بیشترین کلیک‌ها در فرهنگ لغت و بستر روی این کلمه است:

بحران است، بحران است، بحران

شماره روزنامه: ۱۷۰۰ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۴۸۸۵۷۹ بیشتر

«بحران». باید برای این کلمه تعریف دیگری پیدا کرد یا دست کم مترادف‌هایی که بتوانند جور آن را بکشند. زمانی - اوایل دهه ۲۰‌میلادی - زبان‌شناسان از به کار بردن این واژه در مکاتبات خود پرهیز می‌کردند تا مبادا با تعمیم آن، به اصطلاح امروزی‌ها از کاه، کوه بسازند.

بحران است، بحران است، بحران

«بحران». باید برای این کلمه تعریف دیگری پیدا کرد یا دست کم مترادف‌هایی که بتوانند جور آن را بکشند. زمانی - اوایل دهه ۲۰‌میلادی - زبان‌شناسان از به کار بردن این واژه در مکاتبات خود پرهیز می‌کردند تا مبادا با تعمیم آن، به اصطلاح امروزی‌ها از کاه، کوه بسازند. دیری نپایید که این کلمه در «گدار» روزگار چنان نگاه صرافان بازار معانی را به خود معطوف کرد که دیگر زبان‌شناسان از به کار بردن آن واهمه‌ای ندارند و نمی‌گویند «بی‌گدار» به آب نزن.

امروز از این واژه تعابیر دیگری به دست آمده و بنگاه‌های اقتصادی و اقتصاددانان هر گونه ضعف مدیریتی را بحرانی بزرگ قلمداد می‌کنند چرا که معتقدند نبود مدیریت صحیح در نهایت، بحران را در پی‌ خواهد داشت. مثلا مدیریت ذره‌بینی می‌تواند بحران بزرگی باشد. فرهنگ لغت «وبستر» مدیریت ذره‌بینی را توجه شدید به جزئیات و مسائل ریز و کنترل دقیق افراد تعریف می‌کند. اما آیا بحران امروز مسکن هم ناشی از همین توجه بی‌دلیل است؟ پاسخ منفی است چرا که بحران مسکن، برخاسته از مولفه‌های نابجایی است که طی چند دهه اخیر در زمانی مناسب به کار گرفته نشدند. از این رو «جان مورس» مدیر فرهنگ لغت «وبستر» در گفت‌و‌گو با خبرگزاری رویتر می‌گوید: «بیشترین کلیک‌‌‌ها روی واژه بحران است. این کلمه به مرکز توجه مردم بدل شده است.»

چرا مردم به این کلمه حساسند؟

باید پاسخ را در دهه نود میلادی جست و جو کرد. در بیست سال اخیر دو حباب قیمتی عمده در بازارهای مالی به وجود آمده‌اند؛ اولی حباب قیمتی شرکت‌‌های به اصطلاح « دات کام » که در سال‌‌های ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۰ به‌ وجود آمد و طی آن قیمت شرکت‌‌های اینترنتی و به اصطلاح «‌دات کام‌»‌‌ها به شدت افزایش یافت و این افزایش به یک امر روزانه تبدیل شده بود. اما این حباب قیمتی ناگاه ترکید تا آنجایی که سهامی‌‌‌که مردم خریده بودند و دارایی‌‌‌شان به حساب می‌‌آمد‌، بسیار کم ارزش شد و وقتی که دارایی مردم کاهش پیدا کند‌، مصرف کاهش پیدا می‌‌کند. پس سهام در این کشورها کاهش رشد اقتصادی تعبیر شد.

به امید اینکه اقتصاد آمریکا وارد رکود نشود‌، فدرال رزرو دست به کاهش نرخ بهره زد و این کاهش نرخ بهره سبب شد در کوتاه مدت اقتصاد آمریکا از رکودی که انتظارش را می‌کشید جان سالم به در برد. این حرکت‌، دردسرهای بعدی را برای این اقتصاد به همراه داشت‌. کاهش نرخ بهره یکی از ریشه‌‌های مهم بحران بزرگ وام‌‌های مسکن شد که هنوز هم گریبانگیر اقتصاد است. در واقع بانک مرکزی در قبال این گونه حباب‌‌ها کاری نمی‌تواند انجام دهد و سیاست‌‌هایش می‌‌تواند در بلند مدت موجب ایجاد نوسانات و مشکلات دیگری شود.

بانک‌‌ها در آمریکا (چه بانک‌‌های مسکن و چه بانک‌های بزرگ‌‌تری که بخشی برای وام مسکن دارند ) وام مسکن را با شرایطی اعطا می‌‌‌کنند که حداقل ۸۰درصد قیمت مسکن را شامل می‌‌شود‌. همچنین لازم است اشاره شود که در فاینانس از دهه ۷۰ و ۸۰ ابزاری مالی به وجود آمده بود به نام (securitization)‌، یعنی فروش مطالبات آتی از طریق اوراق بهادار جهت تامین مالی جدید‌. بعد از رکود بزرگ دهه ۳۰ در آمریکا‌، کنگره آمریکا دو نهاد ایجاد کرد با نام «فانی می» و «فردی مک» که کارشان این بود که وام‌‌های مسکن را از این بانک‌ها می‌‌خریدند و در بسته‌‌ای می‌گذاشتند و این بسته را به عنوان یک اوراق قرضه از جانب خودشان در بازار دیگری می‌‌فروختند. حالا بحران معنی دیگری دارد. باید رفت دنبال این اوراق قرضه چرا که از دست دولت خارج است، اما کماکان اعتبار دارد.

«مارک اندرسون» پژوهشگر دانشگاه «بریتیش کلمبیا» در توضیح واژه بحران معتقد است:« وقتی کارتان را از دست می‌دهید به فکر آینده‌ای بهتر نیستید. به این فکر می‌کنید که فردا را چطور سر کنید و این نافی روح آینده نگری است. بحران از این جا شروع می‌شود.» او مدیر بخش مطالعات دانشگاه «بریتیش کلمبیا» است و سال‌هاست در مورد «دامپینگ» و «کلاپس» مطالعه می‌کند. او رمبِش(فرو ریختن) اندیشه مردم را در برابر هر واژه ویرانگری مانند بحران، مهم‌ترین و خطرناک ترین دره مرگ اقتصادی می‌داند.

آمادگی بوش برای همکاری

چند روزی به پایان دوره ریاست جمهوری بوش باقی نمانده؛ دوره‌ای که از آن به بدترین دوره ریاست جمهوری آمریکا یاد می‌کنند. کارشناسان مالی هشدار داده بودند که در صورتی که «فنی می» و «فردی مک» قادر به اعطای وام مسکن جدید نباشند، معاملات مسکن در آمریکا عملا متوقف خواهد شد و یک رکود عمیق اقتصادی را در پی خواهد داشت. او البته این شانس بد را دارد که مردم آمریکا مسائل پیش آمده را از چشم بوش می‌بینند.

پیشتر، وزارت خزانه داری آمریکا برنامه‌ای را برای دسترسی این دو شرکت به تسهیلات اعتباری جدید اعلام کرده بود، اما در حال حاضر، با افزایش شمار واحدهای مسکونی توقیف شده به دلیل پرداخت نشدن اقساط وام مسکن در اکثر نقاط آمریکا، موسسات مالی در اعطای وام‌های مسکن جدید محتاطانه عمل می‌کنند و نتیجه آن، کاهش تقاضا و نزول سریع‌تر قیمت مسکن بوده است.

انتظار می‌رود سنای آمریکا این طرح را به سرعت تصویب کند و جورج بوش نیز پیشتر ابراز آمادگی کرده تا مصوبه کنگره را به سرعت امضا کند تا این قانون اجرا شود. در این میان برخی از نمایندگان کنگره ابراز نگرانی کرده بودند که ممکن است بخش مربوط به کمک های مالی به شهرها و ایالت‌‌‌ها برای خرید واحدهای مسکونی با مخالفت رییس جمهور و نمایندگان حزب جمهوریخواه در کنگره مواجه شود، اما ظاهرا بوش با توجه به شرایط کنونی لازم دانسته مخالفت عقیدتی خود را با افزایش مداخله نهادهای دولتی در فعالیت‌های اقتصادی نادیده بگیرد.

با اعلام تصویب طرح مجلس نمایندگان، بهای سهام شرکت‌های وام مسکن در بازار سهام آمریکا افزایش یافت. مشکلات بخش مسکن در آمریکا که در تابستان سال گذشته شدت گرفت باعث بروز بحران مالی در بسیاری دیگر از کشورها شده و نگرانی در مورد کاهش نرخ رشد و حتی بروز رکود در اقتصاد جهانی را در پی آورده است.

اظهارات جالب وزیر خزانه داری

مورس، مدیر فرهنگ لغت وبستر، معتقد است هربار که یکی از مقام‌های سیاسی اظهار نظری در مورد وضعیت اقتصادی می‌کنند و در آن از اصطلاحات خاصی نام می‌برند بلافاصله مردم به فرهنگ لغت مراجعه می‌کنند تا معنی آن را بدانند. بنابراین صحبت‌های هنری پاولسون هم می‌تواند چنین وضعی را به وجود آورده باشد.

