شــهر فرنــگ کتـابهای خارجی در بــــازار وطـــنـی
امیلی امرائی<br>عکس:تب خواندن کتابهای ریچارد براتیگان سه دهه پس از مرگ او تازه به ایران رسیده است<br>مدتها است که در بازار کتاب خبری از رمانهای چشمگیر ایرانی نیست، همین چند عنوانی هم که به قلم نویسندههای ایرانی پشت ویترینها نشستهاند، در بهترین حالت داستان بلندی است که اگر کمی جمعوجورتر حروفچینی میشد لابد در حد و اندازه یک جزوه بود.
امیلی امرائی
عکس:تب خواندن کتابهای ریچارد براتیگان سه دهه پس از مرگ او تازه به ایران رسیده است
مدتها است که در بازار کتاب خبری از رمانهای چشمگیر ایرانی نیست، همین چند عنوانی هم که به قلم نویسندههای ایرانی پشت ویترینها نشستهاند، در بهترین حالت داستان بلندی است که اگر کمی جمعوجورتر حروفچینی میشد لابد در حد و اندازه یک جزوه بود.
نویسندگان ایرانی انگار به خاطر معطلیها وهزار اما و اگر برای رسیدن کتابشان به دست مخاطبان انگشت شمار حوصله ریسکهای چند صد صفحهای را ندارند و فعلا برای مدتی الکشان را آویخته اند. این روزها یا نویسندههای تازه نفس و کتاب اولی کتابهایی را روانه بازار کردهاند یا آنهایی که میدانستند عبور از هزار توی نشر برایشان مقدور است...باقی هم تا اطلاع ثانوی ویترینها را چشم انتظار گذاشته اند.
اما در این میان اوضاع ادبیات داستانی خارجی بهتر است. مترجمهای ایرانی در این چند ماه اخیر با داستانهای تازهای که از مدتها پیش نام آنها را شنیده بودیم، به بازار کتاب ایران صفایی دادهاند. جدای از همان چند داستان بلند که بیشترشان هم تجربههای اول نویسندگانشان بودند و لحظههای زیبایی گاه در برخی از آنها برای مخاطب ایرانی جرقه میزند و رمان قطور«بی وتن» نوشته رضا امیرخانی، باقی بازار کتاب در دست شهر فرنگ کتابهای خارجی است.
براتیگان؛ مردی که دیر رسید
چند دههای از آن روزهایی میگذرد که ریچارد براتیگان و دوستانش بسیاری را به تب تند نسل «بیت» دچار کردند، این بار هم کمی دیرتر مردی که مشهور است «دوست دارد دنیا را چپکی نگاه کند» سروکلهاش در ایران پیدا میشود.
از آن روزهایی که براتیگان و دوستانش با همه چیز سر مخالفت داشتند، میگذرد. اما او با «صید ماهی قزل آلا»به کتابفروشیهای ما آمد و باز هم کار خودش را کرد. با چهار دهه تاخیر بسیاری این رمان را بارها و بارها خواندند و زیر گوشی اعتراف کردند که چیزی دستگیرشان نشده است. اما کمی بعد«درقند هندوانه» بعد هم «در رویای بابل» خیلیها را وادار کرد که به قافله دوستداران براتیگان بپیوندند. این روزها هم «حسین نوشآذر» مترجم غربتنشین و خوش سلیقه سراغ یکی از مشهورترین کارهای آقای براتیگان رفته و«پس باد همه چیز را با خود نخواهد برد» از سوی نشر مروارید روانه بازار کتاب ایران شده است.
براتیگان در این اثر تلاش کرده با تکنیکهای سینمایی داستانی را روایت کند و دستاورد او برای ما این است که با این تمهید جامعه آمریکا پس از جنگ جهانی دوم را بازآفرینی میکند. این رمان آخرین کار براتیگان پیش از آن است که با تفنگ شکاری کالیبر ۴۴ به مخچهاش شلیک کند. در واقع بسیاری «پس باد همه چیز را با خود نخواهد برد» را ماه عسل ۳۰ جدال ادبی او میدانند. راوی، مرد آمریکایی است که در دوازده سالگی به جای همبرگر یک بسته فشنگ میخرد و با دوستش در باغ سیب به شکار طاووس میرود.
او اشتباهی، به جای طاووس دوستش را با گلوله میزند و به قتل میرساند. این مرد که حالا ۴۵ساله است به خاطر احساس گناه، ماجرای این قتل را که به معنای پایان کودکی اوست، بار دیگر به شکل فصلهایی که مخرج مشترک همه آنها مرگ است، روایت میکند. داستان او این بار از پایان کودکی حرف میزند و از روشنفکرانی که به وضع موجود معترضند و هیچ کس آنها را جدی نمیگیرد.
معرکهگیری یک بدعنق فرانسوی
سلین مردی با زبان گزنده و نگاهی تلخ این روزها یکی از میهمانان جدی بازار ادبیات است. او که همین چندی پیش باترجمه شسته و رفته و جذاب «مهدی سحابی» با کتاب «دسته دلقکها» دوستدارانش را خوشحال کرده بود، این بار با داستان معرکه راهی کتابفروشیها شده است. رمان «معرکه» در فضای جنگ میگذرد و قصه شبی در پادگان است که با معرفی سرباز به جوخه مربوطه آغاز میشود و با طلوع خورشید پایان مییابد.
این داستان نخستینبار در سال ۱۹۴۹، یعنی زمان تبعید سلین منتشر و سه سال بعد، پس از افزوده شدن قسمتهای جدیدی به انتهای رمان، تجدید چاپ شد.
بسیاری قهرمان تلخ این سرباز خانه را همان پسرک بدشانس رمان «مرگ قسطی» میدانند که در آنجا گفته بود میخواهد راهی ارتش شود و حالا در معرکه سلین او را از یک شب تا صبح در سربازخانه به تصویر کشیده است. معرکه روایتگر یک شب است.
از ورود فردینان راوی به سربازخانه تا صبح فردا کهترومپت به صدا در میآید و داستان در یک پرده روایت میشود. معرکه اثری است مستند با محوریت جنگ.
سلین در این کتاب، زبان بریده بریده و بی منطق یک افسر جزء بسیار عصبانی را که از سر خشم و مستی دست به کارهای خندهدار میزند، در این اثر به طور شگفت انگیزی بازپروری کرده است.سمیه نوروزی بعد ازترجمه رمان جمعوجوری از «طاهر بن جلون» سراغ این کتاب آمده است و نشر چشمه هم با طرح جلدی در خور، این اثر را روانه بازار کتاب کرده است.
روایت بوکفسکی از آتش در آب
«چارلز بوکفسکی» همین چند سال پیش با کتاب جمعوجور و کوچکی به نام «موسیقی آب گرم» خیلی زود محبوب شد. به قول ژان پل سارتر او ضدآمریکاییترین آمریکایی است که آمریکا را به تصویر کشیده است.
بهمن کیارستمی با ترجمهای ناب از داستانهای این مرد عیاش و بیحوصله، او را به خواننده فارسی زبان معرفی کرد؛ داستانهایی که هر کدام از آنها میتوانست برای تایید برتری یک نویسنده به همه آنچه که تا امروز از این نوع ادبیات خوانده بودیم، کافی باشد. هر چند که همان روزها «سهند صاحب دیوانی» مجموعهای از شعرهای او را با زبانی کوچه و بازاری و جذاب و با ویراستاری کاوه گوهرین منتشر کرد، اما به دلیل کاهلی نشر آرویج این کتاب چندان دیده نشد، آن قدر که بسیاری بر این تصور بودند که مجموعه شعر «سوختن در آب و غرق شدن در آتش» اولین مجموعه شعر بوکفسکی در ایران است. با این حال او این روزها با مجموعه «سوختن در آب و ...» یکی از نامهای پرفروش کتابفروشیها است. شعرهای او در این مجموعه همان طور که خود پیشتر گفته بود «سهم من از شاعری این بود که شعر را ساده کنم. تا آنرا انسانیتر کنم» ساده است. انگار میخواهد تکلیفش را با هر چه وزن و قافیه است، یکسره کند. «پیمان خاکسار» برخلاف ترجمه «سهند صاحب دیوانی» بوکفسکی و شعرهایش را در قاب ادب نشانده، اما به هر حالترجمه او به اصل شعرهای بوکفسکی به نظر نزدیک میآید. خواندن شعرهای این پیرمرد
لایعقل و سادهانگار با ترجمه خاکسار خالی از لطف نیست.
خیانت به سبک انگلیسی
درست همان جور که سالنهای تئاتر در ایران پر از چهرههای تکراری و جمعهای کوچک است، کمتر کسی هم سراغ قفسههای نمایشنامه در کتابفروشیها میرود و شاید نمایشنامهها آخرین کتابی باشد که به سبد خرید کتاب ایرانیها اضافه میشود، اما ناشرانی هستند که با پشتکار فراوان سعی دارند این گونه ادبی را به خواننده فارسی زبان معرفی کنند، ناشرانی همچون نشر «نیلا» و نشر «نی» در این راه پیشقدم بودند. این روزها نمایشنامه شگفتانگیز «هارولد پینتر» برنده نوبل ادبی سال ۲۰۰۵ یکی از نمایشنامههایی است که شایدهزار بار بیش از خواندن یک داستان کوتاه و بلند خوانندهاش را دگرگون کند.
نمایشنامه «خیانت» با هر واژهاش تصویری پیش روی خوانندهاش میسازد که خود به خود سن و گروه بازیگران و نورپردازی پیش رویش ظاهر میشود. همه چیز مهیا است، پینتر آن قدر خوانندهاش را آزار میدهد و نه، شاید «تحت تاثیر» قرار میدهد که این اثر در فهرست پرفروشترینها راه یافته است؛ اتفاقی که کمتر برای یک نمایشنامه رخ میدهد که هیچ به کمک بازیگر و کارگردان نیازی ندارد.
«اما»، «رابرت» و «جری» سه قهرمان این داستان هستند که در یک مثلث عشقی و رفاقتی گرفتارند. سالها است که بعدازظهرها با نزدیکترین دوست همسرش جری زندگی مشترکی را هر روز تجربه میکند، همه چیز سرجای خودش است، اما خیانت او درست صبح یک روز وقتی فرسنگها از دوست پسرش فاصله دارد، رو میشود. پینتر نمایشنامه را از پایان داستان آغاز میکند، زن و مرد بعد از سالها همدیگر را میبینند بیاینکه دیگر سایهای از تب تند عشق بالای سرشان باشد، اما طعم تلخ و گس خیانت هنوز پابرجا است.
این اثر مجموعه پیچیدهای از رابطههای پیدا و ناپیدا است، رفاقتهای سفت و سخت مردانه و مردی که میداند هر رفیقی که دیگر با او برای بازی اسکواش راهی نمیشود، یعنی حالا به او خیانت میکند. شعله آذر ترجمهای روان از این نمایشنامه و دو نمایشنامه دیگر از پینتر را در این کتاب گنجانده است که خواندنش میتواند هر کسی را به پینتر و نمایشنامههایش علاقهمند کند.
عکس :با ترجمه سومین کتاب، چارلز بوکوفسکی نیز مخاطبان بسیاری در میان ایرانیها پیدا کرده است