حسیـن عـلیبیگ و سـرآنتـونی شــرلی
پیشرفت مادی اروپا در سدههای ۱۶ و ۱۷ در نهایت منجر به این شد که آنها بازارهای تازهای را در آسیا، آفریقا و سایر نقاط به عنوان هدف قرار دهند و تولیدات خود را به شهروندان سرزمینهای یاد شده عرضه کنند. اما این اتفاق به سادگی رخ نداد و فرآیندی را طی کرد. ایران به عنوان یک کشور نسبتا ثروتمند در آن دوران بازار هدف انگلستان، فرانسه و آلمان بود و به ویژه از دوران صفویه، مناسبات شکل تازهای گرفت. آلمان در این شرایط میخواست به ایران نزدیک شود و این کار انجام شد. آنچه در زیر میخوانید، به صورت خیلی کوتاه تاریخچه روابط ایران و آلمان را در گذر زمان نشان میدهد.<br>
پیشرفت مادی اروپا در سدههای ۱۶ و ۱۷ در نهایت منجر به این شد که آنها بازارهای تازهای را در آسیا، آفریقا و سایر نقاط به عنوان هدف قرار دهند و تولیدات خود را به شهروندان سرزمینهای یاد شده عرضه کنند. اما این اتفاق به سادگی رخ نداد و فرآیندی را طی کرد. ایران به عنوان یک کشور نسبتا ثروتمند در آن دوران بازار هدف انگلستان، فرانسه و آلمان بود و به ویژه از دوران صفویه، مناسبات شکل تازهای گرفت. آلمان در این شرایط میخواست به ایران نزدیک شود و این کار انجام شد. آنچه در زیر میخوانید، به صورت خیلی کوتاه تاریخچه روابط ایران و آلمان را در گذر زمان نشان میدهد.
از نخستین برخورد ایرانیها با آلمانها حدود دو هزار سال میگذرد. در آن هنگام سربازان آلمانی سپاه روم با جنگجویان اشکانی به نبرد پرداختند، و هنگام بازگشت به میهن خود خاطراتی را از آنان به کشور خویش بردند. تا سال ۱۴۲۷ میلادی، مردم آلمان اطلاعات صحیحی از ایران نداشتند. در این سال یک جهانگرد آلمانی به ایران سفر کرده و یادداشتهای خویش را در جراید آلمان منتشر نمود. در سال ۱۵۲۳ میلادی شاه اسماعیل اول صفوی یک کشیش مجارستانی مقیم دربار خویش در تبریز را برای جلب موافقت امپراتوری مقدس روم به اتحاد میان ایران و آلمان بر علیه امپراتوری عثمانی به آن کشور گسیل داشت. این سفیر دو سال بعد به حضور امپراتور آلمان رسیده، پیام شاه اسماعیل را تسلیم نمود و جواب متقابل امپراتور توسط هیاتی به ایران فرستاده شد. اما این هیات هنگامی به تهران رسید که مدتها از مرگ شاه اسماعیل گذشته بود و شاه طهماسب صفوی بر مسند قدرت قرار گرفته بود و وی به نامه امپراتور پاسخ نداد.
در قرون ۱۶ و ۱۷ میلادی پادشاهان اروپایی درصدد یافتن متحدانی بین همسایگان شرقی امپراتوری عثمانی بودند در این هنگام سفرایی بین دربار شاه عباس و امپراتوران آلمان مبادله شدند، ولی نخستین مناسبات رسمی و واقعی بین ایران و آلمان در زمان شاه عباس صفوی و رودلف دوم برقرار شد.
در سال ۱۵۹۹ میلادی هیاتی از اصفهان به ریاست «حسین علی بیگ و سرآنتونی شرلی» به پراگ اعزام و در سال ۱۶۰۰ میلادی با امپراتور آلمان ملاقات کرد. در این سال پیشنویس قراردادی علیه ترکها به امضا رسیده بود که براساس قرارداد، دو کشور ملزم بودند تا با یکدیگر تماس و مشورت داشته باشند. مدتی بعد رودلف دوم برای پی بردن به هدف شاه عباس هیاتی را به ریاست «کاکاشیفون تالون کمنی» به ایران اعزام داشت که سفیر مذکور در ابتدای ورود به ایران درگذشت و سفارت او به شخصی به نام «فون دریابل» تفویض شد.