گروه‌های ذی‌نفوذ در ایران

احسان شادی

عکس: حمید جانی‌پور

اقتصاد بازار به این دلیل که بازتاب رفتار آزادانه میلیون‌ها شهروند است در مقاطعی از تاریخ اقتصاد یک کشور، منافع گروهی را کاهش می‌دهد و به افزایش منافع گروه دیگر منجر می‌شود. در این شرایط گروه اجتماعی که تشخیص داده است، منافعش با تهدید مواجه شده به مقام‌های دولتی فشار می‌آورد تا وارد عمل شده و مانع زیان آنها شوند. این گروه‌های اجتماعی به مرور زمان جزیره‌ها و کانون‌های فشار شده و در اصطلاح گروه ذی‌نفوذ تشکیل می‌دهند. گروه‌های ذی‌نفوذ در مقابل و فشار بر جامعه به ویژه نهادهای قدرت سیاسی (دولت، مجلس و قوه قضاییه) منافعی به دست می‌آورند که حاضر نیستند آن را به سادگی از دست بدهند. وجود گروه‌های ذی‌نفوذ در جامعه‌های دارای سنت‌های دموکراتیک پذیرفته شده است. گروه‌های ذی‌نفوذ در این جامعه‌ها دارای نهادهای مدنی ویژه‌اند و حتی بعضا حزب سیاسی نیز دارند. کارگران شهری (مستقر در واحدهای صنعتی)، کشاورزان، بازرگانان، افسران نظامی، تکنوکرات‌ها و مدیران ارشد شرکت‌های دولتی شناخته شده‌ترین گروه‌های ذی‌نفوذ در بسیاری از جامعه‌ها در دوران مدرن به حساب می‌آیند. اتحادیه‌های کارگری، سراسری و درون یک صنعت حزب شبه حزب تاسیس شده توسط کارگران است. اتحادیه‌های کشاورزان و اتاق‌های بازرگانی نیز شبه حزب‌های حامی زارعان و بازرگانان هستند. افسران نظامی و تکنوکرات‌ها به دلایل گوناگون فاقد تشکل‌های شناخته شده‌اند، اما به دلیل حضور در مراکز تصمیم‌گیری ارتش و سایر نهادهای نظامی و مدیریت شرکت‌های بزرگ تولیدی، توزیعی و اقتصادی دارای قدرت هستند. در دنیای مدرن هر کدام از گروه‌های ذی‌نفوذ یاد شده برای افزایش منافع خود راه‌هایی را پیدا کرده و عموما نیز به بودجه‌های دولتی وصل می‌شوند یا دولت مجلس را تحت فشار قرار می‌دهند تا در تهیه و تصویب قانون و مقررات منافع آنها را لحاظ کند.

ایران و گروه‌های ذی‌نفوذ

در صورتی که نخواهیم بحث در این باره را دارای ماهیت غیرشفاف کرده و به لایه‌هایی از قدرت گروه‌های ذی‌نفوذ ناشناس اشاره کنیم، بررسی قدرت هرکدام از گروه‌های ذی‌نفوذ یاد شده در شرایط فعلی جذاب است و می‌تواند دستمایه‌ای برای بررسی بیشتر شود. با این مقدمه، اکنون شرایط و وضعیت هرکدام از گروه‌های ذی‌نفوذ را در جامعه ایرانی به طور خلاصه بررسی خواهیم کرد.۱- کارگران ایرانی: آمارهای ارائه شده از تعداد دقیق کارگران شهری مستقر در واحدهای صنعتی و تولیدی در ایران دقیق نیست و اعداد و ارقام ارائه شده عموما برآوردها را بیان می‌کند. با این همه، می‌توان با استناد به آمارهای فعلی یادآور شد که کارگران شهری (صنعتی) بزرگ‌ترین گروه فعال متشکل در جامعه ایرانی هستند. در حالی که انتظار می‌رود، گروه کارگران صنعتی (شهری) از قدرت فوق‌العاده‌ای برخوردار باشند، اما واقعیت این است که کارگران ایرانی هرگز دارای اتحادیه نیرومند، مستقل و ایستاده بر پاهای خویش نبوده و نیستند. در سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی، «خانه کارگر» نهاد سیاسی پشتیبان کارگران شناخته شده بود. این نهاد که به لحاظ سیاسی و تشکیلاتی درجه‌هایی بالا از تسلط بر شوراهای اسلامی کارگران را داشت، در دولت‌های آقای هاشمی رفسنجانی و تا اندازه‌ای در دولت آقای خاتمی با دولت سازگار بود و به جای دفاع از منافع کارگران، منافع ملی را که در آن منافع دولت نیز لحاظ می‌شد نمایندگی می‌کرد. در ۳ سال اخیر و با روی کار آمدن دولت آقای احمدی‌نژاد و حضور فرد سیاسی مثل محمد جهرمی در وزارت کار، نهادهای کارگری بیش از پیش تضعیف شده و حتی در شورای عالی کار نیز فاقد قدرت اثرگذاری هستند.کارگران ایرانی در مجلس قانون‌گذاری نیز فاقد فراکسیون اصیل و نیرومندند و در این نهاد موثر نیز نمی‌توانند موثر باشند.تعیین حداقل مزد که در ماه آخر هر سال تنها جایی است که کارگران و نهادهای آنها می‌توانستند موثر باشند که در سال‌های اخیر این نفوذ نیز از دست رفته است. احزاب نیرومند و فعال در دو جریان سیاسی اصول‌گرا و اصلاح‌طلب نیز فاقد تشکیلات دقیق، تعریف شده و فعال در بخش کارگری هستند.

کشاورزان ایرانی

کشاورزان در کشورهای در حال توسعه حتی نسبت به کارگران شهری (صنعتی) از لحاظ قدرت سازماندهی و دارا بودن نهادهای مستقل در سطح پایین‌تر قرار دارند. کشاورزان ایرانی نیز مشمول این گزاره‌‌اند و اتحادیه‌های سراسری کشاورزی در ایران ما به ازای عینی ندارد. میلیون‌ها کشاورز ایرانی در هزاران روستای پراکنده و دور از هم هرگز توانایی تاسیس اتحادیه‌ای مستقل را نداشته و ندارند. درسال‌های اخیر «خانه کشاورز» با این هدف تاسیس شد که از منافع این گروه بزرگ حمایت کند، اما در عمل به دلیل فقدان ارتباط و تعامل گسترده و تعریف شده با دهقانان، توانایی اندکی در این مسیر از خود نشان داده است.میلیون‌ها کشاورز ایرانی فاقد حزب سیاسی و نهاد مدنی بوده و هستند. این گروه پرشمار بیش از کارگران به نهاد دولت وابسته‌اند و از تصمیم‌های نهادهای قدرت اثر می‌پذیرند. به همین دلیل است که آنها حتی در تعیین قیمت تضمینی محصولات خویش کار را یکسره به دولت واگذار کرده‌اند. اگر چه نمایندگان مجلس قانون‌گذاری که از شهرهای کوچک به این نهاد راه یافته‌اند، اما فراکسیون ویژه‌ای ندارند و در بهترین شرایط کمیسیون کشاورزی مجلس شاید در برخی مقاطع در دفاع و حمایت از کشاورزان مسائلی را طرح کنند. کشاورزان ایرانی همانند کارگران شهری هرگز دارای نشریه (روزنامه، هفته‌نامه، ماهنامه) نبوده و نیستند و صدایشان باید از بلندگوی رسانه‌هایی به گوش یکدیگر برسد که یا دولتی‌اند یا اگر به بخش‌خصوصی تعلق دارند، چیزی برای گفتن ندارند.

