ذوق زدگی به جای تحلیل علمی
دکتر فیاض زاهد* <br>پوشش گسترده بحران اخیر از سوی صداوسیما طبیعی است و اتفاقا جای خوشحالی دارد، اما نقد جدی به رویه صداوسیما در تحلیل و ارزیابی بحران وارد است. گویا رادیو و تلویزیون پیرو آرزوها و خیالات برخی سیاستمداران درباره شکست اقتصاد لیبرالی و تحقق اندیشه فوکویاما یا حتی محقق نشدن پیشبینیهای کارل مارکس است.
دکتر فیاض زاهد*
پوشش گسترده بحران اخیر از سوی صداوسیما طبیعی است و اتفاقا جای خوشحالی دارد، اما نقد جدی به رویه صداوسیما در تحلیل و ارزیابی بحران وارد است. گویا رادیو و تلویزیون پیرو آرزوها و خیالات برخی سیاستمداران درباره شکست اقتصاد لیبرالی و تحقق اندیشه فوکویاما یا حتی محقق نشدن پیشبینیهای کارل مارکس است. اگر واقعا اینطور که عنوان میشود، اقتصاد جهانی با بحران مواجه شده و بازار آزاد شکست خورده باشد، بحران در سرایت به کشورهای جهان سوم ویرانگرتر خواهد بود. اولین نمونه آن را در نفت ۵۴دلاری دیدهایم، در حالی که با صراحت اعلام میکردند چنین نخواهد شد. اما برخلاف این مقامات دولتی باید به یاد داشته باشیم که بحرانها قابل انتقال هستند و بروز بحران در هر نقطه دنیا جای خوشحالی ندارد. مثل این است که در جامعهای مشکل گرانی و تورم پیش بیاید، مسلما به توانگران آن جامعه هم سخت میگذرد، اما به هر حال گلیم خود را از آب بیرون میکشند، این تهیدستان و فقرا هستند که گرانی گلوی آنها را خواهد فشرد. بنابراین معلوم نیست چرا صداوسیما این ذوقزدگی و خوشحالی را در رویکرد و ایدئولوژیک خود به این واقعه اقتصادی به جامعه تزریق میکند. از سوی دیگر صداوسیما با تکیه بر اصل تکرار واژگان و دایره خطاب، میخواهد تجزیه و تحلیل خود را به عنوان تغییر غالب به جامعه ارائه کند و به مخاطبان فرصت تفکر و مقایسه ندهند. اما از این نکته غافلند که برفرض اگر اقتصاد سوسیالیستی و لیبرالیستی به بنبست رسیده باشد، چگونه ممکن است بهزعم کارشناسان تلویزیون، آقای احمدینژاد با کارنامه ضعیف اقتصادی خود بتواند نسخهای برای جهانیان صادر کند.
این نگاه وقتی میتواند محلی از اعراب داشته باشد، که وضع معیشتی و اقتصادی مردم ایران لااقل مشابه وضعیت مردم «بحرانزده»! غرب باشد، نه بدتر از آنها.
* روزنامهنگار