نگاهی به فعالیت گروه «زیرزمین رام‌الله»

خــــون مـــا بـــه جــوش آمـــــده اسـت

شماره روزنامه: ۱۶۵۵ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۴۷۹۵۳۸ بیشتر

ترجمه: صبا صادقی<br>موسیقی صدای اعتراض است. ترانه‌ها دهان به دهان می‌گردد و حتی در مبارزات خیابانی با صدای بلند فریاد می‌شوند. حالا بزرگ شدن و مهم‌تر از آن دنبال ساخت موسیقی بودن در رام‌الله کاملا متفاوت است.<br><br>

خــــون مـــا بـــه جــوش آمـــــده اسـت

ترجمه: صبا صادقی

موسیقی صدای اعتراض است. ترانه‌ها دهان به دهان می‌گردد و حتی در مبارزات خیابانی با صدای بلند فریاد می‌شوند. حالا بزرگ شدن و مهم‌تر از آن دنبال ساخت موسیقی بودن در رام‌الله کاملا متفاوت است.

همین طور هم تمرین کردن موسیقی و اصلا روی صحنه رفتن. در این شهر تجربیاتی را از سر می‌گذرانید که جنسی متفاوت دارد تا جایی که تنها می‌توان عشق و علاقه زیاد را دلیل دست نکشیدنتان از کار دانست.

گروه‌های رپ و هیپ‌هاپ زیادی در رام‌‌الله فعالیت می‌کنند که موسیقی‌شان متاثر از فضای پیرامونشان است.

یکی از این گروه‌ها که کم‌کم شهرت جهانی پیدا می‌کند، «زیرزمین رام‌الله» است. سرپرست این گروه «جعد عباس» است که همه او را با اسم هنری‌اش یعنی «جعد ام‌سی بایکوت» می‌شناسند. در این گروه علاوه‌بر او برادرش و یکی از دوستانش فعالیت می‌کنند. این گروه از سال ۲۰۰۲ شکل گرفته است. همه مردم برای ۲۲روز دستور حبس خانگی داشتند و نمی‌توانستند از خانه خارج شوند چون هر آن خطر تیراندازی آنها را تهدید می‌کرد. در این شرایط بود که جعد به موسیقی هیپ‌هاپ کشیده شد.

نخستین قطعه‌ای که نوشت درباره حبس خانگی بود و اینکه سیاست چطور می‌تواند زندگی ما را تحت‌تاثیر قرار بدهد.

گروه زیرزمین رام‌الله در چنین شرایطی کار خود را شروع کردند و پیش رفتند. یعنی درست وسط مهلکه جنگ،‌جعد خاطرات زیادی دارد که دست مایه ترانه‌هایش قرار بگیرد. مثلا یکی از خاطراتش این است: «از پنجره که بیرون را نگاه کردم ۱۶تانک و هلیکوپتر را دیدم. یک‌دفعه سربازان ارتش اسرائیل ریختند داخل خانه امان. اتاقم را زیر و رو کردند و یک اسلحه روی پیشانیم گذاشتند.

آن موقع ۱۵ سالم بود. از من پرسیدند که با این سازهای موسیقی چه کار می‌کنم. مگر باید چه کار کرد؟ ساز می‌زنم دیگر! بعد هم آنها گیتار و سینتی سایزرم را به بیرون پرتاب کردند. واقعا برایم خیلی دردناک بود.»

پدر و مادر جعد جزو پناهنده‌هایی بودند که دائم در حال رفتن از یک کشور به کشوری دیگر بودند؛ لبنان، تونس، الجزایر و مدتی هم قبرس. در واقع نوعی سرگردانی که می‌توانست دامن نسل بعد یعنی جعد را هم بگیرد، اما این سرگردانی چیزی نبود که پدر و مادر جعد رغبتی به آن داشته باشند: «اگر من در یکی از این کشورها به دنیا می‌آمدم، پاسپورت نداشتم.

به همین خاطر هم پدر و مادرم به آمریکا رفتند تا من آنجا به دنیا بیایم. این طوری بالاخره من یک مدرکی دارم، یک سند. ما مشمول ممنوعیت رفت و آمد شده‌ایم. هر روز مجبوریم در خانه بنشینیم. خون ما به جوش آمده است و سرهامان پر از فکر و خیالاتی درباره نابود کردن اسرائیل است.»

جعد آن موقع جوان بود و وضعیت به گفته خودش برایش جز سرخوردگی و یاس نداشت. در آن روزها در برابر هر یک اسرائیلی که کشته می‌شد ۱۰ فلسطینی از پا در می‌آمدند و همین باعث شده بود که حملات فلسطینی‌ها در نظر جعد عبث و بی‌معنی جلوه کند. با این همه او تحمل اشغال سرزمینش را هم نداشت. از اینجا بود که شروع به نوشتن متن‌های بیشتری برای موزیک هیپ‌هاپ کرد.

او موسیقی را تا به امروز ادامه داده است، هرچند به سبب فقر گسترده در مناطق فلسطینی نمی‌تواند از راه موزیک روز به دست آورد. ولی گروه «زیرزمین رام‌الله» دست‌کم این فرصت را هم داشته که در اردن و لوزان و لندن و حتی واشنگتن کنسرت برگزار کند. قطعاتی که این گروه اجرا می‌کند اغلب رنگ و مضمونی فرامرزی دارد.

حمایت‌های پدر و مادر جعداز او تا به امروز همچنان ادامه داشته است. با پشتیبانی آنها جعد توانست برای دو سال به واشنگتن برود و موسیقی بخواند. بسیاری معتقدند که آمریکا سرزمین فرصت‌ها است، از همین رو هم برای یک جوان مستعد فلسطینی که در آمریکا متولد شده، این بهترین موقعیت پیش آمده است.

موتور محرک جعد و دوستانش همچنان با قدرت در حال حرکت است، از برگزاری کنسرت در ایرلند و سوئیس گرفته تا اتریش و هلند و حتی آمریکا.

آرام‌‌آرام، رام‌الله آندر گراند به پیش‌کسوتی تبدیل شده است که می‌خواهد زیر پر و بال تازه کارها را بگیرد و بیشتر از همه هم عکاسان، نقاش‌ها و موزیسین‌هایی را که نگاه تجاری به هنر ندارند: «ما تلاش می‌کنیم تا کاری انجام بدهیم، نه اینکه یک جا بنشینیم و در نقش قربانی فرو برویم. درست است، ما قربانی هستیم، اما هیچ فایده‌‌ای ندارد که بخواهیم مدام این موضوع را تکرار کنیم. من خودم را آدم مثبتی می‌بینم و اعتقاد دارم که ما با موسیقی‌مان مردم را به حرکت وا می‌داریم.»

جعد پس از اتمام تحصیل تصمیم دیگری می‌گیرد: «خیلی‌ها سرزنشم می‌کنند و می‌گویند: تو آمریکا بودی. اینکه محشره!... اما برای من نه. من در رام‌الله خیلی‌خیلی بیشتر انرژی می‌گیرم. واقعا اشغالگری اسرائیلی‌ها تاثیر زیادی دارد که برای من مثل یک موتور محرک می‌ماند تا موسیقی کار کنم.فکر می‌کنم که شعرهای من در اینجا خوش‌آهنگ‌ترند.» صدای اعتراض جعد و دوستانش دارد جهانی می‌شود.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن