وات، لاک، اسمیت و آزادی
محمد عربمحمدی<br>یک مجادله تاریخی در سالهای پس از قرون وسطی و عبور از تاریکاندیشیهای این دوره میان نخبگان وجود داشته و هنوز نیز این منازعه پابرجاست که جامعه را چه کسی میسازد؟ مهندسان و تکنوکراتها، اقتصاددانان و دانشمندان علوم اجتماعی، سیاستمداران رهبران احزاب یا فیلسوفان؟ نوشته حاضر یک بررسی تاریخی است که ادعا دارد همه نخبگان تنها در صورتی نقش سرنوشتساز دارند که «جامعه آزاد» وجود داشته باشد.
محمد عربمحمدی
یک مجادله تاریخی در سالهای پس از قرون وسطی و عبور از تاریکاندیشیهای این دوره میان نخبگان وجود داشته و هنوز نیز این منازعه پابرجاست که جامعه را چه کسی میسازد؟ مهندسان و تکنوکراتها، اقتصاددانان و دانشمندان علوم اجتماعی، سیاستمداران رهبران احزاب یا فیلسوفان؟ نوشته حاضر یک بررسی تاریخی است که ادعا دارد همه نخبگان تنها در صورتی نقش سرنوشتساز دارند که «جامعه آزاد» وجود داشته باشد.
سال ۱۷۶۴ بود که جیمز وات، مهندس اسکاتلندی نخستین ماشین بخار واقعا عملی را ساخت. در ماشینی که وات ساخته بود مصرف سوخت موجب میشد ماشین کار کند. این ماشین به تدریج جای نیروی ماهیچهای را گرفت و راه رسیدن به دنیای جدید را هموار کرد. از ماشین بخار ابتدا برای کشیدن آب از معدن یا چاه استفاده میشد ولی به تدریج از آن به عنوان نیرویی که میتواند کشتیهای عظیم، لکوموتیو و دستگاههای کارخانههای صنعتی را به حرکت در آورد، استفاده شد. انسان با اختراع جیمز وات توانست با تبدیل انرژی، نیروی زغالسنگ را جایگزین نیرو و زور بازوی آدمی کند. این اختراعوات، راه را برای انقلاب صنعتی در انگلستان و سپس در سایر کشورهای اروپای غربی مثل آلمان و فرانسه هموارتر کرد و به آن شتاب داد. ماشینها و ابزارآلاتی که با استفاده از این نیرو میتوانستند با شتاب فوقالعادهای کار کنند هر روز نوتر و نیرومندتر به بازار عرضه میشد. جیمز وات در تاریخ جهان جایگاه ویژهای دارد و کمتر کسی است که بخواهد درباره انقلاب صنعتی و نقش آن در پیشرفت مادی جهان مطالعه کند و یادی از وات و دیگر مخترعان نکند. اما چیزی که شاید کمتر روی آن به ویژه نزد ایرانیان اعم از
مهندسان و روشنفکران و گروههای مرجع فکری بحث شده است، فضای فکری و کسبوکار در انگلستان آن روزهاست. چه عاملی موجب شد که جیمز وات به عنوان یک فرد و بدون وابستگی به نظام دیوانسالاری دولتی و با هزینه شخصی به دنبال اختراع ماشین بخار برود؟ این همان نقطه عطف و کلیدی است که باید به آن توجه عمیق کرد. به نظر میرسد کسبوکار در آن روزها در انگلستان و در سایر کشورهای اروپایی و هرگز تحت کنترل و مالکیت دولت نبود و نیاز بازار آزاد بود که به مثابه چراغ راهنما برای همه عمل میکرد. اما چه کسی و با کدام اندیشهای فضا را برای کسبوکار آزاد و فارغ از اندیشهها و کنترلهای حکومتی هموار کرده بود. میتوان از فیلسوفان و اندیشمندان متعددی نام برد، اما واقعیت این است که نقش اندیشههای جان لاک که ۶۰ سال پیش از اختراع ماشین بخار از دنیا رفته بود را نمیتوان نادیده گرفت. این نوشته معتقد است «انقلاب سپید جان لاک» را باید پایه و رکن مستحکم در ایجاد جامعه آن روز اروپا و انگلستان دانست. جــــان لاک انـــدیشمنــدی صــاحبنظــر و غیرمعاملهگر بود و به دلیل بروز عقایدش حکومت وقت او را همواره به حال تبعید نگه میداشت. کلید فهم فلسفه لاک که
انقلابی دو تعامل دولت- ملت و ملت- ملت ایجاد کرد در دو کلمه «توافق قراردادی» جای دارد. لاک این عقیده را که دولت و مناسبات و روابط افراد بشر و زندگی را باید یک دادوستد دانست ترویج کرد. به عقیده لاک دولت به جای اینکه اراده خویش را بر مردم تحمیل کند باید خدمت خویش را به آنها بفروشد و باید این کار بر طبق قراردادی صورت پذیرد که مورد رضای او و مردم- هر دو- باشد.
جان لاک تاکید کرد آنچه در زندگی روزمره باید به کار گرفته شود قول شرافتمندانه، رعایت اصناف و دادوستد کالاهایی است که فایده داشته باشد. این عقیده لاک اما سرانجام به این نتیجه منجر شد که دولت با ملت و گروههای گوناگون اجتماعی باید اهل مداوا و تساهل باشند.
اندیشه جان لاک سر راست، ناب، شفاف و فایدهمند بود و در جامعه انگلستان پذیرفته شد. به این ترتیب بود که جیمز وات و دیگر مخترعان و مهندسان و تکنسینها و صاحبان کارخانهها و بانکداران و کارگران و وکلای مجلس و مدیران دستگاههای دولتی یاد گرفتند با یکدیگر دادوستد و مدارا داشته باشند. انقلاب صنعتی در انگلستان نمیتوانست تداوم پیدا کند جز اینکه بخش غیردولتی در سبک و کار در اداره کشور در نوشتن قانون و مقررات تجاری، اجتماعی و فرهنگی نقش داشته باشند. اما آنچه جان لاک پایهگذاری کرد و جامعه انگلستان و آلمان و تا اندازهای فرانسه را درنوردید میتوانست بار دیگر در جریان دخالتهای دولت و حکومتها رنگ ببازد و متوقف شود.
این اتفاق تا اندازهای رخ داد، زیرا رشد تولید انواع کالاهای صنعتی با استفاده از قدرت تکنولوژی آن روز فراتر از رشد ثروت و قدرت خرید هر جامعه بود. تولیدات صنعتی در بازارهای ملی جایی برای فروش پیدا نمیکردند و رقابت در درون مرزهای ملی متوقف شده بود. بعدها آدام اسمیت دیگر اقتصاددان و فیلسوف اسکاتلندی بود که با ابداع نظریه تجارت بینالملل و تئوری هزینههای مبادله به کمک انقلاب صنعتیگیر افتاده در بازارهای ملی آمد و یک نکته بسیار ظریف را مطرح کرد. اسمیت گفت: میتوان با تجارت آزاد کالاها و خدمات میان کشورها از بنبست خلاص شد. به این معنی که کشورها و جامعهها براساس مزیت نسبی که در تولید دارند با یکدیگر دادوستد کنند. این نتیجهای که آدام اسمیت برای بیرون کشیدن رشد و توسعه اقتصادی و صنعتی کشورها به ویژه کشورهای اروپای غربی گرفته بود همان بود که جان لاک در فلسفه به آن رسیده بود. آدام اسمیت پیامبر آزاد اندیشی جدید در عرصه اقتصاد یک بار دیگر به کمک انقلاب صنعتی آمد و آن را توسعه داد.
سعهیافته صادر میشد و پس از مدتی، ماشین نساجی صادر شد. به این ترتیب انقلاب صنعتی رونق بیشتری پیدا کرد و فعالیتهای علمی، تکنیکی و ساخت سختافزار نیز همپای آن رشد کرد. آدام اسمیت و دیگر نظریهپردازان طرفدار آزادی اقتصادی میدانستند اگر دولتها نقش اول را در هر چیز داشته باشند تجارت رونق نمیگیرد و وقتی تجارت به رکود حتی در درون بازارهای بزرگ برسد، تقاضا برای تولیدات صنعتی به کسادی میگراید و جامعهها در سرازیری میافتند و به نقطه صفر میرسند. جان لاک و آدام اسمیت با اندیشههای خویش کار میکردند که مخترعان، مهندسان، دانشمندان علوم پایه، جامعهشناسان و حتی اقتصاددانان از گردنه رکود عبور کنند.
نتیجه اندیشههای این گروه از نظریهپردازان آزادی را میتوان در این خلاصه کرد که جامعه دو بخش دارد و نوعی تفکیک باید در آن صورت پذیرد. این تفکیک میان «نهاد دولت» و «جامعه مدنی» شامل خانوادهها و بنگاهها و نهادهای بخش خصوصی است که باید دیده شود. در شرایط تفکیک قوا میان نهاد دولت و نهادهای مدنی همه قدرت یکسره در اختیار حکومت قرار ندارد تا آنچه به آن تمایل دارد را تحت هر شرایطی و با هر قیمتی اجرایی کند. این حرف شاید امروز که شاهد هستیم نهادهای مدنی بزرگ و نیرومند در جامعههای غربی وجود دارند آسان به نظر آید، اما برای آن روزگاران که نهاد دولت همه قدرت را در دست داشت فکر نویی بود. تجربه بشری نشان میدهد هر چه زمان به جلو آمده است، افکار و اندیشههای آزادیخواهانه نزد افکار عمومی و حتی روشنفکران مقبولیت بیشتری پیدا کرده و حرکت به سمت دموکراتیک شدن جامعهها شتاب گرفته است.
در سال ۱۹۷۴ فقط ۴۰ کشور بودند که الزامهای حکومت دموکراتیک را پذیرفته بودند که شامل کشورهای اروپایی غربی به همراه ژاپن، کانادا، استرالیا، زلاندنو و برخی دیگر از کشورهای آسیایی و آمریکای لاتین بود. آخرین آمار ارائه شده از سوی نهادهای بینالمللی نشان میدهد در سال ۲۰۰۲ از ۱۹۳ کشور جهان ۱۲۱ کشور حکومت یا روش دموکراتیک را پذیرفته بودند.
اتفاقی که افتاده است و در سه دهه گذشته شتاب بیشتری پیدا کرده برگشت دنیا به اندیشههای ناب جان لاک، جان استوارت میل، آدام اسمیت و سایر بنیانگذاران اندیشه آزاد است. به این ترتیب جامعههای مدرن امروز دارای ۲ بخش کاملا تفکیک شده از یکدیگرند.
در یک بخش نهاد دولت قرار دارد که براساس قانون اساسی و عرف جامعهها دارای اختیارات و وظایفی است و از طرف دیگر نهادهای مدنی قرار دارند که اختیارات گستردهای پیدا کرده و از مهمترین اختیارات آنها نظارت بر انجام وظایف مربوط به دولت است.