کنکاشی در علل گرایش شدید مدیران به کسب عناوین دانشگاهی

حــــــــاج آقا دکتــــــــر....

شماره روزنامه: ۱۶۴۴ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۴۷۷۰۷۴ بیشتر

کریم ارغنده‌پور<br>در دهه ۶۰ بسیاری از مسوولان ایرانی در محیط کارشان «حاج آقا» خطاب می‌شدند و چون این موضوع تا حدی به عرف عمومی‌ بدل شده بود ارباب رجوع قبل از آنکه در باره با مسما بودن این عنوان تحقیق کند مدیران را طبق عرف «حاج آقا» می‌خواند گیرم که مدیر مورد خطاب اصلا به حج نرفته بود! حال بسیاری از مسوولان «دکتر» خوانده می‌شوند و از سوی مقابل میلی انکارنشدنی نیز برای چنین خطاب شدنی مشاهده می‌شود. <br>

حــــــــاج آقا دکتــــــــر....

کریم ارغنده‌پور

در دهه ۶۰ بسیاری از مسوولان ایرانی در محیط کارشان «حاج آقا» خطاب می‌شدند و چون این موضوع تا حدی به عرف عمومی‌ بدل شده بود ارباب رجوع قبل از آنکه در باره با مسما بودن این عنوان تحقیق کند مدیران را طبق عرف «حاج آقا» می‌خواند گیرم که مدیر مورد خطاب اصلا به حج نرفته بود! حال بسیاری از مسوولان «دکتر» خوانده می‌شوند و از سوی مقابل میلی انکارنشدنی نیز برای چنین خطاب شدنی مشاهده می‌شود.

در همین راستا در سالیان گذشته تلاشی زائدالوصف برای کسب عناوین دانشگاهی بی‌دردسر! از سوی پاره‌ای مسوولان قابل مشاهده بوده است به نحوی که در بین متقاضیان کسب مدرک از دانشگاه هاوایی در ایران، نام بسیاری از چهره‌های شناخته شده برده می‌شود و با وجودی که وزارت علوم بارها و بارها مدارک این دانشگاه را بی اعتبار و فاقد صلاحیت علمی‌ اعلام می‌کرد برخی بی‌اعتنا به این مهم برای کسب مدرک از این دانشگاه به تلاش خود ادامه می‌دادند. در همین سال‌ها دانشگاه‌های دست چندم و بی‌اعتبار خارج از کشور نیز شاهد رجوع پاره‌ای ایرانیان برای کسب مدرک بوده و همچنان هست در حالی که خودشان می‌دانند مدارک این دانشگاه‌ها از سوی مراجع ذی‌ربط در ایران معتبر شناخته نمی‌شود. همه ما در اطراف خود کمابیش افرادی را می‌شناسیم که تا چندی پیش از تحصیلات عمومی‌ برخوردار بودند، ولی پس از سپری کردن چند صباحی بر کرسی قدرت، به‌ناگاه با عناوین دانشگاهی شبیه دکتر و مهندس مورد خطاب قرار گرفته‌اند. طرفه آنکه این خطاب‌ها هیچ گاه از سوی آنها مورد تکذیب قرار نمی‌گیرد! در آخرین نمونه هم شاهد جعلی بودن مدرک وزیر کشور از لیسانس و فوق لیسانس گرفته تا دکترا بودیم. پرسش این است که واقعا دلیل این تلاش‌ها برای کسب این نوع مدارک بی‌اعتبار چیست؟

مدرک یکی از راه‌های هموارتر شدن صعود از نردبان قدرت هست. کسب قدرت مادامی‌که مکانیزمی‌ رقابتی و شایسته‌سالارانه نیابد آسیب‌پذیر و معیوب است. مدرک دانشگاهی فی‌نفسه نمی‌تواند ملاکی برای شایستگی یک فرد برای تصدی یک منصب مدیریتی باشد. بیش و پیش از آن دانش و آگاهی و برنامه داشتن برای پیشرفت کارها مهم است. در اینجا که متاسفانه رابطه سالاری هنوز در این موضوع حرف اول را می‌زند افراد تصور می‌کنند رابطه اگر با تظاهرمناسبی هم همراه شود طی کردن مسیر قدرت سهل‌تر می‌شود. با تاثر باید گفت اگرچه این تصور در بسیاری زمینه‌ها واقعی است ولی در این موضوع تنها کسی که منتفع می‌شود فرد متظاهر است. سهل است که نه جامعه سود می‌برد و نه حتی جناحی که فرد متظاهر به داشتن مدرک (غیرمعتبر) دانشگاهی به آن منتسب است، چون در واقع او جز تظاهر و رابطه بازی هنر دیگری ندارد که از آن برای پیشبرد کارها بهره گیرد وگرنه تلاش می‌کرد از مجرای صحیحش برای کسب مدرک دانشگاهی اقدام کند.

پرسش دیگر این است که آیا هر مدیری برای پیشبرد مناسب کارها در حوزه مسوولیتش باید از بالاترین حد تخصص در آن زمینه برخوردار باشد؟ مثلا آیا لازم است که وزیر بهداری بهترین پزشک و وزیر علوم دانشمندترین فرد و قس علیهذا باشد؟ پاسخ به این سوال لزوما مثبت نیست. ولی در اینجا چون معمولا پنداری که غالب است با عکس گزاره فوق همخوانی دارد افراد سعی می‌کنند برای رسیدن به موقعیت بالاتر و یا رشد و پیشرفت در عرصه مدیریت، خود را متخصص در آن زمینه نشان دهند در حالی که چه بسا دانشمندانی که در حوزه مطالعاتی برجسته‌اند، ولی توان مدیریتی ندارند و برعکس چه بسیار افرادی که مدیران لایق و موثری هستند ولی مدارک تحصیلی پرطمطراق را یدک نمی‌کشند. تنها در شرایط رقابتی است که شایستگی‌ها بروز می‌یابد و مدرک دانشگاهی سطح بالا در این زمینه حداکثر می‌تواند به عنوان یک امتیاز در کنار سایر ویژگی‌های مورد نیازباشد و نه بیشتر.

در کشورهای توسعه یافته که رقابت در آنها نهادینه است ساختارها چنان مستحکم هستند که تغییرات مدیریتی نمی‌تواند اساس آنها را دستخوش اضمحلال کند. این گزاره به میزانی که موضوع تخصصی‌تر شود حاکم‌تر هم هست بدین معنا که با تغییرات مدیران سطوح بالا، مدیران سطوح پایین‌تر معمولا تغییر نمی‌کنند. این ثبات ساختاری، امکان تلاطم‌های شدید مدیریتی و آسیب‌های ناشی از آن را در سیستم کمتر می‌کند. در کشورهای در حال توسعه- مثل کشور ما- که رقابت‌ها نهادینه نیست مدیریت‌ها در همه سطوح چنان متزلزلند که با هر نسیمی‌همه چیز به هم می‌ریزد و واضح است که این وضعیت چقدر از توان و کارآمدی دستگاه‌ها می‌کاهد. پاره ای مدیران در این شرایط تلاش می‌کنند با ساختن برخی عناوین برای خود تا حد امکان خود را در برابر این تغییرات مصون نگاه دارند.

در نظام‌های حزبی، حزب حاکم در هنگام رقابت انتخاباتی برنامه خود را ارائه می‌کند و پس از پیروزی ملزم به اجرای آن هست. در بسیاری از کشورهایی که نظام حزبی دارند مدیران رده اول آنها لزوما ممکن است از تخصص موضوعی در زمینه‌ای که مدیریت دارند برخوردار نباشند. در بریتانیا تا قبل از وزیر کنونی خارجه، خانمی‌وزیر خارجه بود که از وزارت محیط زیست به وزارت خارجه نقل مکان کرده بود. بسیاری از جابجایی‌های وزارتی در کشورهای توسعه یافته همین گونه است و در آنها بیش از آنکه به هم سنخی مدرک دانشگاهی مدیران با زمینه فعالیت‌شان توجه شود به توان مدیریتی آنها توجه می‌شود.

یک نکته دیگر هم در گرایش مدیران به عناوین دانشگاهی غیر معتبر مطرح است و آن بی‌صداقتی است. مدیری که برای روان‌تر یا پایدارتر شدن حضورش در قدرت به راحتی تقلب را می‌پذیرد در واقع به وادی خطرناکی گام نهاده که سپردن زمام مدیریت به او روا نیست. مدیر قبل از هر چیز باید صادق باشد. در این صورت جامعه می‌تواند به او اعتماد کند. در غیر این صورت مدیر غیرقابل اعتماد هر قدر هم که پر توان باشد بدون کسب اعتماد عمومی‌ نمی‌تواند موفق باشد.

نکته دیگر در گرایش شدید مدیران به این نوع مدارک را شاید بتوان به نیاز روانی پاره‌ای از آنها نسبت داد. این مدیران در خود احساس کمبود دارند و با عناوین مجعول تلاش در جبران کاستی‌ها و ناتوانی‌های‌شان می‌کنند. این نیاز البته قابل درک ولی تاسف آور است؛ چراکه جامعه باید تاوان آن را بپردازد. دقیقا به همین دلیل هم هست که در دهه شصت که فضای کشور به دلیل جنگ و مسائل پیرامونی آن معنوی‌تر بود پاره‌ای افراد بیش از آنکه سعی کنند نشان دهند دانشمند هستند سعی می‌کردند چهره مذهبی به خود بگیرند و حال که دوران تغییر کرده است با شرایط امروز سعی می‌کنند خود را بیارایند که شاید «حاج آقا دکتر» چنین عنوانی باشد!

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن