مـن از ســمبلهـا گـریـزانـم
سما بابایی<br>«فضایی مهآلود و تیره که با شیشههای کثیف و داربستهای فلزی آرایش داده شده، گروهی سیاهپوش به شکل شبح در رفتوآمدند و صورتهای پوشیدهشان محیطی غریب و برزخی خلق کرده است.
سما بابایی
«فضایی مهآلود و تیره که با شیشههای کثیف و داربستهای فلزی آرایش داده شده، گروهی سیاهپوش به شکل شبح در رفتوآمدند و صورتهای پوشیدهشان محیطی غریب و برزخی خلق کرده است. مردی به زنی خیانت کرده، مردی مرتکب جنایتهای مکرر شده، زنی دچار خلسه خشونتباری است، مردی همزمان با سقوط تصاویر مکانیکی جنگ کشته میشود، سربازهایی در بمباران و تیراندازی کشته میشوند، کسی دستهایش را در یک سطل فلزی میشوید و...»
اینها تصاویری است از نمایش جدید آتیلا پسیانی که این روزها در تالار «چهارسو» روی صحنه است. نمایشی که در آن این کارگردان تلاش کرده است تا با در کنار هم قرار دادن مجموعهای از نشانههای دیداری و شنیداری به انتقال پدیدههایی چون خشونت، خیانت، خشم و خلسه بپردازد و انتقال این مفاهیم را با میزانسن و فضای سیاه و فلزی و افکت خشدار و خشن و زمخت بیش از پیش در ذهن مخاطب متبادر کند.
آتیلا پسیانی که در سالهای اخیر با روی صحنه بردن نمایشهایی همراه با گروه تئاتر «بازی» نوعی از نمایش را روی صحنه برده است که بیش از هر چیز باید آن را به عنوان فرمی تجربی مورد توجه قرار داد، این روزها نمایش «متابولیک» را روی صحنه دارد. با اصرار «پسیانی» بر این گونه نمایشی به نظر میرسد که او مهمترین چهره تئاتری ایران است که همواره بر اجرا در این فرم نمایشی تاکید دارد و در هر اثری که روی صحنه میبرد، این مساله را لحاظ میکند. تئاتر تجربی رویکردی آزمایش محور و پژوهش محور به تئاتر است که از قرن نوزدهم به بعد مرزهای تئاتر جهان را تغییر داده و انواع گوناگونی از تئاتر را پدید آورده است. هنرمندان تئاتر تجربی جهان سالها عاشقانه، آگاهانه، صادقانه و متواضعانه در کارگاهها و آزمایشگاهها ریاضت کشیدند و همراه با تحولات سیاسی و اجتماعی، هنر تئاتر را نیز متحول کردند و به آن تنوع و غنا بخشیدند. حال اینکه «پسیانی» با روی صحنه بردن نمایشهایی از این دست که سرشار از فرم و نشانه است، میتواند چنین کارکردی را حفظ کند یا خیر، پرسشی است که نمیتوان برای آن پاسخی مشخص قایل شد، اما به هر روی «پسیانی» یکی از شناختهشدهترین هنرمندان تئاتری است که در این حوزه کار میکند و تنها حضور او باعث وجود ذرهای از تئاتر تجربی در ساختار تئاتر ماست و همین هم قابلاعتنا است. دکتر «مسعود دلخواه» در این باره به «برآیند» میگوید: «هنرمندان در نیمه اول قرن بیستم در حوزه هنرهای نمایشی به شکل پراکنده به تئاتر تجربی پرداختند و آنهایی که خواستند ورای تئاتر کار کنند به تئاتر تجربی روی آوردند. به طور مثال «برتولت برشت» نیز در زمینه تئاتر خواست به تجارب جدیدی دست یابد و به همین دلیل به تئاتر تجربی روی آورد. نیمه دوم قرن بیستم این موضوع (تئاتر تجربی) به جریانی تبدیل شد و گروهی تشکیل شدند و علیه تئاتر رئالیستی جریان تئاتری راه انداختند. تمام کسانی که در زمینه تئاتر تجربهگرا فعالیت داشتند و تئاتر تجربی پیشه کردند، کسانی بودند که به شیوه کاری خود مسلط بودند، اما در ایران درباره تئاتر تجربی سوءتفاهمی پیش آمده و این سوءتفاهم این است که تئاتر تجربی را به کمتجربهها نسبت دادند و فکر میکنند کسانی تئاتر تجربی کار میکنند که در حال تجربه هستند و این درست نیست. کسانی دست به تجربه میزنند که شیوه کاری را به خوبی بشناسند.»
او معتقد است، عنوان تئاتر تجربی باید به کارگردانانی اطلاق شود که میخواهند ورای شیوهها و سبکهای کاری زمان خود پیش بروند، با این تفاوت که تمام سبکها و شیوهها را میشناسند. کسانی در زمینه تئاتر تجربی فعالیت دارند که به تمام جریانات و امور حوزه تئاتر آگاهی دارند و حال میخواهند چیزی خلق و ابداع کنند. در واقع ویژگی تئاتر تجربی خلاقیت است. مشکل اصلیای که در زمینه تئاتر تجربی باعث سوءتفاهم شده از آموزش در دانشگاههای ما شروع میشود.
نمایش «متابولیک» ترکیبی از ۲۰قطعه نمایشی ۳ تا ۴ دقیقهای است که برخی از آنها بدون کلام و برخی همراه با گفتار متن هستند که کاملا با تکیه بر مولتیمدیا اجرا میشود. خشونت، خیانت، خشم، خلسه و ... موضوعاتی هستند که نه در قالب پرداختی عینی و حتی موضوعی مستقل، بلکه به واسطه نتایج پدیداری آن در «متابولیک» ظهور میکنند. در واقع میتوان «متابولیک» را ترکیبی از موسیقی، تئاتر، سینما و هنرهای تجسمی دانست که از این جهت نمایش را به شکلی کاملا تکنیکال درآورده است. پسیانی البته برای رسیدن به این هدف از حضور انکیدو دارش،حامد صفایی و علی تبریزی به عنوان طراحان صوتی، نوری و تکنیکال بهره برده است. او البته در حالی این نمایش را به اجرا درآورده است که پیش از این در نظر داشت نمایش «کشتی شیطان» را آذر و دی ماه در تالار چهارسو اجرا کند، اما اجرای عمومی این نمایش که بهمن ماه سال گذشته در بخش مسابقه بینالملل جشنواره تئاتر فجر به صحنه رفته بود،به سال آینده موکول شده و هماکنون «متابولیک» از این کارگردان روی صحنه است.
این نمایش نیز چون دیگر تجربههای پسیانی سرشار از نشانه است؛ نشانههایی که مخاطب بر اساس درک خود میتواند از آنان استنباط کند. «آتیلا پسیانی» اگر چه علاقه چندانی به گفتوگو درباره کارهای خود را ندارد، اما دراین باره به «برآیند» میگوید: «من از به کار بردن سمبلها در نمایشهایم به شدت گریزانم و فکر میکنم این بیاهمیتترین کاری است که یک کارگردان تئاتر میتواند انجام دهد، به همین خاطر من از نشانهها بهره میگیرم. نشانههایی چون قتل، مسخ و جادو. برایم هم اهمیتی ندارد که اینها سمبل چه چیزی هستند. حداقل مفهوم کار من تحریک ذائقه مخاطب با آمیزش رنگها و موسیقی است، در حالی که متاسفانه مرز بین سمبل و نشانه در کشور ما مخدوش شده است، این نمایش پر از نشانه است ولی از سمبل در آن خبری نیست.»
این نمایش نیز چون دیگر آثار «پسیانی» از انبوهی از نشانهها و تصاویر مبهم و گنگ استفاده کرده است که گاه ذهن تماشاگر نمیتواند به تمامی آنان دستیابی داشته باشد و به همین خاطر اغلب ارتباط لازم با مخاطب در این آثار به وجود نمیآید و تماشاگر لحظهای پس از دیدن آنان، این نشانههای متنوع را فراموش میکند و تاثیرگذاری موثری در او به وجود نمیآید. «پسیانی» البته در این خصوص میگوید: «ذهنهایمان به عرف عادت کرده و برای هر نمایش متعارف به راحتی تعریف پیدا میکنیم. شما هر تعریفی برای نمایش من پیدا کنید، درست است. این که هر چیزی در تئاتر میبینید هدفی داشته باشد، اشتباه است. برخی از چیزها فقط میخواهند یک تصویر نشان دهند، ذهن شما را درگیر کنند، قلقلک بدهند. خیلی از چیزها به طور ناخودآگاه خلق شدهاند بدون آن که معنا داشته باشند.»