بازرگانان ایرانی

در حالی که کارگران و کشاورزان ایرانی در محیط‌های کاری خود و بدون داشتن نهاد نیرومند روزگار می‌گذرانند، بازرگانان ایرانی از این جهت وضعیت بهتری دارند. اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران اگر چه در برابر قدرت مشترک در اختیار نهاد دولت وزنی ندارد، اما روزگارش بهتر از دو گروه ذی‌نفوذ قبلی است. پس از پیروزی انقلاب اسلامی و در زمان قانون‌گذاری شورای انقلاب اسلامی (از بهمن ۱۳۵۷ تا تیر ماه ۱۳۵۹)، اتاق بازرگانی نیز شاهد رسمی مردانی از جنس دولت در خویش شد و این سنت همچنان پابرجاست. حضور ۲۰ نفر از اعضای دولت از بالاترین بخش از تشکیلات اتاق بازرگانی ایران موجب کم اثر شدن تصمیم‌گیری‌های بازرگانان ایرانی شده است. بازرگانان و صاحبان صنایع ایران اگر چه در سال‌های اخیر گام‌‌هایی برای اثبات خویش برداشته است، اما هنوز فاقد قدرت موثر در نهاد دولت و نهاد قانون‌گذاری است. جنس قدرت اتاق بازرگانی ایران برپایه قانون اتاق بیشتر از جنس حرف و مشاوره است و جایی در مراکز اصلی تصمیم‌سازی ندارد.

افسران نظامی

نیروهای نظامی ایران در دو سازمان و تشکیلات بزرگ و جدا از هم به نام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ارتش مستقرند. نیروهای نظامی در ایران تا همین چند سال پیش هرگز در قالب‌های مستقل عمل نمی‌کردند و هنوز نیز این وضعیت تا اندازه‌ای وجود دارد. با این همه، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با تاسیس و گسترش سازمان بسیج که در سال‌‌‌های اخیر زیرگروه‌هایی مثل «بسیج اساتید»، «بسیج کارگری»، «بسیج ادارات»، «بسیج دانشجویی» و «بسیج دانش‌آموزی» آن نیز به طور رسمی تاسیس و دارای مسوولان و مقام‌های با رتبه‌های معین هستند، در جامعه ایرانی نقش فعال بازی می‌کند. افسران نظامی شاغل در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در سال‌های نزدیک با صراحت و به طور ضمنی بیان کرده‌اند که آنها در همه عرصه‌های فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و حتی اقتصادی پاسدار انقلابند و به این ترتیب حضور پررنگ‌تری نسبت به سایر گروه‌‌های ذی‌نفوذ دارند.

شرکت‌های دولتی

اقتصاد ایران از نیم‌قرن پیش تا امروز به شدت تحت نفوذ و سلطه ده‌ها شرکت، موسسه و سازمان‌های دولتی است. شرکت‌های دولتی دو نوع شاغل دارند: مدیران ارشد و کارمندان کشوری. دولت بزرگ و حجیم ایران بزرگ‌ترین استخدام‌کننده نیروی کار است که عموما در شرکت‌ها، سازمان‌ها و ادارات دولتی فعالیت می‌کنند. این گروه با وجود شمار فراوان اما به لحاظ سازماندهی صنفی به شدت ضعیف و فاقد توانایی موثرند. مدیران ارشد شرکت‌های دولتی به مثابه یک قشر کوچک، اما بسیار بانفوذ در جامعه ایرانی حضور جدی دارند. مدیران بانک‌های دولتی، شرکت‌های بزرگ فولاد، اتومبیل‌سازی، مخابرات، آب و برق، نفت و گاز و پتروشیمی که یکسره به نهاد دولت وابسته‌اند، درجه تاثیرگذاری فوق‌العاده بر جامعه ایرانی دارند. این گروه به دلیل اینکه به نهاد دولت بسیار نزدیکند منافع خود را در قالب حفظ تداوم دولتی بودن این مجموعه‌‌ها به خوبی حفظ و گسترش می‌دهند.