وزیر خزانه‌داری آمریکا چندی پیش اعلام کرد، «بحران» مسکن این کشور بعد از سال ۲۰۰۸ میلادی نیز ادامه خواهد یافت و آمریکا نمی‌تواند قبل از پایان سال ۲۰۰۸ میلادی بحران مسکن را برطرف کند.

همین مساله سبب شده مردم دوباره بروند سراغ واژه بحران تا ببینند این کلمه چه معنایی دارد و چرا باید انتظار داشت بحران ادامه یابد.

پاولسون تاکید کرده بود مهمترین مساله کنونی در بحران مسکن آمریکا این است که زمان مشخصی را برای رفع بحران مسکن این کشور مشخص کنند زیرا تا زمان برطرف شدن این بحران، بازار سرمایه در آمریکا با بی‌ثباتی دست و پنجه نرم‌خواهد کرد و اقتصاد این کشور به شدت ضربه می‌خورد.

پاولسون در سخنانش به ضرر و زیان وارده به شرکت‌های بزرگ مالی آمریکا اشاره کرد و اظهار داشت: «این شرکت‌ها بالغ بر ۷۰‌درصد وام‌های مسکن آمریکا را پرداخت می‌کردند که اینک شرایط به ضرر آنها رقم خورده است.»

وبستر روی سایت اصلی خود بخشی دارد که کلمه یا عبارتی را برای مردم توضیح می‌‌‌دهد. این اواخر هر روز مطالبی نوشته می‌‌‌شد با موضوع بحران. این کلمه در یک هفته رکورد ۴‌میلیون و هفتصد و بیست و دو کلیک را به نام خود ثبت کرد. ضمنا به طور متوسط روی این کلمه در هر ثانیه چهارده مرتبه کلیک شد که این هم در نوع خود یک رکورد است.

پاولسون البته یکی از راه‌های اصلی خروج از بحران را ادامه فعالیت شرکت‌ها می‌داند و حل بحران مسکن را در گرو حل بحران اقتصاد آمریکا ارزیابی می‌کند. همین اظهارنظرها موجب شده صحبت از خانه خریدن و صاحبخانه ‌شدن که در واقع صحبت از بازار داغ زمین و ملک است این روزها بیش از گذشته اهمیت پیدا کند. خرید خانه آن هم برای کسی که نخستین تجربه‌ صاحبانه شدن را در حافظه‌اش ثبت می‌کند، مساوی است با اضافه شدن حجم تازه‌ای از مالیات که با امضای قرارداد خرید ملک مورد نظرش باید بپردازد.

در حالی که بحران مسکن این روزها گریبان آمریکایی‌ها را نیز گرفته، کنگره آمریکا با بررسی پیامدهای این بحران در تلاش است با تنظیم بازار مسکن و مالیات بر درآمد آن تا پایان سال ۲۰۰۸ نه تنها وضع آشفته‌ای را که باعث نگرانی‌ مردم این کشور شده سر و سامان بخشد بلکه بار دیگر شرایط امن سرمایه‌گذاری و فضای مطمئن را برای صاحبخانه شدن به بخش مسکن آمریکا بازگرداند.

کارشناسان اقتصادی مسکن دریافته‌اند که مدیریت درست مالیات در این بخش می‌تواند علاوه بر کاهش نرخ تورم به بازگرداندن سرمایه‌هایی که پس از بحران مسکن در قسمت دیگری متمرکز شده‌اند، کمک کند.

آنان در نخستین گام اقدام به تعدیل شرایط خرید و بهینه کردن امکان فروش با سود منطقی کردند، به طوری که خریداران مسکن که پس از هشتم آوریل سال ۲۰۰۸ و تا قبل از اول جولای سال ۲۰۰۹ برای خرید ملک مورد نظر خود اقدام کرده‌ باشند از اعتبار مالیاتی ۷‌هزار و ۵۰۰‌دلاری برخوردار خواهند شد و این در حالی است که چنانچه بهای خانه خریداری شده کمتر از ۷۵‌هزار دلار باشد، اعتبار مالیاتی که به ملک تعلق می‌گیرد، مبلغی در حدود ۱۰‌درصد بهایی خواهد بود که برای خرید آن ملک پرداخت شده است. جالب اینجاست که مردم حتی برای دریافت بهتر مفاهیم معاف از مالیات هم روی کلمه بحران کلیک می‌کنند تا ببیند بحران باید به کجا برسد تا از پرداخت مالیات معاف شوند.

باید گفت البته این تسهیلات تا زمان مالکیت کامل خانه در اختیار خریدار قرار می‌گیرد و پس از پرداخت کامل بهای ملک با شرایط ایده‌آلی که از سوی کارشناسان تعریف شده است باید بازپرداخت شود.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن