دیدگاه

بحران‌های ادواری و مکاتب اقتصادی

شماره روزنامه: ۱۶۶۲ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۴۸۱۰۸۵ بیشتر

فاطمه هاشمی<br>لیبرال‌ها و سوسیالیست‌ها و زیر شاخه‌های آنها برای بحران‌های ادواری که عارض نظام بازار می‌شود، دلایل و توجیهات متفاوتی ارائه می‌کنند. نگاه چهار مکتب اقتصادی عمده به شرح زیر است:<br>

بحران‌های ادواری و مکاتب اقتصادی

فاطمه هاشمی

لیبرال‌ها و سوسیالیست‌ها و زیر شاخه‌های آنها برای بحران‌های ادواری که عارض نظام بازار می‌شود، دلایل و توجیهات متفاوتی ارائه می‌کنند. نگاه چهار مکتب اقتصادی عمده به شرح زیر است:

مکتب شیکاگو: نوسان عرضه پول موجب انحراف رشد تولید ناخالص داخلی از مسیر عمومی آن می‌شود. اگر چنین نوسانی نباشد، اقتصاد با ثبات خواهد بود. نوسان عرضه پول موجب افت و خیزهای تورمی می‌شود. تاخیر در منطبق کردن دستمزدها با افت و خیزهای تورمی به تغییرات دامنه‌دار در نرخ بیکاری می‌انجامد.

سوسیالیسم: رقابت در چارچوب کاپیتالیسم که در آن سود روند کاهنده و انحصار روند فزاینده دارد، بحران‌زا است. کاپیتالیست‌ها با اتخاذ روش‌های سرمایه‌بر، نرخ بیکاری را بالا نگه می‌دارند تا دستمزدها کاهش یابد. رقابت موجب کاهش سود و فروپاشی بنگاه‌ها می‌شود و برخی سرمایه‌داران با خریدن بنگاه‌های ورشکسته به سودهای زیاد دست می‌یابند و سود لحظه‌ای آنها بیشتر می‌شود.اما سیر نزولی سود که در ذات نظام سرمایه‌داری است، موجب افزایش بیکاری و موج تازه ورشکستگی بنگاه‌ها می‌شود و این دور در فواصل زمانی مشخص تکرار می‌شود.

مکتب اتریش: افزایش تصنعی عرضه پول به کاهش نرخ بهره می‌انجامد و موجب افزایش هزینه مصرف‌کنندگان و سرمایه‌گذاران می‌شود. سرمایه‌گذاران هدف‌های بلندمدت و مصرف‌کنندگان هدف‌های کوتاه مدت را تعقیب می‌کنند و به همین علت اقتصاد با ناهماهنگی روبه‌رو می‌شود. در نتیجه رابطه زمانی بین پس‌انداز و سرمایه‌گذاری و تولید و مصرف به هم می‌خورد. روندهای بازار نشان می‌دهند که بسیاری از سرمایه‌گذاری‌ها واقعا سودآور نیستند بلکه حامل انواع خطاها هستند. این سرمایه‌گذاری در لابه‌لای این ناهماهنگی دود هوا می‌شوند و رکود از راه می‌رسد.

مکتب کینز: رونق اقتصادی معمولا با خوش‌بینی و در هنگامه تغییرات تکنولوژیک آغاز می‌شود و فعالان اقتصادی را به رفتارهای پرخطر و جسورانه می‌کشاند. پس هزینه کل معیوب به کسادی و رکود دامن می‌زند و به علت پیشی گرفتن پس‌انداز کل از سرمایه‌گذاری کل، هزینه کل (خرید) کالاها سقوط می‌کند. این وضع تقاضای کار برای تولید کالاها را کاهش می‌دهد. در نتیجه بدگمانی و بدبینی سرمایه‌گذاران پیش می‌آید و تقاضای ناکافی راه را برای آغاز دوران سخت اقتصادی هموار می‌کند.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن