرف برای اثبات این ادعای خود به قیام خرداد ۱۳۴۲ اشاره می‌کند و می‌نویسد «علما و رهبران عالی‌رتبه مذهبی نقش محرک اصلی در بسیج توده‌های عوام را ایفا کردند» و در این قیام «جمعیت بزرگی ابتدا از میدان تره‌بار در جنوب تهران به حرکت درآمدند و به منطقه بازار و بعد به سمت دانشگاه تهران راهپیمایی کردند». در این مقاله می‌خوانیم: «بازار و روحانیت نشان داده‌اند در مواجهه با گرگونی‌های اجتماعی و اقتصادی سریع که از نیمه‌های قرن بیستم شهرهای ایران را دگرگون کرد انعطاف‌پذیری زیادی دارند. علاوه بر این، آن‌ها به عنوان ساختارهای عادی‌تر جامعه توان قابل ملاحظه‌ای در بسیج توده‌ها برای اعمال جمعی فوق‌العاده همچون شورش‌ها و انقلاب‌ها دارند».

احمد اشرف و علی بنو عزیزی در مقاله «دولت، طبقات و روش‌های بسیج توده‌ها در ایران» می‌نویسند: «انقلاب با موج‌هایی پرتلاطم که هر یک شدت وحدت بیشتری از موج پیشین داشت از راه رسید تا آن که نظام قدیم را در خود غرق ساخت و عاقبت در روز بیست و دوم بهمن سال پنجاه و هفت آن را در هم کوبید». پژوهشگران یاد شده اعتقاد دارند؛ بررسی آنها از مسیر و دوران انقلاب در یک و نیم سال منتهی به پیروزی نشان می‌دهد که بسیج توده‌ها ۵ مرحله را پشت سرگذاشته است. به نظر این نویسندگان مرحله اول از خرداد تا آذر ۱۳۵۶ بود که «بسیج عاری از خشونت» است و دلیل اصلی آن رویدادهای این دوران، فشار دموکرات‌های آمریکایی بر رژیم شاه است.

در این مقطع هویدا پس از ۱۳سال صدارت کنار گذاشته شد و پس از بازشدن فضای سیاسی روحانیون از این تساهل استفاده کردند. به گمان این‌دو پژوهشگر مرحله دوم شورش‌‌های شهری است که از دی ۱۳۵۶ تا تیر ۱۳۵۷ ادامه دارد. شروع این دوره از بسیج توده‌ها اعتراض به حضور کارتر در ایران و از آن مهم‌تر واکنش به نوشتن یک مقاله توهین‌آمیز نسبت به آیت‌ا... العظمی خمینی بود. تظاهرات توده‌ای از مرداد تا شهریور ۱۳۵۷، اعتصاب‌های توده‌ای از مهر تا آبان ۱۳۵۷ و حاکمیت دوگانه از آذر تا بهمن ۱۳۵۷ سه مرحله دیگر انقلاب ایران از نظر احمد اشرف و علی بنو عزیزی است.

در این مقاله جدولی با عنوان «فراوانی فعالیت‌ها و رویدادهای گوناگون در ۵مرحله انقلاب ایران تهیه شده که نشان می‌دهد در مرحله اول هیچ کشته‌ای نبود، در مرحله دوم ۳۷ کشته، در مرحله سوم ۲۸۰کشته، در مرحله چهارم ۲۴۳ و در مرحله پنجم انقلاب ۲۴۴۸ کشته گزارش شده است. این پژوهشگران نتیجه‌گیری کرده‌اند که از آغاز تا پایان کار، نیروی پیش برنده انقلاب ایران، سه گروه اجتماعی مهم بود. روحانیت، بازاری‌ها و دانش‌آموزان و دبیران. گروه‌‌های اجتماعی دیگر - کارکنان دولت، کارگران و دهقانان و تهیدستان شهری - در مراحل آخر به پیروی از آن سه گروه نخست به انقلاب پیوستند.

احمد اشرف و بنو عزیزی با بررسی طبقات اجتماعی در عصر پهلوی به این نتیجه رسیده‌اند که «اقشار مسلط شامل متخصصان غرب‌گرا و کارمندان دولت و بورژواهای جدید روبه‌رشد، اقشار متوسط و متوسط پایین شهری، طبقات متوسط و متوسط پایین‌سنتی که شامل اکثریت علما، تاجران خرد، کسبه و پیشه‌وران و شاگردان آنها بود طبقات اجتماعی ایران در آستانه انقلاب بوده‌اند.

طبقه کارگر بسیار ناهمگون و طبقات مرتبط با زمین نیز شامل زمین‌داران خرد و دهقانان و برزگران خوش‌نشین نیز از دیگر طبقات اجتماعی به حساب می‌آمدند.

در این مقاله می‌خوانیم سه گروه رهبری، تدوین مبانی ایدئولوژیک و پشتوانه مالی انقلاب را تدارک دیدند. روشنفکران جوان، علمای مبارز و نسل جوان‌تر بازاری‌ها. کارگران صنعتی و کارمندان دولت در واپسین مراحل انقلاب به آن پیوستند، تهیدستان شهری و مهاجران روستایی همچون سیاهی لشکر سایر گرو‌ه‌های اجتماعی عمل کردند و دهقانان در هیچ یک از مراحل جنبش انقلابی نقش برجسته‌ای ایفا نکردند.