میدید و میگریست میکشت و میخندید
دیکتاتورها انسانهای شگفتانگیزیاند. گاه بر مرگ پرندهای یا تحت جذبه تصویری میگریند یا به خاطر ستمی که بر بینوایی رفته است از خود بیخود میشوند و گاه دیگر به راحتی آدم میکشند یا آزادی انسانها را از آنان میستانند.
دیکتاتورها انسانهای شگفتانگیزیاند. گاه بر مرگ پرندهای یا تحت جذبه تصویری میگریند یا به خاطر ستمی که بر بینوایی رفته است از خود بیخود میشوند و گاه دیگر به راحتی آدم میکشند یا آزادی انسانها را از آنان میستانند. آدولف هیتلر در راس این دسته قرار داشت. برپاکننده کورههای آدمسوزی و ویرانکننده شهرها و مزارع جهان، با شنیدن سمفونیهای عمیق واگز به فکر فرو میرفت و از دیدن تابلو مونالیزای داوینچی اشک میریخت. شاید بتوان ادعا کرد واکنشهای هیتلر به موسیقی و نقاشی دروغین بوده است اما احتمالا این توجیه قانعکننده نخواهد بود زیرا این خبر پس از مرگش منتشر شد. توضیح قانعکننده درباره رفتار متناقض دیکتاتور در این است که تقریبا همه دیکتاتورهای شناختهشده عالم در یک چیز مشترکند. همه آنها معتقدند خداوند تاریخ آنان را برای نجات ملتشان آفریده است و به همین علت به حال افراد مطیع و متواضع شفقت میورزند و مخالفان خود را مستوجب مرگ به شمار میآورند. دیکتاتورها با همین توجیه، آسان به حال درمـانـدگان مــیگــریند وآسانتر به مرگ مخالفان میخندند.