تنوری گرم نشده است
روز ۱۹ شهریور ۱۳۸۵ بود که روزنامههای ایران گزارش همایش سیاستهای ابلاغی اصل ۴۴ را به اطلاع خوانندگان رساندند.
روز ۱۹ شهریور ۱۳۸۵ بود که روزنامههای ایران گزارش همایش سیاستهای ابلاغی اصل ۴۴ را به اطلاع خوانندگان رساندند. در آن روزها علینقی خاموشی هنوز رییس اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران بود و در همایش یاد شده با عنوان رییس اتاق سخنرانی کرد. وی در بخشی از سخنان خود گفت: «بخشخصوصی ایران را خواب فراگرفته و فکری برای استفاده از فرصت فراهم شده، نکرده است و باید هلدینگها درست شود» و ادامه داد: «تاکنون ۱۵ هلدینگ در ۱۵ رشته از فعالیتهای اقتصادی تعریف شده است.»
از آن روزگار اکنون ۲ سال میگذرد و علینقی خاموشی دیگر رییس اتاق نیست و احتمالا فرصت بیشتری داشته است تا نسبت به این اندیشه خود عمل کند و میتوان از وی به عنوان یک شهروند پرسید آیا هلدینگی تشکیل شده است؟ واقعیت این است که اگر نهاد دولت و طرفداران دولتی ماندن اقتصاد در ایران از فروش سهام اجتناب میکنند و به سادگی حاضر نیستند که بنگاههای تحت تملک خویش را به بخشخصوصی دهند، بخشخصوصی ایران نیز فاقد جسارت کافی برای حضور جدی در این میدان است.
اگر آقای خاموشی به مثابه پرچمدار دفاع از بخشخصوصی هنوز نتوانسته است هلدینگی با اندازههای بزرگ تاسیس کند یا اگر تاسیس کرده است، اطلاعات آن را منتشر نمیکند، از بقیه باید انتظار داشته باشیم و به نظر میرسد در ماههای گذشته به جز موارد استثنایی که فردی یا گروهی توانایی و تمایل خود را برای خرید سهام در اندازههای بزرگ نشان دادهاند، فعالان بخشخصوصی رغبتی برای بزرگ شدن نشان نمیدهند. چرا؟ یک دلیل میتواند این باشد که آنها به فرآیند و چگونگی خصوصیسازی انجام شده توسط دولت انتقاد دارند و آن را برخلاف خصوصیسازی واقعی میدانند. به این معنی که توزیع سهام عدالت توسط دولت و نگهداشتن ۲۰درصد از سهام شرکتها برای دولت، شرایط را غیرشفاف کرده است و صاحبان سرمایه نمیخواهند در چنین فضای غیرشفافی ریسک کنند. یک دلیل دیگر شاید این است که تواناییهای مالی بخشخصوصی ایران برای تاسیس غولهای بزرگ اقتصادی و صنعتی ناکافی است و همه هیاهوها در این باره فاقد مابهازای واقعی است. صاحبان سرمایه در ایران عموما ترجیح میدهند دارایی و ثروت خود را به شکل زمین یا ساختمان نگهداری کنند و آمادگی سرمایهگذاری در بخشهای دیگر را ندارند. علاوه بر این میتوان تصور کرد که توانایی مدیریتی شرکتهای غولپیکر اقتصادی نزد صاحبان سرمایه در ایران عنصری کمیاب است و آنها نمیدانند چه باید کنند. واقعیت این است که به هر دلیلی و تحت هر شرایطی، بخشخصوصی ایران نیز هنوز تنوری را گرم نکردهاند و نانی برای خصوصیسازی نپخته است.