انتـــخابــــات آمریکـــــــــاو سـرنوشت دیپـلماسی ایــــرانی

شماره روزنامه: ۱۶۵۰ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۴۷۸۴۰۵ بیشتر

رسول نمازی<br>در حالی که روز به روز به انتخابات ۴ نوامبر آمریکا نزدیک می‌شویم، نبرد دو نامزد اصلی ریاست‌جمهوری آمریکا بسیار جدی شده است.

انتـــخابــــات آمریکـــــــــاو سـرنوشت دیپـلماسی ایــــرانی

رسول نمازی

در حالی که روز به روز به انتخابات ۴ نوامبر آمریکا نزدیک می‌شویم، نبرد دو نامزد اصلی ریاست‌جمهوری آمریکا بسیار جدی شده است. نظرسنجی‌ها هر روز بر برتری باراک اوباما نسبت به جان مک کین تاکید می‌کنند. دیگر بر هر نظاره‌گر آگاهی آشکار شده است که تفاوت‌های زیادی میان سیاست‌های این دو نامزد وجود دارد و هر شهروند آمریکایی سعی دارد از میان این دو کسی را برای هدایت کشور آمریکا انتخاب کند. فارغ از اینکه سیاست‌های اقتصادی هر کدام از کاندیداها، به‌دلیل نقش بی بدیل آمریکا در صحنه جهانی، بر شرایط همه کشورها تاثیرات قابل توجهی خواهد داشت، آنچه برای شهروندان سایر کشورها بیشتر از همه مهم است، سیاست خارجی آمریکا است. ما ایرانیان نیز باید در انتخابات آمریکا بیش از همه به مواضع و سیاست‌های این دو نامزد در رابطه با ایران توجه داشته باشیم. اما تاثیر پیروز شدن هر کدام از این دو نفر بر سرنوشت دیپلماسی آمریکا در برابر ایران چیست؟

حسین دهشیار این تصور را که میان شخصیت رییس‌جمهور آمریکا و سیاست‌های آمریکا ارتباطی وجود دارد، ناشی از «کمی تجربه سیاسی مفید، اندوخته تئوریک ناچیز و سستی ارزشی» می‌داند و معتقد است، منافع حیاتی آمریکا سیاست خارجی‌ای را اقتضا می‌کند که با تغییر رییس‌جمهور آمریکا در آن تغییری ایجاد نخواهد شد. فارغ از اینکه این قضاوت تا چه اندازه با تاریخ آمریکا سازگار است، بد نیست به مواضع دو نامزد حال حاضر نگاهی بیندازیم. انتخابات اخیر ریاست‌جمهوری آمریکا در میان انتخابات‌های پس از پایان جنگ سرد در حوزه سیاست خارجی بی‌همتاست. در جریان انتخابات ۱۹۹۲، ۱۹۹۶ و ۲۰۰۰، مسائل خارج از مرزهای آمریکا به ندرت موضوع بحث نامزدها بود. حتی در انتخابات ۲۰۰۴ که آمریکا درگیر دو جنگ افغانستان و عراق بود، مساله سیاست خارجی اهمیت امروز خود را نداشت. این‌بار ماجرا کاملا متفاوت است و سیاست خارجی آمریکا به همان اندازه در بحث‌های انتخاباتی حیاتی است که وضعیت نابسامان اقتصادی. برنده انتخابات هرکس که باشد، شرایطی را به ارث خواهد برد که نابسامانی آن از دوران جنگ ویتنام و ریاست‌جمهوری نیکسون تاکنون یگانه است: دو جنگ شدید در افغانستان و عراق، مساله هسته‌ای ایران، رابطه ملتهب با روسیه، رقابت با قدرت فزاینده چین و کاهش روز افزون نفوذ آمریکا در سراسر جهان.

دو نامزد ریاست‌جمهوری چگونه با بحران‌های پیش روی سیاست خارجی آمریکا برخورد خواهند کرد؟ اگر چه پاسخ به این سوال در ابتدای رقابت‌های انتخاباتی ساده به‌نظر می‌رسید، اما هر روز تفکیک میان مواضع طرف‌های درگیر مشکل‌تر می‌شود. البته این ماجرا در انتخابات آمریکا نوعی سنت است که طی آن، در جریان انتخابات درون حزبی، نامزدها برای جلب آرای طرفداران حزبی خود مواضع رادیکال و متفاوتی مطرح می‌کنند. اما پس از فرآیند انتخابات درون حزبی، در عرصه ملی هر کدام از کاندیداها که از در اختیار داشتن آرای حزب خود مطمئن هستند، برای جذب دو دسته دیگر از آرا که به «آرای مرددین» [Undecided Votes] و «آرای نوسان‌دار» [Swing Votes] مشهور هستند، تلاش می‌کنند. آرای مرددین مربوط به افرادی است که فارغ از گرایش‌های حزبی رای می‌دهند و آرای نوسان‌دار که گاه به «ایالت‌های نوسان‌دار» [Swing States] نیز تبدیل می‌شوند، آرایی هستند که میان دو حزب جمهوری‌خواه و دموکرات در نوسان هستند. این دو دسته از آرا تاثیر تعیین‌کننده‌ای در نتیجه انتخابات ایفا می‌کنند و توانایی جذب آنها ورود به کاخ سفید را تضمین می‌کند. این‌گونه آرا گرایشی به مواضع سرسخت و ایدئولوژیک ندارند و بیشتر به کاندیداهایی با مواضع میانه رو و دارای شخصیت اطمینان برانگیز تعلق می‌گیرند. به همین جهت، کاندیداها در مرحله نهایی انتخابات سعی می‌کنند تا خود را کاندیدایی متعادل، میانه رو، عقلانی و محاسبه گر معرفی کنند تا این آرا را به سمت خود متمایل سازند. همین فرآیند متعادل‌سازی نگرش کاندیداها باعث می‌شود تا مواضع دو کاندیدای ریاست‌جمهوری در بسیاری از حوزه ها به یکدیگر شباهت پیدا کند.

در مرحله اول انتخابات، هر دو کاندیدا طرح‌های جنجالی را برای اداره سیاست خارجی آمریکا ارائه می‌کردند. باراک اوباما بر استفاده از ابزار دیپلماسی برای پیشبرد سیاست‌های آمریکا تاکید می‌کرد و قول می‌داد گفت‌وگوهای بدون شرط با تمامی دشمنان آمریکا از جمله ایران انجام دهد. نگرش اوباما از آن جهت انقلابی بود که دولت جمهوری‌خواه بوش مدت‌ها بر شرط تعلیق غنی‌سازی برای گفت‌وگو با ایران تاکید می‌کرد. همچنین، اوباما بر تشویق اسرائیل برای گفت‌وگو با سوریه، برای کاهش نزدیکی سوریه به ایران تاکید می‌کرد. تاکید اوباما بر استفاده از سازمان‌های بین‌المللی مانند سازمان ملل را نیز باید در چهارچوب سیاست خارجی دیپلماسی محور او تحلیل کرد. در مقابل، مک کین از طرح نوعی سازمان ملل متحد، با عنوان «مجمع دموکراسی‌ها» دفاع می‌کرد تا توسط آن بتوان از موانعی که حضور کشورهای غیر دموکراتیک مانند چین و روسیه در مقابل تحت فشار قرار دادن ایران ایجاد کرده‌اند، عبور کند. علاوه‌بر این، مک کین از اخراج روسیه از گروه ۸ کشور صنعتی و به انزوا کشاندن چین نیز سخن می‌گفت. با این‌حال در مرحله نهایی انتخابات، اوباما گفت‌وگوی بدون شرط با ایران را مورد بازبینی قرار داده است و از گفت‌وگوهای سطح پایین حمایت می‌کند که در عین حال حتی توسط بوش درمورد عراق و مساله هسته‌ای ایران در جریان بوده است. از سوی دیگر، مک کین دیگر از «مجمع دموکراسی‌ها» و اخراج روسیه از گروه ۸ کشور صنعتی و به انزوا کشاندن چین سخن نمی‌گوید. به‌نظر می‌رسد سیاست‌های دو کاندیدا روز به روز شباهت‌های بیشتری پیدا می‌کنند.

اما باید توجه کرد که به‌رغم تمامی شباهت‌ها،‌تردیدی نیست که مک کین در مقام ریاست‌جمهوری تمایل بیشتری به سیاست‌های سرسختانه‌تر دارد، حال چه این سیاست‌ها شامل اقدامات دیپلماتیک باشد و چه نظامی اما اشتباه است اگر تصور کنیم سیاست‌های اوباما در چارچوب قدرت نرم باقی می‌ماند. برقراری گفت‌وگوهای دیپلماتیک میان ایران و آمریکا می‌تواند نتایج وخیمی برای ایران داشته باشد، زیرا این گفت‌وگوها به سرعت نشان خواهند داد که مواضع ایران سرسخت‌تر از آن چیزی است که از دور به‌نظر می‌رسد. بعید است گفت‌وگو باعث شود ایران برای تغییر مواضع خود و پذیرفتن خواست آمریکا، یعنی توقف غنی‌سازی تن در دهد. در چنین شرایطی، دیپلماسی اوباما چاره‌ای بجز اتخاذ مواضع سخت به‌دنبال نخواهد داشت که به جهت آغاز مسالمت‌آمیز از حمایت وسیع‌تری در نزد افکار عمومی آمریکا و متحدین اروپایی برخوردار خواهد بود. این در حالی است که نگرش سرسختانه مک کین سیاست هویج و چماقی خواهد بود که اگرچه هویج آن کوچک است، اما چماق پر قدرتی از آن حمایت می‌کند و در نتیجه احتمال تمایل به هویج افزایش پیدا می‌کند. به عبارت دیگر، سرسختی مک کین امکان توافق با ایران و دوری از یک رویای خطرناک را بیشتر می‌سازد، در حالی که سیاست به ظاهر نرم اوباما به راحتی می‌تواند تبدیل به یک رویایی خطرناک شود. دموکرات‌های آمریکا به دلیل تعهد ایدئولوژیک خود به گسترش دموکراسی و مبارزه با آنچه از نظر آمریکا رژیم‌های غیر مردمی محسوب می‌شوند، مواضع سرسختانه‌تری در مقابل ایران اتخاذ می‌کنند. برای نمونه، دولت جمهوری‌خواه ریگان در ماجرای ایران ـ کنترا برای تلطیف روابط با ایران گام برداشت، درحالی که دولت دموکرات کلینتون به تصویب قانون تحریم بازرگانی با ایران پرداخت و مبادلات اقتصادی میان ایران و آمریکا را که پس از جنگ عراق به سرعت در حال گسترش بود، به یکباره قطع کرد. بنابراین باید با توجه به سوابق دولت‌های دموکرات، نسبت به بهبود مناسبات ایران و آمریکا در صورت انتخاب باراک اوباما بدبین بود.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن