مــدیـریــت غــــلط سزاوار سرزنش است نه سرمایه‌داری

شماره روزنامه: ۱۶۴۴ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۴۷۷۲۵۵ بیشتر

ایمن باتلر <br>با بروز هرج و مرج در بازارهای جهانی، اینک سیاستمداران و مفسران، سخن از تنظیم و کنترل بیشتر بازارهای مالی می‌گویند. واکنش آنها کاملا قابل پیش‌بینی، و در عین حال کاملا غلط است. این بحران به سبب نقص ذاتی و مهلک سرمایه‌داری ایجاد نشده است.

مــدیـریــت غــــلط سزاوار سرزنش است نه سرمایه‌داری

ایمن باتلر

با بروز هرج و مرج در بازارهای جهانی، اینک سیاستمداران و مفسران، سخن از تنظیم و کنترل بیشتر بازارهای مالی می‌گویند. واکنش آنها کاملا قابل پیش‌بینی، و در عین حال کاملا غلط است. این بحران به سبب نقص ذاتی و مهلک سرمایه‌داری ایجاد نشده است. این بحران را سیاستمدارانی که بانک‌ها را وادار به عرضه‌ وام‌های وصول‌نشدنی کردند، مقامات پولی‌ای که اقتصاد غرب را غرق در اعتبارات ارزان ساختند، و تنظیم‌گرانی که پشت فرمان به خواب رفته بودند، به وجود آورده‌اند. فی‌الواقع، ریشه‌ این بحران دقیقا به ۱۲ اکتبر ۱۹۷۷باز می‌گردد؛ زمانی که رییس‌جمهور آمریکا، جیمی کارتر، قانون «خط قرمز-زدایی» (anti-redlining) را توشیح کرد. پیش از آن تاریخ، عموما وام‌دهندگان از پرداخت وام به ساکنان محله‌های فقیرنشین سر باز می‌زدند، به این خاطر که احتمالا شمار زیادی از آن مردم به علت درآمدهای نازل و بازار ضعیف مسکن در محله‌های سکونت‌شان نمی‌توانستند دیون خود را کاملا به بانک بازپرداخت کنند. اما سیاستمداران خیرخواه خواستار خانه‌دار شدن همه‌ آمریکا ییان بودند. از این رو وام‌دهندگان را وادار به اعطای وام‌های رهنی پرریسک کردند؛ همان وام‌هایی که امروز به نام وام sub-prime می‌شناسیم.

تا سال ۱۹۸۵، این کسب و کار پرضرر تقریبا همه‌ موسسات اخذ پس‌انداز و اعطای وام آمریکا را به ورشکستگی کشاند. در این اوضاع و شرایط، دولت دیون این بانک‌ها را تعهد کرد و آنها را به ادغام با یکدیگر تشویق نمود؛ امری که ناخواسته آنها را آنقدر بزرگ می‌کرد که دچار ورشکستگی نشوند. در همین میان، مشکلات دیگری نیز مایه‌ نگرانی بیشتر مقامات پولی شد. در ۱۹۸۷، بورس سهام در آمریکا سقوط کرد؛ امری که هراس سقوط دیگر وام‌دهندگان را نیز به وجود آورد. بازارهای آسیا سقوط کردند. مکزیک، آرژانتین، و حتی روسیه از بازپرداخت وام‌های خود عاجز شدند. قیمت‌ سهام‌ بیش از حد قیمت‌گذاری‌شده‌ دات کام نیز تنزل فاحشی کرد. به دنبال این وقایع نیز حادثه‌ ۱۱ سپتامبر به وقوع پیوست. واکنش مقامات غربی به هر یک از این بحران‌ها، سرازیرکردن نقدینگی به سوی بازار بود. بعد از حادثه‌ ۱۱ سپتامبر، فدرال رزرو، در هراس از این که ضربه خوردن به اطمینان سرمایه‌گذاران ممکن است موجب سقوط بازار شود، نرخ بهره در ایالات متحده را از ۲۵/۶‌درصد به یک‌‌درصد کاهش داد. اما این بار نیز عمل آنها موجب انحراف بازار به مسیر باطل و متورم شدن بیشتر حباب اعتبارات شد. ارزان‌ شدنِ شش برابری وام‌ها نسبت به گذشته شمار متقاضیان وام‌های مسکن را به شدت افزود. وام‌دهندگانی که صندوق‌های‌شان لبریز از پول‌های منتشره‌ فدرال رزرو بود، با مسرت وام‌های sub-prime بیشتری اعطا کردند. افزایش شمار خریداران مسکن قیمت املاک و مستغلات را افزایش داد. این افزایشِ قیمت، خرید خانه‌ را به تجارتی سودآور تبدیل کرد، به این ترتیب، مردم وام‌های بیشتری گرفتند و املاک بیشتری خریداری کردند، و قیمت‌ها بالاتر ‌رفت، و این تسلسل همچنان ادامه می‌یافت. در لندن؛ یکی دیگر از مراکز مالی بزرگ دنیا، یک دهه مخارج بیش از اندازه‌ دولت بدهی‌های عمومی را به شدت افزایش داده بود.

افزایش بدهی خصوصی و قیمت املاک حتی از افزایش بدهی‌‌های عمومی هم بیشتر بود. بنابراین برای مدت ده سال، اقتصادها پررونق بودند، جام همه پر مِی بود و مجلس بزم همه جا برقرار. اما این رونق و خوشی با پول بی‌پشتوانه‌ای که مقامات تنها برای برقرار ماندن آن مجلس بزم منتشر کرده بودند، تداوم یافته بود. سرانجام هنگامی که زمان تسویه حساب‌ها فرا رسید، آن بزم طولانی به ناگزیر به این خماری‌ای منتهی شد که مایه‌ سردرد امروز ماست. در همین اثنا، تنظیم‌کنندگان بازار بی‌هوش بر روی زمین افتاده بودند.

موسسات وام مسکن آمریکا، Fannie Mae و Freddie Mac، ۲۰۰ کارشناس ناظر داشتند اما با ۵ تریلیون دلار ورشکست شدند. این شرکت‌های نیمه‌دولتی این باور را در سرمایه‌گذاران به وجود آوردند که وام‌های بازپرداخت‌نشده‌ مسکن ضمانت دولت را پشت سر خواهند داشت، و به این ترتیب، موجب شدند که شرکت‌های صادرکننده‌ رتبه‌ اعتباری نیز وثایق وام‌های رهنی را بیش از اندازه ارزش‌گذاری کنند.

قرض‌دهندگان وام‌های رهنی در سراسر دنیا این بدهی‌های وصول‌نشدنی را مجددا ارزیابی کردند و در انتظار ماندند و صدای کسی هم بلند نشد. مبلغ وام‌های اعطایی به سی برابر ارزش دارایی‌های موسسات اعطا‌کننده‌ آن وام‌ها رسیده بود. بانک انگلستان و تنظیم‌کننده‌ بازارهای مالی این کشور با وجود آگاهی از در شرف سقوط بودن وام‌دهنده‌ بزرگ انگلستان، Northern Rock، و به‌رغم در اختیار داشتن ۲۵۰۰ کارمند و در میان آنها شمار زیادی کارشناسِ ناظر، عملا تا شش ماه بعد و ورشکستگی کامل Northern Rock کاری انجام نداد. حتی در زمان ورشکستگی نیز بانک انگلستان برنامه‌ منسجمی برای عکس‌العمل در دست نداشت. وقتی که دولت کازینودار را متقاعد ‌سازد که ژتون رایگان پخش کند و تنظیم‌گران ناظر نیز مشروب سرپایی سرو کنند، نباید مایه‌ حیرت باشد اگر برخی از مشتریان شرط‌بندی‌های پرریسک کنند. نباید خطا را به سیستم نسبت دهیم بلکه این گردانندگان سیستم‌اند که سزاوار نکوهش ما هستند چرا که اساسی‌ترین قاعده‌ علم اقتصاد را نقض کرده‌اند؛ این قاعده که ناهار رایگان وجود ندارد.

راه‌حل دائمی، راه‌حلی خواهد بود که بازارهای مالی را به مبانی اساسی‌اش باز گرداند. اما بسته‌ پیشنهادی کمک مالی دولت به شرکت‌های ورشکسته (bail-out package) چنان به برآوردن برخی منافع خاص نظر دوخته است که ممکن است اجرای آن بی‌آن که به نجات قربانیان بیانجامد تنها مجرمان را از مهلکه برهاند. با این همه دنیا، دنیای بزرگی است. چین، که هم اینک چهارمین اقتصاد بزرگ دنیا است، به رشد نزدیک به ۱۰‌درصدی خود ادامه می‌دهد.

هند و دیگر اقتصادهای در حال ظهور نیز به سرعت در حال گسترش‌ هستند. حتی اگر غرب درگیر رکود باشد، رشد اقتصاد جهان در سال آینده احتمالا نزدیک به ۴‌درصد خواهد بود. و این امر مبارکی است. سرمایه‌داری غرب به واسطه‌ سیاستمداران و مقامات بی‌عرضه‌اش دچار یک ضربه‌ سخت شده است. اما سرمایه‌داری جهانی همچنان به نجات میلیون‌ها انسان از ورطه‌ فقر ادامه می‌دهد. سرمایه‌داری یک سیستم عظیم است، آن را از کار نیندازیم.

* دکتر ایمن باتلر (Eamonn Butler) مدیر اندیشکده‌ ادم اسمیت در لندن و نویسنده‌ کتاب مقدماتی ادم اسمیت (Adam Smith- A Primer, ۲۰۰۷, IEA, London) است.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن