آل اسحاق مطرح کرد

جـزیــــره بودن فایـــده‌ای ندارد

شماره روزنامه: ۱۶۵۵ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۴۷۹۵۵۷ بیشتر

فرشید خاموشی<br>رییس اتاق بازرگانی و صنایع و معادن استان تهران، بیش از همه وزیران اقتصادی دولت فعلی سابقه مدیریت در نظام جمهوری اسلامی و در بخش اقتصاد دارد. یحیی آل اسحاق وقتی می‌گوید که اقتصاد ایران نباید کامپیوتر شخصی باشد که به شبکه وصل نیست و وقتی اصرار دارد که جزیره‌ای شدن اقتصاد ایران نمی‌تواند یک پدیده ثبت باشد، نیک می‌داند که حرف‌هایش چه معنایی دارد. اگر جزیره باشیم شاید در امان بمانیم، اما تنهایی هرگز سعادت و رفاه نمی‌‌آورد.

جـزیــــره بودن فایـــده‌ای ندارد

فرشید خاموشی

رییس اتاق بازرگانی و صنایع و معادن استان تهران، بیش از همه وزیران اقتصادی دولت فعلی سابقه مدیریت در نظام جمهوری اسلامی و در بخش اقتصاد دارد. یحیی آل اسحاق وقتی می‌گوید که اقتصاد ایران نباید کامپیوتر شخصی باشد که به شبکه وصل نیست و وقتی اصرار دارد که جزیره‌ای شدن اقتصاد ایران نمی‌تواند یک پدیده ثبت باشد، نیک می‌داند که حرف‌هایش چه معنایی دارد. اگر جزیره باشیم شاید در امان بمانیم، اما تنهایی هرگز سعادت و رفاه نمی‌‌آورد. تحلیل شما از بحران اخیر اقتصادی جهان چیست و فکر می‌کنید چه اقتصادهایی از آن تاثیر منفی خواهند گرفت؟ آیا قائل به تاثیر آن براقتصاد ایران هستید؟

دو بحران در شرایط کنونی اقتصاد جهان را تحت تاثیر قرار داده است. در یک سو تولید‌کنندگان و صادرکنندگان نفت قرار دارند که کابوس سقوط قیمت نفت را تجربه می‌کنند و دیگری کشورهایی هستند که نظاره گر سقوط بازارهای مالی خود هستند. هر دو بحران بر اقتصاد ایران تاثیر می‌گذارد و نمی‌توانیم بگوییم به این دلیل که اقتصاد ایران به مثابه جزیره‌ای جدا افتاده از دیگر اقتصادهاست، زیان نخواهد دید. به طور مثال همزمان با کاهش قیمت نفت، یا نوسان دلار، ارزش مس، قلع، فولاد، پنبه، طلا و خیلی کالاهای دیگر، نوسان داشته است وبا توجه به این که برخی شرکت‌های بورس تهران در ردیف تولیدکنندگان یا استخراج کنندگان این گونه کالاها هستند، از نوسان جهانی قیمت‌ها تاثیر می‌پذیرند. در این زمینه بحث‌های مفصلی می‌شود صورت داد، اما تحلیلی که می‌تواند با واقعیت اقتصادی همخوانی داشته باشد، این است که اقتصاد ایران جزیره‌ای دورافتاده و متروک نیست. حتی در مورد کشوری مثل ایسلند که درواقع جزیره‌ای دور افتاده است و اقتصادش برپایه ماهیگیری و پرورش اسب استوار شده نمی توان عنوان کرد که تحت تاثیر جریان اقتصاد جهان نیست به این دلیل که دربحران اخیر، بازار سرمایه این کشور دریک دوره کوتاه، ۷۷‌درصد ارزش خود را از دست داد، بنابراین در مورد ایران که اقتصادی مرتبط با بازارهای جهانی دارد، نمی‌توانیم عنوان کنیم که جزیره‌ای دورافتاده و متروک است.

اما بازار سرمایه ایران هیچ کانال ارتباطی با دیگر بازارهای مالی ندارد.

تا حدودی این تحلیل می‌تواند درست باشد به این دلیل که سهام هیچ شرکت بزرگ بین‌المللی در بورس تهران عرضه نشده و سهام هیچ شرکت بزرگ ایرانی در بازارهای بین‌المللی دادوستد نمی‌شود، اما همان طور که اشاره کردم، در بورس تهران شرکت‌های بزرگی داریم که تحت تاثیر بازارهای جهانی قرار دارند. مثل شرکت‌های معدنی، یا شرکت‌های پتروشیمی که گاهی تامین مواد اولیه آنها به طور مستقیم به بازارهای جهانی ارتباط دارد و از سوی دیگر، بازار صادرات آنها تحت تاثیر قیمت‌های جهانی قرار می‌گیرد. گذشته از آن نفت ایران کالایی است که دررینگ بازارهای بین‌المللی نفت، هرلحظه قیمت تازه ای می‌یابد ونباید فراموش کنیم که همین نفت، خون رگ‌های اقتصاد کشور است ونوسان آن می‌تواند بر همه شئونات زندگی ما تاثیرگذار باشد.

برخی عنوان می‌کنند که جزیره‌ای بودن در جریان بحران‌های اخیر به نفع اقتصاد ایران تمام شده است. هرچند شما عنوان کردید که اقتصاد ایران جزیره‌ای نیست و تحت تاثیر اقتصاد جهانی قرار دارد با این حال فکر می‌کنید تا چه اندازه این تحلیل درست است؟

به طور قطع اگر سهام شرکت‌های بزرگ نفتی در بورس تهران دادوستد می‌شد یا اگر سهام شرکت‌های بزرگ نفتی ایران را در اقیانوس‌های مالی دادوستد می‌کردند، دامنه نفوذ بحران در ایران افزایش می‌یافت.

اما اقتصاد ایران با وجود پتانسیلی که دارد، به صورت عمده در جریان با اقتصاد جهانی قرار ندارد و این به نظر من ایراد است تا یک حسن. درست مثل کامپیوتری که به شبکه‌ای وصل نیست و ورود و خروج اطلاعات به آن صرفا از طریق ابزارهایی با حجم محدود صورت می‌گیرد. اگر قرار است این کامپیوتر به دنیا وصل شود، باید آن را از طریق کابلی به شبکه وصل کرد. در حال حاضر ما ناگزیر از اتصال به شبکه جهانی هستیم وبا توجه به نگاه برون نگری که در اقتصاد باید داشته باشیم، باید اتصال به شبکه را هم بپذیریم. اتصال به شبکه هم می‌تواند ریسک داشته باشد، اما لازم است که ازطریق تدوین راهکارهایی، امنیت آن را افزایش دهیم. مثالی که زدم، موقعیت ما را در اقتصاد جهانی به سادگی ترسیم می‌کند. اگر قرار است اقتصاد ایران مثل کامپیوترهای خانگی عمل کند، می‌توانیم آن را وارد شبکه نکنیم، اما اگر قرار است جهانی شویم وبه صورت متقابل در جریان بازی‌های جهانی قرار گیریم یا به اهداف چشم انداز برسیم و با جهان تعامل منطقی داشته باشیم، باید این کامپیوتر کم حجم خانگی را به ابزارهایی مجهز کنیم تا شرایط اتصال به اقتصاد جهانی را پیدا کند و در عین حال از هجوم ویروس‌ها و حمله‌های اینترنتی یا در واقع بحران‌های مالی جلوگیری کنیم.

در این صورت چه نتایجی عاید ایران خواهد شد؟ مگرنه این است که ارتباط اندک فعلی ما را از بحران مالی مصون نگه داشته است؟

این تحلیل، تحلیل خوبی نیست. ماهیگیرانی که ریسک نمی‌کنند وحاشیه ساحل را برای صید انتخاب می‌کنند، چیزی جز ماهیان کوچک نصیبشان نمی‌شود، اما اندکی آن طرف‌تر می‌شود صیدهای خوبی داشت. حالا ممکن است دریا توفانی شود و این بستگی به آمادگی ما برای مقابله با بحران دارد.

به هرصورت این روزها اقتصاد جهان به گونه‌ای درهم تنیده و به هم پیوسته شده است که هیچ کشوری نمی‌تواند بگوید بحران جهانی به من ربطی ندارد و در من تاثیر گذار نیست. شرایط اقتصاد جهانی به گونه‌ای شکل گرفته است که نه ما می‌توانیم بگوییم تافته‌ای جدا بافته از دیگر اقتصادها هستیم و نه دیگر اقتصادها می‌توانند معادلات خود را بدون در نظر گرفتن اقتصادی چون ایران تنظیم و تدوین کنند.

