وزن بیـنالمللـی دولت ایـــــران بــــــالا نیست
رضا شجاعیان<br>هفته گذشته رایگیری در مجمع عمومی سازمان ملل به منظور تعیین اعضای غیردائم شورای امنیت برگزار شد و ایران همان طور که برخی پیشبینی میکردند از حضور در این شورا بازماند.
رضا شجاعیان
هفته گذشته رایگیری در مجمع عمومی سازمان ملل به منظور تعیین اعضای غیردائم شورای امنیت برگزار شد و ایران همان طور که برخی پیشبینی میکردند از حضور در این شورا بازماند. رای پایین ایران که عدد ۳۲ را نشان میداد در مقابل ۱۵۸ رای رقیبش ژاپن موجب شد تحلیلگران و ناظران سیاسی از ناموفق بودن عملکرددولت در عرصه سیاست خارجی سخن بگویند. در این میان اما برخی رسانههای داخلی سعی داشتند این ناکامی را نتیجه تعاملات پنهانی قدرتهای جهانی برای تسلط بر نهادهای بینالمللی عنوان کنند. این در حالی است که ایران همواره شورای امنیت را عرصه نفوذ قدرتهای بزرگ میداند و مجمع عمومی را فضای مناسبی برای اظهارنظر کشورهای مستقل قلمداد میکند. طرفه آنکه در این رایگیری کشورهایی که در جنبش عدمتعهد و سازمان کنفرانس اسلامی نیز حضور دارند، ژاپن که برای دهمین بار عضو شورای امنیت شد، بر ایران که تاکنون تنها یک بار در این شورا حضور داشته، ترجیح دادند.
در این رابطه با محمد صدر، معاون آفریقایی وزارت امور خارجه دولت خاتمی گفتوگو کردیم. ایشان علاوهبر اینکه معتقد است اقدام ایران برای عضویت در شورای امنیت تصمیم درستی نبود، عدماقبال کشورها به ایران را در این رایگیری نشاندهنده انزوای بینالمللی ایران میداند.
آقای دکتر به نظر شما چه دلایلی موجب شد ایران کاندیدای عضویت غیردائم در شورای امنیت شود؟ آیا این تصمیم منطقی و مبتنیبر کار کارشناسی بود؟
ببینید، فعالیت در مجامع بینالمللی نظیر سازمان ملل و دیگر نهادهای این چنینی ویژگی و شرایط خاص خود را دارد. اینها مسائل خیلی پیچیدهای نیست و با چند سال کار محدود در وزارت خارجه یا سازمان ملل میتوان متوجه این مسائل شد.
همین مقدار که کسی که با الفبای سیاست خارجی آشنا باشد، میداند باید چگونه در نهادی همچون سازمان ملل فعالیت کند. این نکته را تمام کسانی که در وزارت خارجه کار میکنند، میدانند. مشکلی که در این رابطه وجود دارد، این است که در قضیه اقدام دولت ایران برای حضور در شورای امنیت، وزارت خارجه تصمیمگیرنده نبوده است، بلکه این اقدام براساس تصمیم دولت و آقای احمدینژاد انجام شد. نتیجه این عدمتوجه به نظرات وزارت خارجه هم این شد که از حدود ۱۹۲کشور حاضر در مجمع عمومی تنها ۳۲ کشور به ایران رای دادند و ۱۵۸کشور آرای خود را در سبد ژاپن ریختند. این به معنای انزوای بینالمللی دولت نهم است.
هر کشوری اگر بخواهد در جایی کاندیدا شود حالا فرقی ندارد در کجا، سازمان ملل یا مجموعه دیگری، معمولا ارزیابی میکند تا ببیند در آن مجموعه زمینه رای آوردن را دارد یا نه. به این ترتیب موقعیت خود و سازمان را بررسی میکند تا اگر احتمال برد نیست و لااقل احتمال شکست وحشتناکی وجود ندارد، وارد شود و در غیر این صورت چنین کاری را انجام نمیدهد.
علل رای نیاوردن ایران را در چه میبینید؟ آیا این امر ناشی از کاهش توجه به ایران و ناکامی دیپلماسی و سیاست خارجی ایران بوده است؟
بسیار روشن بود که ایران رای نمیآورد. چهار قطعنامه علیه ایران تصویب شده و طبیعی است که درخواست ما برای عضویت در شورای امنیت در این شرایط تصمیم درستی نبود. در وزارت خارجه هم زوایای این مساله بررسی شده بود، اما مورد تایید رییسجمهور قرار نگرفت.
آیا شما با این تحلیل موافقید که تعاملات پنهانی قدرتهای جهانی باعث شکست ایران در رایگیری شورای امنیت شده است؟
خیر، در اینرایگیری اعضای سازمان کنفرانس اسلامی و جنبش عدم تعهد حضور داشتند، اما به دولت ایران رای ندادند.
این مساله نشان میدهد که این حرفها خیلی دقیق نیست و حداقل این کشورها در چنین شرایطی حاضر به رای دادن به ایران نبودند. بنابراین باید این موضوعات را دقیقتر نگاه کنیم، تصور نکنیم همیشه آن چیزی که ما میخواهیم اتفاق میافتد.
یکی از مشکلات اصلی سیاست خارجی ما این است که به واقعیات توجه نمیکنند. ما نمیتوانیم واقعیات خارجی را بر مبنای ذهنیت خودمان شکل دهیم. با این اقدامی که انجام شد وزن سیاسی ایران پایین آمد.
البته این تمام تبعات شکست در شورای امنیت نیست، چون وقتی این حالت پیش میآید همه نتیجهگیری میکنند که دولت ایران منزوی شد و انزوای بینالمللی همراه با قطعنامههای صادر شده ممکن است امنیت ایران را در خطر قرار دهد. در دنیا اگر کشوری وجاهت بینالمللی داشته باشد معمولا مورد هجمه قرار نمیگیرد، اما برعکس کشورهایی که از این وجاهت برخوردار نیستند، همواره در معرض مشکلات بسیاری هستند. نتیجه این رایگیری در حقیقت دارد اعلام میکند که وزن بینالمللی دولت ایران بالا نیست و در این فضا ممکن است برخی کشورها همچون آمریکا و اسرائیل از این شرایط سوءاستفاده کنند.
آقای صدر، رییسجمهور ایران امسال هم مانند دو سال پیش در مجمع عمومی سازمان ملل حاضر شد و پس از آن سفر ایشان به نیویورک موفقیتآمیز اعلام شد. آیا اقبال کشورها به ایران در رایگیری هفته گذشته نمیتوانست یکی از دستاوردهای سفر ایشان باشد. حال که چنین نشد پس چگونه میتوان سفر احمدینژاد به نیویورک را موفقیتآمیز دانست؟
دو نتیجه مستقیم پس از سفر آقای احمدینژاد به نیویورک یکی تصویب قطعنامه چهارم علیه ایران بود که قطعنامههای قبلی را هم تایید میکرد و دوم قضیه رای ندادن به ایران برای عضویت غیر دائم در شورای امنیت. به همین خاطر است که میگوییم واقعیات دیده نمیشوند. شاید دوستان ایشان و برخی رسانهها بگویند که سفر ایشان دستاوردهای زیادی داشت، اما آنچه میبینیم چندان مثبت به نظر نمیرسد.
دولت ایران همواره معتقد بوده است مجمع عمومی عرصه واقعی ابرازنظر کشورها بوده است، چرا اکنون باز هم از تاثیرگذاری قدرتها برای رای نیاوردن ایران در مجمع عمومی صحبت میشود؟ به نظر شما آیا نفوذ قدرتها و لابیهای ژاپن باعث شد، شکست بخوریم؟
در مجمع عمومی تکتک کشورها عضو هستند و مثل شورای امنیت نیست که بگوییم تنها چند کشور در آنجا حضور دارند و اعمال نفوذ میکنند و از حق وتو برخوردارند. اینکه در مجمع رای نیاوردیم نشان میدهد دولت ایران روی کشورهای حاضر در مجمع حتی اعضای جنبش عدمتعهد و سازمان کنفرانس اسلامی، توان اثرگذاری ندارد و نتوانسته روی آنها موثر باشد. اما میبینیم که در دوره آقای خاتمی شرایط اینگونه نبود و مجمع عمومی به طرح گفتوگوی تمدنهای ایشان رای داد. این به خاطر روش و منشی بود که دولت اصلاحات داشت و توانسته بود روی کشورها تاثیرگذار باشد.
بنابراین شما معتقدید نفوذ پنهانی قدرتهای جهانی تاثیرگذار نبوده و این مساله را منتفی میدانید؟
منتفی نمیدانم. اما این تعاملات چرا زمان آقای خاتمی نبود و اگر بوده چرا آن زمان موثر واقع نمیشد و الان میشود. این تفاوت عملکرد دو دولت است و نشان میدهد دولت اصلاحات دارای اعتبار بینالمللی بوده و در عرصه دیپلماسی و سیاست خارجی موفق بوده است.