چالشهای بازار کسب و کار صنعت بیمه ایران
ضریب نفوذ بیمه در کشور ما بسیار اندک است. علت اصلی این مساله شاید نبود فرهنگ بیمهای باشد، اما قطعا بیمهگران نیز نتوانستهاند در عرضه محصولات رسالت حرفهای خود را به درستی انجام داده و در افزایش تقاضای خرید بیمه در جامعه موفق باشند.
ضریب نفوذ بیمه در کشور ما بسیار اندک است. علت اصلی این مساله شاید نبود فرهنگ بیمهای باشد، اما قطعا بیمهگران نیز نتوانستهاند در عرضه محصولات رسالت حرفهای خود را به درستی انجام داده و در افزایش تقاضای خرید بیمه در جامعه موفق باشند. این موارد ناشی از چالشهای موجود فضای کسب و کار بیمهای است و تا زمانی که راهکارهای برون رفت از آن به درستی شناسایی و اجرا نشود و اوضاع ساماندهی نخواهد شد.
این بخشی از گفتههای هادی اویار حسین، مدیرعامل بیمه دانا است. اویار حسین در بررسی فضای کسب و کار صنعت بیمه به سوالات دنیای اقتصاد پاسخ داد که در ادامه میآید:
آقای اویار حسین لطفا در خصوص چالشهای پیش روی صنعت بیمه بیشتر توضیح دهید؟
مشکلات ساختاری مهمترین چالش صنعت بیمه است. ساختار صنعت بیمه در ایران طی هفتاد و چند ساله گذشته دچار تحولات زیادی شد، بیمه با توجه به نیاز فعالیتهای خارجیان به ایران وارد شد. با تاسیس بیمه دولتی ایران، سایر شرکتهای خصوصی و نمایندگان خارجی به صورت گسترده اجرایی شد، ملی شد، مجددا دولتی شد، خصوصیها وارد شدند و امروز بخش عمدهای از بیمههای دولتی واگذار میشوند و تنها یک شرکت بیمه دولتی میماند. این تغییرات ساختاری طی دهههای گذشته آثار مثبت و منفی زیادی را در بازار بیمه کشور به جا گذاشت.
تعریف شما از فضای کسب و کار صنعت بیمه چیست؟
توجه داشته باشید صنعت بیمه تحت نظارتهای بیمه مرکزی فعالیت دارد و قوانین و مقررات خاصی بر این صنعت حاکم است. در واقع این مقررات چارچوب مشخصی را برای فعالیت بیمهگران تعیین کرده و برونرفت از این چارچوب به منزله تخلف است. مصوبات شورایعالی بیمه برای تمامی فعالیتهای صنعت بیمه لازمالاجرا است و بند ۳ و ۴ ماده ۱۷ وظایف شورای عالی بیمه به درستی فضای حرکت شرکتهای بیمه را تعریف کرده است. در این آییننامهها انواع معاملات بیمهای، شرایط عمومی و حتی میزان کامزدهای شبکه فروش تعیین شده است و هیچ شخص حقیقی و حقوقی اختیاری در تغییر این مصوبات ندارد. چنانچه اعتقاد به تغییر و تحول بر گسترش فضای کسب و کار در صنعت بیمه وجود دارد، باید تحولات از اصلاح مصوبات شورای عالی بیمه و ساختمان بیمه مرکزی ایران آغاز شود.
این چارچوبها چه تاثیری بر پرتفوی بازار بیمه داشت؟
عدم تناسب و ترکیب پرتفوی بیمهای یکی دیگر از چالشهای صنعت بیمه است. بیمه عمر که یکی از شاخصهای رشد و توسعه بیمه در هر کشوری است، در ترکیب پرتفوی بازار بیمه ایران براساس آمار مستند بیمه مرکزی کمتر از ۶درصد است و در مقابل سهم بیمههای اتومبیل بیش از ۶۰درصد است. این ناهمگونی بیمههای زندگی و غیرزندگی حکایت از فاصله زیاد بازار بیمه ایران با سایر کشورها دارد. حتی کشورهای در حال توسعه نیز دارای بازار بیمههای عمر قابل توجهی هستند. در حالی که در بازار بیمه کشورمان هزینه تمام شده عرضه خدمات رقم قابل توجهی بوده و ماهیت برخی رشتهها هزینههای اداری و کارمزد بیشتری را به بیمهگران تحمیل میکند و این عوامل موجب شده تا نرخ حق بیمه در مقایسه با رقبای خارجی بالا باشد و بیمهگذاران نیز خواستار کاهش قیمتها باشند. این مساله توانمندی و بقای شرکتهای بیمه را به شدت تهدید میکند و برای تغییر این شرایط نیازمند تحولات در همان چارچوبها هستیم.
آیا این گفته را که صنعت بیمه ایران فاقد آکچوئر و مدیران ریسک برای تعیین درست نرخهای حق بیمه است، قبول دارید؟
اینکه سیستمهای مکانیزه و آماری صنعت بیمه کشورمان دارای ضعف است، حقیقت دارد. برای تجزیه و تحلیل عملکردی و شناسایی معضلات و ارائه راهکارهای درست نیازمند آمار دقیق در داخل شرکتها و در مجموعه صنعت بیمه کشور هستیم. این خلاء آماری به شدت در اتخاذ تصمیمات تاثیر منفی دارد. اکنون بیمهگران در برخی از رشتهها مدعی زیاندهی هستند، اما چون اطلاعات کامل بازار بیمه موجود نیست، نمیتوانند این مساله را به اثبات رسانده و حق بیمه متناسب با آن رشته را دریافت کنند. ساختار مالی شرکتهای بیمه و دسترسی بیمه مرکزی ایران به عنوان متولی نظارت بر این صنعت باید دارای چارچوب مشخص باشد و اگر معتقد هستیم نظارت تعرفه باید جای خود را به نظارت مالی بدهد، باید بیمه مرکزی تعاریف شفافی از فاکتورهای مالی ارائه دهد و امکان دسترسی به تمام اطلاعات مالی موردنظر خود را به صورت آنلاین داشته باشد. درحالحاضر در نظارت تعرفهای، جرائمی را برای بیمهگر متخلف در نظر میگیرد که ضمانت اجرایی کافی تا تعیین تکلیف نهایی وجود ندارد.بنابراین اگر نظارت به همین منوال باشد، مشکلات دیگری به چالشهای فعلی افزوده خواهد شد.
نظارت بر فعالیت بیمهگران به خاطر رقابت میان آنان است، شما رقابت فعلی را چگونه ارزیابی میکنید؟
بحث ارائه تعریف و الگوی مناسب رقابت حرفهای در بازار یکی از مسائل مهم فعلی و فراروی شرکتهای بیمه کشور است. هنوز رقابت در بازار با تکیه بر کاهش نرخ صورت میگیرد و بیمهگران برای جذب مشتری نرخشکنی میکنند. در حالی که شرایط مطلوب بیمهای یک پارامتر بسیار موثر از کاهش نرخ است.از این رو در رقابت امروزی جای رتبهبندی شرکتهای بیمه به شدت خالی است تا بیمهگذاران بدون توجه به نرخشکنیهای اصولی با علم به امکانات و توانمندیهای شرکت، بیمهگر خود را انتخاب کنند. در این فضای کسب و کار حضور یک شرکت مستقل رتبهبندی و مکلفکردن بیمهگران به اخذ رتبه از این شرکت بسیار ضروری است و این مساله موجب آگاهی کامل بیمهگذاران از تواناییهای یک بیمهگر میشود.امیدوارم اجرای طرح تحول صنعت بیمه که به دنبال دستور ریاستجمهوری و مشارکت تمامی بیمهگران تدوین شد، بتواند شرایط فضای کسب و کار صنعت بیمه کشورمان را حرفهای کند.
به نظر شما سندیکای بیمهگران چه نقشی میتواند در ایجاد فضای کسبوکار حرفهای داشته باشد؟
سندیکای بیمهگران قوی و موثر که بتواند خواستههای بیمهگران را در بازار محقق کند، میتواند به عنوان یک ابراز موثر در کنار بیمه مرکزی ایران نقش هدایتی داشته باشد.همان طور که در ماده یک قانون بیمه، بیمه مرکزی به منظور تعمیم و تنظیم بازار مسوول حمایت از بیمهگذاران و صاحبان حقوق آنها است، سندیکای بیمهگران نیز به منظور حفظ حقوق بیمهگران مکمل این ماده قانونی است.
سندیکای بیمهگران ایران را چگونه ارزیابی کنید؟
در سندیکای امروزی با توجه به نبود تجربه در دهههای اخیر، تعریف مشخص برای منافع بیمهگران در کنار هم و نه در مقابل یکدیگر نداریم. اعضا باید از خود بپرسند منافع بیمهگران در این فضای کسبوکار فعلی چیست و چگونه میتوانند در تحول صنعت بیمه در کنار یکدیگر نقش خود را به خوبی ایفا کنند بایستی کارگروههای تخصصی در سندیکا تشکیل و نقطه نظرات اعضا را جمعبندی کرده و نتیجه نهایی و درست آن را به عنوان یک پیشنهاد به بیمه مرکزی ارائه دهد که تا کنون چنین اتفاقی کمتر افتاده است.به عنوان مثال اجرای استاندارد ۲۸ نیازمند تهیه آییننامه اجرایی در شورایعالی بیمه و ابلاغ این شورا به شرکتهای بیمه برای اجرا بود. اما در همان زمان شورایعالی بیمه تشکیل جلسه میداد و بیمه مرکزی برنامهای برای اجرای این آییننامه نوشت. جا داشت بیمهگران در سندیکا با توجه به شرایط مالی شرکتها و استاندارد ۲۸، چارچوپ اولیه را تهیه و به بیمه مرکزی ارائه میکردند در خصوص مالیات بر ارزش افزوده نیز همین طور میشد عمل کرد.رشتههای درمان و شخص ثالث نیز نیازمند یک هماندیشی در سندیکای بیمهگران است. امیدوارم سندیکا بتواند با تعامل بیمهگران راهکارهای ساماندهی بازار را تدوین و موجب اجرای درست آن شود.