برداشت شما از تاثیر بحران‌ها براقتصاد ایران چیست؟

بدون شک بحران کاهش قیمت نفت،دنباله بحرانی است که از وال استریت آغاز شد وبه دیگر بازارها سرایت کرد. سقوط قیمت نفت را نمی‌شود جدا از بحران مالی جهان دانست که دراین صورت، اقتصاد ایران با مسائلی مثل کسری بودجه مواجه خواهد شد.هرچند درقانون بودجه، نفت را روی قیمت‌های بالا نبسته اند اما حقیقت این است که با توجه به روندی که درچندسال گذشته در زمینه استفاده از منابع نفتی داشته ایم، با نفت ۷۰ و۸۰ دلاری هم تعادل اقتصادی کشور به هم می‌خورد.درعین حال نگرانی دیگری برای ما به وجود آمده که دراین زمینه از نظام بانکی کشور، انتظار کمک مشخص داریم. به هرصورت فشارهایی در ماه‌های گذشته در زمینه تامین مالی ارزی وریالی وگشایش اعتبار بنگاه‌های اقتصادی وجود داشته است و کاهش بنیه مالی بانک‌های خارجی می‌تواند ما را دراین زمینه تحت فشار بیشتری قرار دهد.

با توجه به این که اتاق تهران بزرگ ترین تشکل اقتصادی کشور است وطیف

گسترده ای از بازرگانان کشور با آن ارتباط دارند، چه اقداماتی درمورد بازخوانی دلایل وقوع بحران اخیر وآسیب شناسی آن صورت گرفته است؟

با این توضیح که اتاق‌های بازرگانی متاسفانه در جریان مستقیم قانون گذاری وسیاست نویسی نیستند و صرفا نقش مشاوره برای قوای سه‌گانه را دارند، باید بگویم که به اندازه توان خود سعی در آسیب شناسی بحران کرده ایم.

دراتاق بازرگانی وصنایع ومعادن تهران، ازهمان آغاز بحران اوراق رهنی در وال‌استریت، گزارش‌های زیادی تهیه و تدوین شد و به اندازه نفوذی که در اتاق سراغ دارید، این گزارش‌ها به سمع و نظر مسوولان اقتصادی کشور رسید. همان گونه که می‌دانید، اتاق تهران کمیسیون‌های متعددی دارد وبه بخش‌های مختلفی تقسیم شده است. این موضوع در کمیسیون‌های بازرگانی و بورس و بانک اتاق تهران مطرح شد. حتی کارشناسان زیادی از دستگاه‌ها و سازمان‌های دولتی به اتاق تهران آمدند و در این زمینه گزارش‌های خوبی تهیه شد. از گروه مشاوران اتاق هم، درمرکز هم اندیشی برای توسعه بخش خصوصی، چند گزارش سنگین از چگونگی شکل گیری بحران تهیه شد. حتی به خاطر دارم که در نشست هیات نمایندگان هم چند نفر از اعضای اتاق در مورد احتمال ادامه بحران و سرایت آن به اقتصاد ایران هشدار دادند. این موضوع در نشست صبحانه با وزیر بازرگانی هم مطرح شد که ایشان به صورت رسمی از اتاق خواستند که با توجه به تاکید رییس‌جمهوری درزمینه بازخوانی چگونگی شکل گیری بحران ومیزان تاثیر آن بر سرمایه ایرانیان خارج از کشور، اتاق تهران به کارگروه‌های مربوطه مربوطه کمک کند و سرانجام این که اتاق تهران تصمیم گرفت به عنوان یکی از نخستین تشکل‌های اقتصادی، همایشی برگزار کند که درآن از تحلیلگران دعوت کرده‌ایم در ۱۲ محور، حاصل تحقیقات خود را به عموم مردم ارائه کنند.

چرا این قدردیر؟ امکان برگزاری زودتر این همایش وجود نداشت؟ باتوجه به این که قصد دارید این بحران را آسیب شناسی کنید، فکر نمی کنید ماه آینده برای برگزاری همایش دیر باشد؟

به نظر من حتی اگر همین فردا همایش را برگزار کنیم، بهتر است از این که در آینده چنین اقدامی صورت گیرد، اما در نظر داشته باشد که در این زمینه پیشگام تر از کشورهای درگیر بحران که نیستیم. آنها هم ماه آینده را برای برگزاری همایشی بزرگ انتخاب کرده‌اند. درعین حال این را هم اضافه کنم که هیچ کس فکر نمی‌کرد دامنه بحران به این جا کشیده شود. عملکرد بد بانک‌های سرمایه‌گذاری و موسسات مالی و اعتباری وال‌استریت زمانی ‌آشکار شد که بازار مسکن به رکود کامل فرو رفت و قیمت آن افت کرد. سرمایه‌های به کار گرفته شده در این بازار راکد شده و به بانک‌ها برنگشتند، که خالی شدن صندوق بانک‌ها و موسسات مالی را در پی داشت و در نهایت بحران اخیر پایه‌گذاری شد. شاید کسی فکر نمی‌کرد دامنه بحران به اروپا و آسیا هم کشیده شده و سقوط خیلی از شاخص‌ها را به دنبال داشته باشد. همین اتفاق برای بازار نفت رخ داد.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن