سرمقاله

فقدان نظریه‌پردازی

شماره روزنامه: ۱۶۳۸ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۴۷۵۹۵۳ بیشتر

محمدصادق جنان‌صفت<br>روسای دولت‌های آلمان، ایتالیا، انگلیس و فرانسه، روز شنبه ۴ اکتبر دور هم جمع شدند تا درباره بحران مالی بین‌المللی چاره‌اندیشی کنند.

فقدان نظریه‌پردازی

محمدصادق جنان‌صفت

روسای دولت‌های آلمان، ایتالیا، انگلیس و فرانسه، روز شنبه ۴ اکتبر دور هم جمع شدند تا درباره بحران مالی بین‌المللی چاره‌اندیشی کنند. این نشست پس از آن محقق شد که جورج بوش و رهبران کنگره و سنا در یک چالش جدی به این توافق رسیدند که باید پای دولت به بحران مالی آمریکا باز شده و از توانایی‌های نهاد دولت برای برطرف کردن معضل استفاده شود. این رویداد، علاوه بر اینکه موجی از اقدام‌های عملی در میان غربی‌ها و شرکای آنها ایجاد کرده است تا در کوتاه‌ترین زمان ممکن به این بحران خاتمه داده شود. انبوهی از بحث‌های تئوریک را در میان اندیشمندان ایجاد کرده است. کانون و مرکز بحث‌های تئوریک که البته با اظهارنظرهای غیرعلمی و مبتنی بر سیاسی کاری نیز همراه شده این است که آیا اقتصاد بازار شکست خورده یا اینکه بحران پدیدار شده به این دلیل رخ داده که برخی تصمیم‌های مغایر با اقتصاد بازار اتخاذ شده است؟ درباره این موضوع مقاله‌ها، سخنرانی‌ها و گزارش‌های پرشماری از سوی اقتصاددانان و موسسه‌های پژوهشی و روزنامه‌های غربی منتشر شده که در ایران بازتاب یافته است و در صفحه‌های پیش رو به گوشه‌ای از آن اشاره خواهد شد. واقعیت این است که دولتمردان ایرانی از کنار این بحران به سادگی عبور کرده و تنها به این موضوع اشاره کرده‌اند که این بحران بر فعالیت‌های اقتصادی ایران تاثیر نخواهد داشت. جدای از اینکه آیا این داوری درست و دقیق است و با صرف‌نظر کردن از اینکه، همین بی‌تاثیری بحران بر کسب و کار در ایران (به فرض صحت) نشانه انزوای اقتصاد ایران است، می‌توان پرسید، کدام نهاد پژوهشی دولت در این باره مطالعه دقیق انجام داده و این بحران را کالبدشکافی کرده است؟

بانک مرکزی ایران به عنوان نیرومندترین نهاد پولی و وزارت اقتصاد و دارایی به مثابه سکاندار سیاست‌های مالی، آیا تحلیل دقیقی از بحران در ذهن دارند و می‌دانند که چه خواهد شد؟ از طرف دیگر می‌بینیم که بحران مالی در میان اقتصاددانان ایرانی نیز هنوز با واکنش جدی مواجه نشده است.

اقتصاددانان نهادگرای ایرانی چه دیدگاهی درباره این بحران و پرسش بنیادین طرح شده در ابتدای این نوشته دارند؟ اقتصاددانان طرفدار اقتصاد آزاد نیز هنوز درباره ابعاد این بحران و مسائل تئوریک آن داوری نکرده و به طور مشروح حرفی نزده‌اند.

آن گروه از اقتصاددانانی که طرفدار اقتصاد دولتی‌اند نیز به جز برخی بحث‌های شعاری و کلیشه‌ای حرف تازه‌ای نزده‌اند. واقعیت یاد شده نشان می‌دهد جامعه ایرانی از فقر تئوریک و فقر ارائه تحلیل‌های کاربردی رنج می‌برد و در برابر چنین اتفاقی حرفی برای ارائه در زمان مناسب ندارد. جامعه ایرانی به دلیل فرورفتن در تنگناهای درونی خویش و در شرایطی که نهاد پژوهشی معتبری ندارد، منتظر می‌ماند تا از میان بحث‌های ارائه شده توسط اقتصاددانان و اندیشمندان جهان به یک جمع‌بندی برسد. این جای تاسف دارد.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن