اروپا

اسپانیای حریص و امیر ثروتمند

شماره روزنامه: ۱۶۵۵ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۴۷۹۵۹۲ بیشتر

قدرت، حرص و رسالت مذهبی با چاشنی ساده‌لوحی، خشم و غضب و دیوانگی عناصر تشکیل‌دهنده امپراتوری اسپانیا در دوران قدرت این سرزمین بود. این امپراتوری خاور و باختر زمین را جست‌‌وجو می‌کرد و هر جا ثروتی می‌دید لشکریان خود را آماده می‌کرد تا آنجا را فتح کنند. <br>

اسپانیای حریص و امیر ثروتمند

قدرت، حرص و رسالت مذهبی با چاشنی ساده‌لوحی، خشم و غضب و دیوانگی عناصر تشکیل‌دهنده امپراتوری اسپانیا در دوران قدرت این سرزمین بود. این امپراتوری خاور و باختر زمین را جست‌‌وجو می‌کرد و هر جا ثروتی می‌دید لشکریان خود را آماده می‌کرد تا آنجا را فتح کنند.

دیوید لس لندز، نویسنده کتاب ثروت و ملل یک نمونه از زیاده‌خواهی این امپراتوری را تشریح کرده است که در زیر می‌خوانید:

طلای سیاه

طلایی که راه خود را از جای نامعلومی در آفریقا به سواحل مدیترانه باز کرده بود، سوداگران اروپایی را به وسوسه می‌انداخت. آنها به جاهایی مانند تونس می‌رفتند تا نقره و جنگ‌افزار، پارچه و چرم، برنج و انجیر، فندق در برابر غلات و علوفه، روغن، چربی، آرد سیب‌زمینی، و عسل معامله کنند و برای ایجاد موازنه در پرداخت‌ها هم طلا می‌ستاندند: گرد طلا، شمش‌های طلا، سکه‌های طلا (سکه‌های مغربی). طلا فلزی بود که نه فقط رنگ و درخشش آن همه را تقریبا مسحور می‌کرد بلکه نرخ مبادله آن نیز از هر لحاظ سودآور بود. نقره در نیمه اول قرن چهاردهم در تونس، به نسبت ۱۰ بر یک در برابر طلا معامله می‌شد، ولی همین طلا در بازارهای والنسیا (اسپانیا) در برابر ۱۳واحد نقره مبادله می‌شد. این اختلاف ارزش قابل دوام نبود. دادوستد فعالانه یک بازار پرتحرک به وجود می‌آورد، و بازار معمولا موجب یکدست شدن قیمت‌ها می‌شود. در میانه قرن چهاردهم، نرخ مبادله ۵/۱۰ به یک در ناپل و ۱۱ به یک در فلورانس بود. جریان طلا از آفریقا طوری بود که بیشتر بازارهای غرب مدیترانه به نوعی استاندارد طلا روی آوردند. سکه‌های جدید آن زمان گواه بر این مدعا است:‌ پیرال دورو در سیسیل، ریال دورو در مایورکار، آلفونسنیو در سارنیا (۱۳۳۹)، فلورن طلا در آراگون (۱۳۴۶).

ادبیات و نقشه‌های جغرافیایی متعلق به سال‌های میانی قرن سیزدهم همه گواه بر افسون‌شدگی اقوام لاتین در برابر طلا و زادگاه نامعلوم آن است. با این وصف، عرضه‌کنندگان طلا به دقت می‌کوشیدند تا منبع آن را محرمانه نگاه دارند، چون به درستی می‌دانستند که مسیحیان کافر برای طلا جان می‌دهند و جان می‌ستانند. اکنون ما می‌دانیم که این طلا از ژرفای غرب آفریقا آمد جایی در امتداد شاخه‌های بالایی رود نیجر، نزدیک سرچشمه‌های دو رودخانه گامبیا و سنگال. در تواریخ آمده است که سیاه‌پوستانی که طلا را استخراج می‌کردند معاملات خود را با «لال‌بازی» انجام می‌دادند: خریداران طلا کالاهای پیشنهادی خود را در محل معینی قرار می‌دادند و خود از آنجا دور می‌شدند و بعد صاحبان طلا قیمت کالاها را تخمین می‌زدند و مقداری طلا به تشخیص خود به جای کالاها می‌گذاشتند. نیازی به گفتن نیست که هرگونه رمز و راز به تخیل و داستان‌پردازی میدان می‌دهد. بعضی دیگر می‌گویند که در آنجا طلا مثل هویج به عمل می‌آمد. برخی دیگر مدعی‌اند که در آنجا مورچه‌ها ذرات طلا را از اعماق زمین به سطح می‌آوردند و سرانجام روایت دیگری هم می‌گوید که مردان برهنه‌ای که در سوراخ‌ها زندگی می‌کردند، آن طلاها را به عمل می‌آورند.

به هر صورت، فلز گرانبهایی که چشم‌ها را خیره کرده بود از مبدا خود مسیری طولانی را می‌پیمود که از امیرنشین افسانه‌ای مالی در آفریقا- که راه ورود به تیمبوکتو و همچنین راه‌های شتر رو صحرا را کنترل می‌کرد- می‌گذشت و در عمل دورترین منبع طلای «بالادست» بود که سوداگران مدیترانه‌ای با آن آشنایی داشتند. در آنجا، معامله‌گران شمش طلا حق‌السهم‌های سنگینی به واسطه‌ها و شخص امیر می‌پرداختند. بر پایه آنچه در وقایع‌نگاری‌ها آمده است، مالی تکه‌های بزرگ و کوچک طلا را برای خود برمی‌داشت و فقط گرد طلا را به سوداگران می‌داد. هر چند وقت یک بار، امیر و عاملان او سعی می‌کردند معدنچیان را به تولید بیشتر وادارند. این گونه فشارها اغلب به مقاومت منفی معدنچیان می‌انجامید که به کلی از عرضه طلا خودداری می‌کردند.

در هر حال، امیر آنقدر طلا دریافت می‌کرد که به محموله‌ها اجازه عبور بدهد. یکی از این امیران به نام موسی در سال ۱۳۲۴ به زیارت مکه رفت. این سفر بیش از یک سال به درازا می‌کشید و امیر مصمم بود که این کار را طبق اصول و مراسم معمول انجام دهد. او سه ماه در مصر ماند و این بازدید تا چند قرن بعد خاطره‌انگیز بود. وی ۵۰۰۰۰ دینار طلا به سلطان هدیه کرد که تا آن زمان هدیه‌ای چنین شاهوار دریافت نکرده بود و هزاران شمش طلا به اماکن مقدسی که بازدید می‌کردند یا به مامورانی که محافظت و اداره امور او را بر عهده داشتند می‌بخشید. گفته می‌شود که در پایان اقامت او در مصر، ارزش طلا در آن سرزمین بین ۱۰ تا ۲۵ درصد پایین افتاده بود. با آنکه امیر مالی مقادیر هنگفتی پول برای مخارج خود به همراه آورده بود، هشتاد تا صد شتر نیز او را دنبال می‌‌کردند که هر یک از آنها بالغ بر ۱۵۰ کیلوگرم طلای خالص (معادل ۱۱۰ تا ۱۳۵میلیون دلار امروز!) برگرده خود داشت. با این وصف، در پایان زیارت خود، امیر یک دینار هم در بساط نداشت و مجبور شد برای بازگشت خود وام بگیرد. بستانکاران او، به ازای اعتمادی که نسبت به او نشان داده بودند پاداش خوبی دریافت داشتند: ۷۰۰ دینار به ازای هر ۳۰۰ دیناری که امیر قرض گرفته بود. آوازه عظمت افسانه‌وار امیر مالی، از قول راویان دست دوم، به اروپا رسید. نقشه‌های آن روزگار، به ویژه اطلس کاتالونیا، ۱۳۷۵، امیر مالی را نشان می‌دهد که همچون پادشاهان اروپایی بر تخت نشسته است، تاج بر سر دارد، و گوی و عصای سلطنت بردست. در اطلس نامبرده آمده است، «در ملک او طلا چنان فراوان است که این امیر را می‌توان ثروتمندترین و شریف‌ترین پادشاه روی زمین دانست.» این ستایش‌ها و کرنش‌ها پایدار نماند.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن