درباره نامه به ۲۰۰ اقتصاددان
محمود احمدینژاد و حلقه اول یاران او در ۳ سال حکمرانی خود بر قوه مجریه نشان دادهاند در عرصه راهاندازی فضای تبلیغاتی و ایجاد موجهای خبری دست کم در شرایط امروز ایران مهارت دارند. رییسجمهور ایران در روزهای پس از به اوج رسیدن بحران مالی غرب به ویژه آمریکا درجمع شهروندان خرمآبادی و بیرجندی فریاد برآورد که زمان فروپاشی آمریکا فرا رسیده است و تاکید کرد: سقوط لیبرال دموکراسی باید جشن گرفته شود.<br>
محمود احمدینژاد و حلقه اول یاران او در ۳ سال حکمرانی خود بر قوه مجریه نشان دادهاند در عرصه راهاندازی فضای تبلیغاتی و ایجاد موجهای خبری دست کم در شرایط امروز ایران مهارت دارند. رییسجمهور ایران در روزهای پس از به اوج رسیدن بحران مالی غرب به ویژه آمریکا درجمع شهروندان خرمآبادی و بیرجندی فریاد برآورد که زمان فروپاشی آمریکا فرا رسیده است و تاکید کرد: سقوط لیبرال دموکراسی باید جشن گرفته شود.
این گونه داوری کردن اما بازتاب مثبتی در میان اقتصاددانان نداشت و با برخورد سرد آنها مواجه شد. رییسجمهور برای ایجاد نهضت و انقلاب علیه نظام سرمایهداری، اما در هفته گذشته موج تازهای درست کرد که البته باید منتظر ماند و پیامدهای آن را دید. وی در نامهای به ۲۰۰ نفر از اقتصاددانان که البته معلوم نیست جزو کدام طیف فکری از این گروه هستند، دست یاری به سوی آنها دراز کرد و از آنها خواست دیدگاههای خود را درباره پرسشهای ۸ گانهای که مورد توجه وی است به نهاد ریاستجمهوری بدهند تا در غیاب نظام لیبرال دموکراسی که بهزعم رییسجمهور مرده است، تئوری تازهای ایجاد شود. دقت در ماهیت این پرسشها نشان میدهد که پاسخ به آنها هر میزانی از دقت را دربرداشته باشد، چیزی جز یک خطابه مکتوب نخواهد بود. سادهانگاری و نگاه تقلیلگرایانه به مسائل سرنوشتسازی مثل نظریهپردازی اقتصادی در یک فراخوان عمومی ۲۰۰ نفره در شرایطی که بسیاری از مسائل اقتصادی لاینحل مانده است، چاره دردهای این جامعه نیست. اقتصاددانان مخاطب رییسجمهور را میتوان به چند دسته تقسیم کرد: یک گروه شاید همان کسانی باشند که با نوشتن دو نامه سرگشاده و انتشار عمومی آن از سیاستهای دولت انتقاد کرده و اجرای این سیاستها را موجب سردرگمی کسب و کار شهروندان دانستهاند. دیدگاههای این گروه مشخص است و تعدادی از آنها در دولتهای هاشمی رفسنجانی و خاتمی در مناصب بالای مدیریتی حضور داشته و توسط دولت فعلی از کار برکنار شدهاند. گروهی از اقتصاددانان مخاطب نامه محمود احمدینژاد لابد از طرفداران سرسخت دولت به حساب میآیند.
این گروه از اقتصاددانان در صورتی که نظریه اقتصادی نیرومندی داشتند که میتوانست جایگزین تئوریهای حاکم بر روند جهانی اقتصاد شود، لابد آن را باید در اختیار دولت قرار میدادند و حتما چنین کاری انجام شده و نتیجهاش چیزی است که میبینیم. احتمالا یک گروه از اقتصاددانان غیرسیاسی دور از جناحهای موجود نیز جزو مخاطبان نامه رییسجمهور هستند که اصولا به این مسائل اعتقادی ندارند. در صورتی که این نامه احمدینژاد بدون پاسخ بماند، آیا طرح این مساله آن هم به شکل فعلی، کاهش ارزش نهاد دولت نیست؟