«تـغیـیـر» واژه جــادویــی
مهدی تاجیک<br>بله، ما میتوانیم. این جمله ای است که تیم مشاوران رسانه ای باراک اوباما به عنوان شعار انتخاباتی حزب دموکرات در انتخابات ریاست جمهوری نظر گرفتهاند. <br>
مهدی تاجیک
بله، ما میتوانیم. این جمله ای است که تیم مشاوران رسانه ای باراک اوباما به عنوان شعار انتخاباتی حزب دموکرات در انتخابات ریاست جمهوری نظر گرفتهاند.
۴ سال پیش نیز محمود احمدینژاد در میتینگهای انتخاباتی خود جملهای نظیر شعار دموکراتهای آمریکا را تکرار میکرد. شعار احمدینژاد این بود «میشود و میتوانیم». احمدینژاد در رقابتهای ریاست جمهوری مدام از تغییر صحبت میکرد و اوباما نیز شعار تغییر سر میدهد. این دو بهرغم همه تفاوتهایی که در جهان بینی شان دیده میشود در پارهای مسائل اشتراک نظر دارند. اوباما برای غلبه بر رقیب جمهوریخواهش، سیاستهای کاخ سفید در ۸ سال گذشته را از اقتصاد و مالیات گرفته تا شیوه اداره جنگ عراق به چالش میکشد و احمدینژاد نیز در رقابتهای انتخاباتیاش، سیاستهای دولت در ۱۶ سال پیش از خود را به چالش میکشید. او بارها از باندهای مافیایی که قدرت را به خدمت منافع شخصی خود درآوردهاند سخن به میان آورد تا خود را حامی قشر آسیب دیده اجتماع قرار دهد و اوباما نیز کسانی را که اقتصاد آمریکا را بحرانی کردهاند سرزنش میکند تا خود را مدافع بحرانزدگان جلوه دهد. بروز بحران مسکن در ایالات متحده این امکان را به اوباما داده است تا هر چه قدر دلش میخواهد داد سخن درباره مشکلات اقتصادی بدهد همان طور که بحرانهای اقتصادی ایران در ۴ سال پیش نیز دست احمدینژاد را برای حمله به رقیبان انتخاباتیاش باز گذاشت. احمدینژاد با همین نقدهای تند و تیزی که از سیاستهای گذشته کرد، رای بخشی از آسیبدیدگان و محرومان جامعه ایران را به خود اختصاص داد و در آمریکا نیز آخرین نظرسنجی که به طور مشترک توسط نشریه abc و روزنامه واشنگتن پست صورت گرفته نشان میدهد اوباما به دلیل تمرکز بر شعارهای اقتصادی، ۹درصد از رقیب جمهوری خواهش پیشی گرفته است. اوباما سیاستمدار کم تجربهای در آمریکا به شمار میرود، درست همان طور که احمدینژاد نیز سیاستمدار کم تجربه ای در ایران به شما میرود، اما کم تجربگی الزاما به معنای عقب ماندن در کورس رقابتهای انتخاباتی نیست. کمتجربگی میتواند به یک برگ برنده تبدیل شود همان طور که احمدینژاد موفق به این کار شد. رمز پیروزی احمدینژاد در این بود که افکار عمومیتصویری از دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی در ذهن داشتند و در این تصویر نقاط ضعفی خودنمایی میکرد، اما تصویری از احمدینژاد در ذهن بسیاری از ایرانیان نبود، بنابراین او توانست بیتجربگی خود را به برگی برنده در مقابل رقیب کهنهکارش تبدیل کند. این درست نمونه همان کاری است که اوباما نیز در ینگه دنیا با جان مککین کهنهکار انجام میدهد. مککین نماد دفاع از ارزشها و سیاستهای موجود است، همان طور که هاشمی رفسنجانی نیز نماد دفاع از ارزشهای موجود در انتخابات ۸۴ بود. اوباما نیز نماد تغییرطلبی است همان طور که احمدینژاد نماد تغییر در انتخابات ایران بود. این دو سیاستمدار در دو پهنه کاملا متفاوت از هم و با دو سازوکار کاملا متفاوت به رویارویی با حریفان میروند. بزرگترین تفاوتشان در این است که احمدینژاد خود را وارسته از هر حزب و دسته سیاسی نشان میداد و اوباما خود را مفتخر به سیاستها و حمایتهای حزب دموکرات میداند. اما انکار کردنی نیست که شعار تغییر، نقطه اشتراک بزرگی در دیدگاه احمدینژاد و اوباما محسوب میشود. «تغییر» میتواند جواز ورود اوباما به کاخ سفید باشد همان طور که جواز ورود احمدینژاد به نهاد ریاست جمهوری ایران بود.