قاب

پایان نسل‌ نام‌ها

شماره روزنامه: ۱۶۴۴ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۴۷۷۲۴۳ بیشتر

چنگیز محمودزاده<br>فقط یک ماه از هشتمین دهه زندگی خود را تحمل کرد و در سن ۷۰سال و یک ماهگی درگذشت. یک ماه پیش از آن، آیدین آغداشلو گفته بود که ترجیح می‌دهد در مناسبت‌هایی مانند تولد ۷۰ سالگی یک هنرمند، صحبتی درباره آنها نکند و سرش به کار خودش باشد.

چنگیز محمودزاده

فقط یک ماه از هشتمین دهه زندگی خود را تحمل کرد و در سن ۷۰سال و یک ماهگی درگذشت. یک ماه پیش از آن، آیدین آغداشلو گفته بود که ترجیح می‌دهد در مناسبت‌هایی مانند تولد ۷۰ سالگی یک هنرمند، صحبتی درباره آنها نکند و سرش به کار خودش باشد. حالا اردشیر محصص مرده است و سر همه به کار خودشان است؛ خبرنگارها مرگ محصص را مخابره می‌کنند، روزنامه‌نگارها درباره او می‌نویسند و کاریکاتوریست‌ها مشغول نقل خاطره‌ها و یادبودهایی از او هستند؛ بعضی‌ها هم ترجیح می‌دهند اصلا فراموش کنند که اردشیری بود و اردشیری رفت و اردشیری مرد.

هرچند بعد از مرگ اردشیر محصص درباره این هنرمند و کارهایش،‌ به هزار و یک دلیل، صحبت چندانی نشد، اما در اینجا ما هم قصد نداریم نقبی به زندگی و آثار او بزنیم. مرگ اردشیر می‌تواند بهانه‌ای باشد برای فکر کردن به موضوعی دیگر؛ فکر کردن به پایان حیات نسلی که محصص هم یکی از آنها بود.

نسل هنرمندانی که از حدود نیم قرن پیش فعالیت‌های خود را در حوزه‌های مختلف آغاز کردند و هنوز که هنوز است به عنوان چهره‌های سرآمد هنر معاصر ایران شناخته می‌شوند. حضور این هنرمندان در دنیای ادبیات، سینما، تئاتر و موسیقی کشور، اتفاقی بود که دیگر هیچ وقت به آن شکل تکرار نشد و حتی هنرمندانی که از آن دوران تا به امروز به فعالیت خود ادامه دادند (به‌ویژه در حوزه سینما)، نتوانستند موفقیت تازه‌ای به دست بیاورند و بیش از هر چیز به تکرارگذشته خود پرداختند.

اما این روند در هنرهای تجسمی به شکل دیگری روی داد. هنرمندانی که از سال‌های دهه ۱۳۳۰ شمسی به عنوان نقاش و مجسمه‌ساز به ارائه آثار خود پرداخته بودند، یک دهه پس از آن به تالارهای جهانی راه یافتند و آثارشان در نمایشگاه‌ها و دوسالانه‌های معتبر دیگر کشورها به نمایش درآمد. جالب اینجا است که در آن سال‌ها هنرمندان نقاش، مسجمه‌ساز و گرافیست سراسر دنیا باشتاب بالایی به دنبال دل کندن از تمام نشانه‌های هنر سنتی و رو آوردن به جلوه‌های هنر مدرن بودند؛ با این حال تنها دلیل موفقیت هنرمندان ایرانی در عرصه‌های جهانی، اشاره‌های آشکاری بود که این عده به ریشه‌ها و سنت‌های خود داشتند.

اما حالا آن هنرمندان کجاهستند؟ از هنرمندان آن سال‌ها، افراد زیادی باقی نمانده‌اند و بزرگ‌ترین افسوس در این است که با خاموش شدن آخرین بازمانده‌های آن نسل، دیگر کسی نیست که بتواند معرف هنر ایران (حتی به خودمان) باشد. آنهایی که در نسل‌های بعدی ظهور کردند، هیچ کدام نتوانستند بیان هنری، زیبایی بصری و استحکام ساختارهای تکنیکی نسل گذشته خود را تکرار کنند. دردناک‌تر از خلاء فضای هنری از نام‌ها و چهره‌های بزرگ، به فراموشی سپردن نام‌های بزرگ گذشته است. نام‌هایی که به دلیل همین فراموشی در هاله‌ای از اسطوره و افسانه فرو رفته‌اند و حتی آنهایی که به سراغشان می‌روند، نمی‌توانند به قضاوتی صحیح دراین باره دست پیدا کنند